عاشورای حسینی
(عاشورا)واژه اى است خاطره
انگيز كه پيوسته ، فداكارى ، شجاعت ، جوانمردى ، ايستادگى در برابر بيدادگرى ،
پيروى از رهبر اسلامى و حمايت از دين را به همراه دارد.
(عاشورا)نشانگر حركت آغاز شده از
سوى آدم (عليه السلام ) است كه وارث او پرچمداريش را به عهده گرفته و در راه آن ،
جان باخته است
(عاشور) آيينه تمام نماى فرياد (هيهات منا الذلة ) امام حسين (عليه السلام )است كه هيچ سنگى توان
شكستن آن را ندارد.
(عاشورا)خورشيد فروزانى است كه
ابرهاى تيره و تار ستم ، هرگز توان پنهان ساختن آن را ندارند.
كلام
آخر اينكه ): عاشورا(، پيام آور انقلاب سرخ علوى است كه تا ستم و
ستم پيشه در جهان وجود دارد، هرگز از جوش و خروش باز نمى ايستد
حماسه عاشورا
در
چشم انداز سرخ و خط خونين شهادت ، محرم جلوه اى ديگر دارد و جلائى نو!
و در
آسمان پر ستاره ايثار و جهاد، عاشورا چونان كوكبى خونين درخششى ويژه دارد.
آرى
... آنك خداى خواست كه خون را به قيام بيند و رايت سرخ حقيقت و راستى را به تماشا
ايستد، خو اى ، ذلت باطل و پليدى را به نظاره بنشيند.
آنك
... مشيت رب الارباب بر اين شد كه رزمى سرخين بر پا شود، نور و ظلمت در مصاف شوند
و حق و باطل به پيكار بر خيزند تا حماسه اى پرشكوه تحقق يابد و آوازه اش در هميشه
تاريخ بماند.
61 سال
از هجرت پيامبر(ص ) مى گذرد، و اينك حسين (ص )، هم او كه در مهبط وحى جبرائيل و در
دامن پاك پيامبر، پرورش يافته است ، پرچم امامت را در راستاى رسالت ابراهيم خليل
الله عليه السلام و محمد رسول الله (ص ) بر دوش گرفته است تا كاروان بشريت را تا
دروازه هاى نور، راه بنمايد و كشتى نجات انسان را در شط سرخ شهادت ، به پيش راند.
در
سويى سپاهيان جبهه نور و مناديان حق و راستى قامت كشيده اند و در ديگر سوى لشكريان
شب و آواز گران سياهى و پليدى به صف شده اند و خورشيد عاشورا نظاره گر اين پيكار
خونين و نبرد سرخ !
خورشيد
آمده است تا سر انجام نبرد را در سينه بنگارد و بر گوشهاى همه آيندگان تاريخ قصه
را باز گويد.
و
حسين (ص ) زره به تن كرده است ! تنها با 72 تن يار در برابر انبوه سپاه كفار!
خاك
كربلا، به انتظار كه رزميدن رزمگران جبهه حق و يزيديان شب زده را به تماشا بنشيند.
و
عاقبت ، انتظار به پايان مى رسد و رزم آغاز مى شود، حسينيان را شور و ولوله مى
افتد كه به زودى در بسترى سرخ ، پيامبر را بر بالين خويش مى بينند و بهشتيان جنت
خداى را ديدار مى كنند.
و در
ديگر سوى ، خفا شان شب را هراس مى افتد كه بزودى سپيده نور، قلب سياهى را مى شكافد
و پايان هستى شب را اعلام مى كند.
حسينيان
، حق حق گويان بر سپاه كفر مى تازند و با نداى تكبير، بر جنگل انبوه سپاه خصم يورش
مى برند، تا با آتشفشان خونها شان در خيمه هاى شرك و كفر يزيدى ، آتش به پا كنند و
در دامن شب ، شرر افكند.
