حمایت از اعلمی و تشویق وی توسط جمعیت حاضر در مراسم سخنرانی خاتمی در تبریز

گرچه اعلمی بر خلاف سایر نمایندگان آذربایجان از شرکت در مراسمی که جنبه تبلیغاتی دارد خودداری می ورزد ، اما حضور وی در محافل و مراسم مختلف، همواره با استقبال بی نظیر مردم و بویژه جوانان آذربایجانی روبرو می شود. سخنرانی های وی در دانشگاه های مختلف آذربایجان بدون آنکه تبلیعاتی صورت بگیرد پیوسته با استقبال بیش از حد دانشجویان همراه است. دیوار نوشته های وسیع تبریز بنفع اعلمی که بلافاصله توسط گروههای فشار رنگ آمیزی و محو می شود ،همه حاکی از پایگاه مردمی و میزان محبوبیت وی در میان مردم میباشد
جالب اینجاست که شبکه استانی صدا و سیمای تبریز که به بهانه های مختلف همه مراسم مربوط به امام جمعه تبریز و نمایندگان استان آذربایجانشرقی را علیرغم بی اعتنائی مردم نسبت به آنها، پوشش گسترده خبری می دهد ، تا کنون حتی برای یکبار هم گوشه ای از
علائق و استقبال های پرشور مردمی نسبت به این نماینده تبریز را منعکس نکرده است.
این پدیده خبری به صدا و سیما محدود نمی شود و علاوه بر مطبوعات سراسری ، نشریات محلی را هم که اغلب تاجر پیشه و مزدور هستند ، دربر می گیرد. تشویق بی سابقه اعلمی توسط جمعیت حاضر دراستادیوم هفتاد هزار نفری یادگار امام تبریزدر حضور استاندار، دو تن از نمایندگان تبریز و جمعی از مقامات محلی ، استقبال با شکوه و بی نظیر دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز ، دانشگاه تربیت معلم آذربایجان ، دانشگاه سراسری تبریز از سخنرانی های اعلمی ،هرگز در هیچیک از نشریات سراسری و محلی انعکاس نیافته است .روز گذشته نیز پس از پایان سخنرانی خاتمی رئیس جمهور پیشین کشورمان در سالن شهید اقدمی تبریز در حالیکه افرادی مانند جبارزاده،عبدالعلی زاده،مهرعلیزاده،سبحان اللهی و شافعی فرصت طلبانه ،آویزان خاتمی بوده و شانه به شانه او را همراهی می کردند،مورد بی اعتنایی جمعیت حاضر در سالن واقع شدند، اما با وجود اینکه اعلمی در این مراسم حضور نداشت ،در پایان مراسم جمعیت حاضر به مدت یک دقیقه با شعارهایی نظیر" اعلمی ،اعلمی ،حمایتت می کنیم"و"اعلمی قهرمان امید آذربایجان" مراتب علاقه خود به نماینده شان را به نمایش گذاشتند و از این طریق پیام قاطعی به شبستری و اطرافیان ضد مردمی او دادند مبنی بر اینکه جوسازی های اخیر علیه اعلمی نه تنها بی اثر بوده بلکه باعث افزایش محبوبیت اعلمی در نزد مردم هم شده است.
.از طرفی در طول دو هفته اخیر گروه هایی از اقشار مختلف مردم و خصوصا دانشجویان در نقاط مختلف شهر تبریز بصورت پراکنده در حمایت از اعلمی دست به راهپیمایی زده و قصد داشتند در قالب طومارهایی بنفع او امضاء جمع آوری نمایند که از سوی نیروی انتظامی متفرق شدند.
مهمتر از آن تشکل های دانشجویی دانشگاه های مختلف در روز های اخیر به حمایت از اعلمی بیانیه هایی صادر کردند که آخرین آن ، بیانیه صادره از سوی بیش از 20 تشکل و نشریه دانشجوئی بود که به رغم ارسال آن به همه خبرگزاری های داخلی ، خبرگزاری هایی که کوچکترین استقبال از برخی از شخصیت ها را بزرگنمایی کرده و پوشش خبری گسترده ای به آن می دهند، دو باره نشان دادند که تمایلی برای انعکاس اخبار مربوط به محبوبیت اعلمی ندارند!! چرا ؟ براستی اینان ازچه چیزی در هراسند؟ آیا می پندارند که با کتمان بعضی از اخبار می توان ماه را برای همیشه در پشت ابرها پنهان کرد؟
ولی اینان بر این موضوع بی توجه انذ که اعلمی را با این حرکات مشکوک و هدفدار نمی توان از صحنه بیرون کرد

اذعان قاطعانه دبیرخانه مجلس خبرگان، بر منازعه خرد سیاسی و جناحی بودن اتهام عده ای دین فروش به اعلمی

پس از اتمام جلسه یکشنبه مجلس 86/09/25 و تشکر نواب رئیس مجلس و تعدادی از نمایندگان از اعلمی بدلیل انصرافش از پاسخ به دو نماینده (میر تاج الدینی و عباسپور) ومختومه تلقی نمودن این مسئله برای جلوگیری از تنش و التهاب در جامعه باردیگر عده ای با استفاده از عنوان دبیرخانه مجلس خبرگان تحت فشار یکی از نمایندگان این مجلس (یکی از طرفین این جوسازی علیه اعلمی) بدلیل حماقت و عجولانه عمل نمودن به تناقضی دیگر دچار شده و رسوائی دیگری را برای غوغاسالاران ببار آوردند ،این بار نیز عدو سبب خیر شده و باز این مسئله به نفع اعلمی تمام شده و حقانیت اورا بیش از پیش مشخص نمود که در ذیل مختصرا توضیحاتی در این زمینه داده میشود:

۱- مطلب خبرگزاری فارس در تاریخ 86/09/20 که به آدرس ذیل استناد شده است:

 860920048 http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=

۲- درباره حذف مطلبي منتسب به آيت الله يزدي در خبرگزاري فارس، آن مطلب از سوي مسئول دفتر سياسي جامعه مدرسين و ممهور به مهر اين جامعه براي خبرگزاري ارسال و بر روي خروجي فارس قرار گرفت و سپس با تماس شخص آيت الله يزدي مشخص شد ايشان در جريان آن مطلب نبوده و مطالب آن مورد تاييد ايشان نيست كه بلافاصله از روي خروجي برداشته شد.

۳-  مطلب ذیل نیز در تاریخ 86/09/27 با عنوان دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری صادر و به خبرگزاری فارس ارسال شده است:

توضيحات دبيرخانه مجلس خبرگان درباره يك خبر

خبرگزاري فارس: دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري درباره‌ درج خبر نطق آقاي اكبر اعلمي و نيز توضيح خبرگزاري فارس در اين زمينه توضيحاتي ارائه داد.

به گزارش خبرگزاري فارس متن توضيحات دبير خانه‌ي مجلس خبرگان رهبري به اين شرح است:
حضور محترم مدير عامل خبرگزاري فارس
سلام عليكم
احتراماً پيرو درج خبر نطق آقاي اكبر اعلمي در مجلس ونيز توضيح آن خبرگزاري بدين وسيله به اطلاع مي‌رساند؛
-
نامه منتشر شده از سوي دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم با هماهنگي حضرت آيت‌الله يزدي دامت‌بركاته صادر شده است.
-
همان گونه كه در متن نامه تأكيد شده اين نامه هيچگاه در صدد تكذيب مصاحبه ايشان نبوده بلكه از استفاده ابزاري و نادرست مصاحبه كه در فضايي كاملاً علمي و تئوريك و بدون در نظر گرفتن شخص خاص صورت گرفته اظهار تأسف شده و از آن با عنوان بداخلاقي مطبوعاتي ياد شده است.
-
جايگاه و شخصيت‌ حضرت آيت‌الله يزدي دامت‌بركاته و جامعه مدرسين حوزه علميه قم بالاتر و والاتر از آن است كه در اين منازعات خرد سياسي و جناحي وارد شوند.
توفيقات روزافزونتان را از ايزد منان خواهانم

   http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8609260242   

۴- حداقل بر اینجانب این مورد مشخص نگردید آیت الله یزدی که با میل و اراده خویش این مصاحبه را انجام داده اند چرا گاهی عده ای با نام دفتر جامعه مدرسین و گاهی بانام دبیرخانه مجلس خبرگان اصرار بر قبولاندن غیر واقعی بودن این مصاحبه را به مردم دارند.

 

  -۵اگر آیت الله یزدی خود شخصا مصاحبه را انجام داده اندچرا عده ای کاسه داغتر از آش شده و با انجام حرکاتی غیر معقول خود را در نزد افکار عمومی بیش از این خوار تر میکنند.

 

۶-  اقدام شجاعانه دبیر خانه مجلس خبرگان رهبری در بند آخر نامه دراعتراف مبنی بر ،«منازعه خرد سياسي و جناحي بودن» ،اتهامی که عده ای در حدود دو هفته آنهم با استفاده ابزاری از دین ومقدسات وبا استفاده ازامکانات بیت المال نثار اعلمی کرده وسعی در تخریب وجهه وی داشتند.

    و چه زیبا فرموده است خداوند تبارک و تعالی: "ومكرو ومكرالله والله  خيرالماكرين

آيا در قاموس تاج الدینی رضايت امام جمعه بر رضايت وجدان و رضايت خداوند ترجيح دارد؟

 




آيا معاذالله شأن نمايندگي ولي فقيه بالاتر
از علي‌ بن ابي طالب است كه وقتي در دادگاهي حضور مي يابند كه طرف مقابلش مسيحي
است به رغم حقانيت خود بدليل فقدان دليل
تن به حكم محكوميت قاضي منسوب خود
مي دهند؟!










و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن

ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است

كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه

و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسروي‌ها و تقي‌زاده‌ها مقايسه و

ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مي‌نمايد


ببري مال مسلمان و چو مالت ببرند   بانگ و فرياد برآري كه مسلماني نيست

 

قرار بود با استفاده از ماده 77 آئين نامه داخلي مجلس، متن زير به عنوان پاسخ به برخي از اظهارنظرهاي غيرمسئولانه در مجلس قرائت شود، ليكن بدليل درخواست و اصرار حجت الاسلام ابوترابي نائب رئيس محترم مجلس از قرائت آن در مجلس خودداري ورزيده و تنها به گفتن يك "سلام" در خانه ملت اكتفا كردم، اما براي ثبت در تاريخ و جلوگيري از تشجيع برخي هتاكان و نشردهندگان اكاذيب و تكرار مواضع غيراخلاقي خود، متن مذكور عيناً در اختيار مطبوعات قرار مي گيرد.

چنانكه ملت شريف واقفند در جمع خواص و متدينين زنجان كه دو روحاني خوش فكر و تحصيلكرده نظير حجت الاسلام دكتر رحمت الله بيگدلي هم در آن حضور داشتند، به نقد عملكرد رئيس جمهور پرداختم. طرح مسائلي نظير، بي اطلاعي مجلس و نمايندگان ملت نسبت به محل هزينه ميلياردها دلار از حساب ذخيره ارزي، 350 ميليارد تومان هزينه هاي فاقد سند در شهرداري تهران و عدم كفايت رئيس جمهور در اين جلسه، اسباب نارضايتي و برآشفتگي جمعي از اشخاص حقيقي و حقوقي را فراهم ساخت بنحويكه اين گروه با گروه ديگري كه حضور بنده در مجلس را در تعارض با منافع خود مي ديدند، همداستان شده و در مقام انتقام‌گيري با دستاويز قرار دادن يك بخش گزينشي و تحريف شده از سخنراني سه‌ساعته‌ام، در پشت مقدسات پناه گرفته و با بسيج همه امكانات و نيروهايي كه در اختيار داشتند تلاش كردند تا به دروغ وانمود نمايند كه بنده معاذالله به امام حسين(ع) جسارت كرده ام!!

 از اينرو از نهم آذرماه تا به امروز يعني 16 روز بدون وقفه و بي امان بكمك رسانه هايي كه ماموريت اصلي آنها نوعاً معطوف به سمپاشي و تخريب خادمان ملت مي باشد، حقير را در معرض انواع ناسزاها، اتهامات ناروا و اكاذيب قرار دادند بنحويكه از طريق هشت بار خبر شبكه استاني صداوسيما و شبكه سراسري راديو، پنج بار از تريبون نماز جمعه، منابر دهها مسجد، دو خبرگزاري دولتي، 16 روزنامه و هفته نامه دولتي و حامي دولت و 18 سايت اينترنتي حامي دولت و دهها پارچه نوشته، بيش از سه هزاروهفتصدوچهل بار مرا به جرم ناكردة توهين به مقدسات و اباعبدالله‌الحسين(ع) و خروج از دين متهم كردند و به اين هم بسنده نكرده و در چند نوبت در تيراژي بالغ بر صدها هزار نسخه روزنامه، انواع توهين ها و دروغ ها و فحش ها را حواله بنده نمودند، بدون اينكه امكان كوچكترين دفاع و پاسخگويي را به من بدهند. لاجرم نه براي دفاع از خود بلكه براي جلوگيري از تداوم شكسته شدن حرمت عزيز ترين شخصي كه به او عشق مي ورزم و ازميان نرفتن قبح اهانت به امام حسين(ع) و ساير مقدسات، در قالب صدور دو بيانيه و ايراد يك نطق 15 دقيقه‌اي در مجلس به بيان حقايق و كالبدشكافي ريشه هاي فتنة فتنه گران پرداختم.

 1- متعاقب اين نطق، همكاري كه بدليل پيشداوري و موضعگيري غيرمسئولانه اش در يازدهم آذرماه، خود يكي از آتش‌بياران معركه اي شده بود كه فتنه گران آتش آنرا برافروخته بودند، عليرغم پي بردن به جفايي كه در حق من صورت گرفته بود و با آگاهي از حقانيت من در اثر فشارهاي وارده، در اعتراض به نطق اينجانب، طي نطقي تلويحاً در مقام توجيه سناريوي طراحي شده عليه بنده برآمده و ضمن دفاع از عملكرد امام جمعه تبريز و برخي از عناصر ديگر مدعي شد كه "عده اي تنش را بر آرامش، نزاع را بر وفاق و مجادله را بر مفاهمه بر مي گزينند"!!

 عجبا! از ديد اين روحاني، در يك مصاف نابرابر و ناجوانمردانه كه ذكرش رفت، نطق 15 دقيقه اي يك نماينده در برابر بيش از چهار هزار مورد دشنام، هتاكي و تهمت نارواي اهل فتنه در طول دو هفته، "رجحان تنش بر آرامش، نزاع بر وفاق و مجادله بر مفاهمه" از سوي اينجانب تلقي مي شود و اين در حاليست كه همين شخص مدتها در برابر هجمه گسترده اي كه به ناروا عليه بنده در جريان بوده است، سكوت اختيار كرده و فتنه گران را به آرامش و وفاق و مفاهمه فرا نمي خواند!! مگر نه اين است كه قران كريم با بيان اينكه "لايحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم" حتي دشنام دادن در مواردي را كه به كسي ظلم شده است، استثنائاً جايز مي شمارد. اساساً نماينده اي كه قادر به دفاع از خود و دفع ظلم و فتنه عليه خويش نباشد، چگونه مي‌تواند طبق مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي به استيفاء حقوق ملت و دفاع از مصالح كشور مبادرت نمايد؟ اين همكار، بنده را مورد سوال قرار داده و مي پرسد كه "آيا در چنين شرايطي بيان اصل موضوع و پرهيز از حواشي و پيرايه هاي ستيزه‌جويانه و تنش زا موضوع را حل نمي‌كرد؟"

 در شرايطي كه حقايق بر همگان آشكار شده و فتنة فتنه‌گران به خودشان بازگشته است وليكن فتنه‌گري ها همچنان ادامه دارد، آيا اين همكار هنوز هم گمان مي كند كه سناريوي طراحي شده عليه بنده ناشي از يك سوءتفاهم بوده است؟! در اين صورت چرا پس از انتشار كامل سخنراني بنده در 11 آذرماه، اين فتنه فروكش نكرد و سوءتفاهم مرتفع نشد؟ چرا پس از صدور بيانيه و انتشار تكذيبيه اينجانب در 12 آذرماه امام جمعه تبريز در مسجد جامع و در جمع طلاب به دروغ بنده را متهم به احضار امام حسين(ع) به مجلس كرد؟ و چرا پس از آگاهي از متن كامل سخنراني و تكذيبيه صادرشده كه قرار بود بخشي از آن از طريق شبكه استاني صداوسيما قرائت گردد با اصرار از قرائت آن ممانعت كرده و دست اندركاران صداوسيما را وادار به پخش خبر مربوط به اظهارات توأم با تهمت و دروغ خود عليه اينجانب نمود؟

 با اين وصف گيريم كه تا 12 آذرماه هنوز از حقايق باخبر نبوده است، چرا پس از آنكه خبر خودساخته دست‌اندركاران صداوسيما مبني بر تكذيب شايعات عليه اينجانب در 13 آذرماه از بخش خبري شبكه سيماي استاني پخش شد، مجدداً در 13 آذرماه در مصاحبه با خبرگزاري فارس و در 16 آذرماه در خطبه هاي نماز جمعه اكاذيب و اتهامات قبلي را تكرار و به كمك عوامل خود سعي كرد كه به زعم خود مردم را عليه اينجانب وادار به واكنش و شورش نمايد. از اين گذشته همين همكار روحاني پس از يك وقفه نسبتاً طولاني در 18 آذر در مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران پارلماني از جمله خبرگزاري حيات اعلام كرد كه "پس از استماع نوار سخنراني اعلمي متوجه شدم صحبت‌هاي وي ناقص منتشر شده و هيچ جسارتي به مقدسات نداشته است. خبرگزاري فارس بايد توضيح دهد كه چرا بخش دوم سخنان اعلمي را در خبر خود نياورده است و اين اعتراض به فارس وارد است."

 و با فرض اينكه امام جمعه تبريز حتي تا اين تاريخ هم از حقايق بي اطلاع بوده است، چرا پس از نطق اينجانب و مصاحبه 18 آذر اين نماينده تبريز، در نماز جمعه 23 آذرماه نه تنها به اشتباهات خود اعتراف نمي كند بلكه همان اتهامات نارواي گذشته مبني بر اهانت به مقدسات را البته با لحن و ادبياتي متفاوت و توأم با منت تكرار كرده و بگونه‌اي وانمود مي كند كه بنا به درخواست وي هيأت هاي عزاداري اجتماع اعتراض آميز عليه گناه ناكرده اينجانب را برگزار نخواهند كرد؟! با اين وصف اين همكار، بنده را غيرمسئولانه مورد شماتت قرار داده و سئوال مي كند كه عليرغم تماس با آقاي خاتمي امام جمعه محترم تهران چرا با امام جمعه تبريز تماس نگرفته ام.

 پاسخ روشن است، وقتي آقاي خاتمي بدليل شناختي كه از حقير دارد و در تماس تلفني اعلام مي‌كند "من قطع يقين دارم كه شما هرگز به امام حسين(ع) و ساير مقدسات اسائه ادب نمي كنيد"، چنين فردي قابل احترام است و لاجرم بايد بنحوي سوءتفاهم ايجادشده را مرتفع كرد. اما با توجه به روندي كه اشاره شد آيا مي توان كساني را كه عمداً خود را به خواب زده اند، بيدار كرد؟ وانگهي مگر ما در قرون وسطي زندگي مي‌كنيم كه هركس مجاز باشد تفتيش عقايد كرده و بدون برگزاري دادگاه صلاحيت‌دار، حكم تكفير ديگري را در مساجد و تريبون هاي نمازجمعه صادر نمايد. چه دليلي دارد كه بنده با امام جمعه تبريز تماس بگيرم و گناه ناكرده خود را توجيه و تطهير نمايم. مگر نه اين است كه امام جمعه بايد بالغ، عاقل، مومن، عادل، مخلص، مهذب و آشنا به اوضاع جهان اسلام و آگاه به مصالح اسلام و مسلمين باشد؟ بدون شك اولين نشانه و لازمه اين صفات پرهيز از تهمت و افترا و اجتناب از ظن و گمان و حكم كردن بين مردم به بيّنات و ايمان است، به همين سبب فرموده اند كه "البينه علي المدعي"، لذا اگر واقعاً سوءتفاهمي هم براي ايشان پيش آمده بود، اولاً بر مبناي ظن و گمان به هيچ وجه مجاز به طرح آن در تريبون هاي عمومي نظير صداوسيما و نمازجمعه نبوده و ثانياً براي رفع هرگونه ابهامي مي توانست از من محترمانه دعوت به عمل آورد تا توضيحات لازم را حضوراً ارائه نمايم. اما ظاهراً برخلاف حديث "و انتم بنو آدم و آدم من تراب ان اكرمكم عندالله اتقيكم" بنظر مي رسد كه بعضي ها به اعتبار لباسي كه بر تن دارند براي خود شأن و منزلتي فراتر از ديگران قائلند!

 از اينها گذشته همكار مذكور در مصاحبه تلفني با دو نفر از خبرنگاران كه نوار آن موجود است گفته‌اند: "مصاحبه من در دفاع از اعلمي درحالي صورت گرفت كه برخي ها به من سفارش مي كردند كه در چنين فضاي سنگيني مصاحبه به نفع اعلمي به صلاح نيست! اگر آقاي شبستري در اين مورد موضع گيري نمي‌كردند من خيلي راحتتر و بهتر مصاحبه كرده و از اعلمي دفاع مي كردم. چون آقاي شبستري نماينده ولي فقيه هستند و نمي خواهم موضع من در مقابل ايشان باشد"! صرفنظر از اينكه اينجانب نيازي به دفاع ايشان از خود نمي بينم اما خوب است پاسخ دهند كه آيا در قاموس وي رضايت امام جمعه بر رضايت وجدان و رضايت خداوند ترجيح دارد؟ اگر پاسخ منفي است در شرايطي كه به قول ايشان بناحق فضاي سنگيني عليه يك مسلمان ايجاد شده و حق او در حال ضايع شدن است آيا مي توان عدالت را به پاي مصلحت قرباني و سكوت اختيار كرد؟ باز اگر پاسخ منفي است پس چرا در مقام جلوگيري از جوسازي هاي دروغين برنيامدند؟ آيا معاذالله شأن نمايندگي ولي فقيه بالاتر از علي‌ بن ابي طالب است كه وقتي در دادگاهي حضور مي يابند كه طرف مقابلش مسيحي است به رغم حقانيت خود بدليل فقدان دليل تن به حكم محكوميت قاضي منسوب خود مي دهند؟!

2- وقتي تاريخ مي خوانيم از خود مي پرسيم كه چطور ممكن است شرايط زماني و مكاني آنقدر تغيير نمايد كه اولاد ابي سفيان بر منبر رسول الله(ص) خود را مومن بخوانند و علي‌بن‌ابيطالب را كه با ازخودگذشتگي هايش موجب قوام و دوام دين اسلام شده است، دشمن دين محمد(ص) معرفي كنند؟ اما وقتي تاريخ تكرار مي شود بهتر به عمق اين واقعه پي مي بريم و اينجاست كه بايد به مظلوميت علي گريست كه مي فرمود "الدهر انزلني ثم انزلتي حتي يقال معاويه و علي". آري تاريخ در سطحي بسيار نازلتر و براي افراد بسيار كوچكتر هم مشابه با ‌آنچه براي امام علي رخ داده است تكرارشدني است. و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسروي‌ها و تقي‌زاده‌ها مقايسه و ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مي‌نمايد!! اميدوارم قبل از اينكه گزارش مذكور در اختيار نمايندگان و خبرنگاران قرار گيرد، ضمير مرجع خود را يافته و ضمن پوزش نسبت به گزافه‌گويي‌ها و اظهارات ناصواب و اكاذيب خود، انگيزه اصلي خويش را در روخواني از يك كتاب و انتساب نتيجه‌گيري‌هاي شخصي‌اش به اينجانب بيان نمايد.

در خاتمه براي پايان دادن به غائله‌اي كه غوغاسالاران و هوچيگران به راه انداخته‌اند دو پيشنهاد خود را به شرح زير بيان مي‌كنم:

اول- نظر به اينكه اكاذيب مطرح شده در تريبون نماز جمعه عليه من از طريق صداوسيما پخش شده است بر اساس بديهي ترين حقوق شهروندي و به عنوان نماينده اين ملت مصرانه مي‌خواهم كه ترتيبي داده شود تا از طريق صداوسيما مستقيماً با مردم سخن بگويم تا همگان مطلع شوند كه در پس معركه گيريهاي اخير چه اهدافي نهفته است؟

دوم- چنانچه هنوز هم برخي از كساني كه از طريق تريبون نمازجمعه عليه من جوسازي كرده‌اند بر نظرات خود اصرار مي‌ورزند پيشنهاد مي‌كنم كه در يك مناظره تلويزيوني حضور يافته و امكان مجادله احسن را فراهم سازند.

و خداوند سبحان چه نيكو فرموده است كه "ومكرو ومكرالله والله خيرالماكرين".

... خوردنهای زیادی ابرار و دامن زدن به تنش در جامعه؟؟

روزنامه (فحش نامه،کاغذ پاره چند صد تیراژی در سطح کشور ) ابرار در شماره جدید خویش روز پنج شنبه 22 آذرماه 86 در مطلبی نگاشته شده به قلم شیخ قلی خان حسین متولی (ولد ... معلوم الحال ) بار دیگر به تحریک افکار عمومی پرداخته و از قوه قضائیه ،مجلس،مردم و.... خواسته جواب هتاکی های اعلمی را بدهند .

این کاغذ پاره که از سناریوی دیکته شده برایش ازطرف برخی افراد طی هفته گذشته ناکام مانده و توفیقی در ایجاد تنش نیافته بود بار دیگر با طرح  موضوعی تازه (زدن سنگ امام جمعه تبریزبرسینه) قصد تحریک مردم  و ایجاد تنش در جامعه را دارد.

اینجاست که در ذهن هر شنونده ای آگاه سوالات ذیل خطور میکند:

 -دست اندرکاران نادان این کاغذ پاره یا از اوضاع سیاسی و فرهنگی خطه آذربایجان بی خبرند یا اینکه عمداً قصد تنش زائی و آلود کردن جو عمومی را دارند در شرایطی که رفته رفته به انتخابات نزدیک میشویم بجای کاهش تنشها این نادانان معاصر دست به حرکاتی مشکوک زده و عامل نفاق و جنگ میشوند.

در پی نطق دو نماینده (تبریز وارومیه) در مجلس که در فرصتی مناسب به عملکرد و سابقه گذشته هر یک ازاین افراد خواهیم پرداخت (( قضیه سال 74 تنکابن و متن منتشره بازرسی ویژه در باره وی (عباسپور)) و دلیل عصبانیت و کینه ورزی ایشان و قضایای پشت پرده را به تفصیل توضیح خواهیم داد در مقام دفاع از امام جمعه تبریز مطالبی بیان داشتند که دست اندرکاران کاغذ پاره ابرار با استفاده از این فرصت با خطاب کردن مردم آذربایجان با عناوینی منجمله غیورو قهرمان و مومن و شیفته دلدادگان امام حسین (ع) سعی در تحریک دوباره مردم و افکار عمومی بر علیه اعلمی را دارد ولی زهی باطل که این کاغذ پاره و فحش نامه توانائی تاثیر گذاری و ایجاد تنش در جامعه را نداشته و فقط اعصاب نداشته و مغز پوک خود را به زحمت می اندازند.

این کاغذ پاره در مطلب نگاشته بی ارزش از طرف میلیوها ایرانی تصمیم گیری کرده و در مقام وکالت از طرف آنان خواستار عکس اعمل در برابر اعلمی شده و خود را نماینده مردم ایران و آذربایجان نامیده است.ولی باز زهی باطل که ایشان در مقامی نبوده ونیستید که برای نظام تعیین تکلیف کرده و از دستگاه قوه قضائیه و مجلس خواسته ای داشته باشند وبا این غلط ها و لجن پراکنی ها و الفاظ رکیک در جامعه شخصیت و هویت نداشته خود را بیش از پیش به نمایش گذاشته و خود را بیشتر به مردم معرفی میکنند

پس شما .... زاده های معلوم الحال کجا .... میخوردید آن زمانی که امام جمعه تبریز در تریبون مقدس نماز جمعه با آّبروی یک مسلمان شیعه نه یک نماینده بازی کرده وانواع تهمت های نادرست را از این جایگاه نثار اعلمی میکرد و حال غیرت نداشته تان گل کرده و از مقام روحانیت و ... دفاع میکنید.

در پایان این شعر را تقدیم نویسنده مطلب یادداشت ابرار میکنم امیدوارم خوشش بیاید:

گر شبی مست در آغوشم افتی چنان ترا ..... که بی حال افتی

اعلمی: جایگاه قانونی امام جمعه برای اظهارات غیرمسؤولانه و تحریک عوامل چشم و گوش بسته علیه بنده کجاست

  
 
 

اکبر اعلمی، نماینده‌ی تبریز در مجلس شورای اسلامی، امروز در نطق پیش از دستور به برخی موضعگیری‌ها و اتهامات منتسب به خود پاسخ گفت.

 

بدون شک پای‌بندی به مفاد سوگندنامه‌ی مندرج در اصل 67 قانون اساسی و نیز عدم خیانت به اعتماد ملت و سماجت در پیگیری مطالبات مردم و استیفای حقوق آنان و سهیم شدن در غم‌ها و شادی‌هایشان بدون هزینه نیست و در این مسیر اگر لازم باشد چه بسیار تاوان‌های سنگینی را باید پرداخت.

به همین سبب از مدت‌ها پیش، عده‌ای که روش و منش حقیر، خواب آن‌ها را آشفته ساخته و منافع نامشروعشان را به مخاطره افکنده است، به شیوه‌های گوناگون در اندیشه‌ی تخریب و حذف این‌جانب برآمده‌اند. اما هرگز نمیپنداشتم که عده‌ای از تئوریسین‌ها و توجیهکنندگان قتل‌های زنجیره‌ای که در برخی از نشریات خیمه زده و با قلم زهرآگین خود به ترور شخصیت‌ خادمان ملت اشتغال دارند، به کمک آندسته از رسانه‌هایی که از بیت‌المال ارتزاق می‌کنند و کوس «اناالحق» سر می‌دهند این چنین ناجوانمردانه با آگاهی از تعطیلات مجلس و اینکه فاقد تریبون لازم برای دفاع از خود می‌باشم، فرصت را مغتنم شمرده و سوار بر مرکب عوامفریبی و استفادهي ابزاری از مقدسات، وقاحت را به آنجا برسانند که همچون «کعب الاحبار» اکاذیب و خودساخته‌هایشان را دستاویز قرار داده و به نام نامی سالار شهیدان و به کام خود، انواع توهين‌ها و اکاذیب را که در خور شخصیت ناچیز خودشان می‌باشد، نثار سرباز کوچکی از سربازان ولایت اهل بیت عصمت و طهارت کنند. گرچه به دليل شناخت اغلب مردم از ارادت و عشق عميق اينجانب نسبت به نخستين معلم شجاعت و نيز انعكاس كامل سخنانم در تعداد انگشت‌شماري از رسانه‌ها نظير روزنامه‌هاي اعتماد و مردم‌سالاري و سايت‌هاي نوانديش و تابناك به ويژه خبرگزاري آزادانديش انتخاب، تير زهرآگين آنان به سنگ خورده و ترفند توطئه‌آميز آنان نقش بر آب شد، اما از آن‌جا كه محبان دروغين امام حسين(ع) از سخنراني و جلسهي پرسش و پاسخ 3ساعته‌ام، «انتم سكاري» را پنهان كرده و «لاتقربوا الصلوه» را جار زدند، «كلوا واشربوا» را گرفته و «لاتسرفوا» را مخفي مي‌كنند؛ بنابراين براي رفع هرگونه سوءتفاهم احتمالي، لازم است توضيحاتي ارائه شود.

در واقع مثل خبرنگاران و خبرگزاران اخیر، تداعی کنندهي حکایت خبرچینان «نادرشاه» است. می‌گویند، در زمان نادرشاه، آخوندی در بالای منبر گفته بود که اگر کسی یک درهم ربا بخورد، مانند این است که در کنار کعبه مرتکب فلان عمل حرام شده است و این کار، نادر است.

به نادر خبر می‌دهند که فلانی گفته نادر در خانهي خدا چنین کرد. نادرشاه برآشفته شده و گوینده را احضار و از او سؤال می‌کند. آن خطیب می‌گوید: قربان اجازه بدهید که منبرم را دوباره تکرار کنم. پس از کسب مجوز، سخنان خود را دوباره تکرار می‌کند، لذا مشخص می‌شود که منظور از کلمهي «نادر»‌ کمیاب بوده است.

قبل از این که بنده نیز منبرم را تکرار نمایم به یک مقدمه اشاره می‌کنم. در میان محبان امام حسین(ع) یک گروه خود را کلب حسین معرفی می‌کنند و به زعم خود و با پارس کردن، کمال ارادت و سرسپردگی خویش را به ایشان ثابت می‌کنند.

گروه دیگر شامل طيف گسترده‌ای از محبان امام حسین(ع) است که خود را خلیفهي خدا و شیعه و پیرو راه حسین بن علی می‌پندارند و با مبنا قرار دادن این کلام امام علی(ع) که می‌فرماید: «المتعبد بغیرعلم کحمار ا لطاحونه یدور ولا یبرح من مکانه» آگاهانه و مسؤولانه به تبعیت از معصوم مبادرت می‌ورزند. سعی بنده این است که خود را به گروه دوم نزدیک نمایم و به قول مرحوم شریعتی بر این باورم که امام شخصیتی است که در وجود خود «الگو شدن» و در عمل خود «رهبری امت» را تحقق می‌بخشد. لازمه‌ي چنین شخصیتی برای پرستش نیست، زیرا او نیز بنده‌ي خداست، خود بهترین نمونه‌ي بندگی خداست و اساساً آمده است تا انسان را از پرستش غیر او باز دارد. بنابراین امام پیشواست و همیشه زنده و همیشه سرمشق مردم است.

در مکتبی که امام حسین(ع) آموزگار آن است، من آموخته‌ام که امر به معروف و نهی از منکر و انتقاد و حتی تخطئه‌ي قدرت حاکم به منظور اصلاح امور، نه تنها ضد ارزش نیست، بلکه یک هدیه‌ي الهی و حق امام بر امت خود محسوب می‌شود و از این منظر، محبوب‌ترین برادران چنین امامی به تعبیر امام صادق(ع) کسی است که «اهدی الی عیوبی». از این‌رو در چنین مکتبی به تعبیر امام راحل،‌ «هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و او باید جواب قانع کننده دهد و در غیر اینصورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است. باز به همین سبب، امام حسین(ع) یکی از انگیزه‌های قیام خویش را احیای امر به معروف و نهی از منکر بیان می‌فرمایند.

بنده نیز به تأسی از ا ئمهي معصومین(ع) در جمع محدودی از خواص که برخلاف کوتهفکران برخی از رسانه‌های فتنه‌گر، درک انحرافی از مطالب عنوان شده نداشتند، در تبیین ارزش والا و جایگاه واژ‌ه‌هایی نظیر مجلس به عنوان خانه‌ی ملت، وکیل مردم، سؤال و انتقاد در ساختار نظام سیاسی اسلام، در مقام تمثیل و بیان اوج ارادتم به یکی از عزیزترین شخصیت‌ها، کابینه‌ي امام حسین(ع) را مبنا قرار داده و گفتم چنانچه امروز کابینه‌ي فرضی امام حسین(ع) تشکیل شود و در دولت کریمه‌ي ایشان به نمایندگی از ملت، افتخار حضور در مجلسی را داشته باشم که در دولت ایشان تشکیل شده است، چنانچه مطابق با مفاد کنونی اصل 67 قانون اساسی سوگند یاد کرده باشم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب و مبانی جمهوری اسلامی و حافظ حقوق ملت و پای‌بند به خدمت به مردم و دفاع از قانون اساسی مبتنی بر موازین اسلامی باشم، از آن‌جا که کابینه‌ي معصوم، معصوم نیست، چنانچه تخلفی در میان اعضای کابینه ببینم لازمه‌ي عمل به سوگندی که ایراد کرده‌ام این است که اعضای غیرمعصوم آن کابینه را نیز مورد نقد و سؤال قرار دهم، چنان‌که حضرت امیر(ع) با استناد به شکایت سوده بنت عماره، حکم عزل یکی از کارگزاران خود را صادر و جهت ابلاغ به او می‌دهد.

با این که نظر فوق به قول آیت‌الله یزدی عضو فقهای محترم شورای نگهبان و رئیس جامعه‌ي مدرسین حوزه‌ي علمیه قم از بدیهیات دینی است، لیکن گروه اندکی که ظاهراً هرگونه نقد و انتقاد و سؤال را برخلاف آموزه‌های دینی از کفر ابلیس بدتر پنداشته و مجلس را به عنوان خانه‌ي ملت و محل اجتماع عصاره‌های فضایل ملت در حد یک محفل بی‌خاصیت تنزل می‌دهند، قسمتي از سخنانم را به صورت گزینشی و تحریف شده و جهت‌دار نقل کرده و با توسیع دایره‌ي مصادیق عصمت به کابینه‌ي معصوم(ع)، و با دستاویز قرار دادن آن، انواع اکاذیب و اتهامات و ناسزاها را نثار این‌جانب کردند و حتی به دروغ از قول بنده مدعی شدند که امام حسین(ع) را به مجلس فراخوانده و مورد انتقاد و استیضاح قرار خواهم داد!

بدون این که جرم من ثابت شود، به اصطلاح مدافعان سینه چاک امام حسین(ع) به نام این امام، اتهامات و ناسزاهایی نظیر «لجن‌پراکن، منافق، مجنون و لجام‌گسیخته، معلوم‌الحال، سفیه و دیوانه، بی‌عقل، سطحی‌نگر، بی‌شخصیت، شهرت‌طلب، تحمیل شده به مجلس، پلید و ملوث، جرثومه‌ي عناد و جهل و غرور، خودخواه، عاشق خودنمایی، حراج کننده‌ي عقل نمانده در بازار مال فروشان و کالانعام بل هم اضل‌» را که در خور شخصیت حقیرگویندگان و نویسندگان و مدیرمسؤول آن است، نثار این‌جانب کرده و در پایان، حکم صادر کردند که فاقد کمترین صلاحیت برای حضور در مجلس هستم و آن‌گاه مردم را به اغتشاش و قیام ترغیب و خواهان محاکمه‌ي انقلابی و مجازات و قتل بنده و آتش زدن دفتر و منزلم و نیز اخراجم از مجلس شدند. البته به این هم بسنده نکرده و علت وقوع زلزله‌های اخیر تبریز را هم به من نسبت دادند!

با این وصف، به محض آگاهی از این سناریوی از پیش طراحی شده، در 12 آذرماه به منظور تنویر هرچه بیشتر افکار عمومی، جوابیه‌ای خطاب به هتاکان تنظیم و نسخه‌ای از آن به همه‌ي خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها از جمله صداوسیما و نشریات هتاک، که قانوناً ملزم به انتشار آن بودند، ارسال شد، اما دریغ که هیچ‌یک از آن‌ها این پاسخ و تکذیبیه را منتشر نکردند تا بلکه بتوانند از طریق جریحه‌دار ساختن احساسات پاک مردم در روز جمعه و پس از پایان نماز، نمازگزاران را علیه حقیر بشورانند.

متأسفانه ایفای نقش در این بازی خطرناک و توطئه‌آمیز که مهم‌ترین و زشت‌ترین اثر آن شکستن قبح جسارت به سیدالشهدا بوده است، علاوه بر نشریات و سیاست‌پیشگان معلوم‌الحال، به امام جمعه‌ي تبریز نیز واگذار شد که ظاهراً پیگیری مطالبات برحق مردم آذربایجان از جمله پیگیری ماجرای تخریب ارگ علیشاه و سرکوب مردم این خطه و خصوصاً مخالفتم با ممنوعیت استفاده از زبان مادری باعث رنجش خاطر وی شده بود. از این رو به گمان این‌که پس از 7 سال انتظار کشیدن، بهترین فرصت برای ترور شخصیت یکی از محبان امام حسین(ع) فراهم آمده است، ناشیانه به این بازی پیوسته و با غفلت از آیه‌ي شریفه‌ی «ان جائکم فاسق بنبأ فتبینوا» در همان روز صدور تکذیبیه، در جمع طلاب در خط مقدم این افراد قرار گرفت و فرصت‌طلبان، دروغ‌ها و تهمت‌های خود علیه این‌جانب را از زبان وی و از طریق رسانه‌ي ملی منتشر و بدین وسیله فریاد وا اماما و وا اسلاما سر داد. غافل از این‌که مردم می‌دانند که اعلمی، پیش از این و در زمانی که بسیاری از تازه به دوران رسیده‌ها در دکان سه نبش راحت‌طلبی، طریق عافیت و عوام‌فریبی را پیشه‌ي خود ساخته بودند، بارها با جان‌فشانی و نثار جان خویش در راه امام حسین(ع) و در مبارزه با قدرت‌های استبدادی و متجاوز، در عمل، عشق و ارادات واقعی خود به مقتدایش حسین‌بن‌علی(ع) را به اثبات رسانده است.

به‌هر روی به دستور این امام جمعه، مقرر گردید که افاضات و اتهامات ناروا و غیرمسؤولانه‌ي وی علیه این‌جانب از صدا و سیما منعکس گردد.

متأسفانه برخلاف وعده‌ي قطعی آقای ضرغامی مبنی بر عدم انعکاس تهمت‌های امام جمعه‌ی تبریز از صداوسیمای شبکه‌ي استانی آذربایجان‌شرقی و قرائت دو صفحه از بیانیه‌ي مورد توافق بنده و معاون پارلمانی سازمان صداوسیما در این رسانه، با اصرار امام جمعه، بدون این‌که تکذیبیه‌ی این‌جانب قرائت شود، اکاذیب و اتهامات وی علیه این‌جانب از صداوسیما منتشر شد و فردای آن روز مدیرکل صدا و سیمای مرکز استان با من تماس گرفته و اظهار داشت که از تهران دستور رسیده است که یک متن بسیار کوتاه ارسالی از سازمان به نام شما در بخش خبری منعکس شود! به شدت با قرائت آن متن مخالفت کردم و او نیز قول داد که آن‌را پخش نکند، اما در کمال تعجب در بخش خبری ساعت 22 متن کوتاه خود نوشته را به‌نام این‌جانب اعلام کردند تا وانمود نمایند که در پی اظهارات تهدیدگونه‌ي روحانی مورد اشاره، بنده از یک گناه ناکرده توبه نموده‌ام! لاجرم در 14 آذر طی نامه‌ای خطاب به رئیس سازمان صداوسیما ضمن تکذیب اتهامات منتسبه و تشریح سناریویی که علیه این‌جانب تهیه شده بود، به عملکرد آن سازمان اعتراض و تقاضا کردم که پس از هفت سال برای اولین بار اجازه دهند که یک ربع مستقیماً با مردم سخن گفته و حقایق را با آنان در میان بگذارم که تا به امروز این درخواست اجابت نشده است!

در ادامه‌ي سناریو و در پی انتشار نظرات آیت‌الله محمد صادقی تهرانی و آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه‌ي مدرسین حوزه‌ي علمیه قم و از فقهای شورای نگهبان در گفت‌وگو با مدیرمسؤول هفته‌نامه‌ي بهار زنجان و تأکید آنان بر امکان وقوع خطا در عملکرد کارگزاران معصوم(ع) و واجب مؤکد و ضروری بودن تذکر و انتقاد و جلوگیری از وقوع خطا در میان کابینه‌ي فرضی معصوم(ع)، طراحان سناریوی مورد اشاره که طرحشان برای صدور حکم تکفیر و ارتداد این‌جانب با شکست مواجه شده بود، برای بی‌اثر کردن نظرات فقهای فوق، در 13 آذر دست به دامان یکی از اعضای جامعه‌ي مدرسین شده و با دستپاچگی از طریق خبرگزاری فارس در مقام تکذیب اظهارات آیت‌الله یزدی برآمدند. مدیرمسؤول هفته‎‎نامه‌ي بهار زنجان و این‌جانب طی تماس با آیت‌الله یزدی نظر وی را در مورد صحت و سقم تکذیبیه‌ی منسوب به ایشان پرسیدیم. آیت‌الله یزدی ضمن اظهار بی‌اطلاعی از تکذیبیه‌ي مذکور، همچنان بر نظر خود تأکید و اصرار ورزیده و اظهار داشتند که حرف نادرستی نزده‌ام که تکذیب کنم. لذا از خبرگزاری فارس که یکی از مجریان سناریوی مورد بحث می‌باشد، خواستند که هر چه سریع‌تر تکذیبیه را از خروجی خبرگزاری حدف نماید. خبری که در ساعت 20:15 بر روی سایت این خبرگزاری قرار گرفته بود در ساعت 22:20 از فهرست خبرهایش حذف شد. با این وصف روزنامه‌ها و رسانه‌هایی که همواره از مصونیت آهنین برخوردارند در اقدامی غیراخلاقی همان تکذیبیه‌ی کذایی را منتشر کردند.(نوار مصاحبه‌های آیت‌الله یزدی با بهار زنجان موجود است)

علی‌رغم انتشار متن کامل سخنرانی و جوابیه و تکذیبیه‌ي این‌جانب در برخی از رسانه‌ها، امام جمعه‌ي تبریز فراتر از جایگاهی که دارد در اقدامی غیرمسؤولانه و در ادامه‌ي همان سناریوی از پیش طراحی شده، این بار در نماز جمعه‌ي تبریز، میتینگ اعتراضی و انتخاباتی 100 نفره‌ي هواداران دولت و یکی از نمایندگان یکی از شهرهای کشور را راهپیمایی مردم آن شهر علیه بنده عنوان کرده و مدعی شد که جامعه‌ي مدرسین حوزه‌ي علمیه‌ي قم نیز اظهارات اعلمی را محکوم کرده است و در خاتمه به صورتی تحریک‌آ‌میز خواهان توبه و استغفار این‌جانب شد.

