نتایج نهایی شمارش آرای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه تبریز-اسکو-آذرشهر  

ردیف نام و نام خانوادگی نامزد تعداد ارای کسب
1-   مسعود پزشکیان   105639
2-   سید محمد رضا میر تاج الدینی   84805
3-   محمد حسین فرهنگی   78372
4-   عشرت شایق   57904
5-   رضا رحمانی   56793
6-   علیرضا منادی سفیدان   49131
7-   شکور اکبرنژاد   43211
8-   محمد حسین شیخ علیا لواسانی   30397
9-   هادی غفاری   30384
10-   ایران آهور   29044
11-   زینت عظیمی اندریان   28042
12-   ایوب بنی نصرت   25570
13-   جمشید تقی زاده   25238
14-   محمد علی متفکر آزاد   24929
15-   سید ابراهیم ابراهیمی نائید   24617
16-   عیسی علمی کجاباد   24151
17-   ناصر برپور   23884
18-   یعقوب انتظار قراملکی   22385
19-   رسول جوانعلی آذر   17526
20-   محمد رضا اسلامی   17514
21-   مجید باقرپور   16649
22-   علی آجودان زاده   15310
23-   مرتضی آهنگر پروین   13667
24-   معصومه سرایی   13142
25-   معصومه طهماسبی اشتلق   12801
26-   حسن محمدی پارام   10967
27-   احمد فرشبافیان نیازمند   10727
28-   رضا امیر ناصری   9791
29-   موسی صابر   8791
30-   رضی حسن پور سیلاب   8633
31-   حسین میرزائی   8077
32-   علیرضا جبارزاده   7842
33-   سید جواد مرعشی   7795
34-   احمد علیزاده   7146
35-   شکراله زارعیان   6760
36-   رزیتا داور   6675
37-   یعقوب رضا نژاد   6197
38-   محمد علی رفیع خواه   5762
39-   بابک یعقوبی   5645
40-   یوسف برزگری   5606
41-   مریم محمد زاده   5535
42-   ابراهیم نمازی   5392
43-   جواد مهدی پور سردرود   4872
44-   صمد صباغ دهخوارقانی   4454
45-   سید علی تبریزی   4404
46-   علی بشارت   4382
47-   نصرت ذوالقدری کرکج   4192
48-   حسن خلیلی خسروشاهی   4054
49-   صدیقه مقدم فر   3602
50-   خداوردی علیزاده   3572
51-   عباس مصطفوی   3448
52-   فرزاد فروغی شمس   3410
53-   جعفر فرشباف لامع   3273
54-   محمد رسولی ساعی   3170
55-   مهروش کاظمی شیشوان   3129
56-   علیرضا کارگر باسمنج   2975
57-   عادل ملائی   2919
58-   مجید ولی زاده   2915
59-   هادی موسوی   2826
60-   جواد سلطانی مجد   2741
61-   رجب ربوی   2677
62-   ناصر حسین زاده   2575
63-   صالح علیلو   2525
64-   عقیل زارع   2506
65-   کریم حسین پور فیضی   2430
66-   سید اکبر حیدرزاده   2314
67-   یوسف شمسی   2313
68-   محمد علی شریفلو   2162
69-   حسنیه اقبال   2039
70-   بهیه نامدار   2018
71-   محمد حسن زاده   1972
72-   جواد جوادزاده   1797
73-   علی سیمری   1641
74-   محمد ابراهیم داداشی غله زاری   1462
75-   بهرام آجرلو   1431
76-   یوسف کریمی   1411
77-   یونس نظیفی چرندابی   1321
78-   محمد بدره   1309
79-   خلیل ولی زاده کامران   1253
80-   علیرضا دادگر نوبریان   1208
81-   داود وکیلی آذر   1098
82-   حسن اسکندر نژاد   1183
83-   کامبیز ولیی   967
84-   امیر پور محمد گنجه لو   935
85-   امین مرتضی انور حقیقی   874
86-   اتابک خجیر   825
87-   سعید حاجی محمد یاری   819
88-   سید علی کاشی کلهری   738
89-   علی النقی ادیبی   652
90-   فرخ اختر یار آذر   601
91-   قادر عبداله زاده سعد آباد   568
92-   محمد باجی اوغلی   548
93-   بهزاد مهرزاد صدقیانی   544
94-   رحیم محمدیان آرپادره سی   441
95-   علیرضا کریمی حقی   361
96-   احمد عطامهر   252
97-   عبداله عزیزی وردین   183

مسدود کردن سایت اعلمی بمدت دو روز توسط عوامل دولتی وشرکت فروشنده هاست

یک روز مانده به برگزاری انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی وب سایت شخصی اعلمی با هماهنگی شرکت فروشنده هاست وب سایت(یاران توس) و شرکت گ. گ. آذربایجان وهمچنین عوامل دولتی مسدود شده واز اطلاع رسانی وفعالیت سایت اعلمی www.akbaralami.comجلوگیری بعمل آمده و بار دیگر  حرکتی ناجوانمردانه درصحنه فعالیت سالم سیاسی ایران را به ثبت رساندند.

این شرکتها مذکور با زیر پا گذاشتن وجدان و شرف خویش در حرکتی کاملا مشهود فعالیت سایت اعلمی را بمدت چندین ساعت در زمان برگزاری انتخابات با مشکل مواجه کرده و ایمان خویش را به حراج گذاشته ودر فعالیت سایت اعلمی وقفه ایجاد کردند .

پس از پیگیری موضوع از طرف شرکت گ. گ. آذربایجان اعلام گردید که مشکل از طرف شرکت یاران توس بوده وآنان این عمل نابجا را انجام داده اندکه اطلاع رسانی در مورد بده بستانهای اینچنین عواملی را برای بدست آوردن لقمه ای نان به زمان دیگری موکول میکنیم.

گفتنی است پس از رد صلاحیت اعلمی نماینده غیور وشجاع ومقتدر ایران وآذربایجان در مجلس شورای اسلامی همواره به دفعات متعدد وبارها از سوی برخی مراکز مختلف به روشهای ناجوانمردانه از ابراز احساسات و حمایت مردم از نماینده خویش در مجلس  با استفاده از ترفندهای متفاوت نظیر شایعه پراکنی مبنی بر تائید صلاحیت اعلمی و ایجاد جو بی اعتمادی ،وحضور اعلمی در حوزه های دیگر انتخابات و...با فرسایشی کردن موضوع ،رد صلاحیت اعلمی را در هاله ای از ابهام نگه داشته و مانع از دفاع مردم از نماینده خویش شدند.

اطلاعیه صادره توسط اعلمی

مردم شريف  آذربايجان-حوزه انتخابيه تبريز، آذرشهر و اسكو                                        
                     
 

با سلام
 چنانكه استحضار داريد بالاخره پس از 29 سال خدمت صادقانه و شبانه روزي به مردم كشورم و دو دوره نمايندگي پر فراز و نشيب شما در مجلس شوراي اسلامي و در حاليكه همه موافقان و مخالفين سياسي ام تا عاليترين سطوح مديريت نظام بر سلامت مالي و اخلاقي و نداشتن كوچكترين نقطه ضعفي در زندگي ام اتفاق نظر داشتند ؛ از ناحيه كساني كه گمان مي كنند بر جايگاه خدايي تكيه زده اند ؛ بدون كوچكترين دليلي ، بصورت كاملا غير منصفانه و ناجوانمردانه به عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام متهم و صلاحيتم براي هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي مردود اعلام شد ، تا در تاريخ ثبت شود كه مجلس جاي نمايندگاني نيست كه اهتمام خود را صرف خدمت به ملت كرده و به عنوان پژواك صداي حق طلبانه آنان بي پروا به مطالبه حقوق موكلين خود مبادرت مي ورزند ، بلكه لازمه ورود به خانه ملت ، بيگانه شدن با آنها و دم فرو بستن و مهر سكوت بر لب زدن است و چنانچه سكوت نيز بشكند نبايد از حدود مداهنه و مجامله گويي صاحبان قدرت  تجاوز كرد . گرچه در اولين فرصت و در نخستين تريبوني كه در اختيارم قرار مي گيرد، برخي از حقايق را با ملت در ميان خواهم گذاشت ، ليكن در اين مقطع به صدور اين اطلاعيه اكتفا كرده و بحكم " الخير في ما وقع" ، اين رفتار غير انساني و غير قانوني با خود را به حساب مصلحت گذاشته و از آن در مي گذرم.  در خاتمه با توجه به اطلاعات رسيده ، مراجعات و تماس هاي تلفني مكرر با اينجانب و نزديكانم، ذكر سه نكته را ضروري مي دانم:
 
1 – اخيرا به منظور كاستن از حساسيت ها ناشي از رد صلاحيت اينجانب و فرسايشي كردن چنين حساسيت هايي، بصورت گسترده اي شايع كرده اند كه صلاحيت اينجانب تائيد شده است، اين خبر كذب محض است .   
2 – در برخي از نقاط شايع شده كه اينجانب از كانديداي خاصي حمايت كرده ام ، اين موضوع نيز صحت ندارد و بديهي است چنانچه پيامي داشته باشم از طريق وب سايت شخصي ام به استحضار مردم خواهد رسيد.
3 – عده اي از روي خيرخواهي و يا با مقاصد سياسي و به منظور بهره برداري هاي خاص بنفع خود به ديگران توصيه مي كنند كه جهت اعتراض به رد صلاحيت اينجانب نام بنده را در برگه هاي راي بنويسند . يقين داشته باشيد كه اين اقدام به نفع تمامت خواهان  بوده و در اين صورت چه بسا اين قبيل آراء را به نام افراد دلخواه خود قرائت خواهند كرد.
                           
