تنها گناه ما دفاع از حقوق ملت و عشق بازی نکردن با هیات حاکمه است!
منبع:وب سایت شخصی اعلمی
اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که...
چنانکه در یادداشت پیشین اشاره شد، علت رد صلاحیت اینجانب از سوی شورای نگهبان معطوف به نطق ها ، مذاکرات و سخنرانی هایی است که در همه آنها نوک انتقاداتم متوجه برخی از عملکردهای صاحبان قدرت بوده است! در این رابطه ذکر چند نکته خالی از فایده نیست :در اصل 67 قانون اساسی آمده است، " نمايندگان بايد در نخستين جلسه مجلس به ترتيب زير سوگند ياد كنند و متن قسم نامه را امضا نمايند: بسم الله الرحمن الرحيم "من در برابر قرآن مجيد، به خداي قادر متعال سوگند ياد مي كنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مي نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوا ن اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تامين مصالح آنها را مد نظر داشته باشم." از طرفی می گویند که مجلس خانه ملت و در راس امور است و همیشه هم از مدرس به عنوان الگوی نمایندگی یاد می شود. بدیهی است که مجلس زمانی می تواند خانه واقعی ملت و حافظ حقوق آنان بوده و در نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی ها در راس امور واقع شود که سند مالکیت این نهاد، بصورت شش دانگ بنام ملت ثبت شده و آنها بتوانند خانه خود را آزادانه و با خاطری آسوده به نمایندگانی واگذار نمایند که امانتداربوده و قادر به عملی کردن مفاد سوگند نامه مذکور و صیانت از حرمت خانه ملت باشند. قهرا لازمه امانتداری ، حفظ حرمت خانه ملت ، دفاع از قانون اساسی و عمل به مفاد سوگند نامه و پاسداری از حقوق ملت و آزادی و تامین مصالح آنها ، در گرو برخورداری از امکان مواخذه هیات حاکمه برای مطالبه حقوق مردم می باشد، لذا نظام پارلمانی و انتخاباتی باید به گونه ای مهندسی و اجراء شود که ضمن مسدود کردن مجاری ورود نامحرمان و افراد زبون و جبون و مداحان صاحبان قدرت ، زمینه ورود افراد مدرس گونه به مجلس هموار شود.آنچه مسلم است مدرس اهل تملق گویی و مداهنه گوئی نبود و بدلیل برخورداری از سلامت اخلاقی و مالی و دارا بودن صفاتی نظیر شجاعت و صراحت لهجه از سایر نمایندگان ممتاز می گشت.براین اساس در سال 1378 پس از آنکه با بی سابقه ترین رای مردم حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو به مجلس راه یافتم ،پیمان نامه ای را منتشر و در پیشگاه مردم متعهد شدم که همه تلاش خود را صرف خدمت به آنان و دفاع از حقوقشان کرده و نام آذربایجان را همچنان در تاریخ ایران زنده نگاه دارم. لاجرم دندان طمع را کشیده و در طول هشت سال نمایندگی خود بجای عشق بازی با هیات حاکمه و دلدادگی در برابر امتیازات و مزایای بالقوه و بالفعل نمایندگی، تنها با توکل به خدا و پشت پا زدن به همه هواهای نفسانی و تمنیات مادی و انسانی خود و خویشاوندانم و بجان خریدن همه سختی ها و نامردمی ها ، اهانت ها و تهمت ها و تحمل شماتت دوستان و نزدیکانی که مانند دیگران انتظار داشتند تا از توصیه ها و حداقل حمایت های بنده در پیشرفت امور و یا رفع مشکلاتشان بهره مند شوند و نشدند،سرسپرده عمل به مفاد پیمان نامه و سوگند نامه های مذکور شدم ، لیکن این کارنامه با ذائقه شورای نگهبان سازگار نبود و مردود اعلام گردید! اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که " اعلمی از نمایندگان شجاعی است که کوچکترین مشکل مالی و اخلاقی در پرونده اش نیست، از موقعیت خوبی هم در نزد مردم برخوردار بوده و افراد زیادی می گویند که زندگی سالمی دارد، البته تندی هائی هم دارد که آنهم ناشی از شاخص هایی است که به آن عمل می کند".*
کروبی می گفت پس از ترک اولین جلسه دیدار با مقام رهبری ،آقای حجازی از اعضای موثر دفتر ایشان هم همان سخنان آیت الله خامنه ای را تکرار کرده و اضافه کرد که" از اعلمی خیلی ها تعریف می کنند و تا کنون کوچکترین مطلبی در مورد ضعف مالی و اخلاقی وی به این دفتر منعکس نشده است و بسیاری از شخصیت های چپ و راست با دفتر تماس گرفته و از رد صلاحیت او اظهار ناراحتی و نارضایتی کرده اند"!*کروبی در ادامه افزود که نتایج دیدارم را با چند تن از فقهای شورای نگهبان در میان گذاشتم و به آنها گفتم که نظر مقام رهبری در مورد اعلمی اینچنین بوده است،اما آنها وقعی به آن ننهادند!اکنون چند