پس از پایان نماز جمعه، عناصر 100 نفره‌ای که نوعاً از عاملان اصلی سرکوب اخیر مردم آذربایجان بوده‌اند، طبق یک برنامه و به صورت پراکنده به میان جمعیت نمازگزاری که عازم منزل خود بودند رفته و شروع به شعار دادن علیه بنده نمودند و دوربین‌های صداوسیما هم که از قبل در آ‌ن‌جا مستقر بودند به نوعی آن را فیلمبرداری و «میکس» و پخش کردند که گویی یک جمعیت 2000 نفره به صورت خودجوش علیه اعلمی دست به راهپیمایی زده‌اند! این فیلم و اظهارات امام جمعه چندین بار از بخش‌های مختلف خبری شبکه‌ی استانی صداوسیما به نمایش درآمد و در همین راستا در سطح شهر نیز پلاکاردها و پارچه نوشته‌هایی در محکومیت و اعلام انزجار نسبت به گناه ناکرده‌ي من نصب گردید و حتی برخی مدیران فرصت‌طلب نظیر رئیس شرکت پخش و پالایش فرآورده‌های نفتی آذربایجان نیز با دعوت از یک روحانی به گمان این‌که مرگ سیاسی بنده فرارسیده است، مسؤولیت ادامه‌ي جوسازی‌ها علیه این‌جانب را برعهده گرفتند!

به‌راستی اگر درد امام جمعه و معرکه‌گردانان دیگری که مرا به دلیل بیان نظراتی مشابه با آنچه که آیت‌الله محمد صادقی تهرانی و آیت‌الله یزدی عنوان کرده‌اند، تا آستانه‌ي کفر و ارتداد برده و قصد داشتند که ملت را علیه این‌جانب بسیج نمایند، درد دین است، چرا پیش از این در برابر کسانی که رئیس‌جمهور کنونی را در حد معصوم بالا برده و پیامبر خواندند و یا در آزمون فرهنگیان، بدترین اهانت‌ها و جسارت‌ها را نسبت به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام روا داشتند و نیز در قبال اظهارات مشاور رئیس‌جمهور مبنی بر زدن گردن مراجع تقلید، به توجیه پرداختند و یا سکوت اختیار کردند؟!

از طرفی در قانون اساسی، جایگاه قانونی هر یک از اشخاص حقوقی مشخص شده است. اصل 84 همین قانون، نماینده را در اظهارنظر آزاد بیان کرده است. این امام جمعه پاسخ دهد که جایگاه قانونی وی برای اظهارات غیرمسؤولانه و تحریک عوامل چشم و گوش بسته علیه یک نماینده و نیز تهدید وی برای استغفار از گناهی که مرتکب نشده از کدام جایگاه قانونی ایراد و در صدا و سیما انعکاس می‌یابد؟

و اساساً آقای امام جمعه‌ي تبریز پاسخ دهند در شرایطی که اعلمی شیعه بودن خود را نسبت به ائمه‌ي اطهار و امام حسین(ع) با اهدای بخشی از جسم و سلامتی خود در راه امام حسین(ع) عملاً به اثبات رسانده، وی در طول عمر خود کدام قدم مثبت و حسین‌گونه را در راه این امام همام برداشته است که این چنین فریاد وا اماما سرداده و بی‌پروا بر من می‌تازد؟!

مضاف بر این، در شرایطی که بنا به فرمایش امام جعفر صادق(ع) «هر کس به زیان مؤمنی سخن بگوید و از آن رسوایی او و از بین بردن مروت و جوانمردی‌اش را بخواهد، تا از چشم مردمان بیفتد، خداوند او را از ولایت خویش به ولایت شیطان می‌اندازد، ولی شیطان هم او را نمی‌پذیرد» و نیز بنا به فرموده‌ی همین امام به نقل از پیامبر(ص) هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است. کسانی که با پنهان شدن در پشت امام حسین(ع) انواع اهانت‌ها و هتاکی‌ها و تهمت‌ها و ناسزاها را نثار یک مسلمان کرده‌اند، باید پاسخ دهند که این قبیل اراجیف، چه سنخیتی با موازین اسلام و ویژگی‌های پیروان راستین سیدالشهدا دارد؟!

 

و بالاخره به فرض محال، ‌گیریم که همه‌ي این هیاهوها و جار و جنجال‌های کاذب، معاذالله برای گناه کبیره‌ای است که اعلمی انجام داده است، به قول آن هم‌وطن یهودی که در خبرگزاری انتخاب نوشته است، غوغاسالاران و هتاکان قلم به دست و صاحب تریبون، چگونه در پایان کار که به خانه باز می‌گردند، قادرند به چشمان فرزندان خود که شهامت یک حسین و عقل یک حسن و آینده‌بینی یک علی را تجربه می‌کنند، بنگرند و به آنان بگویند که چگونه با نوشتن این تحریفات و واشریعتا، وامسلمانا فریاد زدن، فردی را که عقیده‌اش را در چارچوب شرع و قانون بیان کرده، تهدید به انتقام عموم از وی می‌کنند و یک مشت کوردل متعصب را تحریک به مثله کردن پدر و نان‌آور یک خانوار می‌نمایند! به راستی خانواده‌ي اعلمی چه گناهی کرده که باید بیش از ده روز پریشان خاطر شده و با آبرویشان بازی شود؟!

 

بهانه‌اي به نام «توهين به مقدسات»!

در حاشيه برخورد افراطيون با سخنان اعلمي؛

بهانه‌اي به نام «توهين به مقدسات»

منبع:روزنامه سیاست روز - محسن مقصودی

با توجه به انتقادات صريح و تند آقاي اعلمي از دولت نهم در دو سال اخير ظاهرا برخي حاميان افراطي دولت نهم به سبب تلافي و حذف ايشان از صحنه سياسي و انتخابات آينده به صورت شتابزده و با استفاده‌ از بهانه‌اي به نام «توهين به مقدسات» به تحريك احساسات پاك مردم پرداخته تا بدين وسيله زمينه را براي رد صلاحيت وي آماده كنند


بهانه‌اي به نام «توهين به مقدسات»


در هفته گذشته ماجراي سخنان «اكبر اعلمي» نماينده مردم تبريز در مجلس، در خصوص نقد دولت‌ها و اشاره به سئوال و نقد از هر كابينه‌اي، حتي كابينه امام حسين(ع) با توجه به معيارهاي قانون اساسي، با واكنش‌هاي متعددي روبرو گشت كه برخي از آنها از دايره انصاف و اخلاق نيز خارج شد و حتي برخي روزنامه‌ها و مجموعه‌هايي كه خود را نماينده تفكر حزب‌اللهي مي‌دانند، آنچنان تند رفتند، كه سخن از «محاكمه انقلابي و مردمي» اعلمي راندند و تهديد كردند كه در صورت عدم برخورد مسئولان با وي، مسئولان بايد منتظر «حركت انقلابي فرزندان فدائيان اسلام» در برخورد با وي باشند!!

از آنجايي اعلمي اگرچه ظاهرا به اردوگاه اصلاح طلبان تعلق دارد، اما عملكرد ايشان خصوصا در مجلس ششم و افشاگري‌ها و انتقادات او در خصوص بروز فساد اقتصادي در كابينه آقاي خاتمي نشان داد كه ايشان، نماينده ملت است و گرايش‌هاي حزبي و سياسي و منافع احتمالي، وي را از احقاق حقوق مردم و نظارت بر دولتمردان منع نمي‌كند

 
كه اين گونه نگاه‌هاي سياست‌زده و غير‌اخلاقي، كه براي حذف رقيب حاضرند حتي از مقدسات ملت خرج كنند، در جامعه ما مسبوق به سابقه است، لذا براي آگاهي مخاطبان و اعتراض و هشدار به سياست‌بازان، شايسته است كه اين موضوع كمي شكافته شود.

ابتدا ذكر اين نكته ضروري است، كه نگارنده اگرچه به لحاظ سياسي و نظري با آقاي اعلمي اختلاف نظر داشته و در برخي موارد با ايشان تضاد مبنايي دارد، اما شجاعت، صراحت و روحيه منتقد ايشان را در مجلس شوراي اسلامي تحسين مي‌نمايد.

آقاي اعلمي اگرچه ظاهرا به اردوگاه اصلاح طلبان تعلق دارد، اما عملكرد ايشان خصوصا در مجلس ششم و افشاگري‌ها و انتقادات او در خصوص بروز فساد اقتصادي در كابينه آقاي خاتمي نشان داد كه ايشان، نماينده ملت است و گرايش‌هاي حزبي و سياسي و منافع احتمالي، وي را از احقاق حقوق مردم و نظارت بر دولتمردان منع نمي‌كند.

اما در خصوص سخنان اخير آقاي اعلمي در زنجان، كه واكنش‌هاي متعددي برانگيخت بايد گفت؛ با توجه به مفاهيم ديني و اعتقادي ما سخنان ايشان در خصوص سئوال و انتقاد از كابينه فرضي امام حسين(ع) به لحاظ اعتقادي، ايرادي نداشته و از لحاظ نظري قابل اعتراض نيست.

بر مبناي اعتقاد شيعه، امامان و اهل بيت (ع)، معصومند و نه ياران و اصحاب آنها. تاريخ صدر اسلام و حوادث و پيمان شكني‌هاي متعدد ياران ويژه رسول اكرم(ص) و ائمه
در خصوص سخنان اخير آقاي اعلمي در زنجان، كه واكنش‌هاي متعددي برانگيخت بايد گفت؛ با توجه به مفاهيم ديني و اعتقادي ما سخنان ايشان در خصوص سئوال و انتقاد از كابينه فرضي امام حسين(ع) به لحاظ اعتقادي، ايرادي نداشته و از لحاظ نظري قابل اعتراض نيست. بر مبناي اعتقاد شيعه، امامان و اهل بيت (ع)، معصومند و نه ياران و اصحاب آنها. تاريخ صدر اسلام و حوادث و پيمان شكني‌هاي متعدد ياران ويژه رسول اكرم(ص) و ائمه هدي(ع) نيز گواه همين مدعاست.
هدي(ع) نيز گواه همين مدعاست.

از پيمان شكني طلحه و زبيرها ـ كه روزگاري از اصحاب ويژه رسول خدا بودند ـ گرفته تا برخي از فرمانداران و كارگزاران اميرالمومنين، نظير شريح قاضي و عثمان بن حنيف و «ابن هرمه» (يكي از واليان اهواز) و.. كه حضرت در خصوص خيانت‌ها و نواقص آنها نامه‌هاي تند و اعتراضي مي‌نويسد و برخي را عزل و مجازات مي‌نمايد، همگي نشان مي دهد كه كابينه معصومين، مصون از خطا نيستند.

و راستي مگر دوران كوتاه «خلافت امام حسن(ع) با خيانت عده‌اي از ياران و سردارانش به پايان نرسيد؟!

عجب است از برخي علما و دينداران كه قطعا اين موارد تاريخي را مي‌دانند و حال در خصوص سخن شخصي، در خصوص سئوال و نقد از كابينه فرضي سالار شهيدان آن هم با معيارهاي قانون اساسي ـ كه برگرفته از اسلام است ـ برآشفته‌اند.

آنانكه اين گونه بر سخنان اعلمي ايراد اعتقادي وارد مي‌كنند اين سخن حضرت امام(ره) را چگونه تفسير مي‌كنند: «هر فردى از افراد ملت حق دارد كه مستقيما در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر بر خلاف وظايف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است.» (ج 15 صحيفه نور)

در اعتقادات شيعه نيز در خصوص ضرورت نقد حاكمان بسيار تاكيد شده است و بالاترين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر نيز در خصوص حاكمان و اصلاح آنها تعريف شده است.

بنابر آنچه از تاريخ اسلام و اعتقادات شيعه ذكر شد، سخنان اعلمي به لحاظ محتوايي و اعتقادي هيچ ايرادي نداشته، هر چند خبرگزاري فارس و برخي سايت‌هاي خبري و روزنامه‌ها سعي نمودند
آقاي اعلمي بايد در نوع ادبيات خود دقت بيشتري مي‌كرد، و اساسا مثال زدن از كابينه امام حسين(ع) در سخنراني ايشان نه ضروري بود و نه رواج اين قبيل تمثيلات در فضاي سياسي شايسته است
با انتخاب گزينشي و تحريف بخشي از سخنان وي، موضوع را طور ديگري جلوه دهند.

البته آقاي اعلمي بايد در نوع ادبيات خود دقت بيشتري مي‌كرد، و اساسا مثال زدن از كابينه امام حسين(ع) در سخنراني ايشان نه ضروري بود و نه رواج اين قبيل تمثيلات در فضاي سياسي شايسته است.

اما در خصوص نحوه تقابل و واكنش‌هاي افراطي برخي كه خود را مدعي دين داري مي‌دانند، با توجه به آنچه ذكر شد، بايد گفت؛ اكثر اين واكنش‌ها با دغدغه سياسي صورت پذيرفته و نه دغدغه ديني و اعتقادي.

با توجه به انتقادات صريح و تند آقاي اعلمي از دولت نهم در دو سال اخير ـ كه البته برخي از آنها غير منصفانه بوده است ـ ظاهرا برخي حاميان افراطي دولت نهم به سبب تلافي و حذف ايشان از صحنه سياسي و انتخابات آينده به صورت شتابزده و با استفاده‌ از بهانه‌اي به نام «توهين به مقدسات» به تحريك احساسات پاك مردم پرداخته تا بدين وسيله زمينه را براي رد صلاحيت وي آماده كنند.

تعجب نگارنده از آن است كه سياسيون مصلحت‌پرستي كه امروز توهين به مقدسات را بهانه برخورد با اعلمي كرده‌اند،

آن روز كه در آزمون فرهنگيان در بخشي از دولت نهم به مقدسات توهين شد كجا بودند؟! و ...

لازم به ذكر است سخنان آقاي اعلمي، در بخش سياسي آن، خصوصا آنجايي كه سخن از «لزوم طرح عدم كفايت رئيس‌جمهور در مجلس» مي‌زند، مورد نقد جدي ماست، اما توهين و تهديد و حذف وي به بهانه توهين به مقدسات، عملي غير اخلاقي و از روي سياست‌بازي است.

برخي سياسيون بي‌اخلاق و مدعي دين، بايد بدانند كه خيمه امام حسين(ع) بسيار وسيع‌تر و فراتر از چتر كوچك آنهاست و لذا در حاليكه اعلمي پس از اين جنجالها بارها تاكيد كرد، كه به سربازي امام حسين(ع) افتخار مي‌كند و خود را نوكر امام حسين(ع) مي‌داند، اصرار برخي بر اينكه او را مقابل سالار شهيدان قرار دهند، خلاف اخلاق اسلامي و خلاف مشي اهل بيت(ع) است.

امامان بزرگوار شيعه حتي با آنهايي كه هتاكي و بي‌حرمتي مي‌كردند آنچنان بزرگوارانه برخورد مي‌كردند كه او را جذب اسلام ناب و تشيع مي‌نمودند و حالا ما براي دفع كسي كه خود را سرباز اهل بيت مي‌داند از هيچ تلاشي دريغ نمي‌كنيم! چقدر فاصله است بين اعمال برخي سياسيون مصلحت‌پرست، با امامان بزرگوار ما.

به اميد آنكه سياسيون، عرصه اصلي رقابت انتخاباتي را در خدمت بيشتر به مردم بدانند و ميدان اصلي مبارزه را در ميدان «جنگ فقر و غنا» بازتعريف نموده و براي اصلاحات واقعي كه مبارزه بي‌امان با فقر و فساد و تبعيض است، سينه‌چاكي كنند، چرا كه امروز ميدان اصلي دفاع از اهل بيت(ع) و خون شهدا در مبارزه بي‌امان با فقر و فساد و تبعيض است.

اعتراف تاج الدینی به قضاوت و پیشداوری اشتباهش در مورد اعلمی؟

تاج الدینی نماینده تبریزکه در پی انتشار مغرضانه بخشی از سخنان اعلمی توسط برخی رسانه ها، در جمع اصلاح طلبان زنجان با قضاوتی عجولانه در مصاحبه با خبر پراکنی فارس اظهارات وی را توهین به مقدسات عنوان کرده بود در مصاحبه ای جدید با برخی از خبرگزاریها ونشریات به اشتباه خویش اعتراف نموده وسخنان اعلمی را توهین ندانست .


        
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیدمحمدرضا میرتاج الدینی در مصاحبه قبلی گفته بود: این گونه اظهارات باعث نگرانی افكار عمومی و مردم مذهبی می‌شود. و از زمان انتشار این مطلب، بعضی از اقشار و گروه‌های مردم به این سخنان اعتراض كرده و خواستار اصلاح آن شده‌اندواگر انسان خود را مطلق تلقی كند، بنابراین همه را به باد انتقاد خواهد گرفت و به بازی‌هایی كشیده می‌شود كه قابل كنترل نخواهد بود.

«مطلق‌انگاری شخصی» آفت هر انسانی است كه در عالم سیاست وارد شده و می‌خواهد با معیارهای خودش درباره همه چیز قضاوت و اظهارنظر كند.

وی در بخش دیگری از سخنانش این سؤال‌ها را مطرح كرده بود كه آیا كابینه امام حسین عليه‌السلام از حقوق و منافع ملی دفاع نمی‌كند كه اعلمی بخواهد دفاع كند؟ و یا اگر در میان كابینه امام حسین عليه‌السلام كسی بخواهد برخلاف منافع ملی و حقوق ملت اقدامی كند، آیا امام حسین عليه‌السلام در برابر او سكوت خواهد كرد؟

 

میرتاج الدینی در مصاحبه جدید خویش گفته است:

 سخنان اعلمی ناقص منتشر شده است

خبرگزاری فارس باید توضیح دهد که چرا بخش دوم سخنان اعلمی که توضیحاتی ارائه کرده را در خبر خود نیاورده است و این اعتراض به فارس وارد است.

محمدرضا میرتاج الدینی نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی گفت: . برخی رسانه ها صحبت های اکبر اعلمی را ناقص منتشر کردند و خبرگزاری ها باید در اطلاع رسانی خود اخبار را کامل منتشر کنند.
 
میرتاج الدینی در جمع خبرنگاران در خصوص اظهارات اعلمی بیان داشت: بعد از آنکه با اعلمی صحبت کردم  و همچنین پس از استماع نوار سخنان اعلمی ، از این اظهارات اهانت به مقدسات را برداشت نکردم و متوجه شدم صحبت های وی ناقص منتشر شده و هیچ جسارتی را نسبت به مقدسات نداشته است

نماینده تبریز با اشاره به صحبت های خود و اکبر اعلمی و شنیدن سی دی سخنان اعلمی در مورد این موضوع یادآور شد : ایشان این بحث ها را در یک محیط محدود و در جلسه خواص مطرح کردند و در همان ابتدای صبحت گفته اند کل بحث داخلی است و بدون هماهنگی نباید در خارج از این جلسه پخش شود. دلیل ایشان این بوده از آنجایی که صریح صحبت می کنند ممکن است برداشت های نادرست در بیرون از این محفل بیان شود.

 

وی گفت: بنابراین در چنین بحثی اعملی در مقام اهمیت نقد و انتقاد از مجریان صحبت می کرده و اینکه گفته است "حتی اگر کابینه امام حسین هم در صدر باشد از کابینه انتقاد می کنم" قصد جسارت و انگیزه دیگری در کار نبوده است.

 

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس افزود: ایشان در همان جلسه وقتی یکی از افراد سئوال می کند مگر شما امام را معصوم نمی دانید که می خواهید از وی سئوال کنید پاسخ می دهد امام معصوم را نمی گویم بلکه کارگزاران و اعضای کابینه را می گویم و در این رابطه مفصل توضیح می دهد و تاکید می کند نباید از این صحبت من برداشت اهانت شود.

 

میر تاج الدینی در ادامه با اشاره به برداشت برخی ها که این سخنان اعلمی را اهانت به مقدسات دانستند یاداور شد: در این رابطه برخی از علما که در محافل داخلی و بیرونی اظهار نظر کرده اند اصل انتقاد از کابینه امام معصوم را اهانت تلقی نکردند ،

وی در پاسخ به این سوال که آیا شما گفته اید مردم تبریز از اظهارات اعلمی عصبانی هستند گفت: من در مصاحبه خود کلمه عصبانی را به کار نبرده ام.
وی در پایان گفت: خبرگزاری فارس باید توضیح دهد که چرا بخش دوم سخنان اعلمی که توضیحاتی ارائه کرده را در خبر خود نیاورده است و این اعتراض به فارس وارد است.

ولی با این وجود چه بهتر وزیبنده تر بود تاج الدینی بعنوان شخصی روحانی ونماینده شهر تبریز، قبل از هرگونه اظهارنظر و قضاوتی احساسی که تحت فشار و جوسازی هدف دار  از سوی عده ای خاص صورت گرفت، ممانعت کرده و به متن کامل سخنان مراجعه میکرد تا امروز نیازی به اعتراف نداشته باشد.

تجمع 300 -350نفری انصار حزب الله در تبریز بر علیه اعلمی در شهر 5/1 میلیون نفری؟؟!!

پس از پایان نماز جمعه در تبریزعده ای از انصار حزب الله که در سرکوب مردم آذربایجان نقش موثری داشتند هنگام خروج جمعیت 500-600 نفره نمازگزار از مصلی با استفاده از فرصت و برای اینکه وانمود کنند که نمازگزارانی که عازم منزل بودند در اعتراض به سخنان اعلمی دست به راهپیمایی زده اند بصورت پراکنده وارد صفوف آنها شده و یصورت هماهنگ اقدام به دادن شعارهای از پیش تعیین شده کردند .این در حالی است که اکثر این جمعیت بدون کوچکترین عکس العمل و همراهی با معرکه گردانان و شعار دهندگان برای مراجعت به خانه همچنان به راه خود ادامه دادند . در اینجا لازم است جهت تنویر افکار عمومی به چند نکته اشاره نمائیم::

۱- آیا اساسا به این موضوع اندیشیده اید که در صورت انعکاس خبر این راهپیمایی اعتراضی چند ده نفره بر علیه اعلمی که از چندین روز قبل و با وجود آنهمه سمپاشی و جوسازی و تبلیغات رسانه ای گسترده از طریق صدا وسیما و مطبو عات وابسته و همراهی دو نماینده اصولگرا مردم چه فکری خواهند کرد؟ و آیا به این نتیجه نمی رسند که همه ظرفیت امام جمعه و عمال وی در ادارات و بسیج در شهر 5 /1 میلیون نفری تبریز و مهد عاشقان و شیفتگان ابا عبدالله الحسین(ع) درهمین چند صد نفر خلاصه میشود. آیا تا کنون به این موضوع اندیشیده اید که با فراخوان اعلمی برای مخالفت با شما چه اتفاقی خواهد افتاد و نتیجه به نفع چه کسی تمام خواهد شد؟

۲- مردم خود بهترین وآگاه ترین تحلیلگر مسائل و اتفاقات مختلف میباشند و بخوبی میدانند که همه این هجمه ها و حملات گفتاری و تبلیغاتی که از سوی عده ای خاص در شهرتبریز مهد عاشقان و شیفتگان ابا عبدالله الحسین(ع)صورت میگیرد بخاطر پیگیری و دفاع اعلمی از مطالبات مردم و پیگیری و مخالفت با تخریب کنندگان ارک علیشاه تبریز و اصرار بر توقف ساخت و سازهای غیر قانونی است .مردم بخوبی میدانند که درد شبستری درد امام حسین نیست بلکه درد مخالفت اعلمی با عوامل سرکوب مردم آذربایجان در اتفاقات خرداد 85 آذربایجان و عدم برخورد متناسب با آمرین و مجریان این سرکوب است .چطور ممکن است مردم سوال تاریخی وی از وزیر کشور در مورد مسائل آذربایجان را فراموش کرده باشند.چطور ممکن است که فرا خواندن دو وزیر دولت نهم (کشور و بازرگانی) به مجلس جهت ژاسخگویی به ممنوعیت استفاده از واژگان ترکی در سر درب مغازه ها و درنتیجه لغو آنرا از یاد برده باشند؟و..... آری مردم خود بخوبی واقفند که اعلمی تاوان چه چیزی را میپردازد و اینرا هم میدانند که رقبای وی مترصدند که با تمسک به این حربه ناجوانمردانه و غیر انسانی وجهه او را تخریب کنند ولی باید بذانند که اکاذیب مطرح شده نه تنها باعث تخریب اعلمی نمیشود بلکه باعث محبوبیت بیش از بیش او هم خواهد شد و مظلومیت و حق بودن اورا همچو ن مولایش امام حسین (ع) بیشتر نمایان خواهد ساخت.

۳-  اظهار نظر و عکس العمل عجولانه و فرصت طلبانه دو تن از نمایندگان تبریز در مجلس ، بخل وحسادت آنان را بیش از پیش آشکار کرده و آنان را در دید مردم خوار و تخریب کرد .حتما از یاد نبرده اید که در ورزشگاه 70 هزار نفری تبریز در بازی تیمهای تراکتور سازی و شیرین فراز زمان اعلام خوش آمد گوئی به میمانان حاضر در ورزشگاه با اعلام اسامی این دو نماینده و سایر شخصیت های از طرف مردم حاضر بالاتفاق هو شده و مورد تمسخر قرار گرفتند ولی با ذکر نام اعلمی مردم به مدت چند دقیقه او را تشویق نموده و برایش ابراز احساسات کردند. 

۴- در واقع امام جمعه تبریز بزعم خود می پندارد که با بدست آوردن این فرصت و تحریک و تحمیق عده ای عوام احساساتی و پالایش مغزی شده خواست می تواند تنها نماینده بی اعتنا به وی در سطح استان را با حربه استفاده از مقدسات و تعلقات مذهبی مردم از صحنه خارج کرده و فضای موجود استان را بیش از این به نفع خود یکدست نموده وبه اهداف خویش دست یابد غافل از اینکه غالب مردم بر خلاف این می اندیشند . 

۵- سو استفاده وشیطنت عکاس و خبرنگار خبر پراکنی فارس در نوع و نحوه گرفتن عکس و نشان دادن و القا این موضوع به مردم ومخاطبان که مخالفان اعلمی هم کم نیستند بر کسی پوشیده نیست .

۶- حتی در صورتی که مخالفان و رقبای نا جوانمرد اعلمی که از هر طیف و گروهی هستند با این حربه به هدف نهائی خویش مبنی بر رد صلاحیت اعلمی توفیق یابنند! بدانند که نام اعلمی در صورت رد صلاحیت برای همیشه بعنوان یک قهرمان در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت خواهد شد و این مقدمه چینی و زمینه سازی ها برای رسیدن به این هدف شوم نتیجه عکس خواهد داد.

فرید آزاد از تبریز

حمایت قاطع جمعی از دانشجویان دانشگاههای تبریز واردبیل از اعلمی دربرابرانحصارطلبان تندرو

فتنه جویی ، سناریو یا انتقام ؟

نگاهی بر تحریف خبری سخنان دکتر اعلمی در دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی- منطقه‌ زنجان

يقيناً پاي‌بندي به مفاد سوگندنامهاي كه به شرح مذكور در اصل 67 قانون اساسي در مراسم تحليف ايراد كردهام و نيز عدم خيانت به اعتماد ملت و پيگيري مطالبات آنها و همچنين شريك بودن در غمها و شاديهاي آنان، بدون هزينه نيست و در اين مسير اگر لازم باشد چه بسا تاوان‌های سنگينی را بايد پرداخت. 

  

(ا کبر اعلمی در پاسخ به رسانه‌های کذاب)

 

انتشار گزینشی و منحرف شده سخنان دکتر اعلمی توسط خبرگزاری فارس (خبرگزاری نورچشمی دولت نهم) که پنجشنبه شب گذشته در جمع اصلاح طلبان و در شهر زنجان ایراد شده بود ،  سوژه ای مناسب برای افراد و گروههای مغرض برای حمله و هتاکی بر علیه این نماینده مردمی شد.  دکتر اعلمی که در سخنان خود گفته بود :"خاتمی که سهل است، حتی اگر امام حسین(ع) هم کابینه تشکیل دهد، بر اساس معیارهایی که دارم، چون قسم خورده‌ام که از حقوق ملت، قانون اساسی، منافع ملی و اسلام دفاع کنم، اگر این کابینه هم از معیارهای تدوین شده در قانون اساسی که مبتنی بر معیارهای اسلامی است، عدول کند، کابینه ی امام حسین را هم به مجلس می اورم وانتقاد می‌کنم. همان طور که در دولت علی(ع) هم افراد مانند زیاد بن‌ابیه و دیگران مسؤولیت داشتند و علی(ع) باآنان برخورد کرد." از طرف خبر گزاری فارس اینگونه تلقی شده است :" : امروز هم انتقاد مي‌كنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد،براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خورده‌ام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نمي‌كنم.
وي يادآور شد: اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده عدول كرده، كابينه‌ امام حسين (ع) را مي‌كشم مي‌آورم مجلس."

عملکرد غیر اخلاقی و البته تعمدی خبرنگار فارس سرآغاز توهینات و لجن پراکنی معاندین و مخالفین اعلمی را بار دیگر فراهم نمود.  

از مخالفین و معاندین اعلمی که طیفهای متفاوتی را شامل می‌شوند ‌می‌توان به موارد زیر اشاره نمود :

1-مست شدگان رایحه خوش خدمت که کوچکترین انتقاد از دولت نهم را خیانت به جمهوری اسلامی تلقی نموده و جوابهای دندان شکن و البته علمی!!! و صد البته با آمار و ارقام رسمی !!! خود را از تریبونهای گسترده خود منتشر می‌کنند .

2-مخالفین حل مدنی مسائل آذربایجان که تحمل مدافعه‌های شجاعانه اعلمی را از حقوق به حقه آذربایجان نداشته و تمام تلاشهای خود برای بایکوت این مسائل را هدر رفته می‌بینند .

3-نمایندگان هم حوزه اعلمی که وظیفه دفاع از آذربایجان را تنها در رسانه خصوصی باصطلاح ملی که دائما در اختیارشان می‌باشدو همچنین هفته‌نامه‌های محلی (که با عنوان آگهی صفحات این نشریات را می‌خرند) می باشد.تا به جای کار و مدافعه در مجلس ادای کار را در این رسانه ها در بیاورند و مسبب به زحمت افتادن و نمایش بازی کردن خود را اعلمی می دانند که به جای معاملات تجاری و سیاسی با باندهای قدرت وقت خود را برای دفاع از موکلین خود در مجلس تلف می‌نماید . عالیجنابانی که در روزهای سخت آذربایجان خبری از ایشان نبود و لب به سخن نمی‌گشودند ،امروز بر علیه نماینده‌ای که محبوبیتش برای بعضیها حسادت آور باشد مصاحبه‌ها می‌کنند.

البته اینها تنها نمونه‌ای از مخالفین وی می باشند و عده دیگری نیز دلایل کافی برای دشمنی با ایشان را دارند و گروهی نیز بطور همزمان در چند گروه فوق الذکر قرار می‌گیرند.

روزنامه ابرار به بهانه‌ خبر منحرف ذکر شده با ادبیات لمپنی خود‌،بدترین توهین‌ها را نثار اعلمی نموده و سپس به تمجید از ملت غیور آذربایجان پرداخته است. حال از مسئولین این روزنامه سوال می‌کنیم که چرا همین ملت غیور به آقای اعلمی اعتراض نکردند و آیا حاضرین جلسه که خود قسمتی از نخبگان همین ملت غیور بودند باصطلاح توهین‌های آقای اعلمی را نشنیدند ؟

روزنامه کیهان نیز با اشاره به سخنان اعلمی از وی خواسته که فورا توبه کند ! و احتمال رد صلاحیت ایشان برای دوره آتی مجلس پررنگ دانسته‌ است.البته از کیهان که با نظرات تند و افراطی خود مشهور است اینچنین اظهار عقیده‌ای چندان بعید نیست ولی فتوای رد صلاحیت ایشان انسان را به پیش نوشته بودن این سناریوی تحریف و توهین مظنون می‌نماید.

دکتر اعلمی با حضور در قلعه بابک ، مدافعات جانانه در خرداد 85 و 86از مدافعین حقوق به حق مردم آذربایجان ، دفاع از آثار و میراث باستانی همچون ارک علیشاه ، بازار سماورسازان ،خانه ستارخان و...

مطرح نمودن اصل 15 در مجلس ششم و هفتم ،مقابله با توطئه منع استفاده از زبان ترکی در معابر عمومی، پیگیری طرحهای اقتصادی همچون پروژه دشت گلفرج،کارخانه لامپ تلویزیون مرند ، کارخانه ایران خودروی تبریز و....موجب ناراحتی عده‌ای از آقایان گردیده است و احتمال اینچنین توطئه‌های جاهلانه انتقامی بر علیه ایشان را هر روز افزایش می‌دهد .

 لذا ملت آگاه و غیورآذربایجان که دوست و دشمن بر غیرت و آگاهی آن واقف بوده و چه بسا عده‌ای با ذکر همین عناوین بزرگترین بلاها را بر سر مردم این خطه آورده‌اند. از نماینده دلیر خود دفاع خواهند نمود و نخواهند گذاشت که وی به جرم دفاع از ایشان غریبانه مظلوم واقع گردد. اگر چه رسانه های مافیایی  باندهای قدرت همه روزه به تبلیغ علیه دوستان و همدستان و تخریب ومنتقدان خود می پردازند ولی ملت آذربایجان چنانکه در طول تاریخ نشان داده است ،قدرت تشخیص خیر و شر خود را دارا می باشد. 

ما  ضمن ابراز تاسف نسبت به استفاده ابزاری عده‌ای افراد معلوم الحال از مقدسات دینی ، جهت تسویه حسابهای سیاسی ، تحریفات خبری و در ادامه آن گستاخی و هتاکی به نماینده مردمی آذربایجان را محکوم نموده و از صدا و سیمای جمهوری اسلامی درخواست می‌کنیم که فیلم سخنرانی 3ساعته دکتر اعلمی نماینده ممنوع التصویر این رسانه را پخش نموده تا شبهات ایجاد شده برطرف شوند .

تشکل آرمان دانشجودانشگاه آزاد اسلامی تبریز
انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل




-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نامه اعتراضی اعلمی به ضرغامی رئیس صدا وسیما

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس ضرغامی
ریاست محترم سازمان صدا و سیما

 

چنانکه واقفید در روزهای اخیر عده ای فرصت طلب ،فتنه گر و کذاب که سال های متمادی در انتظار بدست آوردن نقطه ضعفی از اینجانب ثانیه شماری می کردند ،به ناجوانمردانه ترین روش ،صدر و ذیل سخنان سه ساعته اینجانب در جمع مردم متدین زنجان را حذف و همچون کعب الاحبار و عبدالله ابن سبا قسمتی از آنرا بصورت گزینشی ، مقطع و تحریف شده منعکس و ضمن مغتنم شمردن فرصت برای عقده گشایی های چندین ساله خود ،با دستاویز قرار دادن خودساخته های خویش در پشت مقدسات ملت جبهه گرفته و با آگاهی از تعطیلی مجلس و اینکه فاقد تریبون لازم برای پاسخگویی هستم ،در مقام تحریک احساسات پاک شیفتگان سالار شهیدان امام حسین (ع) ،علیه اینجانب بر آمده اند.

 

گرچه بدلیل شناخت مردم از ارادت و سرسپردگی عمیق اینجانب نسبت به نخستین آموزگار آزادگی و نیز آنعکاس کامل نه چندان گسترده سخنانم در تعداد انگشت شماری از رسانه های آزاد اندیش (دهم آذر)، تیر زهر آگین آنان به سنگ خورده و این ترفند غیر اخلاقی بصورت دلخواه آنان پاسخ نداد، با این وصف به محض اطلاع از توطئه و سناریوی طراحی شده دین به دنیا فروشان، در تاریخ (12آذر) برای تنویر افکار عمومی بیانیه ای در پاسخ به خفاشان شب و در رد اتهامات نا روای هتاکان و نشر دهندگان اکاذیب، تنظیم و نسخه ای از آن به همه رسانه ها از جمله صدا و سیما ارسال شد.اما دریغ و افسوس که در این آشفته بازار سیاست بجز تعداد انگشت شماری از نشریات الکترونیکی ،حتی نشریات فحاشی که قانونا ملزم به انتشار جوابیه ام بودند، از انعکاس آن خودداری ورزیدند!!

 

متاسفانه ایفای نقش در این بازی خطرناک و توطئه آمیز، به نشریات و سیاست پیشگان معلوم الحال محدود نشد و امام جمعه و دو تن از نمایندگان فرصت طلب تبریز نیز که بدلیل بخل ،حسادت ،عقده و کینه و خصومت شخصی و نیز پیگیری مطالبات مردم ، از جمله پیگیری تخریب ارگ علیشاه وسرکوب مردم آذربایجان و موضوع مخالفتم با ممنوعیت استفاده از زبان مادری، انان را نسبت به حقیر به شدت خشمگین ساخته بود ، به گمان اینکه بهترین فرصت برای ترور شخصیت یکی از محبان و سرسپردگان واقعی سالار شهیدان حسین بن علی(ع) فرا رسیده است ،هلهله کنان به این بازی پیوستند!

 

شبستری امام جمعه تبریز که پیش از این شهامت موضعگیری علیه بنده را نداشته و صرفا به تحریک دیگران برای پخش شبنامه اکتفا می کرد ، در 12آذر با بهم بافتن مشتی دروغ و تهمت علیه اینجانب، در پشت مقدسات جبهه گرفته و فریاد وااسلاما و واماما سرداد ،غافل از اینکه مردم می دانند که اعلمی پیش از این و در زمانیکه خیلی ها در دکان سه نبش فریب و دین فروشی ،طریق عافیت و عوامفریبی را پیشه خود ساخته بودند ،بارها با جانفشانی و نثار جان ناقابل خویش در راه امام حسین و در مبارزه با قدرت های استبدادی، ستمگرو صدامی ،عشق و ارادت واقعی خود به مقتدایش حسین (ع) را به اثبات رسانده است.

 

لذا از دو حال خارج نیست، یا وی و عمالش خواب بوده واز متن کامل سخنان اینجانب و بیانیه و تکذیبیه ام بیخبر مانده اند و یا اینکه از واقعیت مطلع بوده و خود را به خواب زده اند .اگر حالت دوم مقرون به صحت باشد در این صورت بیدار کردن آنان ناممکن است.با این وصف اگر هر یک از دو حالت فوق صحت داشته باشد، پس از انتشار بیانیه و تکذیبیه اینجانب و ارسال آن به جنابعالی و معاون پارلمانی سازمان و نیز شبکه استانی صدا و سیمای آذربایجان ،شما به هیچ وجه مجاز به انعکاس اکاذیب و تهمت های ناروای امام جمعه تبریز علیه اینجانب نبوده اید، چنانکه در مذاکرات تلفنی مشروحی که با شما و معاونتان داشتم و شما با علم بر کذب و توطئه بودن این سناریو ،قول مساعد دادید و تاکید کردید که روز دوشنبه 12آذر،حداقل دو صفحه مورد توافق طرفین، ازبیانیه و تکذیبیه چهار صفحه ای اینجانب را در بخش خبری شبکه استانی قرائت نمائید ! اما متاسفانه با علم به دروغ بودن اظهارات شبستری و آگاهی همه دست اندرکاران آن سازمان نسبت به حقیقت،با کمال بی انصافی و در اقدامی غیر اخلاقی و اسلامی شبکه استانی صدا و سیما بجای قرائت جوابیه دو صفحه ای حقیر ،مبادرت به پخش سخنان سراسر کذب امام جمعه تبریز کرد!! فردای آنروز مدیر کل و یکی دیگر از مسئولین بخش خبر صداو سیمای آذربایجان با من تماس گرفته وگفتند از تهران دستور رسیده که یک متن چند سطری را بنام شما در خبر امشب (13آذر) قرائت کنیم!! در اعتراض به آنها گفتم؛ اولا بنده نیاز به قیم ندارم ،چرا متن تکذیبیه ارسالی مورد توافق را پخش نمی کنید ؟ در ثانی چرا جوابیه مرا روز گذشته و پیش از سمپاشی های امام جمعه علیه اینجانب قرائت نکردید ؟! مسئولان یاده شده اظهار داشتند که دستور از تهران رسیده است!!؟ لذا از آنها خواستم که از انتشار آن خبر خود ساخته خودداری کنند، اما در کمال شگفتی در تاریخ 13 آذر دربخش خبری ساعت 23 یک متن کوتاه جعلی به سبک و سیاق یک ندامتنامه بنام اینجانب خوانده شد!!؟؟

 

جناب آقای ضرغامی! یقین دارم که پس از قول شما مبنی بر قرائت تکذیبیه بنده از صدا و سیما در 12آذر، از ناحیه شبستری و اشخاص دیگر تحت فشار قرار گرفته اید تا ابتدا اکاذیب وی علیه من انتشار یابد سپس فردای آنروز متن کوتاهی را تهیه کرده و بنام اینجانب قرائت کنید و وانمود نمائید که اعلمی پس از واکنش و تهدید شبستری ناگزیر به اتخاذ موضع انفعالی شده و نسبت به موضوعی که اساسا عاری از حقیقت بوده و از بیخ و بن دروغ می باشد ، اظهار ندامت کرده است !!؟؟ شما چرا !؟

 

بنا به مراتب فوق و با تاکید دوباره بر کذب و افترا بودن اظهارات امام جمعه تبریز و برخی از شخصیت های حقیقی و حقوقی ، ضمن اینکه اعلام جرم علیه آنها و تصمیم گیران صدا و سیما را برای خود محفوظ می دانم ، به عنوان نماینده مردم وعضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی از جنابعالی مصرا می خواهم که برای نخستین بار پس از هفت سال نمایندگی، در اولین فرصت امکان پاسخگویی مستقیم نسبت به اکاذیب منتشره از طریق صدا و سیما را فراهم سازید و یا اگر همچنان برای اینجانب سهمی در رسانه ملی قائل نیستید، دستور دهید که این متن بطور کامل از صدا و سیما قرائت شود. در غیر اینصورت ناگزیرم که با توسل به رسانه های خارجی واقعیت ها را با مردم در میان بگذارم.
در پایان خاطر نشان می کنم که اگر هدف اصلی فتنه گران و طراحان این توطئه، زمینه سازی برای جلوگیری از حضور احتمالی بنده در مجلس آینده است ، حاضرم عطای مجلس و نمایندگی را به لقایش ببخشم ، اما هرگز اجازه نخواهم داد که با پناه گرفتن در پشت مقدسات ،شخصیت بی بدیل سالار شهیدان امام حسین علیه السلام وجه المصالحه تسویه حسابهای شخصی و سیاسی قرار گیرد! "والسلام"

 

اکبر اعلمی
نماینده تبریز ،آذرشهر و اسکو

گیرندگان :

- دفتر مقام معظم رهبری
-
جناب آقای دکتر حداد عادل ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
-
جناب آقای مظفر ریاست محترم شورای نظارت صدا و سیما

- حجت الاسلام موسوی معاون محترم ریاست جمهوری جهت اطلاع و جبران اکاذیب عنوان شده در قسمتی از مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا بنحو مقتضی
-
ستاد اقامه نماز جمعه
شبکه استانی صدا و سیما در آذربایجان
-
کلیه رسانه های خبری داخلی و خارجی که همچنان به رسالت مطبوعاتی خود پایبندند

 

دستپاچگی برخي از محافظه کاران برای تخریب اعلمی ، دم خروس آنها را آشکار کرد !