                    
        اكبر اعلمي
                                                                              
نماينده تبريز،آذرشهرو اسكو  
     
 
 21/12/86 

در شورای نگهبان چه گذشت؟

منبع:وب سایت شخصی اعلمی 

 

*لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت  

در حالیکه بدون اعلام کوچکترین مدرک و دلیل شرعی و قانونی ،طی سه مرحله توسط هیات های اجرائی، نظارت و هیات مرکزی نظارت متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم، بالاخره با توصیه یک واسطه،در هفتم اسفند ماه به شورای نگهبان دعوت شدم. ساعت 15:30 به ساختمان شورا رسیدم . امامی راد یکی از نمایندگان رد صلاحیت شده در حالیکه کیف و کارت نمایندگی اش را تحویل گرفته بودند در اطاق انتظامات منتظر اذن دخول به ساختمان اصلی شورا بود. به محض اینکه وارد اطاق انتظامات شدم مامور انتظامات تلفنی ورود اینجانب را به مسئول ذیربط اطلاع داد ، از آنسوی تلفن گفتند که بصورت ویژه به داخل راهنمائی کنید. کیف و کارت امامی راد را هم به او  برگرداندند و دو نفری عازم ساختمان اصلی شورا شدیم. پس از چند لحظه ای انتظار آقایان حجت الاسلام کعبی و عزیزی حقوقدانان شورای نگهبان وارد اتاقی شدند که من و امامی حضور داشتیم ، پس از احواپرسی و خوش و بش های مرسوم  یکی از کارمندان شورای نگهبان نیز که از او بعنوان "کارشناس"! یاد می شد با پرونده قطوری که به زیر بغل زده بود وارد اتاق شد.

        ابتدا از حقوقدانان گلایه کردم که چرا تا کنون با وجود صراحت قانون و اصرار بنده ،دلایل و مدارک حاکی از عدم صلاحیتم به من اعلام نشده است؟! و بعد با کنایه رو به عزیزی کرده و گفتم من همان اعلمی هستم که چند ماه قبل شما در حضور بروجردی وچند تن از نمایندگان دیگر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشتی : "اعلمی یعنی آزادگی و اعلمی یعنی نماینده و اعلمی فقط کار نمایندگی می کند"! حالا چه شده است که اعلمی را متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام کرده اید!؟ عزیزی تنها سکوت  اختیار کرد (در آینده نزدیک و در مهلت باقیمانده از دوران نمایندگی خود در مجلس در قالب نطق و یادداشت در مورد سوابق و عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان و فرزندان آنان و همچنین شیوه تشکیل جلسات و رای گیری های این شورا هنگام رد و تائید صلاحیت ها، حاضران و غائبین این جلسات و ایفاگران نقش اصلی در آن و دلایل خصومت بعضی از اعضا با اینجانب ،ناگفته هائی را بیان خواهم کرد تا مردم بدانند که چه کسانی آگاهانه و نا آگاهانه به مصداق بر سر شاخ بن بریدن ، مهر عدم اعتقاد به اسلام و نظام بر پیشانی فرزندان راستین انقلاب و ملت می زنند تا آنان را از عرصه خدمت به کشور و مردم  حذف کنند).در ادامه این نشست با استناد به اصول مختلف قانون اساسی ، قانون انتخابات،ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در انتخابات مختلف، مصوب 1378 مجمع تشخیص مصلحت نظام از آنها خواستم که دلایل خود را مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حق انتخاب شدن اعلام نمایند و بفرمایند که از کی و با کدام دلیل اعتقاد و التزام اینجانب نسبت به اسلام و نظام زائل شده است و مدارک آنرا اعلام کنند؟(در طول مذاکره بر خلاف نص قانون و اصرار بنده حتی یک مورد هم مدارک و دلایل حاکی از عدم صلاحیتم و منبع آن به اینجانب اعلام نشد!)حجت الاسلام کعبی مثل همیشه با خوشروئی خطاب به اینجانب گفت: شما نماینده ای هستی که در میان مردم محبوبیت داری و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی در پرونده ات نیست و...همچنان به تعریف و تمجید از بنده ادامه داد. با تعجب به او گفتم :با این وصف تا کنون از ناحیه هیات های اجرائی ، نظارت و شورای نگهبان متهم به بی دینی شده ام! کعبی پاسخ داد : استغفرالله!چه کسی شما را بی دین معرفی کرده است؟ گفتم پس بفرمائید که معنی عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام چیست؟ کعبی رو به کارشناس مذکور کرده و گفت مشکل ایشان چه بوده است؟! قبل از اینکه کارشناس کارنامه اعمالم را بخواند با تعجب از کعبی پرسیدم مگر شما پرونده مرا مطالعه نکرده اید؟ در جوابم گفت که کارشناسان پرونده داوطلبان را مطالعه کرده و گزارش آنرا به یکی از اعضای شورای نگهبان که مسئول آن پرونده است ارائه می دهند، او هم این گزارش را در شورای نگهبان مطرح می کند! گفتم پس بر اساس گزارش "کارشناسان" است که افراد را تائید و رد می کنید؟! پاسخ داد ما که فرصت نمی کنیم بیش از چهار هزار پرونده را مطالعه کنیم. گفتم مگر چند نماینده رد صلاحیت شده وجود دارد ، با توجه باینکه آنها قبلا تائید صلاحیت شده اند آیا حداقل نمیتوانستید پرونده آنها را بصورت دقیق مطالعه کنید؟ این بار سکوت اختیار کرد؟ از کارشناس پرسیدم حتما این پرونده حاوی مجموعه سخنرانی ها و نطق ها و مصاحبه های بنده است ؟ پاسخ داد بله مواضع مثبت و منفی شما در اینجا گرد آمده است. گفتم پس دادگاه انگیزاسیون و تفتیش عقاید به راه انداخته اید! سپس کارشناس شروع کرد به قرائت حدود 12 الی 14 بخش علامت گذاری شده از سخنرانی ها و نطق هایم که به زعم آنها دلیل عدم صلاحیتم محسوب می شد. 7-8 مورد آن آنقدر سطحی و بی اساس وپیش پا افتاده بود که حتی آقای کعبی باو گفت اینها که اهمیتی ندارد بروید سراغ اصل مطالب! مطالب و اتهامات اصلی که احساس کردم آقای کعبی کمی مشتاق است پاسخ مرا بشنود به شرح زیر بود:
1-"کارشناس"! گفت :اعلمی در مجلس ششم در یکی از سخنرانی هایش در تویسرکان گفته است که "بعضی از این آقایان خون به مغزشان نمی رسد و تفکراتشات مربوط به عصر دایناسور هاست." پاسخ دادم  که در عبارت "بعضی از این آقایان" عده ای ممکن است مصداق این سخنم واقع شوند و خیلی ها هم مصداق این سخن نیستند. ضمیر مرجعش را پیدا می کند ، این بخش از اظهاراتم را چه کسی بخود گرفته است و چه ارتباطی به اعتقاد و التزامم به اسلام و نظام دارد؟ آقای کعبی گفت حتی اگر کسی به شورای نگهبان هم توهین کرده باشد ما از آن می گذریم ،از این هم عبور کنید.گفتم که این موضوع چه ارتباطی با شورای نگهبان داشته است؟ کعبی گفت اینها مهم نیست نکات اصلی را مطرح کنید.
2-کارشناس! گفت: ایشان در جائی گفته اند که من به دکتر شریعتی،دکتر یدالله سحابی، مهندس بازرگان و مهندس عزت الله سحابی ارادت دارم ! گفتم این ادعا کاملا صحت دارد و زمانیکه این شخصیت ها در راه اسلام و آرمانهای انقلاب مبارزه می کردند امثال من و شما پستانک می خوردیم آیا عواطف و علائق انسانی هم که یک امر شخصی است نشانه زائل شدن صلاحیت است ؟ مقام رهبری هم پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی از آنان تجلیل کرد.آقای کعبی گفت از این ها عبور کنید و اگر مطلب مهمی وجود دارد به آنها اشاره کنید!
 