اينان
قامت كشيده اند تا رسم جانبازى و ايثار و شهادت در راه عقيده را براى همه تاريخ به
نمايش گذارند و پيكرهاى خونين شان را سند رسوائى باطل و باطل گويان تاريخ قرار
دهند.
ظهر
عاشورا است و اوج داغى صحراى تفتيده كربلا و خورشيد مى گرديد بر تن هاى فتاده بر
خاك ، بر تربت خون گرفته زا جساد بى كفن
.
بر
پيكره هاى پاره پاره و بى سرو بى دست مناديان توحيد،
و
حسين نظاره مى كند، شكوه حادثه را، عمق قساوت قابيليان و اوج ايثار ياران را و
دانه هاى اشك ، بر گونه هاى ملتهبش در آبشار نور خورشيد چون در مى درخشيد.
او
آمد و زمين و آسمان را آشتى ديرينه داد. كعبه را جلاى پاك حقانيت حق ، و مكه را
جايگاه شاهدان حق پرست ، بردگان را آزاد ساخت و تنها بنده خاص خدا ناميد شان .
بندگان زور را رها كرد و بندگان زر را مخلص ساخت و ره گم كردگآن را چراغ هدايت گشت
و ره يافتگان را هادى حق .
او
آمد، كوران را چشم حقيقت بين ، كران را گوش شنوا و لالان را ندائى حق رسان بخشيد. مردگان را از خون شهيد جلوه اى تازه ساخت و
همه را شهيد شاهد كرد و عاشق حق .
او
آمد تا با زندگى سراسر مبارزه خويش ، با دعوت خود به ما درس ايمان و جهاد دهد و با
زندگى جانگذار خويش بما ياد داد كه در راه برانداختن ظلم و ظالم رودخانه هايمان را
غرق خون سازيم و از خون وضو بگيريم و تنهايمان را سنگر سازيم ، ولى ظلم را نپذيريم
و با دستان خون آلوده خويش ، پرچم حق را بر فراز بلندترين قله هاى استقامت و
پايدارى استوار سازيم .
بما
اموخت كه اى انسان آزاده ، آنجا كه نميتوانى سر بلند زيست كنى ، سر بلند بمير. آنجا كه طپش توانستن در تو خاموش شد، سرود
بايستن سركن و آنجا كه رنگ رخسارت از شدت ظلم و جهلها به زردى گرائيده از خون وضو
بسازد و بر سجاده گلگونت سربنه .
آرى
آرى او آمد، نامش محمد بود و كنيه اش ابوالقاسم
.
او
جلوه اى از نور حق بود، از تبار هابيل و از نسل ابراهيم عليه السلام
او
خاتم النبيين ، وارث المرسلين ، محبوب العامين ،
رسول
گرامى خدا حضرت محمد ابن عبد الله عليه السلام بود.
سيرى در زندگى امام حسين
عليه السلام
تاريخ ولادت
آثار
روايى و تاريخى در مورد تاريخ و خصوصيات ولادت امام حسين گوناگون مى باشد. شيخ
طوسى در مصباح از قاسم بن علاء همدانى كه وكيل امام عسگرى عليه السلام بوده است
نقل مى كند كه ولادت حضرت سوم شعبان بوده است
: آن
مولانا الحسين ولد يوم الخميس لثلاث خلون من شعبان . همچنين مفيد در مسار الشيعه.
روايات
معروف ديگرى در كافى و... آمده است كه بعد از ولادت امام مجتبى يك طهر فاصله بوده
است . كه صديق كبرى به اين مولود مبارك بار دار شده
است و مدت بار دارى وى نيز شش ماه و ده روز بيشتر فاصله نبوده است . و كان بينها
فى اليلاد سته اشهر و عشرا. با توجه به اين كه
ديدگاه مشهور ولايت امام مجتبى عليه السلام پانزدهم رمضان سال سوم هجرى نقل شده
است به برخى ديدگاه ها درباره ولادت امام حسين عليه السلام اشاره مى شود.
1. سوم
شعبان ، شيخ طوسى در مصباح .