درپی سخنرانی اکبر اعلمی در جمع اصلاح طلبان زنجان ،خبرگزاری وابسته به محافظه کاران در یک سناریوی از پیش تعیین شده با حذف صدر و ذیل سخنان 3ساعته وی و تحریف آن ،تلاش کرد که با دستاویز قرار دادن این بخش از سخنان تحریف شده اعلمی و سنگر گرفتن در پشت مقدسات با جریحه دار کردن احساسات مردم ،افکار عمومی را علیه وی بسیج نماید.کیهان و ابرار و وب سایت های وابسته به محافظه کاران نیز بیکار ننشسته و با تمام قوا و با شدیدترین وجه به بسط و دامن زدن به این جنجال پرداختند.اما با توجه به پایگاه اعلمی در نزد افکار عمومی و شناخت مردم نسبت به او و باور نکردن جنجال آفرینی ها واتهامات منتسبه ،نه تنها این سناریو ناکام ماند بلکه آیت الله شیخ محمد یزدی از فقهای شورای نگهبان و رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و آیت الله صادقی تهرانی از مراجع تقلید صریحتر از اعلمی اعلام کردند که انتقاد از کابینه متخلف معصوم ،واجب موکد و از بدیهیات اسلام است. به دنبال این نظرات ،محافظه کاران که سناریوی خود را شکست خورده می دیدند ، به تکافو افتاده و با توسل به محمود رضا جمشیدی منشی دفتر جامعه مدرسین سعی کردن که نظرات فقهای فوق را بنحوی خنثی نمایند لذا از طریق وی در مقام تکذیب اظهارات آیت الله یزدی بر آمدند که بلافاصله خبرگزاری فارس و کیهان و برخی رسانه های محافظه کار نیز عجولانه آنرا انعکاس دادند. آدرس اینترنتی خبر مذکور در گوگل در زیر آمده است :

 


 

www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130716 – 19(1

 

 

2)خبر کیهان نیزکه در وب سایت الف مربوط به توکلی به شرح زیر است:

هفت خبر ویژه در شماره امروز کیهان

۱۴ آذر ۱۳۸۶

«تحريف» براي «تطهير»

دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم با ارسال نمابري به كيهان از تحريف اظهارات آيت الله محمد يزدي و سوءاستفاده برخي رسانه ها از سخنان ايشان خبر داد.
روز دوشنبه برخي رسانه ها با سوءاستفاده از اين جمله آيت الله يزدي كه «اعضاء كابينه امام معصوم(ع)، معصوم نيستند.» تلاش كردند تا از اظهارات رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محملي براي تطهير اظهارات سخيف و موهن اكبر اعلمي بتراشند.
در توضيحات جامعه مدرسين حوزه علميه قم آمده است: «خبرنگار هفته نامه بهار زنجان، طي يك تماس تلفني و در قالب طرح يك سوال علمي و در فضايي كاملا تئوريك و بدون در نظر گرفتن مصاديق خاص و زمان خاص، سوال خود را براي ايشان مطرح كرده كه پاسخ ها نيز به فراخور اين سوال به صورت كاملا علمي، تحقيقي و تئوريك بوده و ناظر به سخنان شخص خاصي نمي باشد.»
دفتر جامعه مدرسين در ادامه اين جوابيه سخنان اخير اكبر اعلمي را سخناني بي پايه و اساس و موهن به ساحت دين و ائمه معصومين عليهم السلام دانسته و اعلام كرد؛ «]ارتباط دادن سخنان آيت الله يزدي[ به مطالب موهن و كاملا غير علمي كه اخيرا مطرح شده ناشي از نوعي بداخلاقي مطبوعاتي و رسانه اي است و بايستي با قاطعيت اعلام نمود كه اين همسان سازي، تحريفي معنوي در كلام ايشان پديد آورده و كاملا تكذيب مي گردد.»
دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم در خصوص اظهارات موهن و سخيف اكبر اعلمي تاكيد كرد: «بيان مطالب موهني كه اخيرا توسط يك نماينده مجلس مطرح شده است و زير پا گذاشتن خطوط قرمز عقيدتي و ارزشي به جهت اهداف بسيار نازل سياسي بوده است و كاملا از سوي متدينين و معتقدين مذموم و محكوم است»

3 )در پی این اقدام رسانه های محافظه کار مبنی بر انعکاس تکذیبیه محمد رضا جمشیدی منشی دفتر جامعه مدرسین ،حجت الاسلام رحمت الله بیگدلی مدیر مسئول بهار زنجان نیز واکنش نشان داده و پس از تماس با آیت الله یزدی و اظهار بی اطلاعی وی از صدور چنین تکذیبیه ای ،طی نامه ای خطاب به مدیران مسئول رسانه ها از سوی آیت الله یزدی اعلام کرد که ایشان همچنان بر نظر خود اصرار ورزیده و به هیچ وجه تکذیبیه ای صادر نکرده است. مطلب بیگدلی در خبرگزاری انتخاب در آدرس زیر آمده است:

 http://www.tiknews.net/display/?ID=49959&page=1

 

اظهار بی‌اطلاعی آیت‌الله یزدی از ارسال نامه‌ای به نام مسؤول دفتر

جامعه‌ مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم


۱۳ آذر ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۵۵ , ۲۳
خبرگزاري انتخاب :

به دنبال ارسال نامه‌ای به امضای آقای محمودرضا جمشیدی با عنوان مسؤول دفتر جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم به خبرگزاری‌ها و جراید به منظور بی‌اثر کردن اظهارنظر اخیر آیت‌الله یزدی رئیس جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم در خصوص جایگاه انتقاد در تفکر اسلامی، حجت‌الاسلام رحمت‌اله بیگدلی، مدیرمسؤول هفته‌نامه‌ی بهار زنجان با ارسال نامه‌ای ضمن اعلام اظهار بی‌اطلاعی آیت‌الله یزدی، رئیس جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم از ارسال نامه‌ای با عنوان «مسؤول دفتر جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم»، خواستار برخورد با عوامل ارسال این نامه شد. متن کامل نامه‌ی مدیرمسؤول بهار زنجان به شرح ذیل است:

مدیران مسؤول محترم خبرگزاری‌ها و مطبوعات کشور

سلام علیکم، احتراماً بدین‌وسیله به‌استحضار می‌رساند که با توجه به این‌که نامه‌ای به امضای فردی به نام آقای محمودرضا جمشیدی با عنوان مسؤول دفتر جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم در باره‌ی مصاحبه‌ی خبرنگار هفته‌نامه‌ی بهار زنجان با حضرت‌آیت‌الله یزدی، رئیس محترم جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم به خبرگزاری‌ها و مطبوعات، ارسال شده است، توضیح نکات ذیل در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد. خواهشمند است که به منظور جلوگیری از تشویش اذهان عمومی، نکات ذیل به اطلاع مردم برسد.

1-در تماسی که با حضرت آیت‌الله یزدی گرفته شد، معظم‌له از ارسال نامه‌ی آقای محمودرضا جمشیدی اظهار بی‌اطلاعی کردند و گفتند که کوچک‌ترین خبری از ارسال این نامه ندارند.

2- حضرت آیت‌الله یزدی فرمودند: «من همچنان حرف‌هایی را که زده‌ام، قبول دارم و حرف نادرستی نزده‌ام که تکذیب کنم 3-در تماس قبلی که با حضرت آیت‌الله یزدی گرفته شده بود(و نوار آن هم موجود است) تصریح شده بود که گفت‌وگو به صورت مصاحبه می‌باشد. 4-در این مصاحبه به تصریح سؤال شده بود که اگر فردی بگوید: «اگر در کابینه‌ی امام حسین(ع) هم خلاف شود، من ازآن انتقاد خواهم کرد، آیا گفتن چنین حرفی اشکالی دارد؟» که ایشان صراحتاً فرمودند:«هیچ اشکالی بر او وارد نیست. غیر از معصوم، هیچ‌یک از شاگردان، یاران، کارگزاران او معصوم نیستند و به هرکس که مرتکب خطا شود می‌توان تذکر داد. این گونه مسائل از بدیهیات و الفبای تفکر اسلامی است و هیچ اشکالی ندارد . » 5-مصاحبه‌ی بهار زنجان با حضرت آیت‌الله یزدی انجام شده است، نه آقای محمودرضا جمشیدی و معظم‌له همچنان بر اظهارات خویش پابرجا هستند و جای تأسف است که آقای جمشیدی بدون اطلاع معظم‌له نامه‌ای را خطاب به «خبرگزاری‌ها و جراید» ارسال می‌کند و بدین‌وسیله زمینه‌ی تخریب شخصیت حضرت آیت‌الله یزدی و نهاد جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم را فراهم می‌آورد. با توجه به جایگاه ارزشمند حضرت آیت‌الله یزدی به عنوان رئیس جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم و عضو فقهای شورای نگهبان و یکی از یاران امام راحل(قدس سره الشریف)، انتظار می‌رود که از چاپ هرگونه مطلب کذبی به نام معظم‌له ولو به نام مسؤول دفتر جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم خودداری شود. همچنین از ریاست محترم جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم انتظار می‌رود که دستور فرمایند با کسانی که با ارسال این نامه، بدون اطلاع ایشان، زمینه‌ی تشویش اذهان عمومی و ضربه به شخصیت ایشان و جایگاه جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم را فراهم آورده‌اند، برخورد لازم به عمل آید؛ زیرا چنین روش‌هایی موجبات بی‌اعتمادی مردم به علمای اعلام و نهادهای ارزشمندی چون جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم را فراهم می‌آورد و چه بسا در اذهان مردم، این‌گونه جا بیفتد که دیگران به جای علمای اعلام تصمیم می‌گیرند و حتی مانع اظهارنظر علمی از سوی آنان می‌شوند! در پایان متذکر می‌شود که هم نوار مصاحبه‌ و هم نوار صوتی اظهار بی‌اطلاعی حضرت‌آیت‌الله یزدی از ارسال نامه‌ توسط آقای جمشیدی، موجود می‌باشد و در صورتی که این افراد به این روش‌های ناسالم خود ادامه دهند، فایل صوتی هر دو مورد گفت‌وگو با حضرت ‌آیت‌الله یزدی بر روی شبکه‌ی جهانی اینترنت قرار خواهد گرفت. گفتنی است که به دنبال تماس تلفنی حضرت ‌آیت‌الله یزدی با خبرگزاری فارس این خبرگزاری، این خبر را که در ساعت 22/20 کار کرده بود، در ساعت 15/20 از لیست خبرهای خود حذف کرد. رحمت‌اله بیگدلی بدنبال تماس آیت الله یزدی با خبرگزاری فارس و اعتراض به خبر تکذیبیه جعلی که بنام وی در این خبر گزاری منعکس شده بود،خبری که در ساعت 20:2 مخابره شده بود در 20:15 از لیست خبرها حذف شد. با ورود به آدرس زیر عبارت "خبر مورد نظر شما در مجموعه اخبار ما وجود ندارد"! ظاهر می شود :

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130716

 

4)چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی !؟ایکاش محافظه کارانی که هدف برای آنها وسیله را توجیه میکند به این توصیه امام حسین عمل می کردند: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!

 

 

سوتی  خبرگزاری فارس در ادامه جنجال آفرینی  بر علیه اعلمی

خبرگزاری فارس در ادامه جو سازی و جنجال آفرینی اش بر علیه اعلمی در مورد انتقاد از کابینه امام حسین (ع) و دنباله سازی برای این مسئله کذب بدلیل کم تجربگی از حول حلیم توی دیگ افتاده و رسوائی بزرگی را ایجاد نمود.

پس ازدرج مصاحبه ای کذائی و تحریف شده با نام اعلمی در خبرگزاری فارس در جمع اصلاح طلبان زنجان ،آیت الله محمد یزدی رئیس سابق قوه قضائیه و عضو فقهای شورای نگهبان و رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مصاحبه ای با این عنوان که  بدون تردید در صورت وقوع خلاف می‌توان از کابینه‌ امام معصوم انتقاد کرد مهر تائیدی بر سخنان تحریف نشده اعلمی زده (متن کامل اظهارات آیت الله یزدی در این آدرس میباشد  http://pejvaktabriz.blogfa.com/post-28.aspx ) و جواب دندان شکن محکمی را به برخی از فرصت طلبان داد ند که متعاقب انتشار متن این مصاحبه در برخی از خبرگزاریها و سایتها، خبرگزاری فارس در تلاشی غیر قابل وصف کمر همت بسته و سعی در جعلی وغیر واقعی بودن مصاحبه آیت الله یزدی را داشت که برای انجام همین امر دست به دامن یکی از خدمتکاران و کارگران دفتر آیت الله یزدی شده و از این طریق با اعمال فشارهائی کذائی سعی در اخذ تکذیبیه ای را از ایشان داشتند که مدتی هر چند کوتاه متن خبری را با عنوان تکذیب آیت الله یزدی را در صفحه سایت گذاشتند ولی طبق شنیده ها پس از اعتراض آیت الله یزدی خبر حتی از آرشیو نیز برداشته شده و سوتی بس جالب را از خود به یادگار گذاشتند که این مورد سوتی دادن در این خبرگزاری سابقه ای بس طولانی دارد. و توصیه ام به عزیزان خبرگزاری فارس این است که زیاد خودتونو به آب و آتش نزنید هر خداوند تبارک صلاح بداند همان خواه شد وبس.  

«پاسخ اکبر اعلمی به رسانه‌های کذاب و هتاک» در مورد ادعایشان مبنی بر توهین اعلمی به امام حسین (ع)



و لا تقف ما ليس لك به علم"قرآن كريم"

 يقيناً پاي‌بندي به مفاد سوگندنامهاي كه به شرح مذكور در اصل 67 قانون اساسي در مراسم تحليف ايراد كردهام و نيز عدم خيانت به اعتماد ملت و پيگيري مطالبات آنها و همچنين شريك بودن در غمها و شاديهاي آنان، بدون هزينه نيست و در اين مسير اگر لازم باشد چه بسا تاوان‌های سنگينی را بايد پرداخت. بههمين سبب از مدتها قبل، برخی از اشخاص حقيقي و حقوقي كه منش و روش اين حقير را در تعارض با منافع نامشروع خود ميبينند، به شيوههاي گوناگون و غيراخلاقي و ناجوانمردانهترين روشها، بنده را آماج انواع اتهامات و اهانت‌ها قرار داده و آنچه را که زیبنده‌ خودشان می‌باشد به این‌جانب نسبت داده‌اند، لیکن تا آن‌جا که میسر بوده است، خار در چشم و استخوان در گلو صبوری ورزید‌ه‌ام و به مصداق آيهي شريفه «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً»، تنها به گفتن سلام بسنده كرده و کوشیدهام که به توصیه‌ی قرآن کریم، کریمانه از کنار لغویات آنان بگذرم. اما هرگز نميپنداشتم كه مشتي رجاله و دين به دنيافروش رياكار در رسانههايي كه كوس «انا الحق» سر دادهاند و بر طبل اصولگرايي ميكوبند، در غیاب اینجانب با اطلاع از عدم دسترسی ام به رسانه ها و خزعبلات »طرح شده ، فرصت را مغتنم شمرده و سوار بر مركب عوامفريبي شوند و با استفادهي ابزاري از مقدسات ، شرافت ، وجدان و دين نداشتهي خود را به ثمن بخس به حراج گذاشته و براي خوشرقصي كساني كه ميخواهند چند صباحي بيشتر در قدرت بمانند، وقاحت، رذالت، خباثت و دنائت را به آنجا برسانند كه در پناه مقدسات و با دستاويز قرار دادن يك عبارت ابتر ، منقطع و گزينش شده از سخنراني و پرسش و پاسخی 3 ساعته كه صدر و ذيل آن را حذف کرده‌اند و بيان آن به این صورت و بدون توضيحات ارائه شده، شاید‌ آن را در ذهن و قلب برخی از ساده دلان مقلوب جلوه دهد، عنان از كف داده و سرمست و شادمان از اينكه بهانهاي براي رسيدن به مقاصد شومشان به‌دست آمده است، در مقام تحريك احساسات پاك مردم متدین و تخريب بنده برآمده و در راستای نیل به اهداف حقیر خویش به نام نامی سالار شهيدان آویزان شده و به كام خود، انواع ليچار را كه در خور شخصيت ناچيز خودشان ميباشد نثار سربازی از سربازان ولایت اهل بیت عصمت و طهارت می‌کنند كه بزرگ‌ترين آرزويش، پيروي از آموزگار بزرگ شهادت امام حسین(ع) و قربانی شدن در راه اوست و تنها افتخارش اين است كه در طول زندگي خود تلاش كرده و ميكند تا با درس آزادگي گرفتن از امام شهيدان در مسيري گام بردارد كه آن بزرگوار در پيش روي آزادگان جهان قرار دادهاند.

گرچه یقین دارم که هتاکی های انجام شده علیه بنده از حب علی نبوده بلکه صرفا از بغض معاویه و ناراحتی نسبت به بخش دیگری از سخنانم در مورد عملکرد دولت بوده است ، اما نظر به اينكه انعكاس سخنان اينجانب بهصورت ناقص و گزينشي توسط برخی از دین به دنیافروشان، باعث ايجاد سوءتفاهماتي شده، برخود لازم می بینم که توضيحات ذیل را به محضر امت شهیدپرور ایران ارائه کنم تا هم حقیقت مطلب و هم میزان تدین، شرف و اصولگرایی برخی از مدعیان آشکار شود. البته علاقهمندان را به مطالعه كامل سخنراني خود (بدون توضيحات ارائه شده در پاسخ به پرسشها) در خبرگزاري انتخاب و سايت های نوانديش و تابناک دعوت ميکنم.

1. فرض بر این است که طبق قانون انتخابات، نمايندگاني كه به مجلس راه مييابند، معتقد و ملتزم به اسلام و قانون اساسي هستند.

2. مطابق با اصل 4 قانون اساسي «كليهي قوانين و مقرارت بايد بر اساس موازين اسلامي باشند و اين اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسي حاكم است».

3. طبق اصل 67 قانون اساسي، منتخبان مردم در بدو ورود به مجلس و در مراسم تحليف در برابر قرآن کریم به شرح زير سوگند ياد ميكند: «من در برابر قرآن مجيد به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنم و با تکیه بر شرف انساني خويش تعهد مينمايم كه پاسدار اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعهاي را كه ملت به ما سپرده به عنوان اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وكالت، امانت و تقوا را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پاي‌بند باشم. از قانون اساسي دفاع كنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها استقلال كشور و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مدنظر داشته باشم».

 از آنجا كه بر اساس مسألهي اول رسالههاي عمليه، مسلمان بايد به اصول دين يقين داشته باشد و در احكام دين یا بايد مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل بهدست آورد، يا از راه احتياط طوري به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است و يا از مجتهد تقليد كند، و نيز با عنايت بهاين‌كه طبق اصل 85 سمت نمايندگي قائم به شخص است و قابل واگذاري به ديگري نيست، به اعتقاد حقیر، لازمهي عمل به مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي، اين است كه نمايندگان مجلس در هر شرايطي بايد بر اساس استنباط و برداشت خود و مطابق با معيارهاي مذكور در اصل ياد شده (قرآن ، سنت ، عقل ، شرف انساني ، مباني جمهوري اسلامي ، دستاوردهاي انقلاب ، حقوق و آزادي ملت ، تقوا و امانت) عمل نمايند، لذا ايفاي وظايف نمايندگي در مجلس بر اساس تقليد جايز نيست، در غير اينصورت مجلس شورا موضوعيت شكلگيري و شورايي بودن خود را از دست خواهد داد. اصل 86 قانون اساسي هم با بيان اينكه نمايندگان مجلس در مقام ايفاي وظايف نمايندگي در اظهارنظر و رأي خود كاملاً آزادند، نسبت به درستي اين برداشت مهر تأييد زده است. در واقع دایره تقلید، بر اساس تفکراسلامی منحصر در احکام شرعی فرعی است و هر کس ادعایی جز این داشته باشد، بویی از فقه اسلامی نبرده است.

4. اگر بپذيريم كه انتقاد به مفهوم جدا كردن سره از ناسره ميباشد، در اينصورت آن را بايد يك ارزش و همان طوری که امام راحل فرمود، انتقاد و حتی تخطئه را یک «هدیه الهی» تلقي كرد. واضعان قانون اساسي نیز به تأسي از شارع مقدس اسلام، این حقیقت ارزشمند را با عنوان«امر به معروف و نهي از منكر» از فروعات مسلم دين معرفي و در اصل هشتم «وظيفهاي همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم» عنوان کرده‌اند. ارزش و جايگاه انتقاد از قدرت و حاكم اسلامي تا آنجاست كه حضرت امير(ع) خطاب به مردم عصر خويش ميفرمايد: «در عالم هستي تنها كسي كه بر ديگران حقوق دارد و ديگران بر او حقي ندارند، ذات اقدس الهي است و بس.»

لذا همين امام همام و مظهر عصمت و عدالت كه از هرگونه تملق و چاپلوسي بيزاري ميجست، ميفرمايد: «هرگز مپنداريد سخن حقي كه به من ميگوييد برايم سنگين خواهد بود و از آن برآشفته خواهم شد و نيز مپنداريد كه من در فكر بزرگ جلوه دادن خويشم؛ زيرا كسي كه شنيدن حرف حق و عدالت برايش دشوار باشد ،لاجرم عمل به آن برايش سخت‌تر خواهد بود. لذا از گفتن حق و يا مشورت به عدل با من خودداري نورزيد؛ زيرا من خود را فراتر از اينكه اشتباه نمايم نميدانم و در كارهايم ايمن نيستم، مگر اينكه خداوند كه مالكيتش نسبت به من بيشتر است مرا از ارتكاب اشتباه حفظ كند». از اين روست كه سالار شهيدان امام حسين(ع) نيز بخشي از هدف و رسالت خويش در مبارزه با دولت و حكومت جور را «احياي امر به معروف و نهي از منكر» اعلام فرموده است. در واقع بر اساس آموزههاي ديني و از ديد معصوم ،لازمه اجرای عدالت، پاسخگويي حكومت به مردم است، لذا دولت غيرپاسخگو نميتواند شعار عدالت سر دهد و مجري عدالت باشد.

اين است كه از نگاه علي(ع) آزادي بيان و آزادي سؤال و انتقاد از حاكميت از اولين و بديهيترين حقوق مردم است. به همين دليل تأكيد ميفرمايند: «آنگونه كه با جباران و زمامداران ستمگر سخن ميگوييد با من سخن مگوييد و آنچنان كه در پيشگاه حاكمان خشمگين خود را كنترل و مهار مكنيد در برابر من نباشيد و به شيوهاي تصنعي و منافقانه رفتار نكنيد». بديهي است در شرايطي كه امام معصوم این‌گونه سخن بگوید و از مردم بخواهد كه از گفتن حق و مشورت به عدل در حق او نیز دریغ نورزند، آيا ميتوان مدعي بود كه كارگزاران دولت ايشان و كارگزاران دولت غيرمعصوم، نباید مورد انتقاد قرار گیرند، و حال این‌که به اعتقاد شیعه به جز انبیای الهی و ائمه معصومین و حضرت زهرا(س) هیچ‌کس دیگر، مصون از خطا و اشتباه نیست و یقیناً قابل سؤال و انتقاد می‌باشند.

مقام رهبري نيز به پيروي از همين آموزههاست كه در جمع دانشجويان اظهار ميدارند كه «نبايد با مسؤولان معارضه و دشمني كرد، اما اين حرف به معناي انتقاد نكردن و مطالبه نكردن از مسؤولان مختلف از جمله رهبري نيست، چرا كه ميتوان در عين صفا و دوستي انتقاد هم كرد. ضديت يعني دشمني كردن اما اگر كسي معتقد به مسألهاي نبود ضد آن نيست».

ما معتقدیم که امام علی (ع) و نیزمقام رهبری در مقام بیان بوده و به جد این سخنان را گفته‌اند مگر اينكه اين سخنان را تعارف تلقي نماييم که قطعاً از ساحت رهبری نظام جمهوری اسلامی به دور است.

 گفتار و رفتار امام علي(ع) با كارگزاران دولت خويش گوياي اين واقعيت است كه هيچكس مصون از خطا نيست که ذيلاً به چند مورد اشاره ميشود:

4/1. تخلفات مكرر شريحبنحارث، قاضي حكومت علي(ع) و توبيخ و شماتت وي توسط امام(ع).

4/2. توبيخ و شماتت اشعث ابن قيس، حاكم آذربايجان توسط امام علی(ع) به طوری كه خطاب به وی ميفرمايند: «مسؤوليتي كه به تو واگذار كردم به منزلهي طعمه نيست، بلكه امانتي است كه به گردن تو آمده است».

3/4. نكوهش عثمان بن حنيف انصاري، استاندار بصره توسط امام(ع).

4/4: در پي شكايت سوده بنت عماره از حاكم منطقهاش، امام رو به قبله دستها را به سوي آسمان بلند كرد و گفت: خدايا مرا به گناهان اينان مگير و سپس حكم عزل حاكم را نوشت و جهت ابلاغ به صورت سرگشاده به دست آن زن مظلوم داد تا به حاکم منطقه برساند.

5: بر اين اساس و با توجه به جايگاه رفيع انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر در انديشه اسلامي و آموزههايي كه از ائمه معصومين(ع) فرا گرفتهام، در پاسخ به سؤالی گفته‌ام: اگر در عصر حاضر شخصيتي مانند امام حسين(ع) هم دولتي تشكيل دهند و در آن نظام مجلسي وجود داشته باشد و من افتخار حضور در آن مجلس را که در دولت امام حسین(ع) تشکیل شده است، داشته باشم و قانون اساسي آن نظام همين وظايف را براي نمايندگان، در نظر گرفته باشد، بر اساس معيارهايي كه برگرفته از موازين اسلامي و قانون اساسي مورد تأیید امام(ع) است، چنانچه از كارگزارن اين دولت كريمه هم انحرافي از قانون اساسي و معيارهاي مورد اشاره ملاحظه شود ميتوان آنان را نيز به مجلس نظام مورد تأیید امام(ع) فراخواند و مورد سؤال قرار داد.

حال به اطلاع ملت شریف و فهیم ایران می‌رسانم که در نشستی که در زنجان برگزار شد، در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در جلسه، مبنی بر این‌که: «آيا شما از دولت خاتمي هم انتقاد ميكرديد؟»، در پاسخ عرض کردم که این‌جانب علی‌رغم ارادتی که به آقای خاتمی به خاطر ویژگی‌های ارزشمندی که دارد، دارم، در مجلس ششم شدیدترین انتقادها را از دولت ایشان داشته‌ام و بر اساس وظیفه‌ای که ملت و قانون اساسی بر عهده من نهاده است، نه تنها از دولت خاتمی انتقاد می‌کنم بلکه اگر شخصیتی مانند امام حسين(ع) هم دولت تشکیل دهند و من افتخار نمایندگی مجلس در دولت ایشان را داشته باشم، در صورت وقوع خلاف در میان کابینه‌ی آن بزرگوار از آن کابینه هم انتقاد خواهم کرد. و دلیل ذکر این مثال، این بود كه اولاً يكي از مهمترین انگيزههاي قيام امام حسین(ع)، احياي امر به معروف و نهي از منكر و انتقاد از دولت حاكم بود. ثانياً ، با توجه به این‌ که ما شیعیان آن امام بزرگوار، عشق و علاقه شدید و غیرقابل وصفی به ایشان داريم،در نظر داشتم  ارزش و جايگاه والاي انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر را تبيين نمايم. اما متأسفانه فتنهگران براي رسيدن به مقاصد پليد خود و به منظور تسويه حساب‎‎هاي شخصي و سياسي با دستاويز قرار دادن جمله‌ای که صدر و ذیل و توضیحات آن را که در جلسه‌ای 3 ساعته ایراد شده، حذف کرده‌اند، قصد راه‌اندازی فتنهای برای رسیدن به مقاصد حقیر و شوم خود داشتند، و حال این‌كه سخنراني اينجانب در جمع اقشار مختلف مردم زنجان اعم از اصلاح طلب و اصولگرا صورت گرفت كه همگان از مراتب ارادت و دلدادگی آنان نسبت به اباعبدالله‌الحسین(ع) باخبرند. مگر ميشود كسي العیاذ بالله در چنين جمعي به امام حسين(ع) اسائهي ادبی ولو ناچیز روا دارد و مورد اعتراض و شماتت قرار نگیرد، مگر اینكه بپذيريم، جمعبندی مطالب مطرح شده مجاب كننده و اقناعي بوده است. لذا در خاتمه به فرصتطلبان هتاكي كه با سوءاستفاده از نام مبارك سالار شهيدان هر چه اهانت و تهمت و ناسزا را كه در انبان خود داشتند و سزاوار خودشان بوده، نثار يكي از محبان اباعبدالله‌الحسین(ع) كردهاند، متذكر ميشوم كه به تعبیر امام حسین(ع): «اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد»!

با توجه به این‌که در این روزها مجلس تعطیل است و من به منظور ارتباط و پیگیری مشکلات مردم حوزه انتخابیه خود در منطقه می‌باشم، لذا حق پاسخگویی به یکایک رسانه ها و بویژه شکایت از رسانه‌های کذاب و هتاک و پیگیری از طریق مراجع قضایی را برای خود محفوظ می‌دانم و به زودی اقدامات لازم را در این زمینه خواهم کرد و پاسخ مناسبی نیز به بعضی از کسانی که با عنوان رسمی گزافه گویی کرده اند خواهم داد .تنها تاسفم این است که چرا برخی از اشخاص موجه پیش از هرگونه اظهار نظری صحت و سقم اتهامات مطرح شده را از من جویا نشده وبه پیشداوری روی آورده اند!

ضمناً فیلم و نوارهای جلسه مذکور به طور کامل موجود است و متن کامل اصل سخنرانی و اظهارنظر برخی از علمای برجسته کشور در این زمینه نیز در برخی از خبرگزاری‌ها از جمله خبرگزاری انتخاب و سایت نواندیش منعکس شده است که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه کنند و اگررسانه‌های هتاک اندک صداقتی در قبال مخاطبان خود و مردم کشور دارند، باید به انتشار آن مبادرت ورزند.با این وصف رسانه هایی که در این رابطه علیه اینجانب مطلبی را منعکس کرده اند طبق قانون مطبوعات ملزم به انتشار این جوابیه در همان صفحه و سطر و ستون میباشند.

 

شنبه 86/9/12

 

والسلام

اكبر اعلمي ـ نماينده تبریز آذرشهر واسکو 

عقده گشائی  امام جمعه تبریز از اعلمی  با استفاده از حربه مقدسات! (عکسی جالب از اعلمی و اراجیف شبستری

شبستری امام جمعه تبریز با توجه به اینکه سالیانی چند از وجود نماینده ای همچو اعلمی در تبریز رنج میبرد ولی با استفاده از فرصتی مناسب و به شیوه ای نا جوانمردانه با استفاده از حربه دین قصد خالی کردن عقده های گذشته اش را داشت ولی اینرا بداند که با اراجیفی که او و نوچه هایش بافته اند و از طرف مردم خواستار مجازات اعلمی شده اند این صلاحیت در تو و نوکران حلقه به گوش ت نیست که از طرف مردم سخن گفته و خودرا ولی نعمت مردم بدانید واز طرف آنان سخن بگوئید باشید تا روزی که اسراری که پشت پرده دارید بر ملاشود
به عنوان مثال از جسارت اعلمی در مقابل شبستری عکسی به یاد ماندنی را به نمایش میگذارم تا ببینید و لذت ببرید





نفر اول از سمت راست استاندار آذربایجانشرقی - نفر دوم : وزیر مسکن- نفر سوم: اعلمی (نشسته بدون اعتنا)

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::




در واكنش به سخنان اعلمي در زنجان

مجتهد شبستري:مردم ولايت‌مدار آذربايجان به توهين مذهبي واكنش مناسب نشان خواهند داد

خبرگزاري فارس: نماينده ولي فقيه در استان آذربايجان شرقي گفت: قطعاً مردم ولايت مدار آذربايجان نسبت به توهين‌هايي كه به مقدسات مذهبي آنان صورت مي‌گيرد،واكنش مناسب نشان خواهند داد.

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، محسن مجتهد شبستري امروز در پايان درس خارج خود و در جمع روحانيون و علمايي كه در محكوميت سخنان اكبر اعلمي در مسجد جامع تبريز تجمع كرده بودند، افزود: متاسفانه يكي از نمايندگان تبريز جديداً در يك سخنراني با بيان اين كه به عملكرد دولت‌هاي گذشته و فعلي انتقادهايي دارد گفته است كه حتي اگر امام حسين(ع) هم كابينه تشكيل دهد و با معيارهاي من مطابقت نداشته باشد و از قانون اساسي عدول كند او را هم به مجلس مي‌كشانم، كه اين امرجاي تاسف دارد.
وي اضافه كرد: اين نماينده مجلس متاسفانه بيش از اين نيز به مقام ولايت فقيه تعدي كرده و عنوان داشته بود كه ولي فقيه تنها زائيده فكر و انديشه امام راحل و مرحوم نراقي است.
شبستري سپس اظهار داشت: جاي تاسف است كه اين نماينده اين بار پا را فراتر نهاده و جرات كرده و به ساحت مقدس امام حسين(ع) توهين كرده است.
نماينده ولي فقيه در استان آذربايجان شرقي خاطر نشان كرد: اين فرد اين بار امام معصوم را هم رديف يك رئيس جمهوري قرار داده و در سخنانش طوري وانمود كرده كه قانون اساسي مقدم بر نظرات امام سوم شيعيان است.
شبستري همچنين اظهار داشت: اين قبيل صحبت كردن اهانت آشكار به قلوب مردم ولايت مدار است و قلب‌هاي شيعيان را جريحه‌دار كرده و اگر از روي غفلت و ناداني هم باشد جسارت بزرگي شده است.
وي تاكيد كرد: به اين نماينده تذكر مي‌دهم اگر اين سخنان به وي نسبت ندارد تكذيب كند و اگر دارد از عاشقان امام حسين(ع) بايد عذرخواهي كند و در غيرت اين صورت مردم ولايت‌مدار آذربايجان قطعاً واكنش مناسب نشان خواهند داد.
امام جمعه تبريز در ادامه سخنان خود با بيان اينكه انتقاد حد و مرزي دارد، تصريح كرد: اينكه اين نماينده عنوان كرده اگر مجلس ما مقتدر بود به عدم كفايت سياسي رئيس جمهور راي مي داد، با فرمايشات مقام معظم رهبري مغايرت دارد.
وي خاطر نشان كرد: انتقاد بايد آموزنده بوده و هيچ وقت نبايد به معناي تضعيف دولت دست به انتقاد غير منصفانه برد.
گزارش خبرنگار فارس حاكي است، اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز، آذرشهر و اسكو در مجلس شوراي اسلامي در 9 آذرماه در جمع اصلاح طلبان در زنجان گفته بود از دولت امام حسين هم با معيارهاي خودم انتقاد مي كنم و مقلدوار عمل نكرده و كابينه‌اش را به مجلس مي‌كشم.
وي در اين سخنراني به انتقادهاي تند و شديد از احمدي نژاد پرداخته و گفته بود: زمان خاتمي هم انتقاد مي‌كرديم.
اعلمي خاطرنشان كرده بود: امروز هم انتقاد مي‌كنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد،براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خورده‌ام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نمي‌كنم

شکم درد چندین ساله امام جمعه تبریز از اعلمی و تصفیه حساب با استفاده از مقدسات؟!

شبستری امام جمعه تبریز با توجه به اینکه سالیانی چند از وجود نماینده ای همچو اعلمی در تبریز رنج میبرد ولی با استفاده از فرصتی مناسب و به شیوه ای نا جوانمردانه با استفاده از حربه دین قصد خالی کردن عقده های گذشته اش را داشت ولی اینرا بداند که با اراجیفی که او و نوچه هایش بافته اند و از طرف مردم خواستار مجازات اعلمی شده اند این صلاحیت در تو و نوکران حلقه به گوش ت نیست که از طرف مردم سخن گفته و خودرا ولی نعمت مردم بدانید واز طرف آنان سخن بگوئید باشید تا روزی که اسراری که پشت پرده دارید بر ملاشود
به عنوان مثال از جسارت اعلمی در مقابل شبستری عکسی به یاد ماندنی را به نمایش میگذارم تا ببینید و لذت ببرید






نفر اول از سمت راست استاندار آذربایجانشرقی - نفر دوم : وزیر مسکن- نفر سوم: اعلمی (نشسته بدون اعتنا)

آیت‌الله محمد یزدی: بدون تردید در صورت وقوع خلاف می‌توان از کابینه‌ امام معصوم انتقاد کرد








در پی سخنان جنجالی اعلمی نماینده تبریز در جمع اصلاح طلبان زنجان در مورد اامکان انتقاد از کابینه امام معصوم در صورت عدول از دین اسلام و قانون آیت‌الله شیخ محمد یزدی رئیس سابق قوه قضائیه و، رئیس جامعه‌ مدرسین حوزه علمیه قم و عضو فقهای شورای نگهبان در گفت‌و‌گو با هفته‌نامه بهار زنجان در پاسخ به این سؤال که «آیا می‌توان از کابینه فرضی امام معصوم(ع) و کارگزاران دولت او انتقاد کرد؟» گفت: «کابینه امام معصوم(ع) و کارگزاران دولت او معصوم نیستند، مگر همه کارگزاران امیرالمؤمنین(ع) معصوم بودند؟ مگر شریح قاضی، قاضی منصوب از طرف ایشان نبود؟ مگر زیاد ابن ابیه، منصوب از جانب ایشان نبود؟ این‌ها منصوب بودند و در حکومت ایشان کار می‌کردند. مگر آن زن[سوده بنت عماره] نیامد و از حاکم امیرالمؤمنین(ع) شکایت نکرد؟ علی(ع) دستشان را به طرف آسمان بلند کردند و از خدا عذرخواهی کردند که در زمان من چنین چیزی هست و بلافاصله فرمان عزل او را نوشتند و به دست آن زن دادند.» رئیس جامعه‌ مدرسین حوزه علمیه قم با تأکید بر این که بدون تردید در صورت وقوع خلاف می‌توان از کارگزاران و کابینه‌ امام معصوم انتقاد کرد،‌ گفت: «اگر کسی بگوید در صورت وقوع خلاف توسط اعضای کابینه و کارگزاران امام معصوم(ع) از آن‌ها انتقاد می‌کنم، هیچ اشکالی بر او وارد نیست. غیر از معصوم، هیچ‌یک از شاگردان، یاران، کارگزاران او معصوم نیستند. و به هرکس که مرتکب خطا شود می‌توان تذکر داد. این گونه مسائل از بدیهیات و الفبای تفکر اسلامی است و هیچ اشکالی ندارد.»