3-کارشناس! گفت که ایشان در مجلس هفتم به یکی از همکاران خود گفته است: مادامیکه احمدی نژاد و جنتی در مسند امور هستند این کشور روی خوش بخود نخواهد دید مگر اینکه نظامی شبیه نظام سیاسی اسرائیل در کشورمان حاکم شود(قریب به همین مضمون)! با تعجب گفتم که منبع این خبر کیست؟ کارشناس پاسخ داد وقتی شما صحبت می کردید یکی از همکارانتان شنیده و گزارش کرده است!خیلی عصبانی شدم و گفتم آن رذلی که فالگوش ایستاده شاید قسمت اول ادعایش درست باشد اما با توجه به نفرتی که از رژیم صهیونیستی دارم یقینا قسمت دوم ادعایش کذب محض است و هرچه اصرار کردم نام این جاسوس کذاب را بگوید،او را معرفی نکرد.کعبی که بنظر می رسید خودش نیز از بیان این قبیل مطالب سطحی ناراحت شده است نیم خیز شده و در حالیکه به پرونده نگاه می کرد خطاب به کارشناس گفت آیا همه موارد شبیه این هاست و یا اینکه نکات در خور توجه هم وجود دارد که کارشناس گفت مطالب مهمتر هم هست. کعبی گفت پس آنها را بخوان!
4- کارشناس پس از تورق مجدد پرونده گفت:امضای اعلمی در همه تذکرات مربوط به پیگیری مواردی نظیر دفاع از حقوق اشخاص مختلف ،اعتراض به نحوه برخورد با اجتماع زنان در میدان هفت تیر ، فرهنگیان ، دانشجویان بازداشت شده ، زندانیان بند 209 و ...وجود دارد! گفتم گزارشتان ناقص است، زیرا اساسا متن اکثر تذکرات و سوالاتی از این دست که مربوط به دفاع از حقوق شهرونی بوده و همه آنها نیز به شکلی حقوقی و در راستای ایفای وظایف نمایندگی تنظیم شده است را شخصا نوشته و امضاء جمع کرده ام و به آنهم افتخار می کنم . مادامیکه حکم محکومیت قطعی اشخاص در دادگاه صالح صادر نگردیده ما بر اساس سوگندی که در جهت دفاع از "حقوق ملت" ایراد کرده ایم ،همچون وکلای دادگستری فارغ از مرام و مسلک آحاد ملت موظف به دفاع از حقوق موکلینمان هستیم و اگر چنین نکنیم خیانت کرده ایم. حتی اگر یک بهائی که کوچکترین اعتقادی به مسلک و آئینشان ندارم امروز به دفترم مراجعه کرده و بگوید که حقوق عمومی ام در نظام جمهوری اسلامی بدون دلیل نقض شده است برای اینکه سوگند شکنی نکرده باشم ناگزیرم که نسبت به استیفاء حقوق قانونی او اقدام کنم تا چه رسد به اینکه این فرد مسلمان باشد.وقتی که از بهائیت مثال آوردم عزیزی بلافاصله این قسمت از صحبتم را یادداشت کرد و کعبی هم کنجکاوانه سوالاتی را مطرح کرد، اما پس از شنیدن توضیحاتم کعبی گفت که حق با اعلمی است و نمایندگان باید از حقوق عمومی مردم فارغ از مرام و مسلکشان تا زمانیکه حكم محکومیت قطعی آنها صادر نشده است دفاع کنند.(کعبی در مورد امضاء کنندگان بیانیه مربوط به آغاجری در مجلس ششم خود را بسیار کنجکاو و حساس نشان می داد ).
5-کارشناس که بنظر می رسید مایل است گاف بزرگی برای مچ گیری و محکومیت بنده پیدا کرده و ارائه دهد با ولع فراوان پرونده را ورق زده و پس از کمی مکث اظهار داشت که اعلمی در هادیشهر واقع در شهرستان جلفا در حین سخنرانی خود در مورد ولایت فقیه اظهاراتی داشته است و سپس عبارت کاملا نامانوس و نامفهومی را به من نسبت داد !گفتم وقتی ماموری را برای استراق سمع و فالگوش شدن به مراسم سخنرانی هایم می فرستند که خود معنی عناوینی مانند ولایت فقیه را نمی داند بدیهی است که حاصل گزارشاتش بیش از این نخواهد شد، نظرم در مورد ولایت فقیه و حدود اختیاراتش کاملا شفاف است و بارها آنرا در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نطق های رسمی اعلام کرده ام و نوارهای آن نیز موجود است. بلافاصله کعبی پرسید که جایگاه ولی فقیه در نظام سیاسی ما چیست و رابطه آن با قوای سه گانه چگونه است؟ در پاسخ گفتم : بموجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه زیر نظر ولایت مطلقه فقیه  اعمال  می گردند و حدود اختیارات رهبری را هم اصل 110 بیان کرده است. سپس رو به کعبی کرده و از او پرسیدم آیا این سوالاتی که تاکنون مطرح کرده اید مصداق تفتیش عقاید نیست؟شما که دادگاه انگیزاسیون به راه انداخته اید! طبق اصول 84 و 86 قانون اساسی و ماده 75 آئین نامه داخلی مجلس ، نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مقام  ایفای وظایف نمایندگی داشته اند از حقوق اجتماعی از جمله حق انتخاب شدن محروم کرد.کعبی گفت که آیا نمایندگان می توانند از طریق تریبون مجلس خدا را هم انکار کنند؟ پاسخ دادم که این قیاس مع الفارق است و انکار خدا جزء وظایف نمایندگی نیست و با انکار خداوند مفاد سوگند نامه ای که در بدو ورود به مجلس ایراد کرده است،نقض گشته و فرد مزبور صلاحیتش زائل می شود در حالیکه دفاع از حقوق ملت از وظایف نمایندگی است و همینطور رابطه داوطلبان با عناوینی نظیر ولایت فقیه ،در حد ابراز وفاوداری آنهم از طریق اقرار زبانی قابل احراز است.لذا کسی که خود را عملا ملتزم به قانون اساسی می داند قهرا ملتزم به  لوازم آن و اصول مندرج در قانون اساسی هم هست و این یک مرحله بالاتر از ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه ،موضوع بند 3 ماده 28 قانون انتخابات است.کارشناس بازهم پرونده را زیر و رو کرد تا بلکه مطلب قابل توجهی پیدا کند اما ظاهرا نکته در خور توجهی وجود نداشت.آقای کعبی که بنظر می رسید که دیگر حوصله اش از مطالب پیش پا افتاده به سر آمده است از من تقاضا کرد که اظهاراتم را مکتوب کنم ! در پاسخ گفتم که ضرورتی به این کار نمی بینم! سپس از من تقاضا کرد که اولا سعی کنید که با ... بسازید! و دوم اینکه در نطق ها و سخنرانی هایتان هم گزنده صحبت نکنید!از او پرسیدم که آیا این توصیه ها هم در حوزه مسئولیت اعضای شورای نگهبان است که بلافاصله پاسخ داد:خیر توصیه های دوستانه است، شما نماینده خوبی هستی و حیف است که...!در پاسخ به او گفتم سازش با کسی که از افراد فاسد دفاع کرده و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهد و یا با اعمال نفوذ های خود پرونده متهمین را از مسیر عدالت منحرف می سازد و در همین رابطه با اعمال فشار خود دادستانی را که در پی حق طلبی است از مسئولیت خود عزل می کند و....جفا در حق مردمی است که برای دفاع از حقوقشان به مجلس آمده ام . کعبی گفت که من هم چیزهائی شنیده ام با این وصف...(انشاء الله اگر خدا توفیقی دهد در یکی از نطق ها یا یادداشت هایم در همین سایت به تفصیل و با اسم و رسم در این خصوص توضیحاتی ارائه خواهم داد.راقم) اما در مورد اتهام گزنده سخن گفتنم پاسخ دادم : فرض کنید که شما در محیط خارج با دمای 20 درجه زیر صفر قرار دارید و دستانتان نیز از سرمای شدید سست و کرخت شده است و من هم در اتاقی قرار دارم که دمای آن بالای 30 درجه است هر دو وارد اتاقی می شویم که در آن تشت پر از آبی را قرار داده اند که آب آن ولرم است ، در یک لحظه هر دو دستانمان را درون تشت مملو از آب ولرم می کنیم شما احساس  خواهید کرد که دمای آب سوزناک است امامن احساس می کنم که آب تشت خنک است ، لذا در مجلسی که اکثریت نمایندگانش سکوت اختیار کرده و یا به مداهنه گوئی اشتغال دارند، ایراد نطق های متفاوت با جو حاکم که در جهت بیان واقعیتهای تلخ جامعه است، گزنده بنظر خواهد رسید در حالیکه اگر اکثریت نماینگان مجلس به نقد مشفقانه می پرداختند لاجرم نطق های امثال من عادی بنظر می آمد! به کعبی گفتم خدا را شاکرم که در این جلسه حضور یافتم و پی بردم که عدم صلاحیتم از یکسو بخاطر ایستادگی و سر تسلیم فرود نیاوردن در برابر زیاده خواهی های کسی است که خود و برخی از اطرافیانش به نام و با لباس پیامبر، بر پیامبر  و امتش در حوزه انتخابیه ام جفا می کنند و از سوی دیگر دفاع از حقوق کسانی است که تنها ملجاء و مرجع آنها مجلس بوده است و سپس خداحافظی کرده و با آسودگی خاطر از شورای نگهبان خارج شدم و در دل با خود گفتم که اگر امروز امام علی (ع) در میان ما بود و یکی از نمایندگان منتخب مردم که موافق و مخالف بر سلامت مالی و اخلاقی و صداقت او تاکید می ورزند ، به مخالفت با  یکی از گماشتگان و منصوبان متخلف می پرداخت که برخی از اطرافیان  او افراد مساله دار هستند ،آیا امام هم بخود اجازه می داد که بجای برخورد با گماشته خود ،نماینده فساد ستیز مردم را بی جهت فاقد صلاحیت اعلام نماید؟ پاسخ برایم کاملا روشن بود : هرگز! از اینرو آرزو کردم که ای کاش شورائی نیز برای پاسداری از حقیقت و عدالت در کشور تشکیل می شد تا مانع از قربانی شدن عدالت به پای مصلحت گردد!
 