2. پنجم
شعبان سال چهارم هجرى . اين شهر آشوب ، ابو الفرج اصفهانى شيخ مفيد در ارشاد.
مناقب مى گويد بعد از ده ماه و بيست روز از ولادت امام مجتبى عليه السلام . و نيز
ابن نما در مثير الا حزان، از شيخ طوسى روايتى را نيز نقل مى كند كه با اين ديدگاه
هماهنگ است.
3 - آخر
ربيع الاول سال سوم هجرى ، برگزيده شيخ مفيد در مقنعه و شيخ طوسى در تهذيب و شهيد
اول در دروس.
از
ميان اين ديدگاه ، ديدگاه اول يعنى سوم شعبان سال چهارم معروفترين آنهاست .
نام
گذاريى
امام
رضا عليه السلام از پدران خويش از امام سجاد عليه السلام روايت مى كند كه اسماء
بنت عميس (قابله فاطمه زهراء) مى گويد هنگامى كه حسين متولد شد رسول الله (ص )
وارد شدند و از من خواستند كه حسين را در حضور وى آورم ، كودك را آوردم در دامن
خويش نهاد در گوش راست وى اذان و در گوش چپ وى اقامه قرائت نمودند. آنگاه روى نموده به على از وى خواستند تا
فرزند خويش را نام گذارى نمآيند. على اظهار مى دارد من در اين مورد بر رسول الله
(ص ) پيشى نمى گيرم ، رسول الله (ص ) نيز مى فرمايد من نيز بر خداى عزوجل سبقت نمى
گيرم ، آنگاه جبرئيل به همراه هزار فرشته فرود مى آيد و ولادت حسين را تهنيت مى
گويد؛ مى گويد خداى عزوجل سلام ابلاغ مى نمايد و مى فرمايد فرزند خويش همنام فرزند
هارون شبير نام گذارى نما.
حضرت نيز وى را شبير يعنى حسين نام گذارى مى نمايد. آنگاه كه روز هفتم فرا مى رسد،
رسول الله (ص ) در گوسفند قوچ عقيقه مى نمايد. يك ران آن را به قابله هديه مى كند موهاى سر كودك را
مى تراشد و به وزن آن نقره صدقه مى پردازد، و سر كودك را با خلوق (گياه خوشبو)
معطر مى سازد.
اين
رفتار آموزنده رسول الله (ص ) در هنگام ولادت كودكان است كه آداب دينى را كه با
نيك فرجامى افراد پيوند دارد مى آموزد. در آغازين روز ولادت نداى توحيد و نبوت بر
گوش وى مى نوازد و فطرت خدا آگاه وى را با معارف فطرى آشنا مى سازد، كه گفتن اذآن
و اقامه اين گونه نقش موثر ايفا مى نمايد. و نيز رعايت آداب و ادب در نام گذارى
فرزندان كه به بزرگترها واگذارى مى نمايد. و زحمات ماما را از نگر دور نمى دارد. و
خوشبو نمودن كودك و شستشوى وى و رعايت بهداشت ، آنگاه در نام گذارى كودك كه يك امر
مهم است و بايد با فرهنگ و باورهاى سازگار باشد مى آموزد كه چگونه و چه نامى را
بايد براى كودكان بر گزيد.
ليكن
آنچه خاندان عترت را از سايرين ممتاز مى سازد، اين كه تمام شوون آنان ملكوتى است و
حتى نام گذارى آنان نيز از جانب خداى سبحان است و همان گونه كه نام گذارى برادرش
مجتبى حسن با اذن خداى عزوجل شكل گرفت ، نام گذارى حسين عليه السلام نيز به همان
منوال به رهنمود خدا شكل مى گيرد و نام فرزندان هارون پيامبر كه جانشين موسى عليه
السلام بود براى فرزندان جانشينى رسول الله (ص ) على بن آبى طالب انتخاب مى شوند.