جنجال وسناریوی تازه مدعیان دروغین دین ودینداری بر علیه اعلمی:

گروهی از مجموعه عوامل رسانه ای طرفدار دولت احمدی نژاد (ایران،کیهان،ابرار،خبرگزاری فارس و رجا نیوز و...) در دور جدید تخریب و غوغاسالاری و جوسازی بر علیه مخالفان ومنتقدان دولت این بار با بهانه کردن بخشی تحریف شده وناقص از سخنرانی اعلمی در دانشگاه زنجان در جمع اصلاح طلبان سعی در تحریک احساسات مردم و افکار عمومی بر علیه اعلمی را دارند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با توجه به اینکه اعلمی از آغاز دولت نهم همواره به عنوان منتقدی جسور و بی همتا در انتقاد از دولت نهم و دروغگوئیها و نا کارآمدیهای این دولت از هیچ کوششی فرو گذار نکرده. حامیان باند مافیائی این دولت از مدتها قبل  مترصد فرصتی برای تخریب و ضربه زدن به اعلمی این نماینده شجاع و بی پروا بودند که با انتشار خبری از سوی خبرگزاری فارس (خبرسازی فارس) اینان با حرکتی زنجیره ای و مسلسلی و حساب شده سعی در تخریب اعلمی دارند  و این سناریوئی است که از مدتها قبل برای اعلمی تدارک دیده شده است و ما نیز بنا بر وظیفه انسانی و شرعی برای شفاف سازی و روشن نمودن اذهان عمومی متن کامل سخنرانی اعلمی در سایت انتخاب و ایسنا را  همراه با اراجیف و گنده گوئی های نویسنده نشریه ابرار و کیهان وایران و خبرگزاری فارس را در این جا می آوریم تا خود قضاوت نموده وبه ماهیت این افرادمعلو الحال و دنیا پرست پی برده و بیشتر واقف شوید :

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

متن کامل سخنرانی اعلمی در زنجان در سایت انتخاب:

 

متن کامل اظهارات اكبر اعلمي در زنجان:

اعلمي: نباید با سیاست‌های غلط، نظام اسلامی را به خطر بیاندازیم

خبرگزاري انتخاب : اعلمی: به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری انتخاب از زنجان، بر اساس قانون اساسی، فقط مقام رهبری می‌تواند در مواردی که به مصلحت کشور می‌داند با اعلام حکم حکومتی و بیان این‌که این امر به مصلحت کشور و منافع ملی است، خواستار امری شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت می‌دانیم، ولی در غیر این مورد، ما هیچ‌کس را فوق انتقاد نمی‌دانیم

 خبرگزاري انتخاب :

اعلمی: به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری انتخاب از زنجان، بر اساس قانون اساسی، فقط مقام رهبری می‌تواند در مواردی که به مصلحت کشور می‌داند با اعلام حکم حکومتی و بیان این‌که این امر به مصلحت کشور و منافع ملی است، خواستار امری شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت می‌دانیم، ولی در غیر این مورد، ما هیچ‌کس را فوق انتقاد نمی‌دانیم


در ادامه سلسله نشست‌های اصلاح‌طلبان استان زنجان، روز پنج‌شنبه 8 /9/1386، دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی- منطقه‌ زنجان، میزبان دکتر اکبر اعلمی نماینده‌ مردم تبریز، اسکو و آذرشهر بود که در جمع صدها نفر از مردم زنجان، در دفتر حزب اعتماد ملی - منطقه‌ زنجان و در حالی که طبقه اول و دوم این ساختمان و حیاط آن مملو از جمعیت بود، در زمینه «تحلیل اوضاع سیاسی کشور در آستانه انتخابات مجلس هشتم» به ایراد سخن پرداخت.
در آغاز این نشست، دکتر رحمت‌اله بیگدلی، رئیس دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی، منطقه زنجان ضمن عرض خیرمقدم و تقدیر و تبریک هفته بسیج و تشکر از حضور گسترده مردم زنجان در این مراسم به ارائه‌ گزارشی از پیشینه تاریخی و خدمات ارزشمند و برجسته‌ای که استان زنجان در طول تاریخ به ایران اسلامی داشته است پرداخت و گفت: «یکی از پدیده‌هایی که در تاریخ فکر فلسفی ایران نقش بسیار بزرگی داشته، فلسفه اشراق است که بنیانگذار آن یعنی شهاب‌الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق و شیخ مقتول و شیخ شهید، از فرزندان برومند این دیار است. بیگدلی با بیان این که شیخ اشراق با روشی که به اشراق معروف است، به تأملات فلسفی پرداخت و روحی جدید در تفکر فلسفی ایران و جهان اسلام دمید، و به بن‌بستی که فلسفه مشاء مبتلا شده بود پایان داد، گفت: «سهروردی توانست با احیای فکر فلسفی ایران باستان و روش اشراقی یونانی، حلقه‌ی اتصال فلسفه مشاء به حکمت متعالیه‌ای باشد که بعدها توسط ملاصدرای شیرازی مطرح شد و به عبارتی می‌توان گفت که بزرگانی چون ملاصدرا و پیروان او ریزه‌خوار سفره اشراقی شیخ اشراق بوده‌اند.»
بیگدلی در ادامه با اشاره به دوران حکومت سلطان محمد خدابنده در سلطانیه استان زنجان گفت: «در این دوران بود که علامه‌ حلی به سلطانیه دعوت شد و با پیروزی چشمگیری که در مناظرات علمی با برجسته‌ترین عالمان مذاهب مختلف اسلامی به دست آورد، زمینه‌ساز اعلام رسمیت تشیع در ایران توسط سلطان محمد خدابنده شد و می‌توان گفت که ایران، تشیع خود را از این جهت مدیون استان زنجان است.»
رئیس دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی، منطقه زنجان در ادامه با بیان این که استان زنجان، عالمان و فرهیختگان بسیاری را تقدیم جهان اسلام و ایران کرده است، گفت: «در رویداد بزرگ تاریخ اخیر ایران یعنی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی نیز استان زنجان نقش بسیار ارزنده‌ای داشته و جمهوری اسلامی تربیت بسیاری از کادرهای مدیریتی و فرهنگی خویش را مدیون یکی از فرزندان برومند این استان یعنی استاد رضا روزبه می‌باشد. بسیاری از روشنفکران دینی و چهره‌های فرهنگی، سیاسی و مدیریتی امروز کشور اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا در مکتب علمی و تربیتی استاد رضا روزبه و همکاران وی در مدرسه علوی تهران پرورش یافته‌اند، فلذا انتظار می‌رود که برای ادای دین حق استادی این استاد بزرگوار، حق استان زنجان را ادا کنند و حال این که با کمال تأسف، استان زنجان همچنان از محرومیت مضاعف رنج می‌برد.» 
در ادامه‌ این نشست، دکتر اكبر اعلمي، عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت مجلس هفتم با ارائه گزارشی مفصل از سیاست خارجی و داخلی دولت نهم گفت: «امروزه در کشور ما دو نوع تحلیل و ارائه وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط آقای احمدی‌نژاد و صدا و سیما و برخی نهاد‌های حامی دولت انجام می‌شود که به ملت می‌گویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدی‌نژاد بیرون می‌آید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمی‌کند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط می‌کنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه‌ آقای احمدی‌نژاد خرید کند.» اعلمی با بیان این که این نوع تحلیل، سهل‌الوصول‌ترین پاسخ به افکار عمومی و پوپولیستی‌ترین نوع واکنش از سوی یک مسؤول است، گفت: «من معتقدم که هر نوع مواجهه غیرصادقانه هر مسؤولی با مردم و کتمان واقعیت‌ها از آنان، مصداق خیانت است.» اعلمی افزود:‌«عنوان حکومت ما جمهوری اسلامی است و مردم که به ما رأی داده‌اند، انتظار دارند که ما پا جای پای قدیسان صدر اسلام بگذاریم. پس نباید یک مسؤول مردم را این‌گونه عوام پندارد که هرچه بگوند، همه قبول کنند.» نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با گفت: «من به عنوان یک نماینده مردم می‌خواهم صادقانه بگویم، نه شرایط داخلی ما امروزه مطلوب است و نه شرایط خارجی.» اعلمی با ارائه‌ تحلیلی از شرایط بین‌المللی قبل از حمله آمریکا به عراق گفت: «قبل از حمله‌ آمریکا به عراق، کشورهای روسیه، چین، فرانسه و آلمان به شدت مخالف این حمله بودند، و حال این که امروز انگلیس، فرانسه پشت سر آمریکا قرار دارند و فرانسه از آمریکا تندروتر است و آلمان هم با برنامه‌های ایران مخالف است و روسیه و چین هم به دنبال منافع ملی خودشان هستند. بسیار عامیانه است که تصور شود روسیه و چین با این حجم عظیم مبادلات تجاری، پشت به آمریکا کنند و به حمایت از ما بپردازند.» اعلمی افزود:«نباید مانند برخی از تحلیل‌های عامیانه چنین پنداشت که آمریکا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گیر کرده و توان جنگ دیگری را ندارد و آمریکا دست به حماقت دیگری نخواهد زد که نارضایتی ملت خود را افزایش دهد.» اعلمی با بیان این که در نظرسنجی انجام گرفته در شهریور سال 1385 حدود 45درصد در آمریکا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شکست مذاکرات، خواهان حمله نظامی به ایران بودند. اعلمی با اشاره به سفر اخیر احمدی‌نژاد به آمریکا گفت: «به یمن و برکت حضور آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و معجزات و موضعگیری‌های وی، بر اساس نظرسنجی مؤسسه زاگبی حدود 52درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا معتقد به حمله آمریکا به ایران برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای هستند. 53درصد هم معتقدند که بعد از انتخابات حمله به ایران صورت خواهد گرفت.»
اعلمی افزود: «من در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم تحلیل خودم را ارائه دادم و گفتم: شما فرض کنید ما حزب جمهوری‌خواه هستیم، الآن به هر دلیلی حزب جمهوری‌خواه در نزد افکار عمومی با شکست روبرو شده است. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: آب که از سرگذشت، چه یک وجب چه صد وجب. در رقابت‌های حزبی شاهد بوده‌ایم که مخصوصاً بعد از دوم خرداد سال 1376 احزاب سعی می‌کنند از یکدیگر مچ‌گیری کنند، خصوصاً در کشور ما معمولاً روابط احزاب از نوع مچ‌گیری است. در غرب هم به نوعی این مچ‌گیری‌ها وجود دارد. منتهی مچ‌گیری‌ها در غرب مقداری برحسب حساب و اعداد و ارقام است. الآن این‌ها به نوعی سعی می‌کنند افکار عمومی را به سمت خود جهت بدهند. حزب جمهوری‌خواه در حال حاضر شکست خورده و به دنبال برگ برنده می‌گردد تا شرایط کنونی را که هم به زیان آن‌هاست به‌ نفع خودشان تغییر دهند. اگر آمریکا به ایران حمله کند، دو احتمال وجود دارد؛ یا با شکست روبرو خواهد شد، یعنی تثبیت وضع موجود، که حزب جمهوری‌خواه شکست خورده است، یا با پیروزی روبرو خواهد شد. فقط درصد پیروزی فرق می‌کند. شما فرض کنید فقط یک درصد احتمال این‌که در صورت حمله به ایران موفق شوند و بتوانند افکار عمومی آمریکا را به نفع خودشان تغییر جهت بدهند. اگر شما به جای یکی از سران حزب جمهوری‌خواه باشید کدام گزینه را انتخاب می‌کنید؟ گزینه تداوم شکست را یا گزینه یک درصدی که احتمال دارد شکست را به پیروزی تبدیل کند؟ [جمعیت: گزینه دوم را انتخاب می‌کنند.]حتماً گزینه دوم را انتخاب می‌کنند. پس به این خاطر است  که من در یک جمع‌بندی به این نتیجه می‌رسم که نباید خیلی خوش‌بین بود و بگوییم آمریکا کاری نخواهد کرد. مخصوصاً که بوش ثابت کرده که در بسیاری از جاها با محاسبه تصمیم‌گیری نمی‌کند، درست مثل بسیاری از مسؤولان ما. به قول معروف می‌گویند: راه بیانداز، جا بیانداز. پس شرایط خارجی ما شرایط مطلوبی نیست.»
اعلمی با بیان این‌که مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هسته‌اي نیست، گفت: «آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.»
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اين‌كه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرف‌هايم حمايت از آن‌ها نيست، گفت: «متأسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسب‌‌هاي مختلف زده مي‌شود.»
اعلمی با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: «ايشان فرمودند كه اگر در مسأله‌اي كوتاه بياييم آن‌ها هرگز دست از سر ما نمي‌كشند و نبايد هيچ امتيازي به آن‌ها بدهيم.»
عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیتی مجلس با اشاره به مؤلفه‌هاي قدرت آمريكا در ابعاد مختلف نظامي و اقتصادي گفت: «تنها مؤلفه‌اي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قوي‌تر قرار داده، حمايت مردمي است که باید آن را حفظ کنیم. من هم رژیم اسرائیل را مشروع نمی‌دانم و آن را رژیمی غاصب می‌دانم، ولی باید به‌گونه‌ای رفتار کرد که در عرصه بین‌المللی جایگاه نظام اسلامی حفظ شود و به خطر نیافتد. این‌که بگوییم رژیم اسرائیل باید از بین برود، این امر در صورتی ممکن است که اصل نظام جمهوری اسلامی را حفظ کنیم و با سیاست‌های غلط آن را به خطر نیاندازیم.»
اعلمی سپس به تحلیل وضعیت داخلی کشور پرداخت و با انتقاد از تورم سرسام‌آور گفت: «قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده به طوری که من نماینده قدرت خرید یک مسکن را نه تنها ندارم، بلکه اگر ده دوره هم نماینده شوم و تمام حقوق خودم را هم جمع کنم و اصلاً هزینه نکنم می‌توانم یک آپارتمان چند متری در تهران بخرم.» [یکی از حضار: راهش را بلد نیستید. به بنگاه سر کوچه یکی از مقامات کشور مراجعه کنید!]
 اعلمی با انتقاد از سیاست‌های دولت، گفت: آقای احمدی‌نژاد و دولت وی، کشور را از طریق آزمون و خطا اداره می‌کنند، گویی ما به 28 سال پیش برگشته‌ایم که عده‌ای از مسؤولان دلسوز و ارزشمند تازه از زندان آزاد شده، اسلحه را کنار گذاشته و با آرمان‌های بلند می‌خواستند مدینه‌ فاضله ذهنی و اتوپیای خودشان را در جامعه پیاده و حتی انقلاب را به کشورهای دیگر صادر کنند.»
اعلمی افزود: «بگذریم از این‌که الآن در داخل مرزهای خودمان از تهاجم فرهنگی می‌ترسیم و می‌خواهیم با پرتاب دیش ماهواره از پشت‌بام خانه‌ها به خیابان یک حاشیه امنیت برای خودمان ایجاد کنیم!»
اعلمی با انتقاد از تخریب حدود سه دهه از تاریخ انقلاب اسلامی توسط برخی از مسؤولان دولت نهم گفت: «این دولت تصور می‌کند که همه کسانی که در طول این سه دهه در این مملکت کار کرده‌اند، همه خائن بوده و هستند و آسمان دهان باز کرده و دولت آقای احمدی نژاد را برای نجات این کشور به زمین فرستاده و به همین خاطر است که یکی از هواداران ایشان از آقای احمدی‌نژاد به عنوان معجزه هزاره ‌سوم یاد می‌کند و در نتیجه وقتی در جایی یک نور مرکبی به ایشان می‌خورد، فکر می‌کند که یک هاله نوری دور ایشان را گرفته است و بدتر از آن وقتی در دانشگاه کلمبیا سخنرانی می‌کند، طوری آن را گزارش می‌کند که گویی امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) مبصر آن برنامه بوده و جلسه را اداره کرده است! به هر حال، این دولت با عملکرد خودش بر دامنه نارضایتی‌های مردم افزوده و علی‌رغم این‌که درآمد کشور در مقایسه با گذشته چند برابر شده است، ولی قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است. مردم از حیث معیشت به شدت در تنگنا هستند. بعضی از سیاست‌های پوپولیستی روز به روز گسترش پیدا می‌کند و عمده وقتشان در سفرهای استانی می‌گذرد. من نماینده که یک مسؤول جزء در جمهوری اسلامی هستم با پنج ساعت خواب در شبانه‌روز برای ایفای وظیفه نمایندگی وقت کم می‌آورم و بعد این آقایان که مدعی‌اند دیگران 27 سال خورده‌اند و چپاول کرده‌اند و این‌ها می‌خواهند کشور را درست کنند، چطور تمام وقتشان را در سفرهای استانی می‌گذرانند؟! به‌خدا از این کارها چیزی در نمی‌آید و فقط تبلیغات زودرس است.»
اعلمی با بیان این‌که نظام ما مرکب از سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه است، آن را به یک سه‌پایه که تساوی پایه‌های آن موجب ثبات آن می‌شود، تشبیه کرد و گفت: «اگر یکی از پایه‌های این سه‌پایه کوتاه و یا دیگری بیش از اندازه خود بلند شود، نظام را دچار مشکل خواهد کرد.  ثبات این نظام با دو شرط است؛‌ یکی این‌که هر سه پایه بر اساس مهندسی قانون اساسی از اقتدار لازم برخوردار باشد و هر سه پایه، اندازه خود را داشته باشند و هیچ کدام به بهانه تقویت دیگری کوتاه نشود. و دوم این‌که نیروی محرکه این نظام بر اساس اصل 6 و 56 قانون اساسی یعنی مردم همچنان با نشاط و انگیزه در صحنه حضور داشته باشند. در این صورت است که مؤلفه اقتدار ملی شکل می‌گیرد و ثبات نظام پابرجا می‌ماند.» اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از نمایندگان مجلس گفت: «متأسفانه امروز قوه مقننه به عنوان یکی از پایه‌های این سه‌پایه در اندازه خود ظاهر نمی‌شود و چندین متر کوتاه‌تر شده و مجلسی که باید در رأس امور باشد کاملاً در حاشیه قرار گرفته است. اگر این مجلس، در اندازه خود بود، باید برای آقای احمدی‌نژاد رأی عدم کفایت صادر می‌کرد.»
اعلمی افزود: «طبق قانون اساسی اگر یک سوم نمایندگان، رئیس‌جمهوری را برای ادای توضیح به مجلس احضار کند، رئیس‌جمهوری موظف است که در مجلس حضور پیدا کند. ما سؤالی را از رئیس‌جمهوری مطرح کردیم که 16 محور داشت و همین دوستان مدعی اصولگرایی نتوانستند حتی به یکی از محورها خدشه‌ای وارد کنند.» اعلمی در پاسخ به این‌که آیا شما قبلاً هم چنین انتقادهایی را می‌کردید گفت: «دوستانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند که من حب و بغض سیاسی ندارم، در زمان خاتمی هم وقتی آقای خاتمی کابینه‌اش را معرفی کرد، تندترین نطق را علیه کابینه آقای خاتمی کردم. در آن موقع صداوسیمای آقای لاریجانی سه بار این نطق مرا پخش کرد، در حالی که الآن من در مجلس داد می‌زنم و بهترین موضعگیری‌ها را می‌کنم، ولی صداوسیمای آقای ضرغامی حتی یک کلمه آن را پخش نمی‌کند!»
اعلمی با بیان این‌که من علی‌رغم این‌که برای آقای خاتمی در 36 شهر سخنرانی کردم و ایشان را آدمی دلسوز، علاقه‌مند به کشور و منافع ملی و مهم‌تر از همه انسانی سالم و معتقد به آزادی سیاسی مصرح در قانون اساسی می‌دانم و هنوز هم به ایشان ارادت دارم، ولی هرگز او را پیغمبر نکردم و برخی سوسول‌بازی‌ها مانند عطرگل یاس، مردی با عبای شکلاتی را هم بلد نیستم. من آن زمان، تندترین انتقادها را علیه دولت ایشان داشتم و وزیرنفت ایشان را عاصی کردم و بسیاری از وزرای او را به مجلس کشیدم.»
اعلمی با تأکید بر جایگاه رفیع انتقاد در اندیشه اسلامی و آموزه‌های ائمه معصومین(ع) در این زمینه گفت: «خاتمی که سهل است، حتی اگر امام حسین(ع) هم کابینه تشکیل دهد، بر اساس معیارهایی که دارم، چون قسم خورده‌ام که از حقوق ملت، قانون اساسی، منافع ملی و اسلام دفاع کنم، اگر این کابینه هم از معیارهای تدوین شده در قانون اساسی که مبتنی بر معیارهای اسلامی است، عدول کند، کابینه ی امام حسین را هم به مجلس می اورم وانتقاد می‌کنم. همان طور که در دولت علی(ع) هم افراد مانند زیاد بن‌ابیه و دیگران مسؤولیت داشتند و علی(ع) باآنان برخورد کرد.»
اعلمی افزود: «بر اساس قانون اساسی، فقط مقام رهبری نظام جمهوری اسلامی است که می‌تواند در مواردی که به مصلحت کشور می‌داند با اعلام حکم حکومتی و بیان این‌که این امر به مصلحت کشور و منافع ملی است، خواستار امری شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت می‌دانیم، ولی در غیر این مورد ما هیچ‌کس را فوق انتقاد نمی‌دانیم.»
اعلمی با تأکید بر این‌که من هیچ‌گونه حب و بغض سیاسی ندارم گفت: «من آرزو می‌کردم که ای کاش، آقای احمدی‌نژاد می‌توانست یک صدم آن مدینه فاضله‌ای را که در ذهن من بود تحقق بخشد، اما متأسفانه عملکرد ایشان به‌گونه‌ای نیست که قابل دفاع باشد، نه در سیاست خارجی و نه در سیاست داخلی. اما متأسفانه برخی نهادهایی که زمانی در مقابل مجلس ششم می‌ایستاده‌اند الآن همگی دست به یکی شده و از دولت آقای احمدی‌نژاد، هر کاری که می‌کند دفاع می‌کنند!» اعلمی افزود: «ایشان رسماً قوانین جمهوری اسلامی را زیر پا می‌گذارد و کسی نمی‌گوید بالای چشمت ابروست!‌ من به‌خاطر تخریب ارگ علی‌شاه تبریز بعد از خواندن روضه‌های فراوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایشان را به مجلس کشاندم و گفتم بر اساس قانون شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری مصوب سال 1382 شما عضو این شورا هستید و در آن هشت وزیر وجود دارد و رئیس‌جمهور هم رئیس آن است، آیا شما مسؤول هستید یا نه؟ آقای صفارهرندی، گفت: من مسؤول نیستم، آقای رئیس‌جمهوری شورای عالی میراث فرهنگی مصوب مجلس را منحل کرده است! به همین راحتی!»
اعلمی با انتقاد از وعده و وعیدهای احمدی‌نژاد در سفرهای استانی گفت: «الآن آقای رئیس‌جمهوری به اردبیل رفته و قول افزایش بودجه این استان را داده است، ما خوشحال می‌شویم که بودجه استان‌ها افزایش یابد، اما آقای احمدی‌نژاد با کدام مجوز چنین قول‌هایی را به مردم می‌دهد؟! مگر نه این‌که بودجه باید در مجلس تصویب بشود؟ مجلس ما را از رأس امور به قعر امور پرتاب کرده‌اند. لذا می‌بینید که امروز وزیر آمورش و پرورش را استیضاح می‌کنند و دو روز قبل از این‌که وزیر به مجلس بیاید، در نظرسنجی بیش از 70درصد موافق با استیضاح هستند، یک روز بعد از آن وزیر به مجلس می‌آید و نتیجه نظرسنجی برمی‌گردد. امروز آقای نماینده امضا می‌کند، معامله‌ها شروع می‌شود و فردا امضا را پس می‌گیرد! بعد ما هر سال برای شهید مدرس سالگرد می‌گیریم و می‌گوییم که نماینده باید مثل مدرس باشد. حضرت عباسی آیا واقعاً بعضی تحمل می‌کنند کسی در مجلس مدرس‌وار عمل کند؟»
اعلمی با بیان ویژگی‌های مجلس مطلوب گفت: «زمانی مجلس می‌تواند کارآمد باشد و موجب ثبات نظام شود که نمایندگان واقعی مردم و عصاره‌های فضایل ملت در مجلس اکثریت بیابند.» 
اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از احزاب کشور گفت: «در عین این‌که من نظام حزبی را قبول دارم، ولی معتقدم که احزاب باید بر اساس برنامه یارگیری کنند و بعد قدرت را در دست گیرند و خودشان را مسؤول و ملزم بدانند که در برابر مردم کارنامه ارائه دهند و پاسخگو باشند، ولی اگر غیر از این باشد دیری نخواهد گذشت که احزاب بر اساس سرسپردگی نیرو می‌گیرند، هر که سرسپرده‌تر اصلاح‌طلب‌تر و یا اصولگراتر! احزاب باید شایسته‌ترین، توانمندترین، متخصص‌ترین و سالم‌ترین افراد را عضوگیری و برای رقابت‌ها به مردم معرفی کنند. اگر این‌گونه باشد برای رقابت در مجلس امثال اعلمی ضعیف، بی‌سواد و ناتوان را معرفی نمی‌کنند،‌ مردم هم به اعلمی رأی نمی‌دهند بلکه به برنامه رأی می‌دهند. اگر مجلسی بر اساس رقابت‌ها و برنامه‌های حزبی تشکیل شود و نیروهای توانمند وارد مجلس شوند و برنامه خوب بنویسند و خوب هم اجرا شود در این صورت کشور نجات پیدا می‌کند. در این صورت دیگر اگر 350میلیارد تومان در شهرداری تهران جابه‌جا شد و مجلس خواست تحقیق و تفحص کند، نمی‌گویند اعلمی سیاسی برخورد می‌کند! 350میلیارد تومان در دوران شهرداری آقای احمدی‌نژاد معلوم نیست کجا رفته است؟! من نمی‌گویم خدایی نکرده، سوء‌استفاده کرده، ولی معلوم نیست که چه شده؟! به قول آقای چمران که سعی کرده‌اند عنوانی پیدا کنند، هزینه‌های فاقد سند!»
اعلمی با اشاره به برخوردهایی که با برخی از شهرداران مناطق تهران بعد از دوم خرداد شد گفت: «نمی‌خوام بگویم که آن‌ها پیغمبر بودند ولی آن‌ها را به جرم این‌که یک دستگاه کامپیوتر را به یکی از مراکز مذهبی داده بودند به زندان انداختند، ولی امروز 350 میلیارد تومان معلوم نیست کجا رفته و ما به عنوان نمایندگان مجلس خبر نداریم که  میلیاردها دلار در صندوق ذخیره ارزی به کجا رفته است؟! اما اگر نظام پارلمانی مبتنی بر نظام حزبی باشد مو را از ماست بیرون می‌کشند.»
اعلمی در پاسخ به این‌ سؤال ‌که به چه کسانی برای مجلس باید رأی داد، گفت: «من می‌گویم به نیروهای اصلاح‌طلب رأی دهید. البته اصلاح‌طلبی با اصولگرایی واقعی منافات ندارد و بالعکس، مگر می‌شود کسی اصلاح‌طلب، ولی فاقد اصول باشد؟!» اعلمی با انتقاد از برخی از نمایندگان مجلس گفت: «الآن برخی را با عنوان اصولگرایی به مجلس آورده‌اند که آهن را با تریلر قورت می‌داده است! نقطه مقابلش را هم در میان کسانی که ادعای اصلاح‌طلبی دارند، داریم. از این روست که من می‌گویم سعی کنید به افراد اصلاح‌طلب توانمند سالم و دارای فکر و برنامه رأی دهید.»

http://www.tiknews.net/display/?ID=49658&page=1

------------------------------------------------------------------------------------

متن منشره در خبرگزاری ایسنا:

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی: هر نوع مواجهه غيرصادقانه با مردم و کتمان واقعيت‌ها، خيانت است
مجلس در اندازه خود ظاهر نمی‌شود

خبرگزاري دانشجويان ايران - زنجان

 مجلس در اندازه خود ظاهر نمی‌شود

بر اساس قانون اساسی، فقط مقام رهبری می‌تواند در مواردی که به مصلحت کشور می‌داند با اعلام حکم حکومتی و بیان این‌که این امر به مصلحت کشور و منافع ملی است، خواستار امری شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت می‌دانیم، ولی در غیر این مورد، ما هیچ‌کس را فوق انتقاد نمی‌دانیم.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه زنجان، اکبر اعلمی نماینده‌ مردم تبریز، اسکو و آذرشهر در مجلس شورای اسلامی که در دفتر حزب اعتماد ملی - منطقه‌ زنجان سخن می گفت، ضمن بیان مطلب فوق افزود: امروز در کشور دو نوع تحلیل از وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل توسط هواداران رئیس جمهور و صدا و سیما و برخی نهاد‌های حامی دولت انجام می‌شود که به ملت می‌گویند، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است. که این نوع تحلیل، سهل‌الوصول‌ترین پاسخ به افکار عمومی است .
اعلمی گفت: معتقدم که هر نوع مواجهه غیرصادقانه هر مسؤولی با مردم و کتمان واقعیت‌ها از آنان، مصداق خیانت است.
نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: به عنوان نماینده مردم صادقانه می گویم، نه شرایط داخلی ما امروزه مطلوب است و نه شرایط خارجی.
وی با بیان این‌که مشكل ايران و آمريكا مشكل انرژي هسته‌اي نیست، گفت: آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.
اعلمی با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: ايشان فرمودند كه اگر در مسأله‌اي كوتاه بياييم آن‌ها هرگز دست از سر ما نمي‌كشند و نبايد هيچ امتيازي به آن‌ها بدهيم.
عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس با اشاره به مؤلفه‌هاي قدرت آمريكا در ابعاد مختلف نظامي و اقتصادي اظهار داشت: تنها مؤلفه‌اي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قوي‌تر قرار داده، حمايت مردمي است که باید آن را حفظ کنیم.
اعلمی سپس به تحلیل وضعیت داخلی کشور پرداخت و با انتقاد از تورم سرسام‌آور گفت: قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است.
نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از سیاست‌های دولت، تصریح کرد: دولتمردان، کشور را از طریق آزمون و خطا اداره می‌کنند. دولت با عملکرد خودش بر دامنه نارضایتی‌های مردم افزوده و علی‌رغم این‌که درآمد کشور در مقایسه با گذشته چند برابر شده است، ولی قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است.
وی با انتقاد از تخریب حدود سه دهه از تاریخ انقلاب اسلامی توسط برخی از مسؤولان دولت نهم گفت: برخی تصور می‌کنند که همه کسانی که در طول این سه دهه در این مملکت کار کرده‌اند، خائن بوده اند.
اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از نمایندگان مجلس گفت: متأسفانه امروز قوه مقننه به عنوان یکی از پایه‌های نظام در اندازه خود ظاهر نمی‌شود و مجلسی که باید در رأس امور باشد کاملاً در حاشیه قرار گرفته است.
این نماینده مجلس در پاسخ به پرسشی در خصوص این‌که چرا قبلاً چنین انتقادهایی را مطرح نمی‌کرد، گفت: در زمان آقای خاتمی هم وقتی وی کابینه‌اش را معرفی کرد، تندترین نطق را علیه کابینه کردم. در آن موقع صداوسیما سه بار این نطق مرا پخش کرد، در حالی که الآن من در مجلس داد می‌زنم و بهترین موضعگیری‌ها را می‌کنم، ولی صداوسیما حتی یک کلمه آن را پخش نمی‌کند.
اعلمی با تأکید بر جایگاه رفیع انتقاد در اندیشه اسلامی و آموزه‌های ائمه معصومین(ع) در این زمینه گفت: خاتمی که سهل است، حتی اگر امام حسین(ع) هم کابینه تشکیل دهد، بر اساس معیارهایی که دارم، چون قسم خورده‌ام که از حقوق ملت، قانون اساسی، منافع ملی و اسلام دفاع کنم، اگر این کابینه هم از معیارهای تدوین شده در قانون اساسی که مبتنی بر معیارهای اسلامی است، عدول کند، کابینه امام حسین را هم به مجلس می‌آورم و انتقاد می‌کنم. همان‌طور که در دولت علی(ع) هم افرادی مانند زیاد بن‌ابیه و دیگران مسؤولیت داشتند و علی(ع) آنان را از کار برکنار کرد.
اعلمی افزود: بر اساس قانون اساسی، فقط مقام رهبری در نظام جمهوری اسلامی است که می‌تواند در مواردی که به مصلحت کشور می‌داند با اعلام حکم حکومتی و بیان این‌که این امر به مصلحت کشور و منافع ملی است، خواستار امری شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت می‌دانیم، ولی در غیر این مورد ما هیچ‌کس را فوق انتقاد نمی‌دانیم.
اعلمی با بیان ویژگی‌های مجلس مطلوب گفت: زمانی مجلس می‌تواند کارآمد باشد و موجب ثبات نظام شود که نمایندگان واقعی مردم و عصاره‌های فضایل ملت در مجلس اکثریت بیابند.
اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از احزاب کشور گفت: در عین این‌که من نظام حزبی را قبول دارم، ولی معتقدم که احزاب باید بر اساس برنامه یارگیری کنند و بعد قدرت را در دست گیرند و خودشان را مسؤول و ملزم بدانند که در برابر مردم کارنامه ارائه دهند و پاسخگو باشند، ولی اگر غیر از این باشد دیری نخواهد گذشت که احزاب بر اساس سرسپردگی نیرو می‌گیرند.احزاب باید شایسته‌ترین، توانمندترین، متخصص‌ترین و سالم‌ترین افراد را عضوگیری و برای رقابت‌ها به مردم معرفی کنند. اگر مجلسی بر اساس رقابت‌ها و برنامه‌های حزبی تشکیل شود و نیروهای توانمند وارد مجلس شوند و برنامه خوب بنویسند و خوب هم اجرا شود در این صورت کشور نجات پیدا می‌کند

http://zanjan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-15775

---------------------------------------------------------------------------------------

مطلب گزافه گویانه و توهین آمیزروزنامه ابرار:

غلط هاى زيادى اكبر اعلمى!
اكبر اعلمى كه بر مجلس هفتم تحميل شده ظاهراً باقى مانده يا نمانده عقل نداشته خود را نيز در بازار مال فروشان به حراج گذاشته و در اظهاراتى موهن كه حتى سفيهان و ديوانگان نيز با اعتقادات قلبى و ذاتى خود چنين گستاخى هايى را انجام نمى دهند لجن پراكنى هايى كرده است كه قطعاً قبل از عكس العمل تمامى ملت بزرگ و خداجوى و عاشورايى كشور بزرگ و دين مدارمان مردم غيور و متعهد و متدين آذربايجان مخصوصاً تبريز كه يادگار مردانگى ها و رشادت هاى مردمى است كه براى عقلاى شرع انور اسلام و مذهب خون رنگ شيعه چه فداكارى ها و جانفشانى ها و ايثارگرى ها كه از خود نشان نداده اند و دراين راه مرد و زن و پير و جوان از همه اقشار پشت سر روحانيت آگاه و متعهد اختناق محمدعلى شاهى ضد مذهب را ريشه كن كرده و شهداى بزرگوارى را تقديم اسلام ومذهب كرده اند.تبريز كه در انقلاب اسلامى همچون ديگر شهرهاى ايران عزيز و دوشادوش آنها به امام راحل، رهبر بزرگ و بنيانگذار جمهورى اسلامى اقتدا كرد و در جنگ تحميلى فرماندهان و افسران سپاه و ارتش و بسيج عزيز از تبريز در جبهه هاى حق عليه باطل حماسه آفريدند امروز نمى تواند تحمل كند شخصى مجنون و معلوم الحال به عنوان نماينده اين مردم غيور به خود اجازه دهد به ساحت مقدس سيدالشهداء حسين بن على عليه السلام جسارت نمايد گو اين كه فضله موش يا سگى نمى تواند اقيانوسى عظيم را پليد و ملوث كند اما عشق ايران و ايرانى و مهمتر از آن صدها ميليون مسلمان در سراسر جهان و قلب آنان به عشق پيامبر و آل او مى تپد و در اين ميان سيدالشهداء همه وجود و جان ملت ماست.اين انسان مجنون و لجام  گسيخته كيست كه به خود اجازه مى دهد چنين گستاخانه به مقدسات ملت ما هتاكى كند اين فرد از عداد همان هايى است كه قرآن مجيد مى فرمايد: اولئك كالا نعام بل هم اضل. به نظر مى رسد اگر در مجلس هفتم حاكميت عقل و خرد و محبت و شيفتگى به اهل بيت عصمت و طهارت موجود باشد هيچ انسان آزاده اى ولو نمايندگان اقليت هاى مذهبى كه آنان نيز عاشق امام حسين(ع) و فرهنگ عاشورا يعنى سيدالشهداء و خانواده و فرزندان گراميش و خواهر بزرگوارش حضرت زينب كبرى(س) مى باشند اجازه نخواهند داد افراد پليد و ملوث پاى به مكانى بگذارند كه تصاوير زيباى نمايندگانى شهيد كه در راه پياده كردن فرهنگ عاشورا توسط دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى و مخالفان عاشورايى تربت شهادت را نوشيدند مزين شده است و بر مسئولين قضايى و علماى اسلام و عاشقان ولايت كه اين نظام حول محور آن براساس اعتقاد به ولايت فقيه بنا نهاده شده است ضرورى است بدون اتلاف وقت و با فوريت با چنين جرثومه اى از عناد و جهل و مغرور از اعتماد قبلى مردم برخوردى قوى داشته باشند و مجازاتى مطابق با اراجيفى كه سر داده است در مورد او اعمال كنند و يقين داشته باشند كه اگر چنين نشود غليان احساسات لطيف مردم و تبديل آن به مجازات شخصى با چنين فردى را هيچكس نمى تواند مهار كند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
مطلب توهین آمیز خبرساز فارس:
اكبر اعلمي در جمع اصلاح طلبان:

از دولت امام حسين(ع) هم با معيارهاي خودم انتقاد مي كنم

خبرگزاري فارس: اكبر اعلمي گفت: از دولت امام حسين هم با معيار هاي خودم انتقاد مي كنم و مقلدوار عمل نكرده و كابينه اش را به مجلس مي كشم.

به گزارش خبرگزاري فارس از زنجان، عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ديشب در جمع اصلاح طلبان استان زنجان به انتقادهاي تند و شديد از احمدي نژاد پرداخت و گفت: زمان خاتمي هم انتقاد مي‌كرديم.
وي افزود: امروز هم انتقاد مي‌كنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد،براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خورده‌ام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نمي‌كنم.
وي يادآور شد: اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده عدول كرده، كابينه‌ امام حسين (ع) را مي‌كشم مي‌آورم مجلس.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي، گفت: امروز اگر بخواهيم واقع بينانه به وضعيت كشور نگاه كنيم ايران اسلامي اصلا در شرايط خوبي قرار ندارد.
وي مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هسته‌اي ندانست و گفت: آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.
اعلمي با اشاره به اينكه فعاليت هسته‌اي ما خط قرمز امنيت آمريكاست گفت: عقب‌نشيني و تعطيلي اين برنامه نيز در ايران خط قرمز كشور ماست.
وي افزود: سياستهاي احمدي نژاد باعث منزوي شدن ايران و اجماع جهاني عليه كشور شده است.
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اينكه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرفهايم حمايت از آنها نيست، گفت: متاسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسب‌‌هاي مختلف زده مي‌شود.
وي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: ايشان فرمودند كه اگر در مسئله‌اي كوتاه بياييم آنها هرگز دست از سر ما نمي‌كشند و نبايد هيچ امتيازي به آنها بدهيم.
عضو فراكسيون اقليت مجلس با اشاره به مولفه‌هاي مختلف آمريكا در ابعاد نظامي و اقتصادي گفت: تنها موئلفه‌اي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قوي‌تري قرار داده حمايت و اقتدار مردمي است.
وي در مورد دولت نيز افزود: وزراي احمدي نژاد به هيچوجه به تنهايي تصميم‌گير نيستند و دولت احمدي نژاد يعني احمدي نژاد.
اعلمي، تورم و گراني را باعث فشار هرچه بيشتر به مردم اعلام كرد و گفت: مسكن يكي از مواردي است كه امروز به مردم فشار مي آورد.
وي با اشاره به اينكه قواي سه‌گانه مانند يك پايه هستند كه نيروي محركه آنها مردم است گفت: اين سه پايه بايد هماهنگ و مقتدر باشد و ضعف يكي باعث ضعف همه آنها خواهد شد.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي، با ناموفق اعلام كردن مجلس هفتم گفت: امروز مجلس در حاشيه قرار گرفته است و اگر قدرتمند بود راي به عدم كفايت رئيس جمهور را صادر مي‌كرد.
نماينده مجلس هفتم گفت: امروز ما به عنوان نمايندگان مردم نمي‌دانيم كه ده‌ها ميليارد تومان از صندوق خيره ارزي به كجا رفته است.
وي با اشاره به اينكه من از دولت خاتمي نيز انتقادهاي شديد كردم، گفت: من به دنبال منافع مردم هستم.
اعلمي با بيان اينكه بايد افراد شايسته بتوانند وارد مجلس شود كه برنامه‌ريزي مناسب داشته باشند گفت: بايد شاخص‌ترين افراد به مجلس بروند و مهم نيست كه اصولگرا يا اصلاح طلب باشد.
وي افزود: انتقاد من از دولت خاتمي را صدا و سيماي لاريجاني چند بار پخش كرد، ولي بارها در مورد دولت نهم انتقاد كرده‌ام ولي صدا و سيماي ضرغامي آنرا پخش نكرد.
عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم افزود: صدا وسيما از دولت مدح گويي مي‌كند و هر كانالي را كه مي‌زنيم مي‌گويد دولت اين كار را كرد و احمد نژاد اين را گفت، بدون اينكه حتي به نمايندگان مردم زمان لازم را براي بيان نظراتشان را بدهند،بايد صدا و سيما به عملكرد خود پاسخگو باشد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609090172

----------------------------------------------------------------------------------------

مطلب منتشره درفحش نامه کیهان:

 شهرت طلبي به هر قيمت ... ! (خبر ويژه)

عضو فراكسيون اصلاح طلبان مجلس هفتم طي سخناني در نشست مدعيان اصلاحات استان زنجان ضمن انتقادهاي تند و شديد از احمدي نژاد، گفت: زمان خاتمي هم انتقاد مي كردم، امروز هم انتقاد مي كنم. من براي خودم معياري دارم كه اگر امام حسين هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد، براساس معيارهاي خودم اگر ايشان هم از قانون اساسي عدول كند، كابينه امام حسين را به مجلس مي كشم!
وي پس از اين اظهارات، ادامه داد: متاسفانه در كشور ما براحتي به افراد برچسب هاي مختلف زده مي شود!
گفتني است كه پيش از اين هم برخي ديگر از مدعيان اصلاحات در سخنان و نوشته هاي خود مطالبي مشابه اظهارات اعلمي داشته و نشان داده بودند تا چه اندازه سطحي نگر و بي شخصيت هستند ولي اكبر اعلمي فقط به عنوان فردي شهرت طلب و شيفته مطرح شدن شناخته مي شد و به نظر نمي رسيد خودخواهي او به اندازه اي باشد كه براي ارضاي كيش شخصيت خود به اينگونه اظهارات سخيف روي آورد.
و بالاخره اميد است خبر منتشره صحت نداشته باشد و اگر اين خبر كه خبرگزاري فارس به نقل از او گزارش كرده است - نستجيربالله- صحت داشته باشد، انتظار مي رود از سخنان سخيف خود كه اهانت به باورهاي ديني توده هاي ميليوني مردم مسلمان ايران و جهان است توبه كند، اگرچه در صورت توبه هم از كمترين صلاحيت براي ادامه حضور در مجلس برخوردار نيست.

http://www.kayhannews.ir/860910/2.htm#other211

-----------------------------------------------------------------------------------------

مطلب منتشره در روزنامه ایران:

از دولت امام حسين(ع) هم انتقاد مى كنم!
* با خبر شديم كه عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم پنجشنبه شب در جمع اصلاح طلبان استان زنجان گفت: امام حسين(ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد، براساس معيارهايى كه خودم دارم و به تشخيص خودم، مقلدوار عمل نمى كنم. اكبر اعلمى افزوده: اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين(ع) تشكيل شود و از آن معيارهايى كه من در نظر دارم و در قانون اساسى آمده عدول كرده، كابينه امام حسين(ع) را مى كشم مى آورم مجلس. اعلمى همچنين ادعا كرده: سياست هاى احمدى نژاد باعث منزوى شدن ايران و اجماع جهانى عليه كشور شده است
 

 http://www.iran-newspaper.com/1386/860910/html/internal.htm#InternalCol2

مطلب منتشره در سایت و  تخریب نامه اینترنتی رجا نیوز:

واکنش ابرار به اعلمی : غلط های زیادی اعلمی 

 روزنامه ابرار امروز شنبه در مطلبي با عنوان «غلط هاى زيادى اكبر اعلمى!»، به انتقاد از اظهارات اخير اكبر اعلمي در تبريز پرداخت.

 در اين مطلب كه اشاره اي به اين سخنان اعلمي نشده است آمده است:

 اکبر اعلمى كه بر مجلس هفتم تحميل شده ظاهراً باقى مانده يا نمانده عقل نداشته خود را نيز در بازار مال فروشان به حراج گذاشته و در اظهاراتى موهن كه حتى سفيهان و ديوانگان نيز با اعتقادات قلبى و ذاتى خود چنين گستاخى هايى را انجام نمى دهند لجن پراكنى هايى كرده است كه قطعاً قبل از عكس العمل تمامى ملت بزرگ و خداجوى و عاشورايى كشور بزرگ و دين مدارمان مردم غيور و متعهد و متدين آذربايجان مخصوصاً تبريز كه يادگار مردانگى ها و رشادت هاى مردمى است كه براى عقلاى شرع انور اسلام و مذهب خون رنگ شيعه چه فداكارى ها و جانفشانى ها و ايثارگرى ها كه از خود نشان نداده اند و دراين راه مرد و زن و پير و جوان از همه اقشار پشت سر روحانيت آگاه و متعهد اختناق محمدعلى شاهى ضد مذهب را ريشه كن كرده و شهداى بزرگوارى را تقديم اسلام و مذهب كرده اند.

 تبريز كه در انقلاب اسلامى همچون ديگر شهرهاى ايران عزيز و دوشادوش آنها به امام راحل، رهبر بزرگ و بنيانگذار جمهورى اسلامى اقتدا كرد و در جنگ تحميلى فرماندهان و افسران سپاه و ارتش و بسيج عزيز از تبريز در جبهه هاى حق عليه باطل حماسه آفريدند امروز نمى تواند تحمل كند شخصى مجنون و معلوم الحال به عنوان نماينده اين مردم غيور به خود اجازه دهد به ساحت مقدس سيدالشهداء حسين بن على عليه السلام جسارت نمايد گو اين كه فضله موش يا سگى نمى تواند اقيانوسى عظيم را پليد و ملوث كند اما عشق ايران و ايرانى و مهمتر از آن صدها ميليون مسلمان در سراسر جهان و قلب آنان به عشق پيامبر و آل او مى تپد و در اين ميان سيدالشهداء همه وجود و جان ملت ماست.

 اين انسان مجنون و لجام گسيخته كيست كه به خود اجازه مى دهد چنين گستاخانه به مقدسات ملت ما هتاكى كند اين فرد از عداد همان هايى است كه قرآن مجيد مى فرمايد: اولئك كالا نعام بل هم اضل.

 به نظر مى رسد اگر در مجلس هفتم حاكميت عقل و خرد و محبت و شيفتگى به اهل بيت عصمت و طهارت موجود باشد هيچ انسان آزاده اى ولو نمايندگان اقليت هاى مذهبى كه آنان نيز عاشق امام حسين(ع) و فرهنگ عاشورا يعنى سيدالشهداء و خانواده و فرزندان گراميش و خواهر بزرگوارش حضرت زينب كبرى(س) مى باشند اجازه نخواهند داد افراد پليد و ملوث پاى به مكانى بگذارند كه تصاوير زيباى نمايندگانى شهيد كه در راه پياده كردن فرهنگ عاشورا توسط دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى و مخالفان عاشورايى تربت شهادت را نوشيدند مزين شده است و بر مسئولين قضايى و علماى اسلام و عاشقان ولايت كه اين نظام حول محور آن براساس اعتقاد به ولايت فقيه بنا نهاده شده است، ضرورى است بدون اتلاف وقت و با فوريت با چنين جرثومه اى از عناد و جهل و مغرور از اعتماد قبلى مردم برخوردى قوى داشته باشند و مجازاتى مطابق با اراجيفى كه سر داده است در مورد او اعمال كنند و يقين داشته باشند كه اگر چنين نشود غليان احساسات لطيف مردم و تبديل آن به مجازات شخصى با چنين فردى را هيچكس نمى تواند مهار كند.

 http://www.rajanews.com/News/?19440

متن مصاحبه دستمال کشانه معاون حقوقی وپارلمانی دولت نهم:

معاون رييس جمهوري: اعلمي چشم خود را به روي حقايق باز كن

معاون حقوقي وامور مجلس رياست جمهوري در واكنش به سخنان اخير نماينده تبريز در مجلس شوراي اسلامي، به وي توصيه كرد كه چشم خود را به روي حقايق بازكند.


حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر"سيد احمد موسوي" روز شنبه در گفت و گو با خبرنگارسياسي ايرنا،گفت: آقاي اعلمي، سياستهاي رييس جمهوري را باعث منزوي شدن ايران و اجماع جهاني عليه كشور دانسته درحالي كه نه تنها بسياري از شخصيت‌هاي منصف جهان بلكه برخي از دشمنان اين ملت و كشور معترف هستند كه ايستادگي و مقاومت دكتراحمدي نژاد باپشتيباني ملت دراحقاق حقوق اين كشور، موجب عزت و عظمت و سربلندي ايران اسلامي در جهان شده است.

موسوي اظهارات اخير اكبر اعلمي نماينده تبريز در مجلس را حيرت انگيز دانست و اظهارداشت: اينكه وي اظهار مي‌دارد،اگر امام حسين(ع) بيايد كابينه تشكيل بدهد من براساس تشخيص خود عمل مي‌كنم، نشان از ميزان تبعيت ايشان از امام معصوم (ع) دارد .

معاون رييس جمهوري خاطرنشان كرد: معناي مطلب ايشان اين است كه تشخيص من دقيق تر و صحيح تر از تشخيص امام معصوم (ع) است. در طول تاريخ بسياري از كساني كه از صراط مستقيم و راه هدايت ائمه اطهار فاصله گرفتند، زاويه آنها با حق و حقيقت، از همين تفكر غلط شروع شده است.

