... خوردنهای زیادی ابرار و دامن زدن به تنش در جامعه؟؟
روزنامه (فحش نامه،کاغذ پاره چند صد تیراژی در سطح کشور ) ابرار در شماره جدید خویش روز پنج شنبه 22 آذرماه 86 در مطلبی نگاشته شده به قلم شیخ قلی خان حسین متولی (ولد ... معلوم الحال ) بار دیگر به تحریک افکار عمومی پرداخته و از قوه قضائیه ،مجلس،مردم و.... خواسته جواب هتاکی های اعلمی را بدهند .
این کاغذ پاره که از سناریوی دیکته شده برایش ازطرف برخی افراد طی هفته گذشته ناکام مانده و توفیقی در ایجاد تنش نیافته بود بار دیگر با طرح موضوعی تازه (زدن سنگ امام جمعه تبریزبرسینه) قصد تحریک مردم و ایجاد تنش در جامعه را دارد.
اینجاست که در ذهن هر شنونده ای آگاه سوالات ذیل خطور میکند:
-دست اندرکاران نادان این کاغذ پاره یا از اوضاع سیاسی و فرهنگی خطه آذربایجان بی خبرند یا اینکه عمداً قصد تنش زائی و آلود کردن جو عمومی را دارند در شرایطی که رفته رفته به انتخابات نزدیک میشویم بجای کاهش تنشها این نادانان معاصر دست به حرکاتی مشکوک زده و عامل نفاق و جنگ میشوند.
در پی نطق دو نماینده (تبریز وارومیه) در مجلس که در فرصتی مناسب به عملکرد و سابقه گذشته هر یک ازاین افراد خواهیم پرداخت (( قضیه سال 74 تنکابن و متن منتشره بازرسی ویژه در باره وی (عباسپور)) و دلیل عصبانیت و کینه ورزی ایشان و قضایای پشت پرده را به تفصیل توضیح خواهیم داد در مقام دفاع از امام جمعه تبریز مطالبی بیان داشتند که دست اندرکاران کاغذ پاره ابرار با استفاده از این فرصت با خطاب کردن مردم آذربایجان با عناوینی منجمله غیورو قهرمان و مومن و شیفته دلدادگان امام حسین (ع) سعی در تحریک دوباره مردم و افکار عمومی بر علیه اعلمی را دارد ولی زهی باطل که این کاغذ پاره و فحش نامه توانائی تاثیر گذاری و ایجاد تنش در جامعه را نداشته و فقط اعصاب نداشته و مغز پوک خود را به زحمت می اندازند.
این کاغذ پاره در مطلب نگاشته بی ارزش از طرف میلیوها ایرانی تصمیم گیری کرده و در مقام وکالت از طرف آنان خواستار عکس اعمل در برابر اعلمی شده و خود را نماینده مردم ایران و آذربایجان نامیده است.ولی باز زهی باطل که ایشان در مقامی نبوده ونیستید که برای نظام تعیین تکلیف کرده و از دستگاه قوه قضائیه و مجلس خواسته ای داشته باشند وبا این غلط ها و لجن پراکنی ها و الفاظ رکیک در جامعه شخصیت و هویت نداشته خود را بیش از پیش به نمایش گذاشته و خود را بیشتر به مردم معرفی میکنند
پس شما .... زاده های معلوم الحال کجا .... میخوردید آن زمانی که امام جمعه تبریز در تریبون مقدس نماز جمعه با آّبروی یک مسلمان شیعه نه یک نماینده بازی کرده وانواع تهمت های نادرست را از این جایگاه نثار اعلمی میکرد و حال غیرت نداشته تان گل کرده و از مقام روحانیت و ... دفاع میکنید.
در پایان این شعر را تقدیم نویسنده مطلب یادداشت ابرار میکنم امیدوارم خوشش بیاید:
گر شبی مست در آغوشم افتی چنان ترا ..... که بی حال افتی