كنيه
و القاب
عنوان
ابا
عبد الله كنيه معروف دو امام همام مى باشد. نخست اما حسين عليه السلام كه به
لحاظ فرزندش عبد الله اين كينه و ديگر امام صادق عليه السلام كه وى نيز به همين
لحاظ ابا عبد الله مى باشد. كنيه ديگر ابد الشهدا و ابن الابرار نيز به حضرت نسبت
داده شده است .
القاب
معروف امام حسين عليه السلام ، سبط (نوه پيامبر) سيد، رشيد، شهيد، طيب ، وفى ،
مطهر، البر، احد الكاظمين ، زكى ، مبارك ، و التابع لمرضاه الله و الدليل الى ذات الله
، خامس
اهل الكسا، ريحانه الرسول . دو لقب معروف ترين هستند: سيد الشهداء سيد شباب اهل
الجنه . اما انه سيد الشهداء من الا ولين و الاخرين
فى الدنيا و الاخره و سيد شباب اهل الجنه من الخلق اجمعين
.
سيد
شباب اهل الجنه بدين خاطر اين است كه حسن و نيز حسين برترين بهشتيان مى باشند و
چون تمام بهشتيان به سن جوان مى باشند هنگامى كه حسن و حسين سرور جوانان بهشت شدند
يعنى سرور همه بهشتيان مى باشند.
زيرا
در بهشت فرسايش و فرسودگى رخت بر بسته است ، كه شرح كوتاه اين موضوع در كتاب امام
حسن عليه السلام الگوى زندگى عنوان شده است.
و
اما لقب بر جسته ديگر حضرت يعنى سيد الشهدا يعنى سالار شهيدان نكته اش بر همگان
شفاف است كه راه فداكارى و ايثار در راه خدا را حسين بر همگان هموار ساخت . افق
خونين شهادت گلگون به خون حسين است . و چون در سخت ترين شرايط اين شهادت شكل گرفت
، جامعه سرخ به تن حسين و يارانش پوشاند و جامعه سبز و شادان به تن دين ارزش نمود،
كه درخت افسرده دين را آن گونه شادابى بخشيد كه تا قيامت سر سبز شده و پر ثمر
خواهد بود. و به همين جهت حسين خون خدا ثار الله عنوان مى شود كه چون خون خود را
در راه خدا و دين خدا هديه نمود. خون بهاى آن خداست . و به همين جهت اين شهيد سيد
الشهدا لقب مى گيرد.
فرزندان
امام حسين عليه السلام
شواهد
تاريخى چهار پسر و دو دختر از پنج همسر براى امام حسين ثبت نموده اند.
1 - على
بن الحسين زين العابدين عليه السلام كه على اكبر عنوان مى شود، از همسرى به نام شاه زنان معروف به شهر بانو دختر كسرى يزدگرد
سوم ، آخرين پادشاه ساسانى ايران . نسل امامت از اين فرزند برومند تداوم يافته است
. و در روايت تداوم نسل امامان از نسل امام حسين عليه السلام به عنوان يكى از
پاداش هاى شهادت حضرت عنوان شده است.
2 - على
بن الحسين الاصغر از همسرى به نام ليلا كه در كربلا به شهادت رسيد بر سر زبان ها معروف به على اكبر است .
3 - جعفر
بن الحسين از همسرى به نام قضاعيه كه در زمان زندگى حضرت رحلت نموده است
.
4 - عبد
الله بن الحسين از همسرى به نام رباب كه در آغوش پدر در كربلا هدف قرار گرفت ! وى كودك شير خواره بوده است
كه معروف به عبد الله رضيع يا على اصغر است .
5 - سكينه
دختر امام كه وى نيز از رباب متولد شده است
.
6 - فاطمه
دختر ديگر امام حسين كه همسرى به نام ام اسحاق دختر طلحه بن عبيد الله
بوده است . از شاه زنان (معروف به شهر بانو) ليلا، رباب ،
قضاعيه ، و ام اسحاق .