موسوي تاكيد كرد: كسي كه نخواهد از امام معصوم ( ع ) مقلد وار تبعيت كند، چگونه مي‌خواهد التزام به امام غيرمعصوم و تبعيت از او داشته باشد، اصل بي‌بديل ولايت فقيه در قانون اساسي چه مي‌شود؟
معاون حقوقي و امور مجلس رييس جمهوري در ادامه تصريح كرد:آقاي اعلمي مقاومت و پايداري به حق رييس جمهور، دولت و مردم را موجب انزواي ايران و اجماع جهاني عليه كشور مي‌داند. اين درحالي است كه صبر، ايستادگي و مقاومت آقاي احمدي نژاد بر حقوق حقه ملت موجب گرديده است براي اولين بار اجلاس سران شوراي همكاري خليج فارس از رييس جمهور ايران براي شركت در جلسه سران اين شورا كه هفته آينده در دوحه قطر تشكيل مي‌شود دعوت كنند.

موسوي ادامه داد: حضور رييس جمهور روسيه در ايران براي اولين بار در تاريخ انقلاب، گزارش‌هاي مثبت دبيركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و نيز اظهارات قابل توجه مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در لزوم همكاري با ايران همگي نشانه حضور موفقيت آميز دولت نهم در عرصه‌هاي بين‌المللي است كه مرهون زكاوت، هوشياري و تيزبيني رييس جمهور است.

وي اظهار داشت: جاي تاسف است كه برخي افراد با ساده انديشي، در دام تحليل‌ها و اطلاعات غلط و ناپخته دشمنان قرار مي‌گيرند.

معاون حقوقي و امورمجلس رييس جمهور همچنين درخصوص اين بخش از اظهارات نماينده تبريز مبني بر اينكه "اگر امروز مجلس، قدرتمند بود راي عدم كفايت به رييس جمهور صادر مي‌كرد" گفت: طبيعتا از كسي كه نمي‌خواهد از امام معصوم مقلد وار تبعيت كند جز اين هم نبايد توقع داشت.

موسوي ادامه داد: اين سخنان به نوعي گوياي اين حقيقت است كه ايشان همچنان از ردصلاحيت خود توسط شوراي محترم نگهبان براي رياست جمهوري عصباني است و به هر نحوي سعي در تقابل با مظهر اراده ملت يعني رييس جمهوري كه مستظهر به پشتيباني مقام معظم رهبري و توده‌هاي مردم است دارد.

وي تاكيد كرد: كما اينكه ايشان در طي يكسال و نيم گذشته همواره به انحاء مختلف سعي در مخدوش جلوه دادن تلاشها و زحمات و دستاوردهاي دولت نهم و رييس جمهور داشته و هر از چندگاهي با طرح مطالب غير واقع از جمله سوال تعدادي از نمايندگان از رييس جمهور و... اذهان عمومي را مشوه مي‌نمايد.

موسوي پرسيد،آيا رييس جمهوري كه شبانه روزدر راه خدمت به رشد و توسعه و پيشرفت مادي و معنوي كشور در تلاش است و نظام اجرايي كشور را در جهت اعتلاي ايران متحول كرده و كليه مديرانش بي‌وقفه مشغول خدمت رساني هستند، كفايت ندارد؟.

معاون رييس جمهوري اضافه كرد: كساني كه امروز مدعي ضعف، سستي و عدم كفايت دولت نهم هستند خود چه كرده‌اند؟ مخالفت با دولت و بحث عدم كفايت رييس جمهور در زماني كه رهبري انقلاب و توده‌هاي ملت بالاترين حمايت‌ها را از دولت دارند نهايت بي‌تدبيري است و صرفا نشان از حقد و كينه و عداوت دارد.

موسوي افزود: بي‌شك اينگونه اظهارنظرهاي سست، سطحي و عوامانه نه تنها هيچ منفعتي براي جلب آرا مردم در انتخابات نخواهد داشت بلكه باعث انزجار و دوري ملت از چنين اشخاصي خواهد شد.

http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-7/8609104348151759.htm

اعلمی :ساخت مصلي در حريم ارگ عليشاه،اين بنا را تخريب مي‌كند

اعلمي از توضيحات صفارهرندي قانع نشد/

 

 

 

 

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز در مجلس شورای اسلامی اکبر اعلمی نماینده تبریز را درباره دلایل قصور سازمان میراث فرهنگی در حفظ و نگهداری آثار تاریخی آذربایجان به ویژه ارگ علیشاه تبریز قانع نکرد.

به گزارش خبرنگار پارلماني ايسنا، نماينده تبريز از صفارهرندي پرسيد؛ آثار تاريخي و ميراث فرهنگي هر يك از جوامع حافظه قسمتي از تاريخ و وديعه ارزشمند براي همه نسل‌هاست. ميراث فرهنگي و آثار تاريخي تاريخ گويا و سيماي بخشي از هويت فرهنگي و ملي تاريخي يك جامعه محسوب مي شود و به فراخور جايگاهي كه دارا بوده معرف و نمادي از خاستگاه، واقعيات، تاريخ، رنج ها و شادي‌ها، رشادت ها، افتخارات و مقاومتها و هنرنمايي‌هاي نسل‌هاي پيشين و جزيي از هويت ملي آن جامعه به شمار مي آيد.

وي ادامه داد: به اين دليل همه جوامع در حفظ و نگهداري آن مي كوشند و تخريب آن را ظلم آشكار به تاريخ و هويت ملي خود مي پندارند بنابراين با همه توان سعي مي كنند در مقام صيانت از آن برآيند.

نماينده تبريز خاطرنشان كرد: اهميت آثار فرهنگي و ميراث تاريخي تا آن جاست كه قوانين و كنوانسيون هاي بين المللي هم تمهيدات لازم را براي صيانت از اين آثار پيش بيني كرده و قانونگذار و قوانين داخلي ما اهميت لازم رابه آن دارند تا جايي كه در قانون مجازات اسلامي يك فصل براي حفاظت از آثار تاريخي و ميراث فرهنگي اختصاص پيدا كرده است.

عضو كميسيون امنيت ملي تصريح كرد: متاسفانه به نظر مي رسد در مواردي بعضي از مسوولين و متوليان امر آنگونه كه بايد و در چارچوب قانون و قوانين موضوعه حساسيت لازم را براي ايفاي وظايف قانوني خود و صيانت از آثار ملي و تاريخي نشان نمي دهند.

وي به بناي تاريخي ارگ اشاره و عنوان كرد: وزيران ارشاد با توجه به مسووليت قبلي خود نسبت به جايگاه ارگ آشنايي لازم را دارند و واقف هستند ارگ عليشاه يكي از بناهاي كم نظير و مرتفع ترين و زيباترين آثار خشتي كشور است كه در مركز شهر تبريز واقع شده است.

به گفته وي اين بنا توسط خواجه تاج الدين عليشاه جيلاني وزير سلطان ابوسعيد ايلخاني طي سالهاي ‌٧١٤ تا ‌٧١٦ هجري بنا شد و در ‌١٥ دي ماه سال ‌١٣١٠ در فهرست آثار ملي ايران ثبت شد و نقشه حريم استحفاظي قانوني و ضوابط حفاظتي آن در جلسه ‌٢٩/٣/١٣٥٨ شوراي حفاظت آثار تاريخي مشخص و تاييد شد.

به گزارش ايسنا، اعلمي با بيان اين كه ارگ عليشاه حداقل براي مردم آذربايجان و كليت ملت ايران يكي از مهمترين آثار تاريخي است و از جايگاه ويژه برخوردار است گفت: علت آن اين است كه اين اثر شاهد به شهادت رسيدن تعدادي از رهبران مشروطيت ازجمله ثقه‌الاسلام به دستور روس ها و با مباشرت شجاع الدوله بوده است.

نماينده تبريز ادامه داد: اين اثر پايگاه مقاومت نيروهاي ستارخان و باقرخان در برابر مستبدين بوده است. نشانه و نماد عيني تمدن هاي پيشين است و در دي ماه ‌١٢٩٠ هجري شمسي اين بنا شاهد بدار آويختن سيروس خان ملك اندرسيان از مبارزين و مشروطه خواه شاخص تبريز در دوره مشروطيت بوده است.

وي افزود: با وجود اين كه حدود ‌٤٠٠ سال قبل زلزله مهيبي تبريز را با خاك يكسان مي كند اما اين بنا سرافراز و مقاوم ايستادگي مي كند و از اين حيث نيز اين بنا نماد مقاومت براي مردم آذربايجان و مردم تبريز است.

اعلمي تصريح كرد: متاسفانه در ابتداي انقلاب به دستور مسوولان وقت در سال ‌١٣٦٠ اين بنا در برابر ستيزه گران تاريخ تاب مقاومت پيدا نكرد و علي رغم اين كه در برابر حوادث تاريخي مقاوم ايستاده بود با برخوردهايي كه با آن شد بخش عمده اي از آن فرو ريخت.

وي افزود: چنان برخوردي با اين بنا شد كه گفته شد كه چندين نقطه آن را سوراخ كردند و در هر كدام از سوراخ ها حدود ‌٢٥ كيلوگرم تي ان تي جاسازي شد تا ‌٨٠ درصد بناي تاريخي را از بين ببرند با وجود اين كه ‌٢٠ درصد آن باقي مانده است چنانچه مسوولين امر توجه لازم را مي كردند. اين بنا هم چنان مي توانست به عنوان نماد مقاومت مردم آذربايجان در پيشاني شهرستان تبريز بدرخشد و توريست ها را جذب كند.

اعلمي گفت: با وجود اين كه در مجلس ششم يك بار وزير اسبق ارشاد را به مجلس دعوت كردم و سوال كردم، در آن زمان بنايي كه در كنار ارگ ساخته شده اسكلت فلزي آن در حد دو طبقه بود و مسوولين امر در كميسيون فرهنگي قول دادند تا بيشتر از دو طبقه احداث نكنند تا چشم انداز ارگ كور نشود. اما متاسفانه افراد خودسر در شهرستان تبريز با حمايت برخي از مسوولين هم چنان به ادامه احداث مصلاي تبريز درحريم قانوني ارگ مبادرت كردند تا جايي كه چشم اندازي از ارگ باقي نمانده و اقدام احداث بنا و تخريبي بناهاي تاريخي مغاير با قوانين موجود است. مواد متعددي تخريب كنندگان آثار تاريخي را قابل تعقيب مي داند.

اعلمي خطاب به وزير ارشاد گفت: علت دعوت شما اين است كه به موجب قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مصوب‌٢٣/١٠/٨٢ شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري تشكيل شد كه رياست آن به عهده رياست جمهوري يا معاون رياست جمهوري است و وزراي مختلفي در آن عضو هستند؛ از جمله وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، وزير امور خارجه، مسكن و شهرسازي، راه و ترابري، كشور، علوم و تحقيقات، امور اقتصادي و دارايي، آموزش و پرورش و روساي سازمان هاي مديريت و برنامه ريزي، صدا و سيما، رييس سازمان حفاظت محيط زيست و ‌٤ كارشناس خبره با حكم رييس جمهور كه اين نشان مي دهد كه بناهاي تاريخي براي قانونگذاران، حايز اهميت است و همين طور وزير در جريان هستند كه به موجب اصل ‌١٣٧ قانون اساسي هر يك از وزيران، مسوول وظايف خاص خويش در برابر رييس جمهور و مجلس هستند و در اموري كه به تصويب هيات وزيران برسد مسوول اعمال ديگران نيز هستند.

اعلمي ادامه داد: استان‌هاي آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل از ميراث فرهنگي، تاريخي و جاذبه‌هاي گردشگري فراواني برخوردار است كه در صورت اتخاذ تدابير لازم جهت جذب گردشگران، شاهد رشد و شكوفايي فرهنگي و اقتصادي استان‌هاي مذكور خواهيم بود.

وي ادامه داد: يكي از اين آثار ارگ عليشاه واقع در تبريز است كه جزء منحصر به فردترين بناهاي خشتي است.

اعلمي گفت: اين اثر در مقابل زلزله مهيب پابرجا باقي ماند، اما به واسطه اقدامات غيرمسوولانه و خودسرانه برخي دست‌اندركاران مصلاي تبريز و بي‌توجهي و ضعف مديريت استانداران و مسوولان ذيربط دچار صدمات غير قابل جبران شده و اكنون در پشت انبوهي از آهن و سيمان و سازه‌هاي مصلاي تبريز از ديده‌ها پنهان مانده و هرگونه بازديد عمومي از بناي موصوف ناميسر شده است.

نماينده تبريز خطاب به وزير ارشاد عنوان كرد: بنا به مراتب فوق و با توجه به عضويت جنابعالي در شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري پاسخ دهيد دليل قصور سازمان ميراث فرهنگي در حفظ و نگهداري آثار تاريخي آذربايجان به ويژه ارگ عليشاه چيست؟ براي نگهداري ارگ چه تمهيداتي اتخاذ شده؟ در برابر اقدامات غير مسوولانه و خودسرانه دست اندركاران مصلحي مبني بر ساخت و ساز در حريم قانوني ارگ و كشيدن حصار به صورت غير قانوني پيرامون ارگ و جلوگيري از بازديد عمومي چه اقداماتي شده است؟

وي ادامه داد: براي هماهنگي در چگونگي امكان بهره گيري از ميراث هاي طبيعي كشور از جمله آثار فرهنگي و تاريخي آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل به ويژه ارگ عليشاه و ايجاد تعهدات مطروحه در كنوانسيون ميراث فرهنگي و گردشگري و سازمان محيط زيست چه تدابيري اتخاذ شده است.

اعلمي افزود: در جهت فراهم كردن زمينه سرمايه گذاري بخش هاي دولتي، خصوصي و تعاوني در امور مربوط به ميراث فرهنگي در استان هاي مذكور چه اقداماتي به عمل آمده است؟ براي تحقق اهداف بخش ميراث فرهنگي استان هاي مذكور چه تدابيري انديشيده است؟ براي اجراي طرح هاي جامع توسط ميراث فرهنگي و گردشگري و ايجاد تاسيسات مورد نياز در استان‌هاي مورد بحث از جمله احداث مراكز اقامتي و پذيرايي و خدمات حمل و نقل چه تسهيلاتي براي متقاضيان در نظر گرفته شده است.

نماينده تبريز متذكر شد: به منظور فراهم كردن زمينه توسعه پايدار ميراث فرهنگي و گردشگري در استان هاي ياد شده چه تدابيري اتخاذ و چه تسهيلاتي منظور شده است؟

و كدام برنامه هاي تبليغي ملي و بين المللي براي معرفي ميراث فرهنگي آذربايجان و اردبيل و جاذبه هاي جهانگردي استان‌هاي مذكور از طريق رسانه هاي ارتباطات جمعي به مرحله اجرا در آمده است.

به گزارش ايسنا، محمدحسين صفار هرندي در پاسخ به سوال اعلمي گفت: زماني اين سوال از وزير ارشاد وقت پرسيده شد به اعتبار اين كه در آن زمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي امر ميراث فرهنگي و گردشگري بوده است وزير موظف به پاسخ گويي مي‌بايست باشد كه در آن زمان پرسشگر قانع نشد و اين موضوع هم چنان باقي ماند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرد: مطابق قانون مصوب مجلس در سال ‌١٣٨٢ قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي تصويب شد كه طبق آن كليه وظايف و اختيارات وزارتخانه به سازمان ميراث فرهنگي منتقل شده است.

وي با قرائت ماده يك اين قانون گفت: اين ماده مي گويد سازمان هاي ميراث فرهنگي كشور و ايرانگردي و جهانگردي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتزع و از ادغام آنها سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با كليه اختيارات و وظايفي كه سازمان هاي مذكور به موجب قوانين و مقررات مختلف دارا بوده اند و كليه امكانات، اموال و نيروي انساني زير نظر رييس جمهور تشكيل مي شود.

صفار هرندي گفت: با تصريح قانون كليه اختيارات و وظايف به سازمان جديد و مسوول آن منتقل مي شود.

وي تصريح كرد: طبق ماده ‌١٩٣ قانون اساسي وزرا در قبال وظايف خود پاسخگو هستند يعني در قبال عملكرد و تصميمات و وظايف و اختيارات ساير مديران عالي رتبه اعم از وزرا و معاونان رييس جمهور نمي توانند پاسخگو باشند.

وي گفت: چون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي همانند تعداد ديگري از وزرا همراه با رييس جمهور تركيب ‌١٧ نفره شوراي عالي ميراث فرهنگي را شكل مي دهند به اعتبار عضويتشان در آن شورا بايد پاسخگو باشند.

وزير ارشاد ادامه داد: تا جايي كه اطلاع دارم شوراي نگهبان قائل به چنين پاسخ گويي از سوي اعضاي شوراها در قبال يك وظيفه اي كه متوجه مجموعه است، نيست يعني اين طور نيست كه هر عضوي توانايي پاسخ گويي به چيزي را داشته باشد كه ماموريت تركيب ‌١٧ نفره با مسووليت رييس جمهور است.

به گزارش ايسنا، صفارهرندي گفت: سوال من اين است كه فردي مثل من به عنوان وزير كه مسووليت هاي زياد و مستقيمي را شما و قانون متوجه او كرده ايد چطور مي تواند در قبال اختيارات و وظايف يك مدير و مسوول ديگري كه هيچ يك از آن وظايف براي او ديده نشده است جوابگوي چيزي باشد كه ممكن است در جاي خود محل تامل و بحث باشد.

وي گفت: همه ما نسبت به آنچه به عنوان مواريث فرهنگ و ادب ما و شخصيتها و چهره هاي برجسته تاريخي ما بدست ما رسيده احساس دين مي كنيم اما وقتي وظيفه مشخصي به شخص به خصوصي متوجه شده است، اين ارتباط را به سختي مي توان در چنين مواردي برقرار كرد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خاطرنشان كرد: با تدبير اخير رييس جمهور بسياري از شوراها منحل شده اند از جمله آنها شوراي عالي ميراث فرهنگي است كه بالطبع بنده از چنين مسووليتي به طور كلي خلع شده‌ام و در آن جايگاه نيستم كه بتوانم پاسخ گوي سوال شما باشم.

وي ابراز اميدواري كرد كه در موارد ديگر براي اعلان گزارش كار خود در قبال مسووليت هاي مستقيم به تريبون مجلس فرا خوانده شود.

اكبر اعلمي در بخش دوم سوال خود از وزير ارشاد گفت: اين كه شما مي فرماييد شوراي نگهبان چنين نظري دارد اولا ما اين نظر را نديده‌ايم و ثانیا شما در برابر شوراي نگهبان مسوول نيستيد.

نماينده تبريز گفت: شما عضو شوراي عالي ميراث فرهنگي هستيد و ما براي سوال آيا بايد از رييس جمهور بپرسيم يا مي‌توانيم از همه اعضا بپرسيم. اگر به آثار تاريخي خدشه وارد شود و قوانين زيرپا گذاشته شود از كدام مسوول سوال كنيم آيا به جز از شوراي عالي ميراث فرهنگي بايد سوال بپرسيم.

در ادامه اعلمي گفت: وزير پاسخ مرا ندادند كه محمدرضا باهنر كه اداره جلسه را بر عهده داشت گفت: ايشان مي گويند پاسخگويي جزو وظايف خاص من نيست.

نماینده تبریز افزود: بسیار متاسفم که وزیر ارشاد می گوید صرفا به احترام مجلس و هیئت رئیسه در مجلس حاضر شده است این در حالی است که وقتی سئوالی به وزیری ابلاغ می شود وزیر موظف است برای پاسخگویی در مجلس حضور یابد.

اعلمی در پاسخ به باهنر مبنی بر اینکه آیا از پاسخ وزیر ارشاد قانع شده است یا خیر گفت: وزیر پاسخی نداد که من قانع شوم.

باهنر نیز گفت: وزیر اعلام کردند چون این سئوال جزو وظایف خاص بنده نیست پاسخگو نیستم.

اكبر اعلمي در گفت‌وگو با روزنامه تهران امروزبیان داشت:تضعیف وظیفه نظارتی مجلس خيانت است

نسرین وزیری: اکر اعلمي نماينده تبريز، اسکو و آذرشهر به عنوان چهره‌اي هميشه منتقد در مجلس شناخته مي‌شود که اوج انتقاد وي به دولت در تهيه طرح سوال از رئيس جمهور بروز يافت و دامنه انتقاداتش به هيات رئيسه نيز در قالب استيضاح اعضاي اين هيات ظهور کرد.


اگرچه هيچ يک از اين دو طرح به سرانجام منظور طراح نرسيد اما اعلمي مي‌گويد که عمل به تکليف برايش مهم بوده و به دنبال نتيجه نبوده است. او از ميان دو وظيفه نظارتي و قانونگذاري مجلس، نظارت را وظيفه‌اي واجب و قانونگذاري‌هاي مجلس را نوعا بي‌خاصيت مي‌پندارد و بر همين اساس معتقد است که با تعطيل شدن قانونگذاري مشکلي به وجود نمي‌آيد اما با تعطيل شدن نظارت، هرج و مرج شکل مي‌گيرد. اعلمي اگرچه دلايلي چند را عامل تضعيف بعد نظارتي مجلس بر مي‌شمرد اما نقش هيات رئيسه را در اين زمينه پررنگ‌تر مي‌بيند. اين در حالي است که او در پاسخ به اينکه چرا نمايندگان به وظايف نظارتي خود خارج از حيطه اعمال نظر هيات رئيسه عمل نمي‌کنند، به اراده‌اي اشاره مي‌کند که مانع از عمل به وظايف نظارتي مجلس مي‌شود.البته توضيح بيشتري درباره اينکه اين اراده چيست، نمي‌دهد و صرفا هدف از آن را لاپوشاني ضعف‌هاي دولت مي‌خواند و بر اين باور است که صرف هر ثانيه از عمر مجلس درراستاي تملق‌گويي از دولت خيانت است.اين نماينده تبريز در اين گفت و گو به تشريح ادله خود در باب استطلاعي بودن نظارت شوراي نگهبان مي‌پردازد و معتقد است که اصلاح قانون انتخابات در مجلس پنجم سبب فراتر رفتن حيطه نظارت مجلس از محدوده تعيين شده در قانون اساسي شده و حتي مسائل اجرايي را هم در بر مي‌گيرد. اعلمي همچنين با تاکيد بر اينکه نمايندگان عصاره فضايل ملتند، مي‌گويد: اگر اينگونه نيست اين ايراد به شوراي نگهبان بر مي‌گردد که با وجود تمامي سخت‌گيري‌ها در تاييد صلاحيت کانديداها، علم و آگاهي و دانش نامزدها، شانيت آنان براي پذيرش نمايندگي مجلس را در نظر نمي‌گيرد و کوتاهي مي‌کند.
***
شما يكي از منتقدترين نمايندگان مجلس هفتم هستيد و بيشترين انتقادات‌تان هم متوجه هيات‌رئيسه و ناديده‌انگاشتن بعد نظارتي مجلس است. مجلس به عنوان خانه ملت برآورد اعمال و تحركات تك‌تك نمايندگانش است كه شما هم يكي از آنها هستيد. اينكه بارها اعلام كرده‌ايد مجلس هفتم در جايگاه واقعي خودش نيست و به فرموده امام(ره) در راس امور قرار ندارد، آيا متوجه عملكرد ضعيف نمايندگانش نيست؟
همان‌طور كه مي‌دانيد نظام جمهوري اسلامي مركب از سه قوه مجريه، مقننه و قضائيه است. به عبارت ديگر نظام در حكم سه‌پايه‌اي است كه پايه‌هاي سه‌گانه آن را دولت، مجلس و دستگاه قضايي تشكيل مي‌دهد. اين سه‌پايه زماني باثبات و پايدار باقي خواهد ماند كه مطابق با قانون اساسي عمل شود و اندازه هر يك از پايه‌هاي آن دقيقا برابر با همان چيزي باشد كه قانونگذار تعيين كرده است. بديهي است كه اگر يكي از پايه‌هاي نظام را به بهانه تقويت پايه‌هاي ديگر تضعيف كنيم، يا به عبارتي يكي از اين پايه‌ها را ذره‌اي كوتاه كنيم، سه‌پايه مذكور تعادل و ثبات خود را از دست خواهد داد. متاسفانه علي‌رغم جايگاه ويژه مجلس شوراي اسلامي در نظام سياسي ايران و در نظام تصميم‌گيري كشور در اين دوره با عملكرد خاص هيات‌رئيسه و مناسبات حاكم بر آن، مجلس از آن جايگاه ويژه برخوردار نيست. يكي از علل تضعيف جايگاه مجلس در ادوار مختلف عملكرد هيات رئيسه بوده كه در اين دوره تشديد شده است، به گونه‌اي كه به نظر مي‌رسد برخي از اعضاي هيات‌رئيسه ماموريت دارند كه جايگاه مجلس را در نظام سياسي و نظام تصميم‌گيري تضعيف كنند. البته تركيب اكثريت نمايندگان مجلس و ويژگي‌هاي شخصيتي برخي نمايندگان و نوع تفكر آنها هم اين وضعيت را تاييد و تشديد كرده و در مجموع باعث شده كه مجلس از راس به قعر و حاشيه امور سقوط كند.
اگر چه شما با اين پاسخ به نوعي پذيرفتيد كه ضعف عملكرد مجلس متوجه مجموعه عملكرد داخلي در مجلس اعم از هيات رئيسه و ديگر نمايندگان آن است، اما پيش از اين نوع رابطه دولت با مجلس را نيز در راستاي زير سوال رفتن استقلال مجلس ارزيابي كرده‌ بوديد.
بله، همين‌طور است در واقع يكي از مهم‌ترين عوامل تضعيف مجلس، معطوف به نوع تعامل دولت با مجلس است. بي‌اعتنايي دولت به قوانين مصوب مجلس و اتخاذ برخي از تصميمات بدون كسب مجوز از مجلس همراه با هيات‌رئيسه‌اي كه به جاي حفظ شأن و جايگاه مجلس، نوعا نقش وكيل‌الدوله را ايفا مي‌كند منجر به تضعيف بيش از حد جايگاه مجلس شده است، به نحوي که به نظر مي‌رسد برخي از اعضاي هيات‌رئيسه مجلس شأن و جايگاه دفاع از دولت را قائل هستند تا از مردم و مجلس را. پيش از اين هم بارها گفته بودم كه نمايندگان مجلس در ادوار مختلف را مي‌توان به طور کلي به سه دسته وكيل‌التجار، وكيل‌الدوله و وكيل‌المله‌ تقسيم کرد. هر چه وزن وكيل‌المله‌ها نسبت به وكيل‌الدوله‌ها و وكيل‌التجارها در مجلس بيشتر باشد، آن مجلس مقتدرتر خواهد بود. اما هر چه وزن وكيل‌الدوله‌ها بيشتر باشد، به همان ميزان اقتدار مجلس زير سوال رفته و خانه ملت به سمت عدم ثبات و تزلزل ميل مي‌كند. به نظر من كساني كه به بهانه تقويت يكي از پايه‌هاي نظام، چه قوه مجريه و چه قوه قضائيه، پايه قوه مقننه را كوتاه و ضعيف مي‌كنند، در واقع عاملان اصلي تضعيف نظام هستند. چرا كه از اين طريق تعادل نظام را به هم زده‌اند.
وظايف مجلس مطابق قانون اساسي به دو بعد نظارتي و قانونگذاري معطوف مي‌شود. انتقادات شما معطوف به بعد نظارتي مجلس است. با اين حساب آيا مي‌توان گفت مجلس هفتم در تحقق وظايف قانونگذاري خود خوب عمل كرده است؟
اگر ما بپذيريم كه در نظام سياسي ايران، اين مردم هستند كه بايد نقش اساسي را در مديريت كشور ايفا كنند (اصول 6 و 56 قانون اساسي نيز اداره امور كشور را با اتكا به راي مردم دانسته است) پس انتظار مي‌رود كه مردم در تصميم‌گيري‌ها و مديريت نظام نقش و حرف اول را بزنند. طبيعي است كه مردم نمي‌توانند به صورت مستقيم اعمال حاكميت كنند و لاجرم از طريق انتخابات مختلف و انتخاب نمايندگان خود كه برآيند اراده آنهاست اين كار را مي‌كنند. مهم‌ترين نهادي كه مظهر و برآيند خواست مردم است، مجلس شوراي اسلامي است. به همين اعتبار است كه مجلس را خانه ملت مي‌دانند. بديهي است كه اعمال حاكميت مردم در اداره امور كشور در گرو نظارت آنان بر عملكرد ساير قوا است. بنابراين لازم است كه بعد نظارتي مجلس بر بعد قانونگذاري آن بچربد. به نظر من در حال حاضر ما خلأ قانوني چنداني در كشورمان نداريم. بلكه مشكل اساسي در اجراي قوانين است. بهترين قانون‌ها هم اگر از سوي مجريان ضعيف به اجرا درآيد، به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد. به همين دليل است كه مي‌گويند اجراي قانون بد، بهتر از عدم اجراي قانون خوب است.
اگر بپذيريم كه نابساماني و ناهنجاري‌هاي بسياري در كشور وجود دارد، ريشه اغلب اين مشكل‌ها متوجه نحوه اجراي قانون، بدعمل كردن دستگاه‌هاي اجرايي و وجود فساد در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي و سياسي است. ناگزير براي رفع اين معضلات و كنترل اين ناهنجاري‌ها نهادي همچون مجلس به نيابت از مردم و به عنوان چشم و گوش ملت بايد بر عملكرد دستگاه‌هايي كه عملكرد سوء آنها باعث پديد آمدن وضع موجود شده است، نظارت كرده و با اهرم‌هايي كه در اختيار دارد وضع نامطلوب را به وضع مطلوب سوق دهد. متاسفانه نگاه حاكم بر مجلس نوعا معطوف به بعد تقنيني است و مجلس را به سمت قانونگذاري جهت‌دار هدايت كرده و وظيفه نظارتي را معطل گذاشته است و ابزارهاي اعمال نظارت به كلي ناكارآمد شده‌اند.
علي‌رغم تمام انتقادات شما به كمرنگ بودن بعد نظارتي مجلس، بايد گفت كه نمايندگان از چهار ابزار تذكر، سوال، تحقيق و تفحص و استيضاح براي اعمال وظايف نظارتي خود برخوردارند كه به كرات هم از آن استفاده مي‌شود.
استفاده نمايندگان از اين ابزارها بسيار بسيار محدود و بي‌اثر و فاقد ضمانت اجرايي لازم شده است. هيات‌رئيسه براساس تفسير خودش از آيين‌نامه داخلي مجلس، تذكرات شفاهي نمايندگان را تنها محدود به تذكراتي كرده كه معطوف به روش اداره جلسات باشد. در حالي كه تذكرات در آيين‌نامه به شكل عام ديده شده و بسياري از مشكلات در خارج از مجلس و بيرون از صحن علني اتفاق مي‌افتد. اين تفسير غلطي است كه از سال دوم مجلس هفتم از سوي هيات‌رئيسه حاكم شد و تذكرات فراگير نمايندگان را محدود كرد. از سوي ديگر حتي تذكرات معطوف به اداره جلسات هم از سوي هيات‌رئيسه برتابيده نمي‌شود و تذكرات مكتوب به وزرا نيز مميزي مي‌شود. سوالات نمايندگان هم كه حداكثر ظرف 10 روز بايد از سوي وزرا در صحن علني پاسخ داده شود، گاهي 5/1 سال در نوبت است كه در اثر اين تاخير حكم نوشداروي پس از مرگ سهراب را مي‌يابد.سوال يكي از مهم‌ترين ابزارهاي نظارتي مجلس است كه متاسفانه حتي وقتي پس از 5/1 سال در دستور كار قرار مي‌گيرد، فاقد ضمانت اجرايي است. زيرا كميسيون مرتبط با آن كه بايد حداكثر ظرف 15 روز نسبت به سوال نماينده و پاسخ وزير قضاوت كرده و گزارش آن را در صحن علني مجلس قرائت كند، يا اساسا چنين گزارش‌هايي تهيه نمي‌شود يا گزارشي نيم‌بند و خنثي و گاه هدايت‌شده تهيه مي‌شود. تحقيق و تفحص‌ها هم در اثر لابي‌هاي موجود در مجلس خاصيت خود را از دست داده است. در مواردي طرح تحقيق و تفحص‌هاي مهمي به دليل اين‌گونه لابي‌ها و داد و ستدهايي كه صورت مي‌گيرد اصلا راي لازم را كسب نمي‌كند. مثل تحقيق و تفحص از شهرداري تهران براي تعيين تكليف 350 ميليارد تومان هزينه‌هاي فاقد سند و تحقيق و تفحص از هزينه‌هاي تبليغاتي نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري كه سياسي جلوه داده شد تا راي لازم را كسب نكند. برخي از تحقيق و تفحص‌ها هم انجام شده است كه يا گزارش آن قرائت نمي‌شود يا در صورت قرائت به دليل عدم رسيدگي به آن عملا نتيجه مطلوب از آن حاصل نمي‌شود.
مثل چه مواردي؟
مثل تحقيق و تفحص از ايران‌خودرو، قوه قضائيه سازمان ملي جوانان و يا تحقيق و تفحص از سازمان صدا و سيما در مجلس ششم كه به موجب آن بيش از 500 ميليارد تومان تخلف صورت گرفته بود اما بي‌نتيجه ماند.
در مورد ابزار استيضاح چطور؟
استيضاح‌ها هم به واسطه لابي‌هاي صورت‌گرفته نوعاً عقيم مانده است. اين لابي‌ها اغلب پيش از اعلام وصول آنها صورت مي‌گيرد تا از ميزان امضاهاي آن كاسته شود و اگر در اين مرحله لابي‌ها اثر نكند، پس از اعلام وصول طرح استيضاح با شدت بيشتري پيگيري مي‌شود تا نتيجه‌اي از آن گرفته نشود. مثل استيضاح وزير آموزش و پرورش كه تا دو روز قبل از برگزاري آن براساس نظرسنجي‌ به عمل آمده حدود 70 درصد نمايندگان موافق آن بودند اما ديديد كه نتيجه معكوس داد و استيضاح وزير مربوطه راي نياورد. آن هم به دليل همين لابي‌هاي آشكار و نهاني بود كه گفتم.
به نظر مي‌رسد كه در موارد اين‌چنيني نيازمند رفتارشناسي نمايندگان هستيم. چطور ممكن است طرح‌هايي نظير استيضاح وزير آموزش و پرورش يا طرح لزوم فروش بنزين مازاد از سوي دولت، با بيش از 50 و حتي 100 امضا تهيه شود اما نهايتا كمتر از 20-30 نماينده به آن راي دهند؟
اين معضل هم ناشي از دخالت‌ها و مديريت هيات‌رئيسه مجلس، يك‌دستي تركيب نمايندگان مجلس و ويژگي‌هاي شخصيتي برخي نمايندگان است. اعتبار يك قطعه چك به عنوان يك تكه كاغذ بي‌ارزش، تنها و تنها به امضاي ذيل آن است. پس يك طرح هم اعتبارش را از امضاهاي نمايندگان كسب مي‌كند. يك نماينده به عنوان نماينده چندين‌هزار نفر از مردم و به نمايندگي از آنها طرح، لايحه يا سوال و استيضاحي را امضا مي‌كند و فرض بر اين است كه اين امضا همچون امضاي يك چك، آگاهانه و مسوولانه است و نمي‌توان زير آن زد. اما متاسفانه برخي نمايندگان براي امضاهاي خودشان ارزشي قائل نيستند. كمااينكه برخي سوالات و تذكرات با 25 امضا تقديم هيات‌رئيسه مي‌شود اما در زمان قرائت تعداد امضاهاي آن به 10-12 تا كاهش مي‌يابد. اين مساله ناشي از چند عامل است، نخست عدم ثبات شخصيتي برخي نمايندگان، دوم بي‌اعتقادي آنها به موضوع آن طرح يا سوال و بدتر از همه اينكه بعضي از نمايندگان با انگيزه داد و ستد و معامله ذيل طرحي را امضا مي‌كنند و بعد از آنكه امتيازي را از وزير مربوط مي‌گيرند، امضايشان را پس مي‌گيرند. به اين ترتيب مجلسي كه بايد در راس امور باشد با رفتارهاي اينچنيني نمايندگان و هيات رئيسه، اقتدارش را از دست داده است و شأن و جايگاهش به حدي تنزل مي‌يابد كه در تصميم‌گيري‌ها و تصميم‌سازي‌ها در حاشيه و انزوا قرار مي‌گيرد.
در مقابل انتقادات شما به بي‌اثر شدن ابزارهاي نظارتي مجلس، اين پاسخ بارها از سوي هيات رئيسه داده شده كه وجود تعداد زياد سوال‌هاي نمايندگان در اين دوره سبب شده تا بررسي آنها با تاخير انجام شود. مضاف بر اينكه وزرا اگر بخواهند به تمامي اين سوالات جواب دهند، كار دولت تعطيل مي‌شود و وزرا بايد هر روز به مجلس بيايند.
اگر تعداد سوالات نمايندگان به نسبت دوره‌هاي قبل افزايش يافته به دليل افزايش مشكلات نسبت به گذشته است و از آنجا كه مخاطب سوالات نمايندگان، وزراي دولت هستند مي‌توان به جرات گفت كه عدم تعامل موثر با نمايندگان و ضعف زياد دولت و دستگاه مجريه سبب شده كه نمايندگان به طرح سوال از آنان روي آورند. در واقع با وجود همسويي و هماهنگي اين مجلس با دولت، افزايش سوالات نمايندگان نشان‌دهنده اين است كه دولت حتي با نمايندگان همسويش هم تعامل مثبتي نداشته و مشكلات زيادي را آفريده است. به نظر من افزايش سوالات نمايندگان دليل موجهي براي تعطيل كردن يكي از ابزارهاي نظارتي مجلس نيست. اگرچه براساس قانون اساسي وظايف مجلس در دو بعد قانونگذاري و نظارت ديده شده اما همين قانون فقط براي ابزارهاي نظارتي و به ويژه سوال و استيضاح است كه سقف زماني مشخصي تعيين كرده است. بنابراين از نگاه قانونگذار انجام وظيفه نظارتي مجلس امري است واجب و بعد قانونگذاري آن امري مباح و مستحب موكد است يا به تعبير درست‌تر، اولين واجب مضيق و دومي واجب موسع است. چون در قانون مهلتي براي قانونگذاري در نظر گرفته نشده است از اين رو هيات رئيسه موظف است به گونه‌اي زمان‌بندي كند كه ابتدا وظايف موعددار انجام شود، چرا كه قانونگذاري‌هاي ما در مجلس حكم مستحبات يا واجباتي را دارد كه مي‌توان انجام آن را به وقتي مناسب موكول كرد اما سوال و استيضاح حكم واجباتي را دارد كه وقت آن تنگ است و بايد در موعد مقرر انجام شود. مضاف بر اين بسياري از قانونگذاري‌هاي ما حكم مستحبات را دارد نه واجبات كه در صورت ترك آن خسارتي به كشور وارد شود. مثال ملموس‌تري مي‌زنم، اذان و اقامه كه بايد در نماز خوانده شود، مستحب موكد است و در صورت تنگ بودن وقت نماز مي‌توان اذان و اقامه را ترك كرد. اما متاسفانه هيات رئيسه مجلس واجبات مربوط به نظارت را فداي مستحبات مربوط به قانونگذاري مي‌كنند. حال آنكه اگر از قانونگذاري‌هاي كم‌خاصيت مجلس كاسته شود، مشكلي ايجاد نمي‌شود چون به اندازه كافي قانون داريم كه اجرا نمي‌شود. اما اگر نظارت تعطيل شود، هرج و مرج مي‌شود. آن هم در شرايط كنوني كه دولت به دليل رفتارهاي یکجانبه مشكلات بسياري را ايجاد كرده و اين خود دليلي بر لزوم تقويت بعد نظارتي مجلس است تا دولت را به تمكين از قانون وادار كند. لذا تاكيد مي‌كنم كه استدلال هيات رئيسه در توجيه تاخير طرح سوالات به دليل تراكم و تعداد زياد اين سوال‌ها موجه نيست.
اما مجلس، قوه مقننه يعني قانونگذار است و نمي‌توان اصل قانونگذاري را تعطيل كرد.
ما نمي‌گوييم قانونگذاري تعطيل شود بلكه معتقديم كه قانونگذاري به جاي خود و نظارت بر حسن اجراي قانون هم در جاي خود لازم است. لذا براي حل مشكل موجود طرحي را با امضاي 150 نماينده تهيه كرده و پيشنهاد داديم تا وقت مجلس به گونه‌اي تنظيم شود كه نمايندگان يك هفته به قانونگذاري برسند و يك هفته هم به وظايف نظارتي‌شان رسيدگي كنند. از هر 4 ساعت يك جلسه علني، يك ساعت به بررسي سوالات اختصاص داده شود تا از اين طريق هر روز 2 سوال و در هفته 6 سوال مطرح شود كه در اين صورت سوالات نمايندگان متراكم و بي‌اثر نخواهد شد.
يكي از توجيه‌هاي هيات رئيسه در بررسي با تاخير سوالات و عدم اعلام وصول آنها اين است كه اغلب سوالات بي‌ارتباط با وظايف وزراست. حتي به خود شما هم تاكنون اين مساله را چندين بار يادآور شده‌اند، در اين باره چه پاسخي داريد؟
خوشبختانه سوالاتي را كه بنده مطرح مي‌كنم حقوقي و حساب‌شده است و تاكنون كسي به آن ايراد نگرفته است، به‌جز مورد سوال از وزير دادگستري در مورد دوشغله‌بودنش كه آن هم كاملا حقوقي و مرتبط با وظايف مدير طرح شده بود اما رئيس مجلس ضمن تاكيد بر حقوقي تنظيم شدن آن بدون دليل موجهي آن را از دستور خارج كرد به بهانه اينكه وزير پاسخ به آن را جزو وظايف خود نمي‌بيند!
اين هم از بدعت‌هاي هيات رئيسه مجلس هفتم است كه چنين بهانه‌هايي را براي عدم بررسي سوالات نمايندگان و تضعيف بعد نظارتي مجلس مي‌تراشند. فراموش نكنيد كه فرض بر اين است نمايندگان عصاره فضايل ملت هستند و تشخيص مي‌دهند كه چه چيزي در حيطه وظايف وزراست كه از آنها سوال كنند. حتي اگر هم بر فرض نماينده‌اي سوالي خارج از حيطه وظايف يك وزير بپرسد، هيات رئيسه به هيچ وجه حق ممانعت از طرح سوال نمايندگان را ندارد. اگرچه براساس قانون اساسي نمايندگان بايد از وزرا در حيطه وظايف آنها سوال كنند ولي تشخيص اينكه سوالي در اين حيطه هست يا نه، برعهده خود نماينده است نه هيات رئيسه.
اگر هم سوال خارج از اين حيطه باشد، وزير مربوطه در روز پاسخگويي مي‌تواند اين مساله را اعلام كرده و از خود سلب مسووليت و نهايتاً هم اين افكار عمومي است كه تشخيص مي‌دهد سوال مرتبط با وظايف يك وزير بوده يا نه. اگر هم واقعاً سوال مربوط نباشد، شان و جايگاه خود نماينده زير سوال مي‌رود كه ناآشنا با وظايف وزير بوده است. در اين صورت هم باز ربطي به هيات رئيسه ندارد كه بخواهد دخالت كند. اگر قرار باشد ما براي تشخيص يك نماينده، آن هم در اين حد ارزشي قائل نباشيم در اين صورت آن نماينده اساسا صلاحيت نمايندگي ندارد. باز هم يادآور مي‌شوم فرض بر اين است كه نماينده مجلس، عصاره فضايل ملت است و با در نظر گرفتن همه ملاحظات و آشنايي قوانين سوالي را مطرح مي‌كند. اگر چنين نيست، اين اشكال به شوراي نگهبان برمي‌گردد كه اين همه مته به خشخاش مي‌گذارد و در مورد صلاحيت نمايندگان سخت‌گيري مي‌كند اما آنجا كه بحث آگاهي و دانش كانديداها مطرح است و اينكه يك نفر شأنيت لازم براي عهده‌دار شدن نمايندگي مردم را برعهده دارد يا نه، كوتاهي مي‌كند.
اما با اين همه سوال نمايندگان اگر وزرا بخواهند به تمامي آنها پاسخ دهند، كار دولت تعطيل مي‌شود. با اين حساب باز هم اصرار داريد كه بررسي سوالات از واجبات است و قانونگذاري مستحب است؟
قانون اساسي فصل‌الخطاب است و اين قانون ظرف زماني 10 روزه را براي پاسخگويي وزرا تعيين كرده و پاسخ به سوال نمايندگان هم واجب است. اگر هم وزرا فرصت پاسخگويي به سوالات نمايندگان را ندارند و يا كارهاي واجب‌تري دارند، مي‌توانند از راهكار موجود در آيين‌نامه داخلي مجلس استفاده كنند. بر اين اساس آنها بايد ادله خود را به مجلس ارائه دهند و اين مجلس است كه با راي نمايندگان خود تشخيص مي‌دهد كه توجيه وزير مربوطه موجه است يا نه. بنابراين مشكلات و محدوديت‌هاي يك وزير براي حضور در مجلس، دليل موجهي براي تعطيل كردن قانون نيست. از طرفي منشاء بسياري از سوالات تعامل نادرست دستگاه‌هاي اجرايي با نمايندگان است و چنانچه وزرا و معاونين آنها در قالب پاسخ برنامه‌ها و تذكرات نمايندگان خوب عمل كنند، بخش عمده‌اي از اين سوالات مطرح نخواهد شد.
شما يك بار هيات رئيسه مجلس را متهم كرده بوديد كه اجازه بيان انتقادات از تريبون مجلس را نمي‌دهند و فقط مي‌خواهند تملق دولت در مجلس گفته شود اما ما شاهد تندترين انتقادات به دولت از همين تريبون مجلس نيز هستيم. اين نوعي تناقض نيست؟
من شخصاً‌ احساس مي‌كنم كه تريبون مجلس مقداري چرب است انتقاد از دولت بسيار محدود است و هيات‌رئيسه قادر به كنترل آن نيست.
منظورتان از چرب بودن تريبون مجلس چيست؟
اگر دقت كنيد و در ميان نطق‌هاي پيش از دستور آمار بگيريد، به همين نتيجه مي‌رسيد چون بخش عمده نطق‌هاي 10 دقيقه‌اي نمايندگان، صرف مجامله‌گويي و مداهنه‌‌گويي از دولت مي‌شود، در حالي كه اين نطق‌ها بايد علي‌القاعده ناظر بر مسائل ضروري كشور و متضمن مطالبات مردم و پيگيري حقوق آنها باشد. به نظر من هر ثانيه‌اي از اين نطق‌ها اگر به تملق‌گويي صرف شود، خيانت است. در حال حاضر ما در رفتار خود دچار نوعي پارادوكس شده‌ايم چون هر سال براي مدرس مراسم سالگرد مي‌گيريم اما تحمل رفتار مدرس‌گونه و انتقادي در مجلس را نداريم. ما نماينده مردم نشديم كه تملق دولت را بگوييم بلكه برعكس بايد به نمايندگي از مردم گريبان دولت را بگيريم و به دنبال استيفاي حقوق ملت باشيم. از اين‌رو در طول 4 سال عمر محدود مجلس ما وقت مدح و ثناگويي دولت را نداريم و بايد از اين وقت حداكثر استفاده را براي دفاع از حقوق ملت بكنيم. دولت به اندازه كافي تريبون براي تبليغ كارهايش دارد. تا جايي كه رسانه ملي را هم به رسانه دولت و تريبون اختصاصي خود تبديل كرده است.
شايد بنا به اظهارات شما هيات رئيسه از اعمال وظايف نظارتي نمايندگان در صحن علني مجلس جلوگيري كند اما چرا نمايندگان در كميسيون‌ها هم اين وظايف‌شان را ناديده مي‌گيرند. مثلاً اينكه چرا تا حالا هيچ يك از كميسيون‌هاي مجلس هيچ گزارشي درباره نحوه اجراي قانون بودجه سالانه يا قانون برنامه از سوي وزارتخانه‌هاي مرتبطشان ارائه نداده‌اند؟ اينكه ديگر تقصير هيات رئيسه نيست؟!
براساس آيين نامه داخلي مجلس هر يك از كميسيون‌هاي مجلس بايد گزارش عملكرد حاكميتي از دستگاه‌هاي مرتبط با خودشان تهيه كرده و آن را از تريبون علني مجلس قرائت كنند اما اين اتفاق نه‌تنها در اين مجلس بلكه در مجالس گذشته هم نيفتاده است. براي تهيه چنين گزارشاتي لازم است تا نمايندگان كميسيون‌هاي ذيربط حضوري مستمر در وزارتخانه‌ها داشته و عملكرد آنها را مو به مو بررسي كنند. متاسفانه گزارش‌هاي ديوان محاسبات نيز كه چشم و گوش مجلس است با تاخير تهيه مي‌شود و گزارش‌هاي قابل دفاعي هم نيست، اما اينكه چرا نمايندگان و كميسيون‌هاي مجلس از وظيفه ذاتي خود در تهيه گزارش حاكميتي نسبت به اجراي قانون برنامه و بودجه غفلت مي‌كنند به خاطر آن است كه اراده‌اي وجود دارد كه مانع از عمل به وظايف نظارتي مجلس مي‌شود.
اين اراده چيست و با چه هدفي از وظايف نظارتي مجلس ممانعت مي‌كند؟
با هدف لاپوشاني عملكرد ضعيف دولت از اعمال وظايف نظارتي مجلس ممانعت مي‌شود. البته اين مساله خاص مجلس هفتم نيست و در مجالس گذشته هم اين مشكل وجود داشته است. هرگاه كه دولت و مجلس هم‌سو بوده‌‌اند، مجلس همسو كوشيده است تا ضعف‌هاي دولت را مخفي كند. نظام پارلماني ما مبتني بر نظام حزبي نيست. احزاب ما هم احزاب موثر و واقعي نيستند كه براساس برنامه‌اي كه مي‌‌دهند، يارگيري كنند و پس از در اختيار گرفتن قدرت كارنامه عملكردشان را ارائه دهند. طبيعي است آنچنان‌كه تجربه نشان داده است اين احزاب به دليل عدم پاسخگويي به افكار عمومي و عدم ارائه كارنامه عملكردي‌شان در قبال رفتارشان احساس مسووليت نمي‌كنند. در غياب احزاب واقعي و مادامي‌كه نظام پارلماني ما مبتني بر نظام حزبي نشده، مجلسي موفق و موثر خواهد بود كه مركب از نمايندگان مستقل، شجاع، متعهد، سالم و متخصص باشد. تجربه نشان داده كه هر مجلسي در شرايط فعلي كه در آن يك جريان و جناحي اكثريت بيابد، مجلس موفقي نخواهد بود و نتيجه اين مي‌شود كه قبل از تشكيل مجلس هيات‌رئيسه و برخي از اعضاي كميسيون‌ها از پيش و از سوي صاحبان قدرت تعيين مي‌شوند و همين امر باعث ناكارآمدي كميسيون‌ها و مجلس مي‌شود.
بين اين نظر شما با آنچه كه بي‌اهميتي نگاه دولت به وجود احزاب مي‌خوانند چه فرقي وجود دارد؟ در حالي كه به نظر مي‌رسد كه هر دو ديدگاه كارآمدي را در غير حزبي بودن مي‌دانند.
به نظر می رسد دولت اساسا با وجود احزاب مخالف است در حالي كه من معتقدم كشور زماني قادر به خروج از بحران‌ها خواهد بود كه نظام سياسي و پارلماني آن مبتني بر نظام حزبي باشد و احزاب به مفهوم واقعي در آن شكل گرفته تا فعاليت نمايند و قدرت را در اختيار بگيرند. لذا چنانچه در اثر رقابت‌هاي سالم حزبي قدرت و مجلس در اختيار يك حزب قرار گيرد از آنجا كه در پايان دوره قدرت خود ناگزير به ارائه كارنامه مي‌باشد در اين صورت يارگيري‌هايش هم دقيق و در چارچوب نظام شايسته‌سالاري و منطبق بر برنامه‌هايي خواهد بود كه ارائه داده است. متاسفانه مجالس و احزاب كنوني ما فاقد چنين ويژگي‌هايي است. اكثريتي كه در مجلس شكل مي‌گيرد خود را بي‌نياز از پاسخگويي مي‌بيند ولذا همه تلاشش معطوف بر حفظ خود و دولت همسو با خود است. در چنين شرايطي است كه من معتقدم كه حضور افراد مستقل در مجلس امكان تباني ميان مجلس و دولت يا هر جاي ديگري را از بين مي‌برند. چون همين تباني‌ها زمينه فساد را به وجود مي‌آورند. به بيان ديگر تفاوت موضع من با بعضي‌ها در اين است كه تفكري در كشور وجود دارد كه هيچ ارزشي براي مجلس و نهادي مدني قائل نيست. اين همان تفكري است كه مي‌خواهد حكومت اسلامي را جايگزين جمهوري اسلامي كند و از همين رو با مظاهر جمهوريت كه در راس آن مجلس و احزاب است، مخالف است. اين تفكر بارها اعلام كرده است كه اگر لازم باشد مي‌توان مجلس را هم تعطيل كرد. متاسفانه به نظر مي‌رسد در حال حاضر رگه‌هايي از چنين نگرشي در برخي اعضاي هيات رئيسه وجود دارد. عمل برخي از اين اعضا ادعاي مرا ثابت مي‌كند.
تعطيلي ادامه فعاليت كميسيون‌ها تا پايان عمر مجلس هفتم را هم در همين راستا مي‌دانيد؟
متاسفانه با وجود ادعاي اصولگرايي در اين مجلس، حتي برخي از نمايندگاني كه بيش از حد داعيه‌دار اصولگرايي هستند، مقيد به رعايت نظم و قانون براي حضور و غياب در مجلس و كميسيون‌ها نيستند. از ميان 290 نفر نماينده مجلس معمولا بين 194 تا 205 نفر در جلسات علني حضور دارند. در كميسيون‌ها هم برخي از اين افراد به ندرت حضور مي‌يابند در حالي كه اين مجلس كه مجالس گذشته را برنتابيده و گاهي تخطئه مي‌كند بايد نسبت به تعهدات خود و عمل به وظايفش، احساس مسووليت بيشتري داشته باشد.
شما براي دومين بار در طول مجالس هفت‌گانه ما اقدام به تهيه طرح سوال از رئيس جمهور كرديد و 35 امضا اين طرح را معرفي كرديد. در حالي كه براي اعلام وصول چنين طرحي قريب به 60 امضا ديگر لازم است و بعيد به نظر مي‌رسد كه امضاهاي اين طرح كامل شود. چرا كاري بعيد را آغاز كرديد؟
من به تكليف خودم عمل كردم و دنبال نتيجه نبودم. عملكرد دولت به گونه‌اي ضعيف است كه معتقدم رئيس‌جمهور بايد در مجلس حاضر شود و به سوالات اساسي نمايندگان پاسخ دهد. اين سوال حول 16 محور مهم بود كه حتي مخالفان سوال هم نتوانستند خدشه‌اي به درستي آن وارد كنند. 70 درصد از نمايندگان در نظرسنجي‌ها از اقدام ما اعلام رضايت كردند اما متاسفانه شرايطي در مجلس و خارج از آن حاكم است كه زمينه حمايت عملي آنها از اين سوال را فراهم نكرد. براي فراخواندن رئيس‌جمهور به صحن علني نيازمند 74 امضا بوديم كه تقريبا دوسوم آن جمع‌آوري شد نه 35 امضا و چون برخي از نمايندگان امضا‌كننده تمايل ندارند كه نامشان فاش شود، از افشاي اسامي آنها خودداري كرده‌ايم.
البته صحت اين نظرسنجي شما يك بار با تذكر آقاي كوهكن در صحن علني مجلس زيرسوال رفت و گفتند چندان دقيق نيست و نمايندگان طرح سوال از رئيس‌جمهور را امضا نكرده‌اند.
من هم در همان جلسه به تذكر ايشان پاسخ دادم و گفتم كه نظرسنجي من دقيق‌ترين نظرسنجي‌اي است كه در مجلس انجام شده و شماره صندلي تمامي نمايندگان شركت‌كننده در اين نظرسنجي را دارم و اگر كسي به اين نظرسنجي اعتراض دارد و در نتايج آن تشكيك مي‌كند، مي‌توانم نتايج نظرسنجي را با شماره صندلي‌هاي نمايندگان افشا كنم. اما ديديد كه پس از آن ديگر كسي واكنشي نشان نداد و تشكيك نكرد.
بخش عمده‌اي از اعتراضات شما به دولت، متوجه ديپلماسي دولت بود كه طي دو سوال از آقاي متكي مطرح كرديد و هر بار هم از پاسخ وزير امور خارجه راضي نشديد. چرا اين سوال‌ها را مطرح كرديد؟
نه اين‌طور نيست. براساس قانون تاسيس وزارت خارجه تنها و تنها اين وزارتخانه است كه متولي رسمي ديپلماسي و سياست خارجي ايران است و سياست خارجي كشور نيز از طريق همين وزارتخانه بايد اعمال شود. از طرفي نمايندگان تنها مي‌توانند از رئيس‌جمهور و وزرا سوال كنند. به همين دليل وزير خارجه به مجلس احضار شد. استنباط من از نتايج عملكرد دولت در عرصه سياست خارجي اين بود كه بعضي از رفتارهاي رئيس‌جمهور سبب در معرض تهديد قرار گرفتن منافع ملي ما شده است. از اين رو بنابر احساس وظيفه نمايندگي‌ام از وزير سوال كردم و پاسخ ايشان نه تنها من بلكه اكثريت مجلس را هم قانع نكرد و بعيد مي‌دانم كه افكار عمومي هم از آن پاسخ قانع شده باشد.
ديپلماسي دولت در بعد مساله هسته‌اي و روند پيگيري پرونده هسته‌اي‌ را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
من معتقدم كه در دفاع از حقوق هسته‌اي خود دچار افراط و تفريط شديم. مجلس ششم و دولت هشتم گرفتار نوعي تفريط و نرمش بيش از حد در برابر كشورهاي قدرتمند و صاحب‌ نقش در پرونده هسته‌اي ايران شد و در مقابل مجلس هفتم و دولت نهم نيز گاهی رفتاري افراطي و تنش‌زا در اين پرونده داشتند كه هيچ يك از آنها در جهت تامين منافع و مصالح ملي نبود. بلكه يك روش اعتدالي مي‌توانست و مي‌تواند متضمن منافع ملي ما باشد. از جهاتي سياست خارجي دولت نهم در ارتباط با حقوق هسته‌اي قابل دفاع و از جهاتي هم غيرقابل دفاع است.
منظورتان چه جهاتي است؟
مثلاً كوتاه نيامدن اين دولت در برابر زورگويي‌ها و فشارهاي غيرقانوني بعضي از كشورهاي خارجي قابل دفاع است اما رفتارهاي تنش‌زا و تحريك‌كننده رئيس‌جمهور و بيان برخي مواضع نامربوط با منافع ملي ما غيرقابل دفاع است به عبارت ديگر دولت به‌جاي به‌كارگيري روش‌هاي تنش‌زا مي‌بايست به دنبال روش مناسب‌تري براي استيفاي حقوق هسته‌اي كشور باشد. برخي موضع‌‌گيري‌هاي آقاي احمدي‌نژاد اين بهانه را به كشورهاي قدرتمند داد كه پرونده هسته‌اي ايران را از آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت ارجاع دهند و كشور ما را تهديدكننده و مخل صلح و امنيت جهاني معرفي كنند.
مطابق قراردادهاي 1940 و 1921 سهم ايران و روسيه از خزر سهم برابر بوده است اما در اين اجلاس رئيس‌جمهور يكي از كشورهاي حاشيه‌اي خزر اعلام كرد كه اين قراردادها به تاريخ پيوسته و هيچ واكنشي هم از سوي ايران ديده نشد.
آن دو قرارداد همچنان به قوت خود باقي است و لازم است تا مسوولان با درايت و تدبير لازم نسبت به استيفاي سهم ايران از خزر پافشاري كنند و فراموش نكنند كه اين اتحاد جماهير شوروي سابق است كه تجزيه شده كه به 4 كشور در حاشيه خزر بدل شده نه ايران. در اين صورت لازم است كه سهم شوروي سابق يعني 50 درصد سهم آنان ميان آن 4 كشور تقسيم شود. اين يكي از خواسته‌هاي به حق مردم ايران است كه ذره‌اي از آن فروگذار نخواهد كرد. بهتر است دولت به‌جاي پرداختن به مسائلي كه هيچ نفعي در عرصه ديپلماسي براي ما ندارد به دنبال احقاق حقوق ملت باشد.
منظورتان از پيگيري مسائلي كه فاقد نفع در عرصه ديپلماسي است، چيست؟
مسائلي مثل طرح هولوكاست كه تئوريسين آن زماني پيشنهاد داده بود تا خليج فارس را به خليج مسلمانان تغيير نام دهند.
منظورتان آقاي رامين است؟
بله. من معتقدم كه طرح مساله هولوكاست در دولت جديد هيچ نفعي براي ما نداشته است به دليل اينكه كشورهاي قدرتمندي كه هولوكاست را مطرح مي‌كنند از حيث رسانه‌اي قوي هستند و ما قدرت برابري با آنها را نداريم. همچنين شيوه طرح هولوكاست سبب شد كه اين قدرت‌ها، ايران را به يك كشور خطرناك و تهديدكننده صلح جهاني معرفي كنند، طرح هولوكاست به اين سبك به نفع آمريكا و اسرائيل شد. به نوعي كه پس از طرح هولوكاست اسرائيلي كه در ميان برخي از يهوديان منزوي شده بود، چهره‌اي مظلوم يافت و بار ديگر سرمايه‌هاي يهوديان براي حفظ اسرائيل به جانب اسرائيل گسيل شد. اينكه برخي معتقدند ما از طريق هولوكاست پيام خودمان را به مردم دنيا رسانده‌ايم هم حرف درستي نيست. چون قدرت‌هاي مطرح كننده هولوكاست از برد رسانه‌اي بسيار بالايي برخوردارند و طرح هولوكاست به این شیوه غلط به مدد اسرائيل شتافت و اسباب مظلوم‌نمايي‌هاي بيشتر اين رژيم را فراهم ساخت. لذا معتقدم كه طرح هولوكاست هيچ نفعي براي ما نداشته و تنها جايگاه شخص احمدي‌نژاد را در كشورهاي عربي تقويت كرده است. البته نه در بين دولت‌هايشان.
شما اخيراً طي مقاله مفصلي به بررسي ريشه‌هاي قانوني و تاريخي نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات پرداختيد. در حالي شما نظارت شوراي نگهبان را استطلاعي دانسته‌ايد كه اين شورا به عنوان مفسر قانون اساسی استصوابي و قانوني بودن نظارت خود اصرار دارد. چرا استصواب در اين نظارت را قبول نداريد؟
به عنوان يك حقوقدان معتقدم كه نظارت مذكور در اصل 99 قانون اساسي، نظارت استصوابي نيست ادله‌ام نيز همچنان كه در آن مقاله آمده است مبتني بر مستندات و قرينه‌هاي حقوقي و فتاوي مشهور از جمله فتاوي‌ حضرت امام است كه معتقد بودند نظارت اگر اطلاق داشته باشد، بايد حمل به استطلاعي شود نه استصوابي. دليل ديگر من اين بود كه اساساً نظارت شوراي نگهبان براي دفاع از حقوق ملت است. حال آنكه نظارت استصوابي به سبك و سياق شوراي نگهبان در چالش و تعارض با حقوق ملت است چرا كه حق انتخاب شدن و انتخاب كردن را محدود مي‌كند. در آن مقاله آورده‌ام كه هدف قانونگذار براي واگذاري نظارت به شوراي نگهبان براي صيانت از آراي مردم و حق انتخاب كردن و انتخاب شدن بوده است. واژه نظارت در قانون اساسي به دفعات تكرار شده است از جمله نظارت بر صدا و سيما. به جز نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات كه از آن تعبير به استصواب مي‌شود، ديگر انواع نظارت در حد استطلاع پذيرفته شده است.