تنها گناه ما دفاع از حقوق ملت و عشق بازی نکردن با هیات حاکمه است!

منبع:وب سایت شخصی اعلمی

 

اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که...

    چنانکه در یادداشت پیشین اشاره شد، علت رد صلاحیت اینجانب از سوی شورای نگهبان معطوف به نطق ها ، مذاکرات و سخنرانی هایی است که در همه آنها نوک انتقاداتم متوجه برخی از عملکردهای صاحبان قدرت بوده است! در این رابطه ذکر چند نکته خالی از فایده نیست :در اصل 67 قانون اساسی آمده است، " نمايندگان‏ بايد در نخستين‏ جلسه‏ مجلس‏ به‏ ترتيب‏ زير سوگند ياد كنند و متن‏ قسم‏ نامه‏ را امضا نمايند: بسم‏ الله‏ الرحمن‏ الرحيم‏ "من‏ در برابر قرآن‏ مجيد، به‏ خداي‏ قادر متعال‏ سوگند ياد مي‏ كنم‏ و با تكيه‏ بر شرف‏ انساني‏ خويش‏ تعهد مي‏ نمايم‏ كه‏ پاسدار حريم‏ اسلام‏ و نگاهبان‏ دستاوردهاي‏ انقلاب‏ اسلامي‏ ملت‏ ايران‏ و مباني‏ جمهوري‏ اسلامي‏ باشم‏، وديعه‏ اي‏ را كه‏ ملت‏ به‏ ما سپرده‏ به‏ عنوا ن‏ اميني‏ عادل‏ پاسداري‏ كنم‏ و در انجام‏ وظايف‏ وكالت‏، امانت‏ و تقوي‏ را رعايت‏ نمايم‏ و همواره‏ به‏ استقلال‏ و اعتلاي‏ كشور و حفظ حقوق‏ ملت‏ و خدمت‏ به‏ مردم‏ پايبند باشم‏، از قانون‏ اساسي‏ دفاع‏ كنم‏ و در گفته‏ ها و نوشته‏ ها و اظهارنظرها، استقلال‏ كشور و آزادي‏ مردم‏ و تامين‏ مصالح‏ آنها را مد نظر داشته‏ باشم‏." از طرفی می گویند که مجلس خانه ملت و در راس امور است و همیشه هم از مدرس به عنوان الگوی نمایندگی یاد می شود. بدیهی است که مجلس زمانی می تواند خانه واقعی ملت و حافظ حقوق آنان بوده و در نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی ها در راس امور واقع شود که سند مالکیت این نهاد، بصورت شش دانگ بنام ملت ثبت شده و آنها بتوانند خانه خود را آزادانه و با خاطری آسوده به نمایندگانی واگذار نمایند که امانتداربوده و قادر به عملی کردن مفاد سوگند نامه مذکور و صیانت از حرمت خانه ملت باشند. قهرا لازمه امانتداری ، حفظ حرمت خانه ملت ، دفاع از قانون اساسی و عمل به مفاد سوگند نامه و پاسداری از حقوق ملت و آزادی و تامین مصالح آنها ، در گرو برخورداری از امکان مواخذه هیات حاکمه برای مطالبه حقوق مردم می باشد، لذا نظام پارلمانی و انتخاباتی باید به گونه ای مهندسی و اجراء شود که ضمن مسدود کردن مجاری ورود نامحرمان و افراد زبون و جبون و مداحان صاحبان قدرت ، زمینه ورود افراد مدرس گونه به مجلس هموار شود.آنچه مسلم است مدرس اهل تملق گویی و مداهنه گوئی نبود و بدلیل برخورداری از سلامت اخلاقی و مالی و دارا بودن صفاتی نظیر شجاعت و صراحت لهجه از سایر نمایندگان ممتاز می گشت.براین اساس در سال 1378 پس از آنکه با بی سابقه ترین رای مردم حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو  به مجلس راه یافتم ،پیمان نامه ای را  منتشر و در پیشگاه مردم متعهد شدم که همه تلاش خود را صرف خدمت به آنان و دفاع از حقوقشان کرده و نام آذربایجان را همچنان در تاریخ ایران زنده نگاه دارم. لاجرم دندان طمع را کشیده و در طول هشت سال نمایندگی خود بجای عشق بازی با هیات حاکمه و دلدادگی در برابر امتیازات و مزایای بالقوه و بالفعل نمایندگی، تنها با توکل به خدا و پشت پا زدن به همه هواهای نفسانی و تمنیات مادی و انسانی خود و خویشاوندانم و بجان خریدن همه سختی ها و نامردمی ها ، اهانت ها و تهمت ها و تحمل شماتت دوستان و نزدیکانی که مانند دیگران انتظار داشتند تا از توصیه ها و حداقل حمایت های بنده در پیشرفت امور و یا رفع مشکلاتشان بهره مند شوند و نشدند،سرسپرده عمل به مفاد پیمان نامه و سوگند نامه های مذکور شدم ، لیکن این کارنامه با ذائقه شورای نگهبان سازگار نبود و مردود اعلام گردید! اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که " اعلمی از نمایندگان شجاعی است که کوچکترین مشکل مالی و اخلاقی در پرونده اش نیست، از موقعیت خوبی هم در نزد مردم برخوردار بوده و افراد زیادی می گویند که زندگی سالمی دارد، البته تندی هائی هم دارد که آنهم ناشی از شاخص هایی است که به آن عمل می کند".*
کروبی می گفت پس از ترک اولین جلسه  دیدار با مقام رهبری ،آقای حجازی از اعضای موثر دفتر ایشان هم همان سخنان آیت الله خامنه ای را تکرار کرده و اضافه کرد که" از اعلمی خیلی ها تعریف می کنند و تا کنون کوچکترین مطلبی در مورد ضعف مالی و اخلاقی وی به این دفتر منعکس نشده است و بسیاری از شخصیت های چپ و راست با دفتر تماس گرفته و از رد صلاحیت او اظهار ناراحتی و نارضایتی کرده اند"!*کروبی در ادامه افزود که  نتایج دیدارم را با چند تن از فقهای شورای نگهبان در میان گذاشتم و به آنها گفتم که نظر مقام رهبری در مورد اعلمی اینچنین بوده است،اما آنها وقعی به آن ننهادند!
اکنون چند پرسش مطرح می شود:
1- نظر به اینکه یکی از اتهامات بنده عدم ابراز وفاداری به اصل ولایت فقیه است و قهرا اعضای شورای نگهبان خود را تابع ولایت مطلقه فقیه می دانند! باید به این پرسش پاسخ دهند که با وجود آگاهی از نظرات مقام رهبری چرا بر تصمیمات غیر قانونی و غیر منصفانه خود مبنی بر متهم کردن بنده به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و قانون اساسی اصرار می ورزند!؟و اساسا اگر نظر مقام رهبری در این حد برای شورای نگهبان مهم و مطاع نیست، شاخص شورای نگهبان برای تائید صلاحیت داوطلبان نمایندگی چیست و چه کسانی با کدام انگیزه در مقام حذف نمایندگانی هستند که از حیث مسائل مالي و اخلاقی کوچکترین ضعفی ندارند!؟ در اين صورت آيا اين شائبه ايجاد نخواهد شد که در قاموس بعضی از این آقایان انجام وظایف نمایندگی به شرحی که بیان گرديد ،معادل با عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی به شمار می آید!؟
2- اگر افرادی که از حیث مالی و اخلاقی پاکند و دارای پایگاه مردمی نیز هستند اما بدلیل بیان مواضع خود آنهم در انتقاد مشفقانه از عملکرد هیات حاکمه و دفاع از حقوق ملت فاقد صلاحیت ورود به مجلس مي باشند ،پس چه کسانی صلاحیت ورود به خانه ملت با مختصات اشاره شده را دارا هستند آنهم در شرايطي كه جمع قابل توجهي از نمايندگان و افراد مساله دار ،از سوي هيات هاي اجرائي و نظارت و شوراي نگهبان تائيد شده و صالح محسوب مي شوند!؟ اگر شرط دریافت "ویزای" ورود به مجلس ،مداهنه گوئی حاکمیت و صاحبان قدرت و اجتناب از انتقاد و دفاع از حقوق ملت است ،از اینرو چه ضرورتی دارد که  مردم در انتخاباتی شرکت کنند که حاصلش ورود نمایندگان مداحي است که حق دفاع از مردم از آنان سلب گشته و در اظهار نظر باید تابع تشخیص و تمایلات و تمنیات بخشی از هیات حاکمه در شورای نگهبان و قدرت های در سایه باشند،در اینصورت آیا بهتر نیست که درب مجلس را ببندیم و هزینه اضافه بر بیت المال تحمیل نکنیم و بدینوسیله با مسدود كردن يكي از شاهراههای گرایش به تولید فساد ، مجامله گویی را نيز کماکان به رسانه به ظاهر ملی واگذار کنیم!؟
 تردیدی ندارم که تنها گناه بنده و برخی از کسانی که به اتهام عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی مشمول بندهای 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات گشته و صلاحیتشان رد شده است ،عشق بازی نکردن با بعضی از اعضای هیات حاکمه و دل در گرو مردم دادن و دفاع بی پروا از حقوق آنان و خصوصا آندسته از کسانی می باشد که دستشان از همه جا کوتاه بوده است .لذا از این جهت بخاطر حداکثر کوششی که در انجام وظایف نمایندگی و اجرای بند بند مفاد سوگند نامه مذکور به عمل آورده ام و موافق و مخالف نیز اقرار می کنند که در طول دوران نمایندگی خود کمترین سوء استفاده مالی و اخلاقی نکرده و کوچکترین نقطه ضعفی از خود بر جای نگذاشته ام، در نزد وجدان خود آسوده ام و امیدوارم که در نزد خداوند و ملت شریف ایران نیز رو سفید شده باشم :
خدایا چنان کن سر انجام کار                   تو خشنود باشی و ما رستگار