برخى
فضايل امام حسين (ع )
حق محورى
راهبرى جامعه از نهادهاى اصيل و با اهتمام است كه از نخستين گام
انسان بر روى كره خاكى مورد اهتمام دين آسمانى بوده است . رهبرى انبيا در تداوم
همين محور در ميان جامعه شكل گرفته و خداى سبحان افراد مطمئن از هر جهت در اين
راستا برگزيده است . انديشه و رفتار و گفتار آنان از هر خطر كژ ماهگى مصون است .
رسول
الله (ص ) براى تداوم اين نهاد در ميان مسلمانان به دستور وحى اهتمام ويژه بر اين
محور مى نمودند و موضوع رهبرى پس از خودش را هماره طرح و شرايط و اهتمام آن را
گوشزد مى نمودند. رسول الله تعداد افرادى كه بعد از وى در راس مخروط و هرم رهبرى
قرار دارند، با نام و نشان معروفى و ويژگى هاى مهم آنان را نيز به گوش همگان
رساندند.
از
شرايط محورى ويژگى هاى مهم رهبرى حق محورى آنان است كه حضرت به طور فرا گير آنان
را حق محور در انديشه و رفتار معرفى نمود، تا مردم با اطمينان و آرامش خاطر راه آنان
در پيش گيرند. رسول الله در مورد عترت فرمودند:
انى
سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم و محب لمن احبهم و مبغض لمن ابغضهم . آنان كه با عترت در تسالم هستند من نيز با
آنان در مسالمت مى باشم و آنان كه با عترت در ستيزند، من نيز با آنان در ستيز
خواهم بود. من دوستدار دوستان عترت ، دشمن دشمنان آنان مى باشم .
موضع
گيرى عترت در جنگ و صلح و ساير امور اجتماعى همانند موضع گيرى رسول الله (ص ) بر
اساس حق است هيچ گونه خطر انحراف در انديشه و رفتار آنان پديد نمى آيد، كه در اين
صورت حق فراگير مطلق عنوان نمودن آنان خطا خواهد بود.
موضع
گيرى هاى آنان ، محبت و بغض آنان بر اساس حق است چيزى به نا حق محبوب آنان قرار
نمى گيرد و يا عداوتى نا حق بر اساس خواهش هاى نفسانى از آن شكل نمى گيرد. بغض و
عداوت آنان نسبت به دشمنان حق ، بر اساس حق است محبت آنان نيز به حق و به مظاهر حق
است . اين گونه تاييد مطلق و فرا گير فقط در مورد عترت رسول الله (ص ) مى تواند
شكل گيرد كه از عصمت و مصونيت بهره ور مى باشند.
بر
اساس اين فضيلت آنان كه به عترت رسول الله (ص )در آويختند و ستيز نمودند در واقع
با رسول الله (ص ) ستيز نمودند كه در ايمان آنان مى توان ترديد نمود. كه چالشگران
اهل بيت بر دو گروه ، آگاه و نا آگاه تقسيم مى شوند. چالشگر نا آگاه از مقام آنان
، حداقل عنوانى كه بر آن منطبق است فسق است . چالشگر آگاه به منزلت آنان به ويژه
اگر به حد جنگ و ستيزه باشد. بر اساس اين باورهاى مستند به وحى از دايره ايمان
بيرون خواهد رفت كه مى توان گفت : مخالفوا العتره فسقه و محار بوهم كفره ، كه در
كتاب هاى كلامى اين عنوان به چشم مى خورد توضيح بيشتر نيز دارد كه در صورت نياز به
آن كتاب ها مراجعه خواهد شد. و حسين عليه
السلام از زمره همين عترت حق محور است .
ريحانه الرسول)ص (
رسول الله (ص ) با اين كه
همسران متعدد داشتند و فرزندان متعدد نيز خداى سبحان به ايشان هديه فرمود، ليكن
تنها همسرى كه در دامن ان فرزند (غير از ماريه قبطه ) به دامن آورد خديجه كبرى
بود. و از ميان فرزندان حضرت تنها كسى كه نسل رسول الله (ص ) از وى تداوم يافت ،
فاطمه زهرا عليها السلام مى باشد.