 

بالاخره اسامی نمایندگان بی نظم مجلس شورای اسلامی اعلام شد!!

 

مجلس شورای اسلامی امروز جلسه خود را درحالی بدون حضور حدود 90 نماینده آغاز کرد که 21 نفر از آنان غیبت غیر مجاز و 6 نفر تاخیر داشتند .
به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر ، مجلس شورای اسلامی صبح امروز جلسه علنی خود را بدون داشتن حد نصاب تعداد نمایندگان (194 نماینده ) آغاز کرد .

جلسه گذشته یعنی روز چهارشنبه هفته پیش نیز مجلس به دلیل نرسیدن به حد نصاب  در ساعت 8 و 45 دقیقه شروع بکار کرد و به همین علت نیز در ساعت 10 و 45 دقیقه به کار خود پایان داد.

حداد عادل در جلسه روز چهارشنبه اعلام کرده بود اسامی غائبان و تاخیرکنندگان غیر مجاز به مطبوعات داده خواهد شد اما در پایان آن جلسه اعلام شد که این لیست آماده نشده است.

بنابراین اسامی نمایندگان غایب  و تاخیر کنندگان غیر مجاز روز چهارشنبه، در پایان جلسه علنی امروز قرائت شد.

بر اساس این گزارش غایبان جلسه علنی امروز عبارت بودند از : مسعود امینی نماینده نی ریز، باغبانیان نماینده نطنز، بلوکیان نماینده کاشمر، پشنگ نماینده خاش، حبیبی نماینده خمین، حکیمی نماینده رودبار، رجب رحمانی نماینده تاکستان، زمانی نماینده ملایر ، شاهرخی نماینده پلدختر ، شعبانی نماینده سنندج، آشوری نماینده فومن، عطار زاده نماینده بوشهر، قاسم زاده نماینده بابل، قمی نماینده پاکدشت ، محمد کریمیان نماینده سردشت، غفوری فرد نماینده تهران، مرتضوی نماینده فارسان، موریس معتمد نماینده کلیمیان ، مودب پور نماینده رشت، سید حسن هاشمی نماینده میانه ، مروتی نماینده خلخال و تاخیر کنندگان آفرینده نماینده شیروان ، اسلامی نماینده ساوه ، بیات نماینده زنجان، حسنوند نماینده فریدن ، حسینی دولت آبادی نماینده برخوار و سادات موسوی نماینده مبارکه .

اسامی غایبان غیر موجه روز چهارشنبه نیز به  این شرح اعلام شد : فاطمه آجرلو نماینده کرج، جواد آرین منش نماینده مشهد، حسین آفریده نماینده شیروان ، مسعود امینی نماینده استهبان و نی ریز، محمد گلی نماینده کردکوی  ، بایرام گلدی برمک نماینده مینودشت، حمیدرضا پشنگ نماینده خاش ، هاجر تحریری نماینده رشت، سلیمان جعفرزاده نماینده ماکو، سید جلال حسینی نماینده زنجان، محمد علی حیاتی نماینده لامرد ، سید کاظم دلخوش نماینده صومعه سرا، محمد هادی ربانی نماینده شیراز، سید جواد سعدون زاده نماینده آبادان، حسن سید آبادی نماینده سبزوار ، سید عبدالمجید شجاع نماینده دشتستان ، سید حسن شجاعی کیاسری نماینده ساری، رمضانعلی صادق زاده نماینده رشت ، سید مهدی طباطبایی نماینده تهران ، علی عسگری نماینده مشهد، سلیمان فهیمی نماینده پارس آباد، علی اکبر قبادی نماینده مرودشت، محمد قمی نماینده پاکدشت ، محمد کریمیان نماینده سردشت ، سید قبادی مرتضوی نماینده فارسان، شاپور مرحبا نماینده بندرآستارا ، شهریار شیری نماینده بندرعباس ، مصطفی مطورزاده  نماینده خرمشهر، غلامحسین مظفری نماینده نیشابور، ولی ملکی نماینده مشکین شهر، سید مجتبی مودب پور نماینده رشت، سید رضا نوروز زاده نماینده اسفراین، مختار وزیری نماینده کهنوج، فریدون همتی نماینده ایلام، منصور یاوری نماینده خوانسار و گل محمد بامری نماینده ایرانشهر.

تاخیر کنندگان نیز بهمن الیاسی، احمد بزرگیان، مرتضی تمدن، کاظم جلالی  ، حسن زمانیف جاسم ساعدی ، قیصر صالحی، رسول صدیقی، سید حسن عباسی، اسماعیل گرامی مقدم، محمود محمدی، محمد مهدی مفتح،  سید رضا ملاهویزه ، سید محمد میر محوری و علیرضا محجوب بودن

اعلمی:می خواهند عده ای فرصت طلب را به نام اصلاح طلب به مردم قالب کنند

همچنانکه رئيس جمهور عليرغم اختلاف نظر شديد در ايدئولوژي خود ، دست رهبران کمونيست و بي دين را مي فشارد احتمالا به همان دلايل هم تجزيه طلبان ، از برخي مواضع حق طلبانه ام حمايت می کنند.

عصر ایران - چند هفته پیش دکتر اعلمی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی اعلام آمادگی کرد تا به سوالات کاربران "عصر ایران "پاسخ بگوید اینک مشروح سوال و جواب ها را از نظر می گذرانید.

جناب آقاي اعلمي آيا صحيح است که شما از دوم خردادي بودن توبه کرده ايد؟       

 اعلمي : ايکاش ابتدا و براي نخستين بار "دوم خردادي بودن" را معنا مي کرديد تا امکان پاسخگويي دقيق فراهم شود.اگر مقصودتان از دوم خردادي بودن اين است که صرفا هر کس را که در دوم خرداد 76 به خاتمي راي داده و يا از دوستان و نزديکان ايشان است ،بايد اصلاح طلب پنداشته و چشم و گوش بسته تابع و سر سپرده خاتمي و اطرافيان او سياست هاي ايشان باشيم  و به بيان ديگر اصلاح طلب يعني تنها و تنها "ما و دوستانمان و دوستان حزب و گروه ما" و اصلاحات يعني همه رفتارها و گفتارها و پندارهاي "ما و مواضع حزب و گروه ما" ، هر چند که غلط باشد و مخالفان اصلاحات و اصلاح طلبي يعني همه مخالفان "ما" و منتقدان "ما و دوستان ما" و سياست ها و عملکرد و انديشه و مواضع "ما" ! ، بنده اين روش را مصداق بارز " تفرعن " مي دانم و هرگز زير چنين بيرقي سينه نخواهم زد و اساسا آنرا در تعارض آشکار با ارزش هاي اصلاحات و اصلاح طلبي و مطالبات اصلاح طلبانه ملت ايران ميدانم .

به عقيده بنده در دوم خرداد سال 76 عقده هاي انباشته شده ملتي که نسبت به عملکرد و اوضاع نامطلوب آن سال و سالهاي قبل از آن ناراضي بودند ، سر گشود و عليرغم مقاومت شديد اصحاب و ارباب قدرت  و بانيان و مروجان عقايد رايج و مانوس ، با حضور در پاي صندوق هاي راي و "آري گفتن"  به خاتمي (که نوعا او را نمي شناختند )و برنامه هاي اعلام شده اش و به تعبير درستتر "نه گفتن" به " وضع موجود " و رقباي آقاي خاتمي که( که نوعا آنها را ادامه دهنده راه گذشتگان و وضع موجود آنروز مي پنداشتند ) ، در سوداي رسيدن به "وضع مطلوب" ، قدرت را به ايشان واگدار کردند.

مردم انتظار داشتند که آقاي خاتمي به پشتوانه نيروي عظيمي که بر خلاف همه پيش بيني ها و مقاومت هاي سرسختانه ، او را به قدرت رسانده و حمايت مي کرد و با بکارگيري اصلاح طلبان واقعي (که گفتار و کردار گذشته و حال آنان مويد اصلاح طلب بودنشان بود) و کنار زدن اشخاص و نفي برنامه ها و سياست هايي که (علت نارضايتي مردم و ايجاد وضع نامطلوب آن سال و سال هاي پيش از آن بود ) و توجه جدي به اجراي عدالت و معيشت مردم و عنايت ويژه به مبارزه با فساد سياسي و اداري و اقتصادي و اجتماعي ، وعده هاي خود را جامه عمل پوشانده و توسعه سياسي و اقتصادي و اجتماعي موعود را محکم و استوار و با اقتدار هر چه بيشتر عملي ساخته و به پيش برد.اما متاسفانه از يکسو فقدان برنامه و تعريف نشدن مباني اصلاحات و از سوي ديگر کم توجهي به معيشت مردم و فساد ستيزي و نيز سهم خواهي و زياده خواهي هاي برخي از مدعيان و ميراث خواران موسوم به دوم خردادي و رخنه و نفوذ خصلت هاي ضد اصلاحات نظير تمامت خواهي و پوپوليسم و انحصار طلبي و قدر ت طلبي در رفتارها و گفتارهاي بعضي از اشخاصي که تلاش ميکردند وانمود نمايند که رهبري اصلاحات را عهده دارند و همچنين نفوذ افراد بيگانه با مردم و مشکلات و خواستهاي اصلاح طلبانه آنها در صفوف اصلاح طلبان و باصطلاح پيش نماز شدن کساني که تا ديروز نماز نمي خواندند و قرار گرفتن آنان در صدر امور ، و مهمتر از همه کارشکني ها و سنگ اندازي هاي اقتدار گرايان و باندهاي غير رسمي قدرت و ساز مخالف کوک کردن اغلب نهادهاي انتصابي در برابر دولت و مجلس اصلاحات ، مسير اصلاحات را از مقصد و مقصود اصلي آن منحرف و در نتيجه با شکست مواجه ساخت .

 حال اگر "توبه کردن از دوم خردادي بودن" ناظر به اين معنا و سر سپردگي در برابر کساني است که بناحق و به ناروا خود را رهبران منحصر بفرد اصلاحات مي پندارند و مشتاق و مصرند که همه زير علم آنها سينه بزنند و تابع و مقلد کورکورانه جريان سازي هاي کاذب آنان باشند و بر همه ضعف ها و اشتباهات آنان سرپوش نهند، در غير اين صورت از صف دوم خردادي و اصلاح طلبي خارج و در حالت خوشبينانه اش با اغماض و مرحمت  صادر کنندگان ويزاي ورود به قلمرو اصلاحات ، "غضنفر" اصلاحات به شمار خواهند آمد !! بنده اينها را هم "پوپوليست" و مسبب اصلي به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد و وضع اسفبار ناشي از عملکرد وي تلقي ميکنم و اساسا از همان ابتدا با اين دسته از دوم خردادي ها مخالف و با طي کردن چنين مسير انحرافي مخالف بوده ام .

اما اگر منظورتان توبه کردن از اصلاحات واقعي است در اينصورت با چشم بصيرت و چاشني کردن قدري انصاف و ملاحظه مواضع و عملکرد بنده در مجالس ششم و هفتم  و حتي سالهاي پيش از آن و در شرايطي که کمتر کسي جرئت بيان مواضع و انجام اقدامات اصلاح طلبانه را داشته ، بوضوح مي توان دريافت که همواره بر طبل اصلاحات کوبيده ام و در مسير اصلاحات گام برداشته ام و هزينه هاي آنرا هم پرداخته ام و همچنان به اين راه ادامه خواهم داد و اساسا معتقدم که راه نجات کشور در گرو تن دادن به اصلاحات واقعي است. بنابراين در خانه اگر کس است يک حرف بس است !

سلام آقاي اعلمي. مي خواستم بدونم تو اين شرايط بد وسخت گيرانه کشورهاي غربي عليه موضوع هسته اي ايران وحساسيت هاي بين المللي نسبت به ايران عزيز چرا بايدموضوع هولوکاست واسرائيل در سخنان سران کشورمون مطرح بشه و حساسيت کشورهاي غربي را زياد کنيم؟   

 اعلمي : چنانکه پيش از اين در نطق ها و مصاحبه هاي خود هم گفته ام بنده معتقدم که هولوکاست يک واقعيت تاريخي است ، ليکن از حيث تعداد کشته ها  به چاشني اغراق صهيونيسم هم آميخته شده است و همچنين معتقدم که اين مقوله نيز مانند ساير مقولات علمي و اجتماعي و تاريخي قابل نقد و بررسي است و ممنوعيت ورود به اين قلمرو که از ناحيه برخي از کشورهاي غربي اعمال مي شود ، مغاير با ارزشهاي دموکراسي مورد نظر آنهاست.

 با اين وصف  به شيوه طرح هولوکاست از سوي دکتر احمدي نژاد آنهم از موضع رئيس جمهور ايران که با رويکرد جايگزيني سياست تهاجمي بجاي سياست تدافعي صورت گرفته است انتقاد دارم و آنرا مغاير با مصالح کشورمان ميدانم.در حال حاضر يکي از بهانه هايي که براي متهم کردن ايران به اخلال در امنيت و تهديد صلح جهاني مورد استناد واقع ميشود ، همين موضعگيري آقاي احمدي نژاد است .گرچه اين موضع رياست جمهوري با استقبال توده هاي مسلمان کشورهاي عربي مواجه شده است اما شواهد حاکي است که بدليل برد قوي رسانه هاي غربي و تاثير تبليغات گسترده آنها ، اين باصطلاح سياست تهاجمي در ساير نقاط دنيا نتيجه عکس داده است.

پرواضح است که مسلمانان کشورهاي عربي از اينکه مسئولان ايراني مکنونات قلبي آنان را بر زبان جاري سازند خرسند خواهند شد ، اما ترديد دارم آنها نيز مايلند باشند که سران کشورهاي خودشان چنين مواضع پر هزينه اي را عنوان و يا مولفه هاي مربوط به  منافع ملي ما را بيان کرده و مخاطرات و هزينه هاي ناشي از  آن را به کشور خودشان تحميل کنند؟ قهرا اگر سران کشورهاي عربي نيز چنين مواضعي را اتخاذ کنند ،ملت مسلمان ما هم خوشنود خواهند شد! مهم اين است که از ياد نبريم در حال حاضر منافع ملي ما بر هر چيزي رجحان دارد و نبايد بي دليل با بيان مواضع تحريک کننده آنرا به مخاطره افکند.

با تقدير و تشکر از تلاش هاي بي دريغ آقاي اعلمي افتخار آذربايجان لطفا از ايشان سوال شود که آيا از نمايندگان کنوني آذربايجان کساني هستند که با ايشان همراهي نمايند ؟ و آيادوره بعد با کسي ائتلاف خواهند کرد؟ چرا مسئولان فعلي اين استان اينقدر ضعيفند هستند؟ مسعود-ل

  
  اعلمي
:از آنجا که معرفت ، آمال ، آرزوها و مشرب و ذائقه افراد و در نتيجه روش و منش و مسير انتخابي آنها با يکديگر متفاوت است ، من راه خود را ميروم و ساير همکاران هم به راه خود ميروند ، ولي بدون اينکه حق را بخود و يا ديگران بدهم بنوبه خود آرزو ميکنم که ايکاش از نمايندگان استان به تعداد انگشتان يکدست و حداقل در رابطه با پاره اي از موضوعات مرتبط با مطالبات مردم آذربايجان با من همسو و هم مسير بودند.با اين وصف آرزوها و آمال  خود را به اينکه در راه انتخابي ام ، از سوي برخي از نمايندگان هم استاني کارشکني نشود و بعضي از همکاران حوزه انتخابيه ام در خفا هدايت بعضي از نشريات و افراد معلوم الحال را براي پخش شبنامه و روزنامه عليه اينجانب بر عهده نگيرند و با اجير قلمفروشان در بعضي از نشريات معلوم الحال محلي ، عليه اينجانب سمپاشي نفرمايند و دفاع از حقوق مردم و مصرح در قانون اساسي را به منزله دفاع از تجزيه طلبي القاء ننمايند و يا در مجلس ساز مخالف کوک نکنند ، تقليل داده ام و البته اين اختلافات الزاما نشانه حقانيت من نيست و چون بنده در اقليتم ، چه بسا حق با اکثريت باشد!الله اعلم و مردم بايد داوري نمايند.       
                               
آيادوره بعد(اعلمي) با کسي ائتلاف خواهند کرد؟          

اين بخش از سوال آقاي (مسعود ل ) را عمدا جدا کردم که بصورت مستقل و پر رنگتر پاسخ دهم: 

سکه اي که به هوا پرتاب مي شود تا به زمين برسد چندين چرخ مي خورد لذا تا انتخابات زمان بسيار است و گفتني هاي مربوط به ائتلاف و عدم ائتلاف با افراد خاص را اگر عمري باقي بود و در انتخابات آتي شرکت کردم به آستانه انتخابات موکول ميکنيم. اما با توجه به تحرکات بعضي از پايتحت نشينان و کميته اي که طبق معمول با معرفي آنان و تحت عنوان مقولاتي مانند دوم خردادي و جبهه اصلاحات و نظاير آن تشکيل شده مرا بر آن داشت در اين مجال نکاتي را به اختصار متذکر شوم و در آينده نزديک به تفصيل در باره آن سخن خواهم گفت: 

اولا – حداقل آذربايجان نياز به قيم ندارد تا پايتخت نشينان نا آشنا با خواسته ها و مطالبات مردم در پشت درهاي بسته و در محفل هاي چند نفره از طريق رمل و اسطرلاب و فال بيني و قرعه کشي و چک و چانه زدن هاي سياسي و صد البته بيش از هر چيز بر پايه ارادت و سرسپردگي نسبت به خود و دوستانشان براي آنها کانديداي اصلاح طلب معرفي کنند ( البته اين به مفهوم مخالفت با کار تشکيلاتي براي بدست آوردن اکثريت مجلس هشتم نيست ،مشروط به اينکه  افراد شايسته به اين امر اشتغال ورزند و به عوامفريبي آلوده نشود).  

 ثانيا- به عقيده من خلاء جدي که امروز بيش از هر چيز احساس مي شود و اصلاح طلبان واقعي بايد چاره اي براي آن بيانديشند ، اين است که اصلاح طلبي را تعريف کرده و برنامه ها و معيارهاي لازم را تبيين و به مردم ارائه کنند تا ضمن پيشگيري از ورود افراد ناباب به جبهه اصلاحات ، شهروندان هم قادر شوند که با شناخت بيشتري مصداق ها و نامزدهاي مورد نظر خود را شناسايي و انتخاب نمايند.

اما چنانچه بعد از 10 سال هنوز هم برنامه ها و معيارهاي اصلاح طلبي تبيين و تعريف نشده است،لاجرم مردم حق دارند بدانند که چرا فرد (الف) اصلاح طلب محسوب مي شود و شخص (ب ) اصلاح طلب نيست و قهرا بايد توضيح داده شود که فرد( الف )کدام رفتار و موضعگيري اصلاح طلبانه را در کارنامه اش داراست و چه هزينه اي بابت آن پرداخته است و ديگري فاقد آن است. در غير اينصورت به صرف همکاري با دولت خاتمي و امثال ايشان و يا چاکري و مهره و سر سپرده اين و آن بودن و پادو  و پله هاي نردبان ترقي بعضي از ما بهتران و خودشيفتگان شدن و در باند دلخواه آنان قرار گرفتن و افسار تقليد کورکورانه رابه بهانه انجام کارهاي تشکيلاتي به گردن انداختن ،ملاک خوبي براي اصلاح طلبي و يا اصولگرايي نيست و همان خواهد شد که "پيش از اين" شد و ما را گرفتار "امروزمان" کرد! ترکيب کميته باصطلاح کشف نامزدها و زمزمه هايي که براي نامزدن کردن برخي از افراد عافيت طلب و فرصت طلب بيگانه با اصلاحات بگوش مي رسد ، حاکي است که باز قرار است براي چندمين بار از يک سوراخ گزيده شويم و براي چندمين بار چند ورشکسته سياسي و اجرايي و افراد ناباب ،خنثي و يا نان به نرخ روز خور را بنام اصلاح طلب به مردم قالب کنيم!! مدتي منتظر مي مانيم تا ببينيم چه خواهد شد و در صورت لزوم به تفصيل سخن خواهم گفت.

جناب آقاي اعلمي باسلام .من ساكن مشهدم ودرشهرم مشكلات زيادي ميبينم ولي بنظرم نمايندگان مجلس فقط براي شهرخودشان كوشاهستند.آيااين موضوع درمورد شما هم صدق ميكند؟چراصلاحيت شمابراي رياست جمهوري تاييدنشد؟  

                                  
اعلمي :1- از آنجا که مجلس به عنوان خانه ملت بايد برايند خواست و اراده جمعي ملت ايران و متناسب با فرهنگ و مذهب و ذائقه و نيازهاي مناطق و اقشار مختلف کشور باشد، از اينرو نظام انتخاباتي مبتني بر سيستم رايج شده است و حوزه هاي مختلف انتخابيه نماينده يا نمايندگان خود را بر گزيده و به مجلس مي فرستند.اما نمايندگان منتخب حوزه هاي مختلف با ورود به مجلس و پس از سوگندي که در مراسم تحليف ايراد ميکنند ، طبق قانون اساسي نماينده ملت ايران محسوب مي شوند و موظفند از حقوق ملت دفاع کنند و البته از قديم درست يا نادرست گفته اند چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است، لذا در مسير ايفاي وظايف قانوني خود و با توجه به اينکه هر حوزه انتخابيه اي براي پيگيري نسبي مطالبات ويژه خود نمايندگان خاص خود را داراست ، از اينرو نمايندگان هر حوزه ضمن حفظ نگاه ملي و عدالت خواهانه خود بايد ترجيهات مربوط به آن حوزه را هم تعقيب و نمايندگي نمايند ، تا در توزيع منابع کشور بين نقاط مختلف تبعيض وجود نداشته باشد.

اما در سطح کلان مشکلات و دغدعه هاي مناطق مختلف کشور بايد مورد توجه وعنايت همه نمايندگان واقع شود.متاسفانه بدليل ويژگي هاي نظام انتخاباتي و نظام رايج تبليغاتي ، نمايندگان مجلس اغلب بخشي نگر بوده ونگاهشان نوعا نگاه غير ملي است و تا زمانيکه سيستم انتخاباتي دگرگون نگرديده و نظام پارلماني نيز مبتني بر نظام حزبي نشود ، استمرار اين روند غير قابل اجتناب است.با اين وصف برغم تحمل دشواري هاي زياد شخصا کم و بيش اهتمام خود را مصروف اين کرده ام که در "کاراکتر" و شخصيت يک نماينده  ملي و با نگاه فرابخشي ايفاي نقش کرده و مشکلات و مطالبات ملي را تعقيب کنم و در همين راستا و در امتداد همين نگاه است که باز به موازات پيگيري هاي فرابخشي خود با جديت تمام براي رفع تبعيض هاي فراواني که حوزه انتخابيه ام از آن رنج مي برد و دلريش است ، مطالبات حوزه انتخابيه خود را نيز پيگيري مي نمايم و البته اين روش کار بسيار وقت گير ،دشوار وطاقت فرسا است.

از اينرو اگر به نطق ها و تذکرات و سوالات اينجانب از وزراي مختلف و همچنين سخنراني ها و مصاحبه هاي مطبوعاتي بنده توجه کرده باشيد صحت ادعاهايم را تائيد خواهيد کرد.اگر وزراي مسئول را براي پاسخگويي در مورد اتفاقات ناگوار آذربايجان به مجلس فرا خوانده ام  ، همان وزرا در مورد حوادث تلخ اقليد و نقده و پاکدشت ورامين و پاسگاه تاسوکي واقع در جاده زابل و زاهدان نيز مورد سوال واقع شده اند و يا اگر در مورد حوادث دانشگاه تبريز نطق و مصاحبه و سوالي ايراد و مطرح شده مشکلات دانشگاهاي تهران و شاهرود و ساير نقاط کشور هم مغفول نمانده است و اگر در مجلس ششم به عنوان مثال پيشنهاد اضافه شدن  پروژه قطار شهري تبريز به پروژه پيشنهادي دولت که تنها مختص شيراز بود را ارائه داده ام ، در کنار آن در کميسيون امنيت ملي از اضافه شدن ساير کلان شهر ها هم به اين طرح دفاع کرده ام و در صحن علني رسما در دفاع از پروژه قطار شهري اهواز سخن گفته ام و...   

 2- در شرايطي که از سوي شوراي نگهبان در دوره هاي قبل و نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري صلاحيت شخصيت هايي همچون آقايان : صدر ، عسگر اولادي ، کاشاني، جاسبي ، توکلي ،قاليباف ، مهرعليزاده ، احمدي نژاد ،محسن رضايي ، معين و سايرعزيزان احراز شده است ( البته بجز آقايان معين و مهرعليزاده ) سوال جنابعالي و اينکه معيار و خط کش ملموس و عيني شوراي نگهبان براي رد و تائيدها چيست تا کنون براي بنده نيز بي پاسخ مانده است.بنظر مي رسد که تصميمات شوراي نگهبان مصداق "لا يسئل عما يفعلون " باشد !


                                                                                                    

پاسخ اعلمي به اظهارات  يکي از کاربراني که پس از اطلاع عصر ايران نسبت به دروغ و اهانت آميز بودن آن ، ناچار به حذف مطلب شد.  