*
این قسمت ها نقل به مضمون و از قول آقای کروبی و با توصیه وی ذکر شده است

اعلمی عنوان کرد:دو جفای آشکار در حق دانشگاه تبریز و لزوم پاسخگوئی مسئولان

منبع:وب سایت شخصی اعلمی

 

با خبر شدیم که وزارت علوم ،دانشگاههاي: تهران، صنعتي شريف، صنعتي اصفهان، شيراز، اميركبير ، شهيد بهشتي، علم و صنعت و تربيت مدرس را بعنوان 8 دانشگاه برتر كشور برگزیده است.دانشگاه تبریز یکسال بعد از پایان جنگ جهانی یعنی در سال 1325 به نام دانشگاه آذربایجان و با سه دانشکدهٔ پزشکی، کشاورزی و علوم تربیتی بعنوان دومین دانشگاه ایران پس از دانشگاه تهران تاسیس شد. 

1-انحلال غیر قانونی سازمان مدیریت و برنامه ریزی و واگذاری تخصیص بودجه دانشگاه ها به وزارت علوم،امسال یکی از آثار منفی خود را در دانشگاهها از جمله دانشگاه تبریز نشان داد: با وجود اینکه  امسال نیز مانند سال های گذشته  تا 20 درصد
به ظرفيت دانشگاه‌ تبریز اضافه و مقرر شده بود که كمبود بودجه ‌سنوات گذشته در بودجه سال 86 جبران شود، اما متاسفانه وزارت علوم بودجه سال 86 را هم معادل سال 85 منظور کرده است و این در حالیست که  اقتصاد کشور با بیش از 20 در صد تورم روبرو است . حقوق اعضاي هيات علمي و كارمندي و همچنین قراردادهاي دانشگاه‌ نیز افزایش یافته  و توسعه 20 در صدی پذیرش دانشجو نیز مزید بر علت شده است. از طرفی طبق گقته مسئولین دانشگاه تبریز ، 500 دانشجوي دكتري این دانشگاه هم در آمار وزارت علوم منظور نشده‌ است.بر این اساس انتظار می رفت که هزینه های جاری دانشگاه تبریز در سال 87 در مقایسه با سال گذشته حداقل 20 تا 22 درصد افزایش یابد، در حالیکه بنظر می رسد بودجه آن  در مقایسه با سال قبلی بین 30 تا 40 درصد با كاهش روبرو ست یعنی این دانشگاه در بخش جاري تا حدود 7-6 ميليارد تومان با كسري بودجه و یک بحران جدی مواجه خواهد شد.دو برابر شدن تعداد دانشجويان تحصيلات تكميلي هم مستلزم  تجهيز آزمايشگاه‌ها، ارتقاي كارگاه‌هاي آموزشي و تمهید امکانات دیگر است که اگر این پدیده را نیز در محاسبات خود منظور کنیم ،در اینصورت بر حجم مشکلات این دانشگاه اضافه خواهد شد.افزون بر این بر خلاف آنچه ادعا شده ، بودجه عمرانی دانشگاه تبریز هم در مقایسه با سال گذشته به نصف تقلیل یافته است.این در حالیست که ادعا می شود بودجه عمرانی دانشگاه ها در مقایسه با سال گذشته با رشد شش درصدی روبروست. 
2-دانشگاه های ایران حتی در بین 2000 دانشگاه برتر جهان نیز جایگاهی ندارند ، با این وجود قهرا در داخل کشور با یکدیگر قابل مقایسه و رقابت می باشند. در همین رابطه با خبر شدیم که وزارت علوم ،
دانشگاههاي: تهران، صنعتي شريف، صنعتي اصفهان، شيراز، اميركبير ، شهيد بهشتي، علم و صنعت و تربيت مدرس را بعنوان 8 دانشگاه برتر كشور برگزیده است. گرچه خبر مذکور یک خبر مسرت بخش می باشد و جا دارد که به کلیه دست اندرکاران سابق و کنونی دانشگاههای فوق الذکر تبریک گفته و برای آنان از خداوند آرزوی موفقیت بیشتری مسئلت بنمائیم، اما با توجه به اینکه از این پس بموجب بند(ز) قانون ماده50 برنامه توسعه به دانشگاههاي برتر كشور بودجه اي اضافه بر بودجه هاي مصوب تعلق خواهد گرفت تا براي ارتقا و توسعه پژوهش در دانشگاه خود به كار گيرند و این امر می تواند بر فاصله موجود میان دانشگاههای کشور بیافزاید،از اینرو لازم است
که وزیر علوم به دو سوال زیر پاسخ گوید:
الف-
دانشگاه‌هاي برتر جهان،‌ از طریق مراكز ارزيابي كننده بکمک دهها شاخص و ملاک علمی نظیر: تاریخ تاسیس، تعداد دانشجويان در مقطع تحصيلات تكميلي، تحقيقات انجام شده در دانشگاه‌ها،‌ ، تعداد ارجاعات به مقالات علمي توليدی يك دانشگاه، میانگین کل معدل دانشجویان ،سطع علمی دانشجویان و اساتید، میزان كشفيات علمي و اختراعات ثبت شده به نام دانشگاه ، تعداد اعضای هیات علمی دانشگاه و نسبت آن به دانشجويان، میزان مقالات چاپ شده در مجلات معتبردنیا ،آثار علمی و عملی دانشجویان ، تعداد سرانه تحقيقات و مقالات علمي متناسب با اعضاي هيات علمي، رتبه بندي می شوند.وزیر علوم باید پاسخ دهد که  ملاک های وزارت علوم برای رتبه بندی دانشگاه ها چه بوده است؟
ب-دانشگاه تبریز یکسال بعد از پایان جنگ جهانی یعنی در سال 1325 به نام دانشگاه آذربایجان و با سه دانشکدهٔ پزشکی، کشاورزی و علوم تربیتی بعنوان دومین دانشگاه ایران پس از دانشگاه تهران تاسیس شد. این  دانشگاه در بین دانشگاه‌های کشور از حیث سابقه ،دومین موسسه آموزشی کشور و در شمال غرب ایران بزرگ‌ترین موسسهٔ علمی محسوب می‌شود. دانشگاه تبریز از بدو تأسیس خود همواره در وقایع علمی، سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی کشور نقش مهم و محوری را ایفاء کرده‌است. این دانشگاه از یکسو‌ بدليل‌ حضور مؤثرش‌ در جنبشهاي‌ دانشجويي‌ و تحولات‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ همواره بعنوان‌ گل‌ سرسبد دانشگاههاي‌ كشور زبانزد خاص‌ و عام‌ بوده‌  و از سوی دیگر با كمترين‌ دخالت‌ و نفوذ قدرت‌ عمومي‌ و بصورت‌ كاملاً خودجوش‌ توانسته است که مدل‌ تلفيق‌ شده‌اي‌ از دانش و معنويت‌، سياست‌ و دیانت و دينداري‌ و مردم‌سالاري‌ را عملاً به‌ اجراء درآورده و از اين‌ رهگذر خصلت‌ جامعه‌ پذيري‌ و توان‌ كادرسازي‌ براي‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ را در سطح قابل توجهی تحقق بخشد.چنانچه طرح رتبه بندی دانشگاههای برتر کشور بدون تبعیض و بصورت علمی و واقعبینانه اجراء شده است ، به این اعتبار وزیر علوم باید به این سوال هم پاسخ دهد ،چرا دانشگاهی با این مختصات که دومین دانشگاه ایران بوده است تا کنون در میان دانشگاههای برتر ایران جای نگرفته است؟ اگر واقعا از قافله پیشرفت عقب مانده است ، علت عقب ماندگی چیست ؟ منشاء اصلی ایراد کجاست و برای رفع آن چه تدابیری اندیشیده اید؟