فرزندان
فاطمه ثمره ميوه زندگى رسول الله (ص ) مى باشند و به لحاظ ويژگى هاى ممتاز آنان
عنوان ها گوناگون درباره آنان به كار رفته است
.
از
دو فرزند زهرا (حسن و حسين ) با عنوان گل هاى خوشبوى رسول الله (ص ) ياد شده است و
چون بنياد فرزندان زهرا ملكوتى و از سراى بهشت است ، زيرا آنان عصاره ميوه هاى
بهشتى اند كه به اين سرا راه يافته اند؛ بوى بهشت از آنان هماره متصاعد مى باشد.
در اين باره حديث فراوان نقل شده است كه
: هما
ريحانتاى من الدنيا يعنى الحسن و الحسين و نيز در روايت آمده رسول الله (ص ) هر گاه
مشتاق بوى بهشت مى شد اين دو ريحانه را مى بوييد. كه اينان گلهاى باغ مصطفى در
دنيا و آخرت مى باشند. گل هاى خوشبويى كه دنيا و
بهشت رضوان با بوى آنان عطر اگين است .
حسين عليه السلام وارث رسول الله (ص(
هر دين الهى كه همانند اب
زلال و شفاف و بدون هيچ گونه آلودگى به بشر ارزانى مى شود. بعد از اين كه دين در
دسترس بشر قرار گرفت در خطر آلوده شدن به انواع انحراف ها دارد. بر همين اساس نخله
ها يعنى مرام هاى ساخته اوهام بشرى ، همواره در كنار مله هاى يعنى دين هاى آسمانى
قرار دارد. عنوان ملل و نحل خاستگاهش همين است كه ملل دين هاى آسمانى ، نحل مرام
ها و ساخته هاى اوهام بشرى .
بر
اين اساس نحله ها همواره دين ها را تهديد مى نمايند و اگر دينى به خواهد جاودانه
بماند بايد از خطر تحريف مصون و از شر نحله ها در امان باشد.
اساس
اديان ديگر آسمانى را متاسفانه نحله ها واژگون معرفى نموده اند.
دين
اسلام تنها دينى است كه از خطر تحريف و نيز از شر نحله ها در امان مانده است . گر
چه نحله هاى فراوان و رنگارنگ نيز در جامعه اسلامى پديدار شده اند، ليكن توان آنها
در ان حد نبوده است ، كه اساس دين را در معرض خطر قرار دهند. بلكه دين اصيل و زلال
و شفاف همواره در دسترس همگان قرار دارد كه حق زلال و شفاف از باطل تيره و تاريك
تفكيك شده است ، قد تبين الرشد من الغى.
نقش
اصلى در مصونيت دين رسول الله (ص ) از خطر تحريف عترت است . عترت رسول الله (ص )
در تداوم دين زلال رسول الله (ص ) نقش اول را ايفا نموده است . كه اگر عترت نبود
نحله ها چه بسا دين رسول الله (ص ) نيز همانند ساير دين ها دست خوش تحريف مى
ساختند.
در
ميان عترت افزون بر امير المومنين عليه السلام حسن و حسين نقش محورى و برجسته
ايفا نموده اند و همان گونه كه در نوشتار امام مجتبى توضيح داده شده صلح حسن مجتبى
با نهضت امام حسين عليه السلام همانند دو لبه يك قيچى هستند كه ريشه هاى درخت
خبيثه حزب عثمانيه و بنى اميه را خشكاندند. در اين ميان نقش حسين از همگان برجسته
تر است . اگر همان گونه كه در بخش زمينه ها همين نوشتار
آمده است سياست هاى حزب عثانيه و جريان هاى اجتماعى كه بنى اميه به حركت آورده
بودند چالشگرى بر عليه دين بود. اگر نبود نهضت
حسينى كه پرده نفاق از چهره آنان افكند و چهره پنهان آنان را آشكار سازد و آنان را
رسواى همه جهان اسلام نمايد، خطر تحريف اساس دين را تهديد مى نمود.