اعلمي : بر اساس گزارش جامع و مستند وگردآوري شده از سوي دفترم ، طي سال هاي اخير و به موازات مبارزه با فساد در اشکال مختلف آن  و نيز دفاعيات اينجانب از ملت شريف ايران و موکلين آذربايجاني ام افراد مغرض و مزدوري به شيوه کاملا غير اخلاقي و ناجوانمردانه اي نسبت هايي مانند: هتاک ، جدايي طلب و نظاير آن عليه بنده عنوان کرده اند که رگه هايي از آن در سوالات مطرح شده نيز بچشم مي خورد .

گرچه در دنياي سياست اين قبيل تشبثات غير اخلاقي امري بديهي است و در زمره حداقل هزينه هايي است  که در ازاي راه انتخابي ام بايد بپردازم ، اما برخي از آنها قابل و نيازمند پيگيري است ، در همين راستا  فرد مريض احوال و احتمالا اجير شده و مجهول المکاني هم که خود را "ر- ر" معرفي مي کند و بنظر مي رسد در پي دستيابي به شهرت و يا به گمان خود تخريب بنده مي باشد ، چند سالي است که از طريق برخي وبلاگ ها و در بخش نظرات کاربران به نام "  ر- ر" و نام هاي مستعار بنده را متهم مي کند که اظهارات و مواضع اينجانب در مورد بابک ، مبني بر "ضد دين نبودن بابک خرم دين" و نيز ساير ويژگي هاي وي که در همين وب سايت برشمرده ام ، نتيجه کشفيات و تحقيقات طاقت فرساي مشاراليه بوده است و از اينرو حقير با بيان اين خصلت هاي بابک مرتکب سرقت ادبي شده ام ( و چه بسا از جوايز اهدايي  و تشويق ها و قدرداني  هاي به عمل آمده نسبت به اينجانب فرد موصوف محروم مانده است ) !!                                                                                                                  

   فرد ياد شده اين بار نيز فرصت را مغتنم شمرده و بدون اينکه نام و نشاني از خود بر جاي بگذارد در بخش نظرات کاربران وب سايت "عصر ایران" اوهام و اراجيف خود را همچنان تکرار و بنده را براي چندمين بار متهم به سرقت ادبي از کشفيات خود کرده است که ظاهرا عصر ايران بعدا اقدام به حذف آن کرده است . از آنجا که خيلي مايلم با اين پديده قرن از نزديک آشنا و از انگيزه هاي واقعي اتهامات کذب و سمپاشي هاي وي عليه خود با خبر شوم ، چنانچه نشاني از اين فرد بيمار احيانا تحريک شده در دست است ، متشکر خواهم شد که اگر در اختيار اينجانب قرار گيرد ؟     

        از جناب آقاي اعلمي ميخواهم توضيح دهد چرا روزنامه سلام درسال 1373مطالب نادرستي به اينجانب نسبت داد.من هدايت اشتري لرکي رئيس بانک سپه پاريس هستم که در زمان سفارت ...مبلغ پانزده ميليون دلار از اين بانک سرقت شد.اين سرقت با همياري... وسه پناهنده ايراني درپاريس صورت گرفت اما روزنامه سلام بدون هيچ مدرکي دال بر محکوميت يا مجرميت من، در اين سرقت مرا متهم به اين دزدي کرد.خواهش ميکنم که سايت محترم عصرايران حتما اين پرسش وپاسخ انرا درج فرمايد.از عصرايران تشکر ميکنم
بااحترام
 اعلمي:متاسفانه در سال 1373 بدليل مشغله فراوان در روزنامه سلام حضور فعالي نداشتم ، از اينرو نسبت به منشاء خبر مذکور بي اطلاع هستم. لذا پيشنهاد ميکنم که براي دريافت پاسخ اين سوال ، از آقاي عباس عبدي که در آن سال مسئوليت سردبيري روزنامه سلام را عهده دار بوده اند، پرسش فرمائيد. براي اين منظور مي توانيد به وبلاگ ايشان مراجعه کرده و در بخش نظرات سوال خود را مطرح کنيد.


سلام بر دكتر اعلمي عزيز. بنده آذري نيستم ولي به به وجود شما افتخار مي كنم كاش ساير نمايندگان همچون جنابعالي از حقوق موكلين خود به شايستگي دفاع مي كردند . جنابعالي يكي از نمايندگان واقعي ملت ايران هستيد. شجاعت و صراحت كلام شما تحسين برانگيز است. مي خواستم خواهش كنم كه جنابعالي در انتخابات آتي رياست جمهوري كانديد شويد .   

 اعلمي : اين نظر لطف شماست و تا کنون سعي کرده ام که به وظايف قانوني خود و مفاد سوگند نامه اي که در مراسم تحليف ايراد مي شود عمل نمايم ، لذا " آن ذره که در حساب نايد مائيم" . يکبار پيشنهاد جنابعالي را تجربه کردم و به لطف شوراي نگهبان به اين نتيجه رسيدم که : "هر که در اين دير مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند"!

جناب آقاي اعلمي ميدانيد فضاي مثبتي براي طرح و بررسي انواع مسائل مربوط به قوميتهاي كشور در رسانه هاي جمعي و روزنامه ها نيست . اين در حاليست كه با كمال تاسف بازار اهانت به قوميتها در محافل مختلف كم رونق هم نبوده و هرگونه اقدام و اظهار نظر يا اعتراض به اين رويدادها يابسرعت به مسيرهاي در تضاد با امنيت ملي كشيده ميشود و يا متهم به آن ميشود چرا بستر قانوني و چهار چوب مبتني بر قانون اساسي وجود ندارد يا حداقل ميتوان گفت كه اجرا نميشود؟جنابعالي و مجلس محترم براي اين موضوع چه اقدامي كرده ايد و يا اصولا" چه اقدامي بايدانجام شود؟   

 اعلمي : حق با شماست بنده نيز بعنوان نماينده ملت با تمام سوابقي که در دفاع از منافع ملي و تماميت ارضي ايران داشته ام ، گاهي بدليل بيان برخي از مطالبات قانوني و فطري اقوام مختلف و دفاع از حقوق مردم آذربايجان، توسط گروهکي مغرض و يا نا آگاه متهم به اخلال در امنيت ملي و حمايت از انديشه هاي تجزيه طلبانه وساير اتهامات ناجوانمردانه ميشوم! با اين وصف بر خلاف شما معتقدم که بستر قانوني لازم  براي طرح مسائل و مطالبات مربوط  به اقوام مختلف کم و بيش وجود دارد ، ليکن سعه صدر بعضي از مسئولان کم است و اين هم ناشي از توهمات بي اساس آنان و البته برخي از افراط کاري هايي است که بنام دفاع از حقوق اقوام صورت مي گيرد.

از آنجا که هويت ملي ما مستقل از هويتهاي قومي نيست و اين دو تاثير و تاثر متقابل بر يکديگر دارند ، بايد بستري تدارک شود که ضمن بر طرف کردن برخي از ذهنيت هاي غلط نسبت به اقوام ايراني ، حقوق اقوام و احترام به آنان به عنوان يک اصل در کشور فراگير و نهادينه شود .به عبارت ديگر نگاه برخي از مسئولين و تصميم گيران کشور بايد بگونه اي اصلاح شود تا بجاي تهديد تلقي کردن اقوام ، آنان را يک فرصت بالقوه و مغتنم به شمار آورند. مسئوليت اين امر به عهده مجلس ، دولت ، قوه قضائيه ، شوراي عالي امنيت ملي ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجمع تشخيص مصلحت نظام است. اميدوارم که تداوم پيگيري هاي بنده نيز در اين رابطه منشا اثر واقع شود.

 


با سلام به مرد غيور آذربايجان . لطفا" 1-چرا ديگر قضيه شركت نفت تبريز پيگيري نشد 2-چرا اصول مربوط به استفاده از زبان مادري معطل مانده است 3- با اين شرايط قرار است چه بر سر وزارت نفت بيايد؟ مطمئن باشيد با اين قانون بازنشستگي پيش از موعد به اهداف خود رسيدند زيرا با خروج نیرو هاي با سابقه فني جا براي همه آنها باز شد4-در تمام دنيا 5 سال آخر خدمت 25-30 بهترين موقع بهره برداري است نه بازنشستگي. 

اعلمي : 1-عليرغم همه فشارها و تهديدات و اتهامات ناجوانمردانه اي که متوجه بنده شد ، تا آنجا که در توان داشتم تخلفات وزارت نفت و شرکت هاي تابعه آن از جمله شرکت مورد اشاره جنابعالي را پيگيري کردم و با افکار عمومي و دستگاهاي مسئول در ميان نهادم  و در حال حاضر به اين نتيجه رسيده ام که ريشه اصلي بسياري از اين مشکلات در جاهاي ديگر است که در اوايل سال 1384 طي نطقي به آن اشاره  کردم و اگر خاطرتان باشد با واکنش تند و غير مسئولانه يکي از نواب رئيس مجلس هم مواجه شد.با اين وصف اگر در شرکت نفت تبريز مشکل مهمي وجود دارد که بايد پيگيري شود ، به اينجانب منعکس نمائيد تا پيگيري لازم به عمل آيد.                                                                                                                      
2- در پاسخ به سوال قبلي اجمالا به علت اصلي اين مساله اشاره کردم. اجرايي شدن کامل اصل 15 نيز در گرو  کاربردي کردن اين اصل در قالب قوانين عادي است که متاسفانه هيچيک از پيشنهاداتم در اين مورد ،در مجالس ششم و هفتم راي لازم را کسب نکرد و علت اين امر هم ناشي از همان نگاه نادرستي است که به آن اشاره شد.   

 3- فعلا که در حال تغییرات در وزارت نفت هستند ،گرچه به انگيزه اصلي تغييرات در حال اجرا خوشبين نيستم و آنرا در جهت اصلاح امور و تامين مصالح ملي نمي بينم ، ليکن اميدوارم بذري که بذز پاشان کنوني در اين امپراطوري دلار مي پاشند، محصول خوبي بدهد و حکم "تخم زردک" را پيدا نکند ! هرچند که خيلي اميدوار نيستم ، زيرا يکي از عواملي که به شخم زني اشتغال دارد سابقه خوبي از خود در مسئوليت هاي قبلي اش بر جاي ننهاده است!                                                                   
   4- کم و بيش با شما موافقم و بهمين سبب نيز به روش اجراي بازنشستگي زودرس به ديده ترديد مي نگرم.


ضمن تشكر از نماينده مردمي،نظام پرداخت هماهنگ حقوق چه شد؟ چرا كارگري با مدرك پنجم 600000تومان مي گيرد ولي آموزگاري با ليسانس و بعنوان مدير مدرسه و با تلاش زياد 300000 تومان مي گيرد؟ آيا اين عدالت اجتماعي است؟ چرا كمترين حقوق در شركت نفت يك ميليون تومان است؟ علاوه بر اين حقوق ،در شركت نفت صدها مزاياي ديگر وجود دارد كه در هيچ نهادي نيست.       

اعلمي : فعلا براي دسترسي به حداقل ها و کاهش فاصله کارکنان دولت ، قانون مديريت خدمات دولتي مراحل تصويب خود را پشت سر نهاده و به دولت ابلاغ شده است و دولت ملزم است با تهيه و تصويب آئين نامه هاي مناسب آنرا به مرحله اجرا در آورد. اميدوارم که با اين قانون زمينه  عدالت اجتماعي مورد اشاره شما  مهيا شود ، هر چند که با استثناهاي تعبيه شده در اين قانون هم ممکن است در آينده نه چندان دور، آن هم گرفتار سرنوشت قانوني شود که با عنوان نظام هماهنگ پرداختها اغلب پرداختي ها را نا هماهنگ کرد!

با سلام خدمت نماينده شجاع و جسور آذربايجان جناب آقاي دکتر اعلمي.
بنده يک معلم حق التدريس هستم و چهار سال تمام در مناطقي تدريس نمودم که هيچ يک از معلمان رسمي حاضر به تدريس در آن مناطق نبودند و حتي در سالهاي اول و دوم که معلمان رسمي حقوق بالاي 200 هزار تومان در يافت مي کردند بنده و امسال من کمتر از 50 هزار تومان دريافت مي کرديم. تازه روزهاي تعطيل هم از حقوق ما کم ميشد و هيچ گونه مزايايي نداشتيم .حتي در حال حاضر نيز بيمه نيستيم. شما را به خدا قسم مي دهم، اگر در يک روزي در بين راههاي سخت روستائي براي ما اتفاقي بيفتد جواب خانواده مار را چه کسي بايد بدهد؟ من سوالم اين است که چرا ما نمي توانيم در آموزش و پرورش استخدام شويم ؟با توجه به اينکه بنده و امسال بنده در سال 82 از طريق آزمون وارد آموزش و پرورش شده ايم ولي باز مي گويند بايستي از شما آزمون مجدد بگيريم .اگر آموزش و پرورش نياز به معلم دارد چرا تکليف ما را روشن نمي کند. در سال جاري نيز چون ما کمتر از پنج سال سابقه داريم نمي توانيم در آزمون شرکت کنيم ولي افرادي بدون هيچ سابقه اي مي توانند در آزمون استخدامي شرکت نمايند و ما چون رشته غير مرتبط با پرورشي داريم حق شرکت در آزمون را نداريم. جناب آقاي دکتر اعلمي شما را قسم با آن خدائي که اعتقاد داريد خواهشمندم اين سوالات را از وزير آموزش و پرورش بپرسيد در غير اين صورت به خداي واحد قسم در روز رستاخيز در مقابل خداوند عادل بايد پاسخگو باشيد اگر شما و هر نماينده اي که احساس مسئوليت ننمايند آن روز رو سياه خواهيد بود و ما شکايتمان را به درگاه خداوند منان خواهيم برد . وسلام به اميد روزي که اين سوالات براي خود جوابي داشته باشند .
   

     
  اعلمي :اولا عزيز برادر ! ما هم به همان خدايي معتقديم که شما اعتقاد داريد . ثانيا ممنون خواهم شد که اگر مرا تهديد به رو سياهي در روز رستاخيز نکنيد ، چونکه از هم اکنون روسياهيم و بخاطر احساس مسئوليت بيش از حد در برابر ملت ، مسئوليت خود در قبال خانواده را از ياد برده ايم و اين احساس مسوليتهاي بيش از حد آنها را با تنگناها و مشکلات فراوان مواجه کرده است ! با اين وصف مجلس در قالب برنامه چهارم و سازمان مديريت و برنامه ريزي (رحمت الله عليه)مجوز استخدام را به دستگاه هاي دولتي داده اند و متاسفانه  سازماني که وصفش رفت بموجب بخشنامه هاي صادره و بر خلاف قانون مانع از استخدام شده است.از طرفي نمايندگان بموجب قانون اساسي مجاز به ارائه طرحي که بار مالي داشته باشد نيستند ، از اينرو تنها دولت است که با توجه به نياز و امکانات خود راسا ميتواند با تقديم لايحه اي مشکل شما عزيزان را مرتفع نمايد. 


  اقاي دکتر اعلمي از تهران نامزد شودتا حساسيت ها به وي کمتر گردد با تشکر    

   اعلمي: ضمن تشکر از توجه شما ما به همين حساسيت هاي بيمورد دلخوش کرده ايم و بقول معروف "زنده به آنيم که آرام نگيريم - موجيم که آسودگي ما عدم ماست" ! لذا بايد تدبيري انديشيد تا هر چه زودتر  سوء ظن هاي ناشي از بغض و کينه و عناد ها از ميان رفته و عقل و منطق بر احساس و حساسيت هاي بدون مبنا و پشتوانه چيره شود ، در غير اينصورت هر جا که منافع صاحبان قدرت و دست نشاندگان آنها به مخاطره افتد ،بديهي است که حساسيت ها هم پديدار خواهد شد.ضمنا مهم اين است که هر جا خدمت مي کني موثر واقع شوي و بتواني گره اي از مشکلات مردم را باز نمايي .

جناب آقاي دكتر اعلمي من باتمام وجود به شما نماينده واقعي مردم افتخار مي كنم وسوالي كه دارم اينست كه 1-چرااصول قانون اساسي در خصوص زبان مادري معطل مانده است 2- علت انتخاب مديران دولتي ضعيف در استانهاي ترك نشين چيست؟ 3-چراقانون وجود يك نماينده براي 150 هزار نفر در ايران رعايت نمي شود و عملا" تعداد نمايندگان در خيلي از شهرهاي ايران بخصوص تهران تناسب ندارد ؟علاوه براين خيلي از نمايندگان تهران از بافت واقعي مردم مقيم تهران نيستند پيشنهاد مي گردد تهران هم مثل ساير ابرشهرهاي دنيا اولا" تعداد نمايندگانش متناسب با تعداد مردم مقيم گردد ثانيا" نمايندگان از متن مردم مناطق مختلف كانديد و انتخاب شوند. 

                                                            
اعلمي : اول- پاسخ سوال اول قبلا بيان شد .                                                             
 دوم - مي توان گفت که ضعف مديران مختص استان هاي ترک نشين نيست و کم و بيش در اغلب استان ها بصورت يک اپيدمي در آمده است ، هر چند که ممکن است اين پديده در استان آذربايجان شرقي نسبتا محسوستر بنظر آيد. اين معضل و ناهنجاري  دلايل مختلفي دارد که اهم آنها عبارتند از : 1- رانتي بودن قدرت 2-رقابتي نبودن قدرت 3 - فقدان احزاب واقعي و مبتني نبودن نظام پارلماني و نظام سياسي به نظام حزبي 4- متکي نبودن سيستم اداري و نظام سياسي کشور به نظام شايسته سالاري 5- نبود نهادهاي نظارتي قوي و فقدان سيستم حسابکشي مناسب 6 - رجحان روابط بر ضوابط در گزينش ها و انتصابات 7- فقدان ضوابط لازم  براي تعيين معيارها و ملاک هاي انتصابات و فقدان ضمانت هاي اجرايي لازم8 - اتکاء مديريت ها و انتصابات به لابي ها وچانه زني ها  9 - عدم تمايل صاحبان قدرت به ارائه کارنامه و پاسخگويي در برابر مردم و نهادهاي زيربط 10- فقدان نهادهاي مدني و روزنامه هايي که به رسالت واقعي خود در بعد نظارتي عمل نمايند 11- مناسبات غلط ميان دولت و مجلس 12-ضعف عملکرضعیف مجلس بدليل وجود تعداد قابل توجهي از نمايندگان ضعيف 13- ضعيف بودن دولت ها  14-فقدان انگيزه و جذابيت هاي لازم براي حضور مديران قوي و کارآمد در سمت هاي دولتي

سوم – طبق اصل 64 قانون اساسي از سال 1368 پس از هر ده سال با در نظر گرفتن عوامل مختلف حداکثر 20 نفر نماينده ميتوانند به سقف 270 نفري مجلس اضافه شوند. بموجب اين اصل مجلس شوراي اسلامي تا تير ماه سال 1378 قانونا گنجايش 290 و تا تير ماه سال 1388 گنجايش 310 نماينده را داراست. از طرفي بموجب تبصره 3 ماده 2 قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي مصوب اسفند ماه 62 از تاريخ رسميت يافتن دوره اول مجلس شوراي اسلامي هر ده سال يکبار در هر حوزه انتخابيه به نسبت هر 150هزار نفر اضافي يک نماينده اضافه مي شود .از اينرو با توجه به اصلاحات صورت گرفته در اصل 64 قانون اساسي در حال حاضر مجلس حداکثر ميتواند 290 نماينده داشته باشد . بنابراين وزارت کشور متناسب با افزايش جمعيت هر حوزه انتخابيه به شرحي که بيان شد بايد بر تعداد نمايندگان حوزه هايي که از استحقاق قانوني لازم برخوردارند بيافزايد و اين امر شامل حال تهران نيز مي شود. پيشنهاد اخير شما هم پيشنهاد خوبي است و در دستور برنامه هاي وزارت کشور بوده است که تهران متناسب با مناطق و نواحي مختلفي که دارد به چندحوزه هاي انتخابيه تقسيم شود.


با سلام لطفا موضوع 2ماه پاداش فرهنگيان رانيز در دستور کار قرار دهيد.  
            
 اعلمي: اگر مذاکرات مجلس را تعقيب مي کنيد ، ملاحظه کرده ايد که اوايل سال گذشته وزير آمورش و پرورش را براي پاسخگويي در همين مورد به مجلس فرا خواندم که در تاريخ (1/8/83)  نوبت حضور وي در صحن علني فرا رسيد و البته پاسخ قانع کننده اي هم ارائه نداد. ما هم نميتوانيم طرحي ارائه دهيم که بار مالي دارد ، اما اگر دولت در اين مورد لايحه اي ارائه کند مطمئنا اکثر همکارانم از آن استقبال خواهند کرد.


 از آقاي اعلمي مي‌خواستم بپرسم که چرا براي افزايش حقوق سربازان وظيفه کاري انجام نشده است وقتي حقوق سربازان ديپلمه کمتر از 15 هزار تومان در ماه است چطور انتظار دارند که ديد مثبتي نسبت به سربازي وجود داشته باشيم؟! ما با اين مبلغ براي تردد خودمان هم مشکل داريم! براي ارتقاي کيفي دوره سربازي مجلس در اين دوره چه برنامه‌ايي دارد؟

 اعلمي : حق به جانب شماست ،ليکن همچنانکه قبلا اشاره شد دست مجلس در ارائه طرح هايي که بار مالي دارد کاملا بسته است و تنها دولت اختيار تقديم چنين لوايحي را دارد، با اين وصف مجلس در هنگام بررسي لايحه بودجه مي تواند از طريق جابجا کردن هزينه ها و در آمدها تا حدودي در اين زمينه و ساير موارد اعمال نظر نمايد که اين اتفاق در بودجه 84 رخ داد و دريافتي سربازان تا حدودي  افزايش يافت . اميدوارم که در بودجه هاي سنواتي آينده تغييرات موثرتري صورت گيرد.

 
با سلام علت شرکت جنابعالي در مراسم تولد بابک که محل تجمع تجزيه طلبان بود و سخنراني براي آنها چه بود؟ 

 اعلمي : در پاسخ به اين قبيل سوالات کهنه و در عين حال تکراري و چه بسا جهت دار قبلا هم در تاريخ 24/4/84 در مصاحبه با خبرگزاري هاي مهر و ايسنا http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-554672 و همچنبن در مورخه 28/4/84 در مصاحبه اختصاصي با مهر و هم در نطق پيش از دستور خود گفته ام که من بابک خرم دين را يک انترناسيوناليست و شخصيت ملي و تاريخي ميدانم و بر خلاف برخي از افراد معتقدم که اين شخصيت ضد دين و ضد مسلمانان نبوده و تنها عليه ظلم و استبداد ستمگران ، بيگانگان و متجاوزان به وطن خود ، برده داري و سلطه گري ، غارت اموال مردم ، فريب و نيرنگ ستمگران و دين به دنيا فروشان و استفاده ابزاري از دين توسط خلفاي عباسي مبارزه ميکرده است ، نه عليه اسلامي که محمد (ص) و علي (ع) مبلغ و مروج آن بوده اند .

و علاقمندان او هم وي را با همين خصايص مي شناسند و نيز حضورم در قلعه بابک بمنظور مقابله با تفکرات کوته بينانه آندسته از افرادي بوده است که گمان مينمايند با مشرک و کافر و مرتد خواندن شخصيت ها و قهرمانان ملي و همچنين با جدايي طلب معرفي کردن هويت طلبان آذربايحاني به دين و دينمداري و تماميت ارضي ايران خدمت مي کنند و تاکيد مي کنم که انگيزه ديگرم همراهي با علائق جمع کثيري از ملت ايران و خصوصا آذربايجانياني بوده است که به بابک و ساير قهرمانان ملي خود به ديده احترام مي نگرند و آنرا در تزاحم با باورهاي ديني خود نمي بينند.

مضاف بر اين با حضور خود در قلعه بابک بدينوسيله قصد داشتم به عنوان يک مسلمان واقع بين به همه ارزش هايي که در او سراغ داشته و دارم نظير شجاعت، بيگانه ستيزي ،مردم داري، عشق به وطن ، سلحشوري، جوانمردي و ... ارج نهم . از اينرو اگر باز فرصتي دست دهد آن را مغتنم شمرده و دوباره به قلعه بابک عزيمت خواهم نمود و تحت تاثير جوسازي هايي از اين دست قرار نخواهم گرفت . از طرفي ممنون خواهم شد اگر تنها يک دليل براي اثبات اينکه حاضران در قلعه بابک تجزيه طلب بوده اند و يا به صفت تجزيه طلب بودن بابک خرم دين در مراسم سالروز تولد او شرکت مي جويند ، ارائه دهيد و اساسا در شرايطي که منطقه در قرق نيروهاي نظامي و انتظامي و اطلاعاتي بوده ، چرا اين تجزيه طلبان فرضي و تخيلي در آنجا آزادانه جولان مي داده اند !؟ مگر اينکه بخش قابل توجهي از ملت ايران و مردم آذربايجان را که به اين قهرمان ملي علاقه نشان مي دهند را ضد دين و يا تجزيه طلب بدانيد!! در خاتمه اگر پرس و جو نمائيد در اينصورت اذعان خواهيد کرد که سخنان کوتاه من در جمع اقشار مختلف مردم آنهم در حضور طيف وسيعي از نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي و نظامي و انتظامي و به تعبير نادرست اين کاربر محترم ، تجزيه طلبان !!! در راستاي وحدت و منافع ملي و نفي هر گونه تفکرات تجزيه طلبانه بوده که آنهم با استقبال و تائيد همه حاضرين از جمله بسيجيان حاضر در منطقه مواجه شد.لذا پيشنهاد ميکنم که بجاي تکرار اين قبيل سخنان کهنه ، "سخني نو آور که سخن نو را حلاوتيست ديگر" !


علت حمايت تجزيه طلبان از جنابعالي چه مي باشد؟    

                                      
 اعلمي: اگر اين ادعاهاي باز هم کهنه و تکراري و در عين حال جهت دار،  مقرون به صحت باشد احتمالات زير متصور است :                                                                                          
احتمال اول - از آنجا که بنده هرگز جدايي طلب نبوده و نيستم و حداقل 35 سال سوابق روشنم در دفاع از تماميت ارضي و منافع ملي و يکپارچگي کشورم ايران بطور واضح حاکي از صحت اين ادعا است و بارها هم در نطق ها و مصاحبه هاي خود نسبت به هر گونه تفکرات تجزيه طلبانه اعلام انزجار کرده ام ، از اينرو شايد تجزيه طلبان مورد اشاره جنابعالي و دوستان همسو با شما ، که قبلا در اثر نامهرباني ها و وجود تبعيض ها و اتخاذ برخي سياست هاي انحصار طلبانه، تمامت خواهانه ، شوونيستي و نژاد پرستانه و نا اميد شدن از هرگونه تحولي ، نا گزير به گرايشات جدايي طلبانه روي آورده بودند ، با ملاحظه و مشاهده مواضع حق طلبانه امثال حقير ، به روزنه اميدي دست يافته و به اين نتيجه رسيده اند که از طريق بعضي از شخصيت هاي ملي و مردمي ، نهادها و مسير هاي قانوني هم مي توان به تامين مطالبات قانوني، هويت طلبانه و بر حق ترک زبانان و آذربايجانيان و اقوام شريف ايراني دست يافت ، از اينرو احتمالا در ايده و تفکرات خود تجديد نظر کرده اند . اگر اين احتمال درست باشد شما و دوستانتان بجاي ناراحتي بايد خوشحال شويد!  

احتمال دوم – همچنانکه رهبران و مسئولان کمونيست و بي دين کوبا ، ونزوئلا ، نيکاراگوئه وخاخام هاي يهودي ، نژاد پرستان و نئو نازي هاي آلماني از آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور مسلمان و خدا محور ايراني حمايت ميکنند ،احتمالا به همان دلايل هم جدايي طلبان مسلمان و ايراني نيز از بنده حمايت مي کنند!!  

حتمال سوم – همچنانکه رئيس جمهور ايران عليرغم اختلاف نظر شديد در ايدئولوژي خود ، دست رهبران و روساي جمهور کمونيست و بي دين و احيانا ضد دين را مي فشارد و آنها را در آغوش کشيده و مي بوسد ،احتمالا به همان دلايل هم تجزيه طلبان مورد ادعاي شما به خود اجازه مي دهند که عليرغم اختلاف نظر شديد خود با من ، از برخي مواضع حق طلبانه ام حمايت نمايند که در صورت صحت اين احتمال هم شما بجاي ناراحتي بايد خوشحال و خرسند باشيد!

براي حوزه انتخابي خود چه کرده ايد؟         

                                                
 اعلمي : آردمان را بيخته و غربيل را آويخته ايم و در حيطه امکانات و اختيارات و وظايف قانوني خود غايت کارها و خدماتي را که مي شد انجام داد ، انجام داده ام و از هيچ اقدامي فرو گذار نکرده ام که بيان آن مثنوي هقتاد من خواهد شد و از حوصله اين سايت خارج است. با وجود اينکه صدا و سيماي آقاي ضرغامي بر خلاف ساير نمايندگان حوزه انتخابيه ام حتي به يک هزارم خدماتي که انجام داد ه ام اشاره اي نمي کند و ممکن است به همين دليل هم از ديد شما مغفول مانده باشد اما خوشبختانه مردم کم و بيش تا حدودي به کميت و کيفيت  فعاليت هاي اينجانب واقفند و انشاء الله در اولين مجال با راه اندازي يک وب سايت شخصي گوشه اي از خدمات انجام شده معرفي خواهد شد.منتظر باشيد! ضمنا اگر برايتان مقدور است و علاقمنديد که بطور مقايسه اي از فعاليت نمايندگان آذربايجان و خصوصا تبريز و آذرشهر و اسکو مطلع شويد سعي کنيد که بين نمايندگان مناظره اي را ترتيب بدهيد.سي دي هاي صوتي و تصويري جزيي از قعاليت هاي مربوط به حوزه انتخابيه در دفترم موجود است ميتوانيد با مراجعه به آنجا و پرداخت قيمت تمام شده آن ،فيلم ها را تحويل بگيريد.

جناب اقاي اعلمي سلام عليكم من كرد هستم و با بيسياري از فعاليتهاي شما در مجلس آشنايم و صادقانه خدمت شما و هم ميهنان عرض مي كنم كه آزاده ترين نماينده بعد از انقلاب شمائيد كه در هر شرايطي از اصول خود كوتاه نيامده ايد چه در مجلس ششم و چه در اين مجلس اي كاش در ايران نماينده اي ديگري مثل شما وجود داشت واقعاً نماد مدرس زمانيد و فردي آزادي خواه آيا از تبريز بازهم كانديد خواهيد شد اگر نه من به شما پيشنهاد مي كنم كه در هر شهر ديگري كه كانديد شويد بدليل عملكرد صادقانه شما در حمايت از حقوق مردم با انتخاب واقعي مردم خواهيد بود
خداوند شما را به حق اين ماه عزيز نگه دارد ياشاسن اعلمي ياشاسن ايران
  

          
 اعلمي : متشکرم !عليرغم خستگي و تحمل سختي ها و فشارهاي فراواني که با آن دست و پنچه نرم ميکنم و همچنين برخي از سمپاشي هايي که با نمونه هاي کوچکي از آن در همين وب سايت آشنا شديد ، عنايت و قدرداني افرادي چون شماست که هم مسئوليت هاي مرا دوچندان مي کند و هم انگيزه و انرژي لازم را براي ادامه راه و مسير دشواري که انتخاب کرده ام بمن ميدهد.

آقاي اعلمي کاري کنيد تا دردوربعدي انتخابات رياست جمهوري تائيدصلاحت شويد تا مردم ازاستعدادتان بيشتراستفاده نمايند                                                                  
اعلمي: با تشکر از ابراز لطف شما اگر قرار بود" آن " کنيم که " اين " نبوديم! شخصا کارهايي که مي کنم بدور از هر گونه خط و خط بازي ها و حب و بغض هاي رايج سياسي و باندي و صرفا بر اساس تشخيص و تکليف شرعي و قانوني است که بر عهده گرفته ام  و شايد بزرگترين نقطه ضعفم  هم اين باشد که وظيفه و حقيقت و عدالت را فداي مصلحت و مصلحت سنجي هاي مرسوم نمي کنم.

با سلام خدمت جناب دکتر اعلمي . هر روز که به انتخابات مجلس شوراي اسلامي نزديک مي شويم بحث سوء استفاده بعضي از نمايندگان فعلي از موقعيت خود براي کسب راي در دوره آينده بيشتر نمود پيدا مي کند و برخي از نمايندگان از ساده لوحي و کم تجربگي برخي از مديران استفاده نموده و با دادن وعده هاي دروغين آنها را به سوي خود مي کشانند در حاليکه همگان به جز همان مديران ساده مي دانند که هزار وعده خوبان يکي وفا نکند که نمونه عيني آن را در بازيچه قرار دادن رئيس تازه منصوب شده يکي از نهادهاي آموزشي پژوهشي استان توسط يکي از نمايندگان فعلي تبريزشاهديم لطفا بفرماييد براي جلوگيري از چنين روندي مجلس فعلي آيا مي تواند اقدامي انجام دهد ؟         

                       
 اعلمي
: يکي از بزرگترين اجحافاتي که صدا و سيماي جمهوري اسلامي در حق مردم روا مي دارد اين است که گوشه کوچکي از اين تريبون انحصاري را در اختيار اشخاصي قرار نمي دهد که بدليل آشنايي با مناسبات غلط و فاسد ميتوانند و مايلند مناسبات و ناهنجاري ها و عوامفريبي هايي که نتيجه آن شکل گيري مجالس و دولت هاي نا کار آمد است را افشاء کنند. اگر واقعا عزم مردم و مسئولان و تصميم گيران اصلي کشور ناظر به اصلاح امور است بايد تدبيري اتخاذ شود تا يک مجلس سالم و مقتدر و کارآمد روي کار آيد و تحقق اين امر در گرو شفاف سازي و فرهنگ سازي از طريق رسانه ملي است.با اين وصف شما بنوبه خود سعي کنيد که در سطحي وسيعتر به روشنگري هاي خود و افشاء مناسبات غلط ادامه دهيد.


بنام خدا
... ! من يك كارمند با 12 سال سابقه در مناطق نفت خيز جنوب و در بدترين شرايط آب و هوائي كه نه تابستان داريم و نه زمستان، نه عيد داريم و نه محرم ونه هيچ مناسبت ديگر ،مجبوريم نوبتكار باشيم و از حقوق ناخالص 430هزار توماني خو د تنها 330هزار تومان دريافت كنيم!!! آيا ما شركت نفتي نيستيم؟
اي كاش من هم معلمي بودم تا در گرماي تابستان بدون مرخصي دست زن و بچه ام را بگيرم و بتوانم با طيب خاطر به هر كجا كه دلم خواست بروم و آقا بالا سر نداشته باشم!
لطفاً سئوالهاي اساسي تري از آقاي اعلمي كه بحق فردي تيزبين و جسور هستند بپرسيد و براي ايشان از خدا طلب عمر با بركت براي خدمت به عامه مردم ايران نمائيد.
   

      
 اعلمي
: از ابراز لطف شما متشکرم. اميدوارم با اجراي قانون مديريت خدمات دولتي بعضي از تبعيض ها مرتفع شود. ضمنا فراموش نکنيد که بسياري از فرهنگيان از بعضي امتيازات مشاغل ديگر نظير اضافه کاري محرومند.

با سلام ، بنده به داشتن نماينده اي مثل جنابعالي افتخار مي كنم . صراحت گفتار ، حمايت از مظلومان و ايستادن در صف حق مشخصه ي يك وكيل با غيرت و دانا مي باشد . نمي دانم چرا هر وقت به شما فكر مي كنم " مدرس " در نظرم جلوه گر مي شود ." ساغ اول مين ياشا ! "     
                                                                                              
 اعلمي : از ابراز لطف شما کمال تشکر را دارم.

شما افتخار آذربايجان هستيد آرزو دارم استان آذريايجان غربي نماينده ايده آلي مانند شما داشت. ياشاسين آذربايجان ياشاسين اعلمي                                                   
 اعلمي : اين نظر لطف شماست متشکرم.

با سلام چرا در مورد گراني افسار گريخته مجلس اقدامي اساسي انجام نمي دهد ؟ آيا صرفاً سوال کردن از يک وزير کافي است ؟                                                                       

 اعلمي : يکبار براي سوال از رئيس جمهور و فرا خواندن ايشان به مجلس براي پاسخگويي در مورد مشکلات جاري کشور که در 16 محور تهيه شده بود پيشقدم شدم که يکي از محورهاي سوال ، در مورد گراني هاي افسار گسيخته بود ، اما بدليل عدم همراهي نمايندگان و به حد نصاب نرسيدن امضاها (حداقل 74 امضا نياز است ) اين اقدام ناکام ماند . از طرفي چنانکه ميدانيد ابزارهاي نمايندگي و ابزار هاي اعمال اقتدار نمايندگان دو دسته اند ، يک دسته عبارتند از :قانونگذاري و راي اعتماد به وزرا و استيضاح آنهاو تحقيق و تفحص و سوال از رئيس جمهور و راي دادن به عدم کفايت او و دسته دوم عبارتند از :تذکر و نطق و سوال از وزراء .    

دسته اول که موثرترين ابزار قدرت مجلس است در گرو حمايت اکثريت مجلس مي باشد ، و بجز عدم کفايت رئيس جمهور، بقيه موارد در صورت همراهي حداقل نصف بعلاوه يک نمايندگان حاضر در جلسه نتيجه خواهد داد .  

ابزارهاي دسته دوم بصورت فردي قابل اعمال است که مهمترين و موثرترين و در عين حال پر هزينه ترين آنها سوال از وزراست و چنانچه کميسيون تخصصي مربوطه به وظايف قانوني خود بموقع عمل کرده و حداکثر ظرف 15 روز گزارش لازم را تهيه و در صحن علني قرائت نمايد و متعاقب آن در صورت مقصر شناخته شدن وزير مورد سوال ، دولت و نهادهاي نظارتي مانند ديوان محاسبات مجلس و کمسيون اصل نود به وظايف خود عمل کرده و وزير ضعيف و يا خاطي را توبيخ و يا برکنار نمايند، آنگاه به تاثير سوال در اصلاح امور پي خواهيد برد.


درود بر دكتر اعلمي عزيز وشجاع به استحضاربرسانم متاسفانه در ادارات وارگانها و.....استخدامها چه موقت وچه دايم تحت نفوذ مسولين به فك وفاميل آنها اختصاص دارد وساير جوانان كه قاقد هرگونه پارتي هستند بيكار ودرعذابند چرا هيچگونه نظارتي به اين امر بسيار مهم صورت نميگيرد اكثر اين جوانان به لحاظ بيكاري بالاي 25 سال سن داشته واز هرگونه حقوق اجتماعي محروم هستند ونمي توانند حتي ازدواج نمايند چرا؟ آيا اينها فرزندان اين مرز وبوم نيستند؟آيا نمايندگان محترم از اين امر بي خبرند پيشنهاد مينمايد طبق قانون اساسي يابراي همه بيكاران شغل عادلانه اختصاص يابد يا اينكه حقوق موقتي از طريق تامين اجتماعي براي امرار معاش آنها تخصيص يابد وهرموقع شغل مناسب تخصص آن فرد ايجاد گرديد به نوبت به كار گماشته شوند شما افتخار همه ملت ايران هستيداز اروميه مزاحم خدمت شديم اجر كم عندا....         

اعلمي : حق با شماست و گمان مي کنم که پاسخ شما را هم در لابلاي سوالات فوق ارائه دادم.يقين بدانيد که نمايندگان از مشکلات جاري با خبرند اما بدليل ضعيف شدن جايگاه مجلس در فرايند تصمصم سازي ها و تصميم گيري ها و دلايل ديگري که پيش از اين به آنها اشاره شد در حال حاضر قادر به تغيير جدي وضع موجود نيستند.با اين وصف صرفنظر از رواج پارتي بازي هاي مورد اشاره شما در استخدام ها که يک واقعيت تلخ است، انتظار نداشته باشيد که ادارات و ارگان هاي دولتي همه بيکاران را جذب نمايند زيرا اين امر ناممکن است و بايد از طريق جلوگيري از اتلاف منابع و توزيع بهينه آن و انجام سرمايه گذاري و ايجاد فرصت هاي شغلي مناسب ، زمينه اشتغال و جذب نيروهاي بيکار فراهم شود.


مي خواستم از جناب اعلمي بپرسم آيا در انتخابات آتي رياست جمهوري كانديد مي شويد؟

اعلمي : يکبار کانديدا شديم و افاقه نکرد ، زيرا لطف شوراي نگهبان شامل حال حقير نشد!

جناب آقاي اعلمي شما يکي از نمايندگاه آگاه و جسور مجلس شوراي اسلامي هستيد و بنده تاکنون نديده ام که در انجام وظايف قانوني خود و بر سر دفاع از حقوق ملت با کسي مصالحه و معامله نمائيد. در آذربايجان اغلب نمايندگان در نمايش هايي چون کلنگ زني شرکت مي کنند و صدا و سيما نيز بطور مرتب آنها را نشان ميدهد !اين در حاليست که عليرغم نقش موثر شما در تاسيس و ايجاد طرح ها و پروژه ها تا کنون نديده ام که شما در چنين نمايش هاي نخ نما شده شرکت نمائيد .لطفا در اين خصوص قدري روشنگري کنيد.با تشکر از نماينده آزاده و واقعي ملت . نخجواني.                                                   

 اعلمي : من معتقدم که يک نماينده به موازات خدماتيکه انجام مي دهد بايد ضمن اجتناب از ارتکاب و تکرار ضد ارزش ها و عوامفريبي ها ، عقايد مانوس غلط را اصلاح کرده و از اينطريق به اصلاح فرهنگ عمومي کمک نمايد. گرچه اين کار زمان بر و هزينه بر مي باشد اما بايد انجام گيرد ، به همين منظور به ندرت و بجز يکي دو مورد آنهم در اثر اصرار زياد متوليان امر سعي کرده ام که در کلنگ زني ها شرکت نکنم  زيرا و ظيفه ما پيگيري ا ست و وقتي در کار خود موفق شديم و طرح و پروژه اي به مرحله اجرا و اتمام رسيد ضرورتي به تبليغ نيست .

متاسفانه صدا و سيما از اين حيث در رابطه با نمايندگان کاملا خطي عمل مي کند و شبکه استاني آذربايجانشرقي نيز از اين منظر گوي سبقت را ربوده است ، بنحوي که در طول دو دوره نمايندگي خود بر خلاف ساير نمايندگان اين حوزه حتي براي يکبار هم به برنامه هاي مستقيم اين شبکه دعوت نشده ام و عليرغم کثرت فعاليت هايم و با وجود اينکه بارها وزراي مختلف را براي پاسخگويي در مورد مشکلات حوزه انتخابيه ام به مجلس فرا خوانده ام وپيگيري هاي متعد مکتوب ، نه تنها کوچکترين خبر آن در شبکه استاني آذربايجانشرقي انعکاس نيافته است ، بلکه در مواردي هم اقدامات اينجانب را بنام ساير نمايندگان تبليغ کرده اند!

اين در حالي است که براي برخی نمايندگان به بهانه هاي مختلف خبر سازي ميشود!مثلا يکبار بدليل ترکيدگي يکي از لوله هاي اصلي تبريز چندين روز آب شهر قطع شد ، از اينرو وزير نيرو  را به مجلس فرا خوانده و براي او ضرب الاجل تعيين کردم که سريعا مشکل را مرتفع نمايد ، چند ساعت پس از آنکه مشکل بر طرف شد و خبر آن روي سايتهاي اينترنتي قرار گرفت، دوربين هاي صدا و سيماي آذربايجان همراه با يکي از نمايندگان دائم التصوير تبريز ، در محل ترکيدگي حضور يافته و خبري را تهيه و پخش کردند که به موجب آن به مخاطبين اينگونه القاء ميکرد که در اثر پيگيري هاي اين همکار محترم مشکل حل شده است!

در افتتاح بسياري از پروژه هاي عمراني نيز اين قبيل جانبداري هاي غير اخلاقي صدا و سيما بنفع افراد خاص رخ مي دهد . در همين اواخر هم که در پي فراخوان وزير کشور به مجلس ، براي پاسخگويي در مورد تخريب درب باغميشه و بازارچه سنتي سماورسازان ، وزير کشور طي نامه اي پاسخ داد که از ادامه تخريب و ساخت و ساز هاي غير قانوني جلوگيري به عمل آمده است ، متعاقب اين اقدام اين فرايند غير اخلاقي دوباره تکرار شد و صدا و سيماي استان در خبر هاي خود آنرا بنام دو نماينده ديگر تبليغ کرد و حتي طبق يک قرار قبلي دوربين هاي تلويزيوني همراه با دو تن از همکارانم در محل حاضر و خبر پيگيري هاي آنان را به تفصيل پوشش خبري داد!     