به هر روی لازم است که این دو نقیصه هرچه سریعتر مرتفع گردد
.

اعلمی: اگر شتر مملکت را با بارش هم ببرند، صدای هیچ کس درنمی آید

در دیدار با اکبر اعلمی ابتدا یکی از دانشجویان به فضای فعلی کشور اشاره کرد و گفت: موج برخورد با فعالین سیاسی-اجتماعی و برخورد با کسانی که در راستای مطالبات مردم و احقاق حقوق ملت تلاش می کنند به نمایندگان مستقل مجلس، از جمله جنابعالی، هم رسید و حاکمیت با رد صلاحیت شما این پیغام را داد که حتی نظارت نمایندگان مجلس بر حرکات و سیاست های دولت را تحمل نمی کند. ما برای بیان تشکر و قدردانی خود و دیگر دانشجویان به سبب عملکرد شجاعانه ای که شما در این دوره مجلس داشتید و همچنین برای گفت و گو با جنابعالی امروز به اینجا آمده ایم. ما متاسفیم که نمی توانیم شما را به دانشگاه خود دعوت کنیم تا مورد استقبال دانشجویان قرار بگیرید. چرا که کارگزاران همین دولت، دانشگاه را هم غصب کرده اند.

 سپس اکبر اعملی ضمن تشکر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، به عملکرد خود در مجلس و در پی آن رد صلاحیتش اشاره کرد و با گلایه از افراد، اصناف و جریاناتی که او از حقوقشان دفاع کرده، گفت: کاری که در راه خدا انجام شود، قطعا به نفع مردم است و کاری که در حمایت از حقوق مردم انجام شود قطعا رضایت خداوند را هم به همراه دارد. من در طول ۸ سال حضور در مجلس وقتم را برای موکلینی قرار دادم که دست آن ها به جایی نمی رسید و نیاز به پشتیبانی داشتند، مانند معلمان، دانشجویان، کارگران و… . اما در شرایط فعلی که معدود افرادی پیدا می شوند که حاضر باشند فارغ از جناح بندی های سیاسی، یکه و تنها، مقابل قدرت عریان بایستند و از حقوق مردم دفاع کنند، قدرشناسی و پشتیبانی مردم می تواند عامل ایجاد انگیزه باشد. در غیر این صورت در دوره های بعد این انگیزه در کسی به وجود نخواهد آمد.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر اعلمی با اشاره به ردصلاحیت خود توسط وزارت کشور و شورای نگهبان گفت: علت رد صلاحیت من را «عدم التزام به اسلام» اعلام کرده اند. ما که این انقلاب و نظام را خودمان به وجود آوردیم، سپاه را پایه گذاری کردیم، در جبهه های جنگ حضور یافتیم و مجروح شدیم، حالا اعلام می کنند صلاحیت نمایندگی مردم را نداریم. این مسئله من را شخصا ناراحت نمی کند، چرا که بنای بنده از ابتدا خدمت به مردم و فعالیت برای رضای خدا بوده و حالا مجلس هم نباشد جای دیگری می شود به همین کارها مشغول شد. نگرانی من فقط از بابت دیگرانی است که دارند وارد مجلس می شوند، چرا که ما برای آن ها سرمشقی بدی شدیم. در دوره هفتم علیرغم آن که اقلیت ضعیفی شکل گرفته بود باز تلاش هایی برای احقاق حقوق ملت انجام می شد، اما مشخص نیست با وجود این گونه تسویه حساب ها با نمایندگان منتقد، مجلس هشتم چه فعالیتی می خواهد بکند.

 اکبر اعلمی با اشاره به این که از شورای نگهبان به صورت مکتوب درخواسته کرده که اعلام کند وی چه موقع التزام خودم را به اسلام از دست داده است، افزود: من مطمئنم حمایت من از فرهنگی ها، شرکت در تجمع آن ها، پیگیری مشکلات دانشجویان، باز کردن پای خانواده دانشجویان در بند به کمیسیون امنیت ملی، اعتراض به شرایط حاکم بر بند ۲۰۹ و… عامل رد صلاحیت من بوده است. ما انتظار داشتیم که این تفکر شکل نگیرد که تنها پشتوانه قابل وثوق سرمایه دارها و حاکمیت است. اما متاسفانه این انتظار ما تقریبا با بن بست مواجه شد. من انتظار داشتم فرهنگیان، دانشجویان و دیگر اقشاری که ما به خاطر دفاع از حقوق آن ها ردصلاحیت شدیم، نسبت به این رد صلاحیت واکنشی نشان بدهند، بیانیه ای صادر کنند، طوماری امضا کنند و… . اما متاسفانه این رد صلاحیت ها هیچ واکنشی در پی نداشت.

 این نماینده مجلس با ابراز نگرانی نسبت به آینده، گفت: متاسفانه تفکری در حال حاکم شدن است که اگر در آینده کسی شتر مملکت را با بارش ببرد، صدای کسی درنمی آید. افرادی چون ما، خواسته یا ناخواسته، جزء ظرفیت های نظام بودیم. نگاه خیلی ها را که برای حل مشکلاتشان به خارج مرزها دوخته شده بود، به داخل نظام آوردیم و در آن ها امید ایجاد کردیم. اما آقایان انتقادهای ما را برنتافتند و این ظرفیتی که به واسطه ما ایجاد شده بود به دست خودشان نابود کردند. کسانی که به مجلس آمدند و برای خوش آمد آقایان سکوت کردند یا بله قربان گو شدند، به رای مردم خیانت کردند.

 اعلمی با انتقاد از کسانی که به دنبال تایید صلاحیت گرفتن تن به هر خفت و خواری می دهند، خاطرنشان کرد: نماینده ای که به دنبال حمایت می رود، نمی تواند وظیفه نمایندگی را به درستی ایفا کند. من برای خودم شانی قایلم و شان من به من اجازه نمی دهد که دنبال گرفتن صلاحیت بدوم. که اگر به این صورت هم بتوانم تایید صلاحیت بگیرم، وقتی با التماس صلاحیت من را تایید کرده اند، دیگر حضور من در مجلس تاثیری ندارد و دردی را دوا نمی کند. من وقتی نتوانم انتقاد کنم، اعتراض کنم و وظایف نظارتی خود را انجام دهم، حضور یا عدم حضورم در مجلس چه فرقی می کند؟!