بر
اين اساس نقش حسين در تداوم دين رسول الله (ص ) نقش محورى است . نهضت حسين دين
رسول الله (ص ) جاويدان و پايدار ساخت . از اين رو مى توان به مضمون فرمايش رسول
الله (ص ) بهتر آشنا شد كه فرمود: حسين منى و انا من حسين . حسين از من و من از حسينم اين فرمايش كه كتاب هاى روايى شيعه و سنى را
مزين ساخته است نقش محورى نهضت حسينى را شفاف مى سازد كه حسين از رسول الله است .
روشن
است كه حسين فرزند رسول الله (ص ) است . اما اين كه رسول الله (ص ) و پايدارى دين
حضرت از بركت نهضت حسينى است كه حسين باعث پايدارى دين خدا شد. حسين باعث تداوم
يافتن دين زلال محمدى شد.
جامعه
همانند اقيانوس است كه انسان ها بر ان شناورند. اقيانوس حركت طوفان ها در اقيانوس
باعث خيزش امواج مهيب است كه شنا گران را تهديد مى سازد. در جامعه نيز فرهنگ ها و
انديشه هاى متضاد باعث خيزش طوفان ها و امواج سهمگين مى شود.
براى
رسيدن به ساحل اقيانوس ، چه بسا فن شنا شخص را كفايت نكند، نياز به كشتى و اب نورد
مطمئن است كه در درون ان قرار گرفته با اطمينان و آرامش به ساحل برسد.
در
جامعه نيز يك انديشه كه انديشه زلال وحيانى است انديشه آرامش و مطمئن است . انديشه
هاى چالشگر حق كه اگر كاربرد انديشه درباره آنان گزاف نباشد كه هست . همانند امواج
سهمگين طوفان زا هستند كه انسان ها را تهديد مى نمايند. انسان در خطر سر گردانى در
اقيانوس و در خطر گرداب ها نياز به مشعل هدايت و وسيله اى همانند كشتى و اب نورد
مطمئن دارد. گمراهى ها در زندگى انسان فرجام نيك وى را تهديد مى نمايند. رهنمونى
كه انسان را از اين سر گردانى ها راهيابى مى كند و از اين گرداب ها نجات مى دهد
انديشه و رفتار عترت رسول الله (ص ) است
.
مثل
اهل بيتى كمثل سفيه نوح من ركبها نجى و من تخلف عنها غرق .
رهنمون
هدايت و كشتى نجات در اموج خروشان باطل ، حسين است كه
: ان
الحسين مصباح الهدى و سفينه النجاه
.
آنان
كه حسين را امام برگزيدند خطر امواج آنان را تهديد نخواهد كرد زيرا كه روش حسين
پيام هاى نهضت حسين در سخت ترين و پيچيده ترين امواج راهگشاى آنان خواهد بود.
شهدا يعنى كسانى كه در راه
پايدارى دين خدا كشته شده اند، به لحاظ شايستگى والايى كه دارند از مقام عرشى و
شامخ بهره مند هستند. شهدا از زمره افرادى هستند كه در قيامت ديگران را نيز شفاعت
مى نمايند.
البته
مراتب شهدا يكسان نيست . زيرا كه شايستگى ها و نيز ارزش فداكارى آنان يكسان نيست .
شايستگى افراد به لحاظ خلوص نيست و پاكى باطن با هم متفاوت مى باشد، همان گونه كه
فداكارى ها و ايثار آنان نيز هيچ گاه هم تراز نخواهد بود. چه بسا ايثار گرى كه
ارزش ان با هيچ چيز برابر ننمايد، كه در مورد ايثار على بن ابى طالب عليه السلام
در جنگ خندق رسول الله (ص ) اين گونه ارزش ان ضربت را تبيين نمود كه ، لضربه على يوم
الخندق خير من عباده الثقلين . زيرا در ان شرايط
حساس كه خطر دشمن اساس اسلام را تهديد مى نمود ان ضريب چنين خطر بزرگى را دفع نمود.
در
مورد شهدا نيز برترين شهدا، شهدا اهل بيت هستند كه ايثار و فداكارى آنان از همه
برجسته تر و تاثير گذار شهادت آنان از همه بيشتر است . كه امير المومنين در شفاف
ساختن برترى شهدا اهل مى فرمايد:
آنان
كه در راه خدا حتى از مهاجرين و انصار به شهادت مى رسند هر كدام صاحب فضيلت هستند،
ليكن هنگامى كه از ما كسى شهيد مى شود (حمزه ) سيد الشهدا لقب مى گيرد. رسول الله (ص ) به لحاظ ويژگى وى در نماز وى
هفتاد الله اكبر مى گويد: ان قوما استشهدو
افى سبيل الله من المهاجرين و الانصار و لكل فضل حتى اذا استشهد شهيد نا قيل سيد
الشهداء و خصه رسول الله (ص ) بسبعين تكبيره .
اين
برترى شهيد اهل بيت است .
در
مورد فداكارى و شهادت حمزه عمو و برادر رضاعى رسول الله كه از هيبت ان مشركان قريش
مى لرزيدند، ان گونه ستايش شد. هنگامى كه حمزه به طرز فجيع به شهادت رسيد و بعد از
شهادت به طرز فجيع مثله شد. به ايشان لقب سيد الشهدا برگزيدند: عن رسول الله (ص )حمزه سيد الشهداء سيد الشهدا عند
الله يوم القيمه حمزه بن عبد المطلب
.
شهدا
اهل بيت يا ساير شهدا اين تفاوت را دارند كه آنان سيد و سالار شهيدان مى باشند.
و
حتى در قطعه هاى بدن حمزه سيد الشهدا خداى سبحان ان گونه ويژگى و حرمت قرار داد كه
اگر جذب بدن كسى بشوند آتش ان بدن را نسوزاند. كه هنده جگر خوار مادر معاويه كه
كينه و عداوت رسول الله (ص ) و يارانش در سينه وى موج مى زد، از فرط كينه توزى
دستور داد بدن حمزه را مثله كردند و دستور داد سينه وى را شكافتند و جگر وى را
بيرون آوردند و هنگامى كه خواست جگر حمزه را بخورد جگر تبديل به ماده سفت و محكم
شد كه نتوانست ان را ببلعد! كه روايت دارد اگر مى خورد آتش بدن وى را نمى سوزاند،
لو دخل بطنها لم تدخل النار.
و
اينك اين لقب برازنده سيد و سالار شهيدان ابا عبد الله الحسين عليه السلام مى باشد. كه بعد از حمزه اين عنوان به فرزند و جگر گوشه
رسول الله (ص ) اختصاص يافته است ، كه مقام شامخ و والاى حسين و ارزش برتر فداكارى
حسين را كه دين رسول الله (ص ) را پايدار ساخت مى رساند. هيچ خونى ثار الله نام
نگرفت بجز خون حسين ، هيچ شهيدى سيد الشهدا عنوان نگرفت به جز حسين .
روايات
فراوانى اين لقب را در مورد سالار شهيدان حسين عليه السلام به كار برده است . كه امام صادق عليه السلام فرمود: بر حسين جفا
روا مداريد وى را زيارت كنيد كه سيد الشهدا و سيد شباب اهل الجنه است . زوروا الحسين عليه السلام و لا تجفوه فانه
سيد شباب اهل الجنه . كه شهدا از تبار
اهل بيت برترين شهدا مى باشند و از ميان شهدا اهل بيت همانند حمزه و حسين بر
سايرين نيز برترى دارند. اما انه سيد
الشهداء من الاولين و الاخرين .
منابع:
امام حسين (ع ) الگوى زندگى – جلد( 5 )مؤ لف : حبيب الله احمدى
پيام عاشورا- مؤ لف : محمد صادق نجمى
از عاشورا تا غدير-
مؤ لف : محمد عسكرى