به شهادت نمايندگان کميسيون تلفيق مجلس ششم که بعضي از آنها مانند آقايان ناطق نوري و صديقي نماينده بناب در مجلس هفتم هم حضور دارند ، پروزه عظيم و چند صد ميليارد توماني پمپاژ آب رودخانه ارس جهت استفاده از حقابه جمهوري اسلامي و آبياري دشت گلفرح و انشاء الله در امتداد آن دشت تبريز همراه با ثمرات فراوان آن براي کشور و خصوصا آذربايجان ، عليرغم مخالفت ها و مقاومت ها و تنگ نظري هاي بسيار و صرفا با پيشنهاد و پيگيري هاي بنده در کميسيون تلفيق به تصويب رسد و چون در رديف ها آمده بود  همانجا هم نهايي شد ، اما تا کنون براي يکبار هم نه تنها صدا و سيماي استان به اين موضوع اشاره اي نکرده است بلکه شنيده ام که گاهي در کمال بي انصافي افراد ديگر را باني اين طرح ملي معرفي کرده اند!! اگر بخواهم به چنين نمايش هاي جانبدارانه و غير اخلاقي  صدا و سيما مورد بمورد اشاره کنم ،مثنوي هفتاد من خواهد شد.      

 نمونه ديگر اين روش هاي غير اخلاقي اين است که برخي از همکاران با اجير کردن چند خبرنگار و يا بنحوي از طريق حمايت و تطميع بعضي از نشريات محلي معلوم الحال و در عين حال کم تيراژ که ميلياردها ريال سوبسيد دولتي دريافت کرده اند براي آنها با تيتر يک خبر سازي کرده و مثلا مي نويسند با پيگيري هاي فلاني کارحانه خودرو به تبريز آمد و يا آزاد راه زنجان تبريز آماده بهره برداري شد تا از اين طريق به مخاطبين خود وانمود نمايند که باني طرح ها و پروژه ها افراد خاصي هستند !!

و اين در حاليست که بدليل توليد عمده قطعات خودرو در آذربايجان و خصوصا تبريز ، از مجلس ششم با مکاتبات و مذاکرات فراواني که صورت گرفت و در مجلس هفتم هم بصورت جمعي پيگير احداث کارخانه ايران خودرو در اين استان بوديم و البته اصرار ما اين بود که از بودجه ملت براي اشخاص رانت درست نشود و شرکت ايران خودرو بخش عمده سهام را متقبل گردد. همچنين بارها وزير راه را براي تسريع در انجام وظايفش در صحن علني تحت فشار قرار داده ام و بعضي از نمايندگان مورد نظر تنها نظاره گر موضوع بوده اند ويا حداکثر کاري که کرده اند با وزير راه در بازديد از آزادر راه عکس يادگاري گرفته اند!! لاجرم  ماداميکه  فاقد يک رسانه ملي هستيم و نشريات و رسانه هاي بيطرفي که تاجر مسلک نباشند ، در کشور و خصوصا در تبريز در اقليت هستند ، ناگزيريم که استخوان در گلو صبر و خويشتنداري پيشه کنيم و اميدوارم که ملت خود به حقايق دست يابد و فريب اين قبيل عوامفريبي ها و روش هاي غير اخلاقي را نخورد.انشاءالله بزودي با راه اندازي وب سايت شخصي و معرفي گوشه اي از اقدامات انجام شده ، بخشي از حقايق نا گفته آشکار خواهد شد .


 سلام و درود فراوان خدمت جناب دکتر اعلمي نماينده محترم مجلس. من هم وظيفه خود مي‌دانم از مواضع به جا و صراحت کلام شما در مقاطع گوناگون تشکر کنم. ايکاش همه نمايندگان مجلس ما واقعا مثل شما بودند و خود را نماينده مردم مي‌دانستند نه نماينده يک قشر خاص که اصلا دغدغه مشکلات مردم را ندارد. خدا خيرتان دهد.                      
 اعلمي : از ابراز لطف شما تقدير و تشکر مي کنم

عليرغم اينکه جنابعالي عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي و يکي از فعالترين نمايندگان مجلس هستيد و مواضع روشني هم در زمينه هاي مختلف سياسي داريد چرا در برنامه هاي صدا و سيما حضور نداريد ؟ محسن    

                                                
 اعلمي : گرچه ظاهرا به صدا و سيما رسانه ملي اطلاق مي شود ، ليکن اين رسانه نشان داده است که رسانه گروهي خاص است از اينرو نمايندگان ملت را هم به نمايندگان خودي و غير خودي تقسيم کرده اند و براي غير خودي ها سهمي قائل نيستند . در مجلس ششم يکبار در خبر 10:30 شبکه دو سيما بين من و دکتر الهام در خصوص جرم سياسي مناظره اي ترتيب داده شد که چهار جلسه بطول انجاميد و ظاهرا با استقبال زيادي هم مواجه گشت ، اما چند ماه پس از آخرين جلسه بمن گوشزد شد که چون خط قرمز ها را رعايت نمي کني ديگر نمي توانيم از شما در برنامه هاي مستقيم دعوت نمائيم ، لذا آن برنامه اولين و آخرين دعوتي بود که از من براي حضور در برنامه هاي سيما به عمل آمد و البته چند ماه قبل هم بي احتياطي کرده و دوبار پي در پي براي مناظره اي با يکي از نمايندگان در مورد عملکرد مجلس هفتم به يکي از برنامه هاي راديو جوان دعوت شدم که مجري رسما به شنوندگان راديو اعلام کرد که  مناظره در پنج برنامه متوالي ادامه خواهد يافت ، متاسفانه پس از پايان دومين برنامه مدير برنامه را چنان تحت فشار و تهديد قرار دادند که حتي جرئت نکرد که به تلفن من هم پاسخ دهد! در پاسخ به سوال قبلي به موارد ديگري از نحوه تعامل جانبدارانه اين رسانه با نمايندگان مختلف اشاره شد.

آقاي اعلمي، رئيس جمهور در مصاحبه با شبکه CBS در پاسخ به اين سوال که چرا مردم ايران از داشتن ماهواره محرومند گفتند:«اين مصوبه مجلس بوده اما اکثريت مردم ايران اتفاقا از ماهواره استفاده مي کنند و برخوردي هم صورت نگرفته است.»
اين سخن به اين معناست که رييس دولت نهم، مسوول حسن اجراي قانون، کمترين اهميتي براي مصوبات مجلس قائل نيست و اعتقاد دارد چون مجلس تصويب نموده به دولت ربطي ندارد و مردم هم که غير قانوني استفاده مي کنند.
از طرف ديگر برخورد نيروي انتظامي را با استفاده کنندگان از ماهواره -و يا پخش پارازيت که براي سلامت شهروندان به شدت مضر است- با وجود ده ها خبر و صدها تصوير منتشر شده در رسانه هاي جهان رد نمود.
نظر شما به عنوان نماينده مجلس در اين رابطه چه است؟
   

                                     
 اعلمي : برخي از مواضع آقاي احمدي نژاد مصرف داخلي دارد ، مانند تهديد اسرائيل و به چالش طلبيدن آمريکا  و بعضي هم مصرف خارجي دارد ،مانند اظهارات ايشان در دانشگاه کلمبيا و يا مصاحبه با شبکه CBS ، لذا ايندسته از موضعگيري هاي رياست جمهوري را نبايد خيلي جدي گرفت ، در حاليکه به اعتقاد من چنين کاراکتري براي رئيس جمهور کشوري مانند ايران به هيچ وجه زيبنده نيست ، زيرا هم اعتماد مردم کشورش از او سلب خواهد شد و هم کشور هاي خارجي در صداقت او ترديد خواهند کرد.   

                                                      
گرچه ممنوعيت استفاده از ماهواره در مجلس پنجم به تصويب رسيده و هم اکنون يک قانون لازم الاجراست ،اما شخصا معتقدم که با اين قبيل قوانين نميتوان با آثار تخريبي ماهواره مقابله کرده و مانع از استفاده مردم از چنين وسيله اي شد، تجربه هم ثابت کرده است که تنها نتيجه اين قانون از ميان رفتن قبح قانون شکني در جامعه است! از اينرو بايد تدبيري انديشيد که ضمن آزاد سازي استفاده از ماهواره نحوه استفاده از آن مانند بسياري از کشورهاي توسعه يافته هدايت شده باشد. ضمنا ورود نيروهاي انتظامي به حريم و قلمرو شخصي افراد را موجه و جايز نميدانم و گمان مي کنم که در بسياري از موارد اين اقدام آنها مصداق ارتکاب گناه کبيره براي جلوگيري از وقوع گناه صغيره محسوب مي شود .

 جناب اعلمي با سلام، دو سئوال درباره اينترنت داشتم:

1- چرا مجلس براي تعيين يک استاندارد براي کيفيت مطلوب اينترنت dial-up کاري انجام نمي‌دهد؟ ISPها با بدترين کيفيت اينترنت را عرضه مي‌کنند و حقي براي کاربران قائل نيستند

2- فيلترينگ دسترسي به بسياري از سايت‌هاي خبري و حتي علمي را ناممکن کرده است، چرا مصاديق فيلترينگ دقيقاً توسط قانونگذار مشخص نمي‌شود تا جلوي اين اجحاف گرفته شود؟    
                                                                                                
 اعلمي :اول- متاسفانه دنياي مجازي و اينترنت هم گرفتار همان معضلاتي است که دنياي واقعي ما و رسانه ها و ماهواره با آن روبرو مي باشد! تعيين استاندارد ها براي کيفيت مطلوب اينترنت و يا ساماندهي و نظارت بر عملکرد ISPها بيش از اينکه به مجلس و قانونگذاري مربوط شود عملي اجرائي است و در قلمرو وظايف وزارت ارتباطات و فناوري قرار ميگيرد. با اين وصف مجلس با استفاده از ابزارهاي نظارتي خود مي تواند و بايد دستگاههاي مسئول را وادار به انجام اين کارها نمايد. دوم- با توجه به اينکه مسدود کردن سايتهاي خبري و علمي و سياسي و نظاير آن بمنزله تحديد آزادي ها و اطلاع رساني آزاد است نياز به مجوز مجلس دارد ، بنابراين تعيين مصاديق فيلترينگ عملي تقنيني محسوب مي شود و در صورت لزوم مجلس بايد آنرا در قالب قانون مشخص کند ، اما متاسفانه دولت به دليل ضعف عملکرد مجلس خودسرانه و از طريق تشکيل کميته تعيين مصاديق فيلترينگ ، بصورت غير قانوني مبادرت به مسدود کردن وبلاگها و وب سايتها و خبرگزاري هاي مجاز مي کند، از اينرو يکبار وزير ارتباطات و فناوري را براي توضيح در مورد فيلترينگ غير قانوني سايتها و کيفيت پائين اينترنت و عملکرد ISPها به مجلس فرا خواندم ، اما بدليل عدم پيگيري کميسيون مربوطه (صنايع) ، نتيجه مطلوبي عايد نشد.

 

بمناسبت 3 آذر سالروز تولد دکتر شریعتی











زندگی نامه

دکتر علی شریعتی در آذر ماه سال 1312 در روستای مزينان سبزوار بدنیا آمد مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مكتب ‌دار ده كاهك). در سال 1319 وارد دبستان ابن يمين مشهد شداما به دلیل اوضاع سیاسی و تبعید رضا‌خان و اشغال كشور توسط متفقین، استاد (پدر دكتر)، خانواده را بار دیگر به كاهك فرستاد. دکتر پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن‌یمین بر‌می‌گردد. در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت‌های استاد كم می‌شود. در این دوران تمام سرگرمی دکتر مطالعه و گذراندن اوقات خود در كتاب خانه پدر بود.و در سال 1329 وارد دانشسرا و استخدام همزمان در فرهنگ مشهد شد ،سال 1331تحصيلات دانشسراي مقدماتي ( نظام قديم)  را بپایان رساند وشروع به تدريس در مدارس، تاسيس انجمن اسلامی دانش آموزان، نگارش كتاب «مكتب واسطه» و ترجمه كتاب «ابوذر غفاري، خداپرست سوسياليست»، اثر جودة السحار مصری کردو در 1336 ازدواج کرد، که حاصل این ازدواج ۳ دختر و یک پسر بود در سال 1341-1351 پس از يکدوره تدريس در مدارس، تدريس در دانشگاه مشهد، انتشار دفاتر ادبی «کوير» و «اسلامشناسی» (مشهد)، يکرشته  سخنرانی و کفرانس در دانشگاه های سراسر کشور و بويژه تهران-حسينيه ارشاد، حبس بمدت 18 ماه در زندان ساواک، پليس مخفی شاه، در سلول انفرادی، آزادی پس از توافقات الجزيره، زيرنظر در منزل. 26 ارديبهشت سال 1356 پس از توفيق در ترک ايران تحت نام خانوادگی دوم خود، همسر و فرزندش ممنوع الخروج و گروگان گرفته ميشوند، 29 خرداد در شرايطِ مشکوک در ساتمپتون انگلستان به شهادت می رسد.

 

قسمتی از نیایش علی شریعتی

خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.

 

خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

 

خدایا:رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.

 

خدایا:مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

 

خدایا:جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.

 

خدایا:شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.

 

خدایا:درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. ان چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

 

خدایا:مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله اماتور مگردان.

 

خدایا:خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز ان در رنج نباشم.

 

خدایا:مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم.

 

خدایا:به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

 

خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

فهرست مجموعه آثار مدون

 

در اینجا ما فهرست کل مجموعه آثار (36 جلد) دکتر علی شریعتی را که توسط دفتر تنظیم آثار منتشر شده است آورده ایم.


فهرست مجموعه آثار

 

مجموعه آثار 1

با مخاطب‌هاي آشنا

عنوان

صفحه

با پدر (استاد و مرادش) همسر و فرزند

3

با دوستان، برادران و خواهران

119

از شما دو تن شهيد شاهد و با شما دو تن نيز

اي خواهر، اي بردار

217

دو وصيت

239

آخرين نوشته‌ها

259

آخرين حرف با تو اي مهربان جاودان آسيب‌ناپذير

265

عكس برخي از نامه‌ها

287

 

 

مجموعه آثار 2

خودسازي انقلابي

عنوان

صفحه

1- چگونه ماندن

11

2- عرفان، برابري، آزادي

59

3- عشق- توحيد

91

4- آزادي، خجسته آزادي

115

5- خودسازي انقلابي

129

6- بر در حق كوفتن حلقه‌ي وجود

185

7- سلام‌هاي نماز

197

8- حر

211

9- شب قدر

249

10- معراج

255

 

مجموعه آثار 3

ابوذر

عنوان

صفحه

دفتر اول ابوذر غفاري

1

دفتر دوم- يكبار ديگر ابوذر (نوشته

201

يك بار ديگر ابوذر (معرفي نمايشنامه

241

 

مجموعه آثار 2

خودسازي انقلابي

عنوان

صفحه

بازگشت

1

دفتر اول: بازگشت به خويشتن

3

وقتي صف‌ها مشخص‌اند

5

معجزه‌ي ايمان و آگاهي

8

به كدام خويشتن برگرديم؟

22

دفتر دوم: بازگشت به كدام خويش

35

سرنوشت انديشه‌ها

37

مصلحان متجدد

40

چپگرايان انقلابي سياسي

41

جامعه و تاريخ

53

ما در كجاي تاريخيم؟

59

فلسفه و علم تاريخ

72

ماركسيسم و مسير تاريخ

78

مسئوليت روشنفكران

81

جبر تاريخ

90

رسالت روشنفكر

94

آسيميله

100

انقطاع تاريخي

107

وجدان تاريخي

113

احساس گذشته و شناخت خويش تاريخي در شرق

121

تجدد بازي

129

استعمار و آسيميلاسيون

136

خدمت و اصلاح

147

روشنفكر و انتلكتوئل

155

استعمار آفريقا

160

عجز بينش غربي ماركسيستي از تحليل استعمار

164

ماركسيسم و تحليل زيربنا

173

ناسيوناليسم و ماركسيسم

180

تلقي از مذهب

195

جامعه‌شناس و تعهد

206

تكنيك روشنفكر شدن

209

سه پايگاه

220

رابطه‌ي علم و عمل

249

سال‌هاي تصميم- چه بايد كرد؟

256

بينش انتقادي روشنفكر

259

سيانتيسم

269

جغرافياي حرف

276

مسئوليت روشنفكر در جامعه‌ي كنوني ما

301

خلاصه‌ي بحث

309

ما داراي چند خويشتن تاريخي، فرهنگي هستيم

316

روشنفكر: متفكر آگاه، صاحب ايدئولوژي

326

ترتيب طرح مكتب‌ها

347

ماترياليسم

358

ماركس، سوسياليسم و ماترياليسم

362

جهان‌بيني من مبتني بر يك تفسير معنوي از جهان است

359

وصيت‌نامه‌ي فانون

403

 

مجموعه‌آثار 5

ما و اقبال

عنوان

صفحه

ما و اقبال

1

 

 

مجموعه آثار 6

تحليل از مناسك حج

عنوان

صفحه

سخني با خواننده:

پوستين وارونه

7

بيست و سه سال در بيست و سه روز

14

ميعاد با ابراهيم

17

مناسك

18

حج

27

حج بزرگتر

91

بزرگتر از حج: شهادت

241

 

مجموعه‌آثار 7

شيعه

عنوان

صفحه

شيعه

 

دفتر اول: شيعه يك حزب تمام

3

بخش اول و دوم

 

دفتر دوم: نقش انقلابي ياد و يادآوران در تاريخ تشيع

169

دفتر سوم: مسئوليت شيعه بودن

227

 

مجموعه‌آثار 8

نيايش

عنوان

صفحه

دفتر اول: نيايش از الكسيس كار

3

دفتر دوم: مكتب سجاد

37

دفتر سوم: نيايش: متن

91

دفتر چهارم: زيباترين روح پرستنده

125

 

مجموعه‌آثار 9

تشيع علوي و تشيع صفوي

عنوان

صفحه

تشيع سرخ و تشيع سياه

3

تشيع علوي و تشيع صفوي

17

 

مجموعه‌آثار 10

جهت‌گيري طبقاتي در اسلام

عنوان

صفحه

دفتر اول

1

دفتر دوم

63

دفتر سوم

117

 

مجموعه‌آثار 11

تاريخ تمدن جلد1

عنوان

صفحه

تمدن چيست؟

4

بحث كلي راجع به تمدن و فرهنگ

45

تعريف تاريخ

76

مكاتب تاريخ و روش تحقيق آن

79

چرا اساطير، روح همه‌ي تمدن‌هاي دنياست؟

93

تاريخ تمدن چين

154

بينش زرد (نگاه چيني)

231

 

مجموعه‌آثار 12

تاريخ تمدن جلد2

عنوان

صفحه

حادثه‌ي شگرف در تاريخ

1

خصوصيات قرون معاصر

4

بحث عمومي راجع‌به جهان‌بيني و فرهنگ

116

جهان‌بيني و محيط

134

گرايش‌هاي سياسي در قرون معاصر

218

مساله‌ي خوديابي

234

ويژگي‌هاي تمدن امروز

259

 

مجموعه‌آثار 13

هبوط در كوير

عنوان

صفحه

هبوط

3

كوير

205

ضميمه‌ها:

توضيحي درباره‌ي سرود آفرينش

565

توتم‌پرستي

569

دوستان عزيزم

615

 

مجموعه‌آثار 14

تاريخ و شناخت اديان جلد 1

عنوان

صفحه

درس اول

1

درس دوم

41

درس سوم

100

درس چهارم

144

درس پنجم

180

درس ششم

234

درس هفتم

280

 

مجموعه‌آثار 15

تاريخ و شناخت اديان جلد 2

عنوان

صفحه

درس هشتم

1

درس نهم

53

درس دهم

85

درس يازدهم

121

درس دوازدهم

157

درس سيزدهم

191

درس چهاردهم

219

 

مجموعه‌آثار 16

اسلام‌شناسي1 درس‌هاي حسينه‌ي ارشاد

عنوان

صفحه

درس اول و دوم

2

درس سوم

82

درس چهارم

116

درس پنجم

138

درس ششم

176

درس هفتم

206

درس هشتم

234

 

درس نهم

304

 

مجموعه‌آثار 17

اسلام‌شناسي2 درس‌هاي حسينه‌ي ارشاد

عنوان

صفحه

درس دهم

3

درس يازدهم

41

درس دوازدهم

73

درس سيزدهم

104

درس چهاردهم

143

درس پانزدهم

181

درس شانزدهم

211

درس هفدهم

242

 

مجموعه‌آثار 18

اسلام‌شناسي3 درس‌هاي حسينه‌ي ارشاد

عنوان

صفحه

درس نوزدهم

3

درس بيستم

40

درس بيست و يكم

67

درس بيست و دوم

91

درس بيست و سوم

124

درس بيست و چهارم

153

درس بيست و پنجم

179

درس بيست و ششم

208

درس بيست و هفتم

236

 

مجموعه‌آثار 19

حسين وارث آدم

عنوان

صفحه

حسين وارث آدم

1

ثار

109

شهادت

123

پس از شهادت

197

بحثي راجع‌به شهيد

209

بينش تاريخي شيعه

227

انتظار، مذهب اعتراض

253

ضميمه‌ها:

فلسفه‌ي تاريخ در اسلام

307

مقدمه ي معلم شهيد بركتاب حجربن عدي

351

 

مجموعه‌آثار 20

چه بايد كرد؟

عنوان

صفحه

پيام اميد به روشنفكر مسئول (تفسير سوره‌ي روم)

1

روشنفكر و مسئوليت او در جامعه

49

مخروط جامعه‌شناسي فرهنگي

109

راه سوم

149

خودآگاهي و استحمار

179

از كجا آغاز كنيم؟

247

استخراج و تصفيه‌ي منابع فرهنگي

295

چه بايد كرد؟

331

روشنفكر مسئول كيست؟

473

ضميمه‌ها:

 

رابطه‌ي روشنفكر با جامعه

487

پرسش و پاسخ

519

 

مجموعه‌آثار 21

زن

عنوان

صفحه

فاطمه، فاطمه است

3

انتظار عصر حاضر از زن مسلمان

207

سمينار زن

241

ضميمه:

حجاب

261

 

مجموعه‌آثار 22

مذهب، عليه مذهب

عنوان

صفحه

مذهب، عليه مذهب

3

پدر! مادر ما متهميم

55

آري اين‌چنين بود برادر

171

ضميمه‌ها:

توين‌بي، تمدن، مذهب

195

خداحافظ شهر شهادت

199

اگر پاپ و ماركس نبودند

213

ميزگرد: پاسخ به سوالات و انتقادات

225

 

مجموعه‌آثار 23

جهان‌بيني و ايدئولوژي

عنوان

صفحه

يادداشت ناشر

7

جهان‌بيني

11

انواع جهان‌بيني‌ها

14

طبقات هابيلي و طبقات قابيلي

23

جهان‌بيني توحيد و جهان‌بيني شركت

27

طبقه بورژوا و جهان‌بيني مادي

30

توحيد و شرك

37

شناخت توحيد

42

اهميت توحيد

43

ايدئولوژي (1)

59

فرق ايدئولوژي با علم و فلسفه

61

فرق ايدئولوژي با مذهب، دو نوع مذهب

65

نقش ايدئولوژي در قرون جديد

78

ايدئولوژي، شاخصه‌ي روشنفكر است

84

ايدئولوژي (2) پرسش و پاسخ

91

ايدئولوژي (3)

111

فرهنگ و ايدئولوژي

117

مقدمه

117

1- فرهنگ

118

2- تمدن

119

فرهنگ و تمدن جهاني

120

فرهنگ و تمدن قومي

121

سرمايه‌ي فرهنگي

130

بينش فلسفي

133

بينش علمي

133

بينش تكنيكي

133

بينش سياسي و اجتماعي

133

وجدان هنري

134

وجدان عرفاني و مذهبي

134

3- ايدئولوژي

135

كيفيت و ارزش اين خودآگاهي

136

طرح مسئله به صورتي ديگر

136

ايدئولوژي چيست؟

137

جامعه اسلامي

138

تمدن در مدينه

140

خودآگاهي

143

حكمت چيست؟

144

نتيجه

146

ايدئولوژي (4)

147

ايدئولوژي (5)

217

«انتظار»، جبر تاريخ و اراده‌ي انساني

231

ديالكتيك و رابطه‌ي آن با جهان‌بيني ماترياليستي

233

و جهان‌بيني توحيدي

در بينش اسلامي، انسان يك پديده‌ي ديالكتيكي است

237

جايگاه مفاهيم ايدئولوژيك در دو جهان‌بيني متضاد

240

استخدام تصاوير مادي براي بيان مفاهيم معنوي و ايدئولوژيك

244

مبارزه با «بت» ارتجاع

252

توطئه‌هاي رنگارنگ بر عليه اسلام انقلابي

259

ضميمه‌ها:

297

پرسش و پاسخ

297

شفاعت تابويي و شفاعت ايدئولوژيك

319

هجرت و تمدن

326

نقش عامل هجرت در تكوين تمدن‌هاي بشري

329

نقش «مهاجرت صليبي» و نهضت جهانگردي در دگرگوني جامعه غربي قرون وسطايي

337

اسلام، مكتبي با زيربناي عيني و روبناي معنوي

346

تاثير مهاجرت در جهان‌بيني انسان

347

مفهوم و انواع مهاجرت در قرآن

358

فهرست اعلام

367

مجموعه‌آثار 24

انسان

عنوان

صفحه

انسان و اسلام

3

آزادي

17

انسان، اسلام و مكتب‌هاي مغرب زمين

31

انسان آزاد- آزادي انسان

133

انسان و تاريخ

247

اگزيستانسياليسم

305

ضميمه‌ها:

تنهايي

335

فلسفه‌ي خلقت انسان

341

 

مجموعه‌آثار 25

انسان بي‌خود

عنوان

صفحه

اومانيسم در غرب و شرق

3

عصيان انسان

89

چهار زندان انسان (كنفرانس دانشكده نفت آبادان)

117

چهار زندان انسان (سخنراني در مدرسه عالي خدمات اجتماعي)

159

انسان بي‌خود

185

انسان تمام

229

ارتجاع نو

285

نيازهاي انسان امروز

291

سخني درباره‌ي كتاب

321

آرزوها

349

ضميمه‌:

پايان غم‌انگيز زندگي يونگ

363

 

مجموعه‌آثار 26

علي

عنوان

صفحه

ترجمه و تفسير خطبه 32 نهج‌البلاغه

3

علي حقيقتي برگونه‌ي اساطير

5

قرمان در جستجوي علي

67

علي تنهاست

113

چه نيازي است به علي؟

123

علي، بنيانگذار وحدت

155

قاسطين، مارقين، ناكثين

195

پيروان علي و رنج‌هايشان

377

علي، حيات باورش پس از مرگ

391

امت و امامت

461

ضميمه:

تاريخ و علي

635

 

 

 

 

مجموعه‌آثار 27

بازشناسي هويت ايراني- اسلامي

عنوان

صفحه

تاريخ ايران اسلامي تا صفويه

3

بازگشت به خويش

79

تولد دوباره‌ي اسلام Renaisance در نگاهي سريع بر فراز يك قرن

227

دريغ‌ها

253

ضميمه‌ها:

تشيع: ميعادگاه روح سامي و رح آريايي

263

ممالك همجوار

299

 

مجموعه‌آثار 28

روش شناخت اسلام

عنوان

صفحه

دفتر اول:

عرب پيش از اسلام

3

دفتر دوم:

روش شناخت اسلام

51

برخي ويژگي‌هاي شخصيت پيامبر

89

از هجرت تا وفات

127

بررسي پاره‌اي از وقايع صدر اسلام

249

سلمان پاك و…

289

بررسي كوتاه مساله ولايتعهدي امام رضا

413

دفتر سوم:

مكتب تعليم و تربيت اسلامي

427

ضميمه‌ها:

ضرورت شناخت تاريخ تمدن اسلام

529

خدا در مذهب مختلف

545

مفهوم جهان‌بيني در جوامع باز و بسته

551

قرآن و كامپيوتر

563

اصول تقليد

581

صالحات و حسنات در قرآن

609

جغرافياي فرهنگي عربستان

637

نگاهي به قرآن

643

 

مجموعه‌آثار 29

ميعاد با ابراهيم

عنوان

صفحه

ميعاد با ابراهيم

3

سخراني‌هاي سفر حج در سال 1349

115

سخراني‌هاي سفر حج در سال 1350

363

ضميمه‌ها:

تاريخ و ارزش آن در اسلام

541

تاريخ خط سير تكوين طبيعي آدم

563

كتاب علي: كتاب فردا، كتاب هميشه

573

استانداردهاي ثابت در تعليم و تربيت

591

معارف اسلامي

ضرورت تيپ‌شناسي در نوشتن بيوگرافي

669

مرگ پيغامي به زندگي

675

 

مجموعه‌آثار 30

اسلام‌شناسي

عنوان

صفحه

دفتر تدوين مجموعه آثار براي اين مجموعه بر خلاف ساير مجموعه‌ها عناوين جداگانه‌اي تهيه ننموده، و تنها از فهرست تحليلي ابتدايي كتاب اسلام‌شناسي استفاده كرده است.

 

 

مجموعه‌آثار 31

ويژگي‌هاي قرون جديد

عنوان

صفحه

تاريخ تكامل فلسفه

3

متدلوژي علم

27

ريشه‌هاي اقتصادي رنسانس

63

نگاهي به ويژگي‌هاي قرون قديم، قرون وسطي و قرون جديد

117

مروري كوتاه بر خصوصيات قرون وسطي و قرون جديد

207

نگاهي به تاريخ فردا

261

اسكولاستيك جديد

279

ماشين در اسارت ماشينيسم

303

تمدن و تجدد

359

وضع آگاهي طبقاتي

389

برخي پيشتازان «بازگشت به خويش» در جهان سوم

409

ضميمه‌ها:

جهان‌بيني بسته و جهان‌بيني باز

427

هجرت زمينه‌ساز جهان‌بيني باز

439

جامعه‌شناسي سيانتيستي

449

داروينيسم در تبديل انواع تمدن‌ها به يكديگر

453

دنياي سوم خود به زبان آمده است

455

تلقي مذهب از ديد روشنفكر واقع‌بين و روشنفكر مقلد

459

نمونه‌هاي عالي اخلاقي در اسلام است نه در بحمدون

463

مقدمه‌اي بركنفرانس حسن‌الامين

523

 

مجموعه‌آثار 32

هنر

عنوان

صفحه

هنر در انتظار موعود

3

مذهب «دري» است، و هنر «پنجره» اي

31

هنر، گريزي از «آنچه هست»

73

در نقد و ادب

87

نمايشنامه: ظلم برپايه‌ي عدل

271

گزيده‌اي از اشعار

279

ضميمه‌ها:

شعر چيست

301

عبرتي و حكايتي

305

 

 

 

 

 

مجموعه‌آثار 33

گفتگوهاي تنهايي

عنوان

صفحه

مجموعه‌آثار 33 داراي دو بخش اصلي و ضميمه‌ها و حاوي دست‌نويس‌هاي منتشر ناشده‌آي است كه غالبا- چنانچه از بعضي ازتاريخ‌هاي موجود در متن بر مي‌آيددر خلال سال‌هاي 46 تا 48 نگاشته شده‌اند (نگارش سوال و جواب‌هاي بخش «ضميمه‌ها» متعلق به دوران فعاليت معلم شهيد در حسينيه‌ي ارشاد مي‌باشد). در بخش «اصلي»، آنچه را كه در زمينه‌ي بيوگرافي و شرح زندگي خانوادگي، علمي، سياسي و اجتماعي وي است، در آغاز و پس از آن مطالبي پيرامون تاملات تنهايي و شكوائيه‌هاي فردي و خصوصي، خطاب‌هايي به مخاطب‌هاي آشنا و ناآشنا، نوشته‌هاي محاوره‌اي، نقد و بررسي شخصيت و افكار و آثار و احوال اشخاصي همچون شاندل و … و در آخر نقد و بررسي يا توصيف بعضي مسايل و مفاهيم اجتماعي، فرهنگي، فكري و انساني – از قبيل معبد، ايمان، انتظار، اسيميلاسيون و… آمده است. موضوعات بخش ضميمه‌ها بدين صورت تقسيم‌بندي شده است: دست‌نوشته‌هايي كه از انتها ناقصند در مرتبه‌ي نخست و به دنبال آن‌ها دست‌نوشته‌هايي كه از ابتدا و يا هم از ابتدا و هم از وسط داراي كمبود مي‌باشند، آورده شده‌اند. قسمت نهايي اين بخش متشكل از پرسش‌هايي است كه توسط خود معلم طرح و سپس پاسخ داده شده‌اند، و يا در مواردي بدون پاسخ مانده‌اند.

عنوان اصلي كتاب از نام فرانسوي يكي از كتب مورد اشاره در متن، الهام گرفته شده است.

 

 

مجموعه‌آثار 34

نامه‌ها

عنوان

صفحه

نامه به همسر

5

نامه به فرزند

8

نامه به عمو

16

پيام به همايون

25

نامه به كاظم

30

نامه به دوست

35

نامه به دوست: مهندس عبدالعلي بازرگان

38

نامه به دوستان

65

نامه به صندوق خيريه

72

نامه به هيئت مديره مجله‌ي مكتب اسلام

85

نامه به آيت‌ا… ميلاني

98

نامه به آقاي ابراهيم ميلاني

104

نامه به نويسنده نقد و بررسي

122

نامه به رييس دانشكده‌ي ادبيات

134

سرسيد احمدخان

140

برادر ناديده، و خويشاوند ناشناسم

166

 

مجموعه‌آثار 35

آثار گونه‌گون بخش اول

عنوان

صفحه

تاريخ- جامعه

1

انسان

107

شناخت اسلام

131

قرون وسطي- قرون جديد

237

مذهب- عرفان- آرمانگرايي

279

هنر

367

گفتگوهاي تنهايي

435

حسينيه ارشاد

515

نامه‌ها

545

 

مجموعه‌آثار 35

آثار گونه‌گون بخش دوم

عنوان

صفحه

كودك و نوجوان

يك، جلويش تابينهايت، صفرها!

561

مقالات

601

نوشته‌هاي متفرقه

651

ترجمه‌ها

685

فيش‌ها و يادداشت‌ها

755

عكس برخي از دست‌نوشته‌ها

981

پيوست‌ها

1049

 

مجموعه‌آثار 36

آثار جوانی

عنوان

صفحه

بخش اول: آثار دوره‌ی جوان

مقالاتی از روزنامه خراسان

17

اخلاق شریعتی

39

مقالاتی از ایران آزاد

89

مقالاتی از نامه‌ی پارسی

179

راهنمای خراسان

بخش اول: سرزمین خراسان و مردم آن

203

بخش دوم: شهر مشهد

239

بخش سوم: حومه مشهد و مناطق ییلاقی آن؛ سدهای اطراف مشهد؛ چشمه‌های معروف

339

بخش چهارم: شهرستان‌های خراسان

361

بخش دوم: آثار دوره‌ی میانسالی

مقدمه دکتر علی شریعتی بر کتاب خلافت و ولایت از نظر قرآن و سنت اثر استاد محمدتقی شریعتی

413

سه سخنرانی

431

ضمایم:

عهد زن

491

مرغ آبشار

492

گل ابریشم

493

جنایت فجیع

494

شهادت کاظم

497

عراق، سرزمین شورش‌ها

500

شناخت کتاب

503

طوفان سیاه

505

نامه‌ی دکتر علی شریعتی به استاد مطهری

510

 

به مناسبت ۲ آذر سالروز تولد جلال الدین سادات آل احمد ، معروف به جلال آل احمد

جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در۲ آذر سال ۱۳۰۲ پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.

پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.

 


جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درس ها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:

« دبستان را که تمام کردم، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاس های شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. »

پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت.

در «کارنامه سه ساله» ماجرای رفتن به عراق را این گونه شرح می دهد:
«تابستان ۱۳۲۲ بود، در بحبوحه جنگ، با حضور سربازان بیگانه و رفت و آمد وحشت انگیز U.K.C.C و قرقی که در تمام جاده ها کرده بودند تا مهمات جنگی از خرمشهر به استالینگراد برسد. به قصد تحصیل به بیروت می رفتم که آخرین حد نوک دماغ ذهن جوانی ام بود و از راه خرمشهر به بصره و نجف می رفتم که سپس به بغداد والخ …. اما در نجف ماندگار شدم. میهمان سفره برادرم. تا سه ماه بعد به چیزی در حدود گریزی، از راه خانقین و کرمانشاه برگردم. کله خورده و کلافه و از برادر و پدر.»

پس از بازگشت از سفر، آثار شک و تردید و بی اعتقادی به مذهب در او مشاهده می شود که بازتابهای منفی خانواده را به دنبال داشت.

«شخص من که نویسنده این کلمات است، در خانواده روحانی خود همان وقت لامذهب اعلام شده دیگر مهر نماز زیرپیشانی نمی گذاشت. در نظر خود من که چنین می کردم، بر مهر گلی نماز خواندن نوعی بت پرستی بود که اسلام هر نوعش را نهی کرده، ولی در نظر پدرم آغاز لامذهبی بود. و تصدیق می کنید که وقتی لا مذهبی به این آسانی به چنگ آمد، به خاطر آزمایش هم شده، آدمیزاد به خود حق می دهد که تا به آخر براندش» 

آل احمد در سال ۱۳۲۳ به حزب توده ایران پیوست و عملاً از تفکرات مذهبی دست شست. دوران پر حرارت بلوغ که شک و تردید لازمه آن دوره از زندگی بود، اوج گیری حرکت های چپ گرایانه حزب توده ایران و توجه جوانان پرشور آن زمان به شعارهای تند وانقلابی آن حزب و درگیری جنگ جهانی دوم عواملی بودند که باعث تغییر مسیر فکری آن احد شدند.
همه این عوامل دست به دست هم داد تا جوانکی با انگشتری عقیق با دست و سر تراشیده، تبدیل شد به جوانی مرتب و منظم با یک کراوات و یک دست لباس نیمدار آمریکایی.
در سال ۱۳۲۴ با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال، این داستان در کنار چند داستان کوتاه دیگر در مجموعه “دید و بازدید” به چاپ رسید. آل احمد در نوروز سال ۱۳۲۴ برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته به حزب به آبادان سفر کرد:

«در آبادان اطراق کردم. پانزده روزی. سال ۱۳۲۴ بود، ایام نوروز و من به مأموریتی برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته اش به آن ولایت می رفتم و اولین میتینگ در اهواز از بالای بالکونی کنار خیابان”.

آل احمد که از دانش سرای عالی در رشته ادبیات فارسی فارغ التحصیل شده بود، او تحصیل را در دوره دکترای ادبیات فارسی نیز ادامه داد، اما در اواخر تحصیل از ادامه آن دوری جست و به قول خودش «از آن بیماری (دکتر شدن) شفا یافت».
به علت فعالیت مداومش در حزب توده، مسؤولیتهای چندی را پذیرفت. خود در این باره می گوید:

«در حزب توده در عرض چهار سال از صورت یک عضو ساده به عضویت کمیته حزبی تهران رسیدم و نمایندگی کنگره … و از اوایل ۲۵ مأمور شدم زیر نظر طبری «ماهنامه مردم» را راه بیندازم که تا هنگام انشعاب ۱۸ شماره اش را درآوردم حتی شش ماهی مدیر چاپخانه حزب بودم.»

در سال ۱۳۲۶ به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال، به رهبری خلیل ملکی و ۱۰ تن دیگر از حزب توده جدا شد. آنها از رهبری حزب و مشی آن انتقاد می کردند و نمی توانستند بپذیرند که یک حزب ایرانی، آلت دست کشور بیگانه باشد. در این سال با همراهی گروهی از همفکرانش طرح استعفای دسته جمعی خود را نوشتند.

آل احمد با نثر عصیانگرش اینگونه می گوید:
«روزگاری بود و حزب توده ای بود و حرف و سخنی داشت و انقلابی می نمود و ضد استعمار حرف می زد و مدافع کارگران و دهقانان بود و چه دعویهای دیگر و چه شوری که انگیخته بود و ما جوان بودیم و عضو آن حزب بودیم و نمی دانستیم سر نخ دست کیست و جوانی مان را می فرسودیم و تجربه می آموختیم. برای خود من «اما» روزی شروع شد که مأمور انتظامات یکی از تظاهرات حزبی بودیم (سال ۲۳ یا ۲۴؟) از در حزب خیابان فردوسی تا چهارراه مخبرالدوله با بازوبند انتظامات چه فخرها که به خلق نفروختم، اما اول شاه آباد چشمم افتاد به کامیون های روسی پر از سرباز که ناظر و حامی تظاهرات ما کنار خیابان صف کشیده بودند که یک مرتبه جا خوردم و چنان خجالت کشیدم که تپیدم توی کوچه سید هاشم و …”

در سال ۱۳۲۶ کتاب «از رنجی که می بریم» چاپ شد که مجموعه ۱۰ قصه کوتاه بود و در سال بعد «سه تار» به چاپ رسید. پس از این سال ها آل احمد به ترجمه روی آورد. در این دوره، به ترجمه آثار «ژید» و«کامو»، «سارتر» و «داستایوسکی» پرداخت و در همین دوره با دکتر سیمین دانشور ازدواج کرد.
«زن زیادی» نیز به این سال تعلق دارد.
در طی سالهای ۱۳۳۳ و ۱۳۳۴ «اورازان»، «تات نشینهای بلوک زهرا»، «هفت مقاله» و ترجمه مائده های زمینی را منتشر کرد و در سال ۱۳۳۷ «مدیر مدرسه» «سرگذشت کندوها» را به چاپ سپرد. دو سال بعد «جزیره خارک- در یتیم خلیج» را چاپ کرد. سپس از سال ۴۰ تا ۴۳ «نون و القلم»، «سه مقاله دیگر»، «کارنامه سه ساله»، «غرب زدگی» «سفر روس»، «سنگی بر گوری» را نوشت و در سال ۴۵ «خسی در میقات» را چاپ کرد و هم «کرگدن» نمایشنامه ای از اوژان یونسکورا. «در خدمت و خیانت روشنفکران» و «نفرین زمین» و ترجمه «عبور از خط» از آخرین آثار اوست.
آل احمد در صحنه مطبوعات نیز حضور فعالانه مستمری داشت و در این مجلات و روزنامه ها فعالیت می کرد.
نکته ای که در زندگی آل احمد جالب توجه است، زندگی مستمر ادبی او است. اگر حیات ادبی این نویسنده با دیگر نویسندگان هم عصرش مقایسه شود این موضوع به خوبی مشخص می شود.
جلال در سالهای فرجامین زندگی، با روحی خسته و دلزده از تفکرات مادی به تعمق در خویشتن خویش پرداخت تا آنجا که در نهایت، پلی روحانی و معنوی بین او و خدایش ارتباط برقرار کرد.
او در کتاب “خسی در میقات” که سفرنامه ی حج اوست به این تحول روحی اشاره می کند و می گوید: “دیدم که کسی نیستم که به میعاد آمده باشد که خسی به میقات آمده است. . .”
این نویسنده پر توان که همواره به حقیقت می اندیشید و از مصلحت اندیشی می گریخت، در اواخر عمر پر بارش، به کلبه ای در میان جنگلهای اسالم کوچ کرد.
جلال آل احمد، نویسنده توانا و هنرمند دلیر به ناگاه در غروب روز هفدهم شهریور ماه سال ۱۳۴۸ در چهل و شش سالگی زندگی را بدرود گفت.

آخرین گفتار بابک خرمدین سردار بزرگ ایران

  

 

 

 

 

 

 

 

تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت  . من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد  .

من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند  . مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .  اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند . مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد  . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود.
(از کتاب حماسه بابک خرمدين - نوشته نادعلی همدانی)

هواداران «بابك خرم دين» و پيروان عقايد اجتماعي ـ اقتصادي او از دهه سوم نوامبر 842 ميلادي (آذر ماه221 خورشيدي) درآذربايجان، اصفهان، فارس و كرمان بر ضد حكومت خليفه عباسي دست به يك عصيان گسترده زدند كه به نوشته مورخان، در بيدار كردن ايرانيان موثر واقع شد.
     اين شورش پنج سال پس از قتل فجيع بابك به دست المعتصم (خليفه وقت) كه در سامرا صورت گرفته بود، روي داده بود. المعتصم مازيار و افشين دو سردار ايراني ديگر را هم كه در دست او گرفتار بودند، متعاقب قتل بابك كشته بود. معتصم به افشين هم كه با از در مسالمت وارد شده بود رحم نكرده بود.