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه این دیدار، حسین ترکاشوند، عضو واحد سیاسی انجمن اسلامی امیرکبیر، به فضای حاکم بر کشور اشاره کرد و با توجه به سخنان اعلمی از وی پرسید: به نظر شما در شرایط فعلی فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی چه راهی را باید در پیش بگیرند و چه باید بکنند؟

 اعلمی در پاسخ گفت: انسان به امید زنده است، نباید ناامید شد و باید به فعالیت ادامه داد. آن ها دانشگاه و دانشجو را سرکوب می کنند و راه های انتقاد را می بندند، همین باعث رشد فساد در درون حاکمیت می شود و این مسئله برای نظام ضرر دارد. اصولا قدرتی که به سمت فربه شدن برود، فساد می آورد. شما باید در دانشگاه مقاومت کنید و با این توپ و تشرها عقب نشینی نکنید، من هم تا روز آخری که در مجلس هستم از تمام ظرفیتم برای دفاع از حقوق مردم و نظارت بر دولت استفاده خواهم کرد. توصیه من به شما هم این است که به ظرفیت های قانونی توجه کنید. ما در قانون اساسی و قوانین موضوعه مان ظرفیت های زیادی داریم که قابل استفاده کردن است. در مسیر قانون باشید تا گزک به دست کسی ندهید. توصیه دومم به شما این است که گول نام ها و عنواینی مثل اصلاح طلبی و اصولگرایی را نخورید و برده فکری دیگران نشوید. ارتباطتان را با نیروهای سالم حفظ کنید، ولی مرید دیگران نشوید. همین فراکسیون اقلیت، تا ما انتقادی می کردیم برای مصادره به مطلوب کردن، صحبت های من را، به عنوان عضو فراکسیون اقلیت، در بوق و کرنا می کردند، اما الان که رد صلاحیت شدیم یک بیانیه در حمایت از ما صادر نکردند. عناوین مهم نیستند، ما باید با معیار حق جلو برویم.

 اعلمی در ادامه افزود: توصیه سومم به شما این است جمعتان را، هر چند کوچک، حفظ کنید و آن را گسترش دهید. تشکل خود را حفظ کنید. چرا که آسیب پذیری اجتماع کمتر از آسیب پذیری فرد است. توصیه دیگرم به شما این است که درس بخوانید تا ظرفیت هایتان را بالا ببرید.

 عباس حکیم زاده، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، با اشاره به سخنان اکبر اعلمی گفت: جامعه در حال حاضر دچار سرکوب شدیدی شده است. اقتدارگراها می خواهند تشکل ها و نهادهای مدنی را تضعیف کنند تا جامعه به طور کامل اتمیزه شود. علت این که رد صلاحیت نمایندگانی چون شما بازتابی در میان اقشار مختلف نداشت، بیشتر به سرکوب همه جانبه جامعه باز می گردد و نه به قدرناشناسی این اقشار.

 این دانشجو با اشاره به نشست های انجمن اسلامی امیرکبیر با فعالین سیاسی-اجتماعی گفت: نگاه ما در این نشست ها نگاهی انتقادی و اخلاقی است. ما همان طور که اخلاقا احساس وظیفه می کنیم که از افرادی چون شما تشکر و قدردانی کنیم، این وظیفه اخلاقی را هم در خود احساس می کنیم که در مقابل کسانی که به قول شما برای گرفتن صلاحیت تن به هر خواری و ذلتی می دهند انتقاد و اعتراض کنیم. ما انتقادمان به نیروهای سیاسی این است که به جای التماس به اقتدارگراها باید به جامعه روی بیاوند، همان کاری که شما انجام دادید و هزینه اش را دارید می پردازید.

 یکی دیگر از دانشجویان با اشاره به توصیه های اعلمی در خصوص استفاده حداکثری از ظرفیت های قانونی گفت: ما همواره سعی کردیم پایبندی خود را به قانون حفظ کنیم. اما وقتی طرف مقابل به قانون پایبند نیست، چه باید کرد؟ وقتی ما از حقوق قانونی خود، یعنی انتشار نشریه دانشجویی، استفاده می کنیم و طرف در مقابل می آید و نشریات ما را جعل می کند و با تمام نیرو و قدرت، علیرغم فقدان هر گونه مدرک مستدل، اصرار بر گناهکاری دانشجویان دارد، با چه بند و تبصره قانونی می توان جلوی او را گرفت؟!

 اعلمی در ادامه از وضعیت سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر سوال کرد و در پاسخ گفت: اشکالی ندارد، ابزار ما قانون است، حتی اگر طرف مقابل اعتنایی به قانون نمی کند ما باید بر اجرای قانون پافشاری کنیم. من واقعا متاسفم که سه دانشجوی امیرکبیر این وضعیت را پیدا کردند. من تمام تلاش خود را در این خصوص از تابستان تا الان انجام دادم. حضور نیافتن من در دانشگاه شما برای انجام سخنرانی در اعتراض به بازداشت این سه دانشجو، رئیس دانشگاه تان را خیلی عصبانی کرد. در آینده هم اگر کاری از دستم برآید حتما انجام خواهم داد. ولی شما هم در نشریاتتان جانب احتیاط را رعایت کنید، منصفانه انتقاد کنید. اگر ۴ تا عیب مدیریت را می گویید، اگر حسنی دارد و کار خوبی کرده آن را هم بنویسید. بگذارید حساسیت ها بر روی شما بیخود و بی جهت بالا نرود.

منبع:http://www.edalatkhahi.ir/002242.shtml

اعلمی طی نامه ای به وزیر کشورخواستارشد: آزادی کلیه بازداشت شدگان در اسرع وقت و عذر خواهی از آنان

منبع:وب سایت شخصی اعلمی

نامه سرگشاده به وزیر کشور

حجت الاسلام پورمحمدی

وزیر محترم کشور

با سلام

چنانکه واقفید مشروعیت نظام با مقبولیت و پایگاه مردمی مسئولان رابطه مستقیم دارد ،لذا هرچه مقبولیت مسئولان نظام در میان مردم بیشتر شود به همان نسبت بر مشروعیت نظام و ارکان ذیربط نیز افزوده خواهد شد و برعکس ضریب منفور شدن نمایندگان و مسئولان کشور در میان مردم هم می تواند حاکی از ضریب کاهش مقبولیت بخشی از حاکمیت در نزد مردم تلقی شود. به این اعتبار از آنجا که بنده هنوز نماینده رسمی حوزه انتخابیه تبریز ، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی هستم ،بدیهی است که هرگونه حمایت قانونی مردم از وکیل خود و شعار دادن به نفع او نه تنها منع قانونی ندارد بلکه می تواند دلیلی بر حقانیت و مشروعیت عملکرد عضوی از اعضای قوه مقننه به شمار آید.

با این وصف پس از مدتها ایجاد تنگنا و اعمال محدودیت های شدید پلیسی و پشت سر نهادن فراز و نشیب های مربوط به برگزاری مسابقات فوتبال تراکتور سازی تبریز با تیم های حریف ، سه شنبه هفته جاری وقتیکه انبوه چند هزار نفری تماشگران بازی فوتبال در تبریز فرصتی یافته بودند تا در استادیوم و هنگام خروج از آن به روش مسالمت آمیزی به حمایت از نماینده قانونی خود بپردازند ، توسط ماموران انتظامی و امنیتی که قسمتی از شهر را قرق کرده بودند ،مورد هجوم واقع و نزدیک به بیست نفر بازداشت شدند! چنین برخوردهائی با دوستان حقیر امر بدیعی نیست و در طول هشت ساله گذشته هر اقدامی در جهت حمایت از مواضع و عملکرد بنده که در واقع بیان بخشی از مواضع و تمنیات واقعی و مکنونات قلبی مردم بوده بمثابه یک حرکت غیر قانونی تلقی و بنحوی مهار و تحدید شده است .اگر دیوارنویسی در محل های غیر مجاز ، طومارنویسی های نمایشی ،نصب صدها پلاکارد ریز و درشت، تدارک اجتماعات و راهپیمایی های جانبدارانه و تطمیع شده توسط مزدبگیران آنهم از طریق تعطیل ادارات و مدارس و بسیج کارمندان و دانش آموزان و نیروهای مسلح ، بنفع برخی از شخصیت های رسمی و غیر رسمی ،مباح و بلکه تکلیف شرعی محسوب شده و تحت حمایت دولتمردان بصورت رسمی و باسمه ای و کلیشه ای و با انواع و اقسام تبلیغات رسانه ای در حد بسیار افراطی صورت می گیرد، در مقابل دیوارنویسی در محل های مجاز ، طومار نویسی ،انتشار اعلامیه و نصب پلاکاردهای جانبدارانه و قانونی و برگزاری هرگونه اجتماعات و راهپیمائی های خودجوش مردمی برای حمایت از نماینده خدمتگزار خود در تبریز و یا سایر نقاط پدیده ای نامشروع و آزار دهنده و غیر قابل تحمل و چه بسا خطرناک و ضد نظام به شمار آمده و از وقوع آن با تمام قوا و امکانات جلوگیری می شود!

 این در حالیست که چندی پیش گروهی فتنه گر با دستاویز قرار دادن مقدسات و با توسل به غیر اخلاقی ترین شیوه ها و انواع دروغ ها علیه بنده تلاش کردند تا وانمود نمایند که اینجانب به ساحت مقدس امام حسین(ع) اسائه ادب کرده ام  و از این طریق قصد داشتند که با جریحه دار کردن احساسات پاک مذهبی مردم علیه اینجانب ، زمینه حذفم از صحنه رقابت های انتخاباتی مجلس را فراهم سازند. اما وقتی که این توطئه ناجوانمردانه بدلیل هوشیاری مردم و شناخت آنها از خدمتگزارشان با شکست مواجه شد، به تحریک یکی از روحانیون و هدایت یک شعبان بی مخ کوچک که متاسفانه ملبس به لباس محترم طلبگی نیز هست ،یک گروهک هتاک و معلوم الحال یکصد نفره در تبریز ،طی یک برنامه سازمان یافته در جلوی صفوف نمازگزاران شریفی قرار گرفتندکه بی خبر از سناریوی طراحی شده در حال عزیمت به خانه خود بودند تا بکمک دوربین های سحرآمیز صدا و سیما و پخش چند باره آن از این رسانه  ،بازگشت نمازگزاران به خانه اشان را به عنوان راهپیمایی خودجوش مردم تبریز علیه بنده القاء نمایند. اما نکته در خور توجه این بود که با وجود انواع تهدیدات و هتاکی هائی که  از سوی همین گروه کوچک نسبت به نماینده مردم در مجلس صورت گرفت ،ماموران شما  نه تنها کوچکترین حساسیت و واکنشی از خود نشان ندادند بلکه به حفاظت از آنان و پارچه نوشته های موهنشان مبادرت ورزیدند!

قهرا اهمیت و حساسیت این امر آنگاه آشکار می شود که بپذیریم  بنده هنوز به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نماینده رسمی و قانونی مردم در مجلس شورای اسلامی هستم و به حکم قانون هر گونه توهین به مقامات رسمی کشور جرم محسوب و قابل تعقیب و مجازات است در حالیکه حمایت از یک مقام رسمی نه تنها جرم نیست بلکه در خور تقدیر نیز می باشد و در شرایط عادی و مردمی بودن نظام سیاسی حاکم، باید بنفع کشور تلقی شود مگر آنکه حمایت مردم از یک نماینده قانونی را معارض با منافع اشخاصی باشد که فاقد پایگاه مردمی هستند ،در اینصورت ایراد متوجه کسانی است که مقبولیت خود را از دست داده اند.

لذا توصیه می کنم که نیروهای تحت امر خود را بگونه ای هدایت کنید که بجای نگرانی از ابراز محبت و حمایت های مردمی نسبت به یکی از خدمتگزارن خود که در قالب طومارنویسی، برگزاری اجتماعات قانونی ،راهپیمائی های مسالمت آمیز ، سر دادن شعارهای جانبدارانه و نظایر آن ظهور و بروز یافته و متاسفانه همواره نیز به شدید ترین وجهی از آن جلوگیری به عمل آمده و سرکوب می شود، دغدغه خود را معطوف به علل بی توجهی مردم به سرنوشت آندسته از نمایندگان و مسئولانی نمایند که فاقد پایگاه مردمی هستند و بود و نبود آنها در عرصه قدرت برای مرم یکسان است و چه بسا نبود آنان اسباب خرسندی اقشار مختلف ملت را فراهم می سازد!

در خاتمه تاکید می کنم که چنانچه حمایت مردم از نمایندگان خود بطور مطلق جرم محسوب می شود و یا اگر مسئولان و نمایندگان ملت به درجه یک و دو و خودی و غیر خودی تقسیم شده و حمایت و شعار های جانبدارانه بنفع برخی از آنها جرم و بنفع گروه دیگر صواب تلقی می شود، شایسته است که مستند قانونی آن با ذکر مرزبندی ها و مصادیق مربوطه به اطلاع همگان برسد تا برای پیشگیری از تکرار چنین جرمی تدابیر لازم اتخاذ شود، در غیر اینصورت مقتضی است که دستور دهید ضمن اجتناب از تکرار برخوردهای غیر قانونی و حمایت بدون تبعیض از اجتماعات قانونی و ابراز احساسات مشروع مردمی نسبت به مسئولان و خدمتگزاران کشور، در اسرع وقت کلیه بازداشت شدگان آزاد و از آنان عذر خواهی لازم به عمل آید.

دستگیری تعدادی از مردم تبریز در پی اعلام حمایت از اعلمی

مقارن روز سه شنبه همزمان با برگزاری مسابقه بین تیمهای تراکتور سازی و سرخپوشان دلوار افزار تعداد کثیر ی از مردم که جمعیتی بالغ بر 5000 نفررا تشکیل میدادند در حین وپس از مسابقه بارها با سر دادن شعارهای مختلف از قبیل "یاشاسین اعلمی" و "اعلمی ،والسلام" حمایت و علاقه خود را نسبت به نماینده محبوب ورد صلاحیت شده شهر تبریز ابراز داشته وقاطعانه از این نماینده پشتیبانی کردند.

پس از پایان دیدار دو تیم با وجود تعداد قابل توجه و کم سابقه ای از ماموران انتظامی وامنیتی درسطح خیابانهای اطراف از ساعات اولیه امروز مستقر شده وبصورت آماده باش کامل بسر میبردند مردم حاضر در ورزشگاه با حضور در خیابانهای شهر با اعلام حمایت قاطع دوباره خود، باردیگر ضمن نشان دادن علاقه خود به یگانه نماینده شجاع مجلس وتنها حامی واقعی منافع آذربایجان اعتراض خودرا نسبت به ردصلاحیت وی ابراز داشتند.

لازم بذکر است پس از این حرکت قهرمانانه مردم، مامورین با دستگیری تعدادی ازحاضرین به مقابله با ایشان پرداخته و شروع به برخورد کردند که تا بحال آمار دقیقی از تعداد دستگیرشده های احتمالی در دست نمی باشد.

شایان ذکر است در طول هفته های گذشته بدلیل ترس و وحشت برخی باندهای قدرت از محبوبیت اعلمی در بین مردم آذربایجان ،بازیهای تیمهای تبریزی به بهانه های واهی لغو وبرگزار نشده است.

گفتنی است در طول روزهای گذشته مرد آذربایجان بخصوص تبریز به انحاء مختلف منجمله نوشتن دیوارهای شهر،امضاء طومارهای چند هزار نفری،پخش اعلامیه و... اعتراض خود را نسبت به رد صلاحیت اعلمی نشان داده اند.

با مشاهده چنین مسائلی است که تبعیض ونامردی وخیانت کاری برخی اربابان قدرت وباندهای نامشروع نمایان میشود چرا که خوب بیاد داریم در آذرماه در پی سخنرانی اعلمی در زنجان چه تهمتهائی که به وی نثارنشد و چگونه عده ای چماق بدست در تبریز که تعدادشان به چند ده نفر هم نمیرسید در کنار وهمراهی مسئولین وبا مراقبت آنان به نماینده قانونی وفعلی و رسمی شهر تبریز اعلمی چه اهانتهائی که نکردند و چه مسائلی که لایق خودشان بود نثار اعلمی نکردند وچگونه صدا وسیمای وابسته به اربابان منطقه با بزرگنمائی این حرکت ناشایست و ناجانمردانه به یاری این شعبان بی مخ های زمان شتافت و تعدادمردم را با حقه های کثیف خود چگونه بیشتر از تعداد واقعی جلوه داد.

 راستی این قدرت وموقعیت چه چیزی است که ارزش آنرا دارد بخاطر آن حتی عده ای مجبورند شرف ودین وغیرت خود را هم فدای آن کنند.

 ولی در پایان خوب است یادآور این شیفتگان قدرت وصاحبان ثروت و باندهای مافیائی شویم که قبل از شما هم خیلی ها بخاطر قدرت وموقعیت سیاسی و... چه خیانتها و ناجوانمردیهائی که در حق مردم وحقوق آنان نکردند ولی عاقبت خاک نصیب آنان شد وبس.

پس چه بهتر که بخود آئید وتا عمری برایتان باقی هست به اعمالتان فکر کنید وتغییری هرچند مختصر در اعمال ورفتار خود داشته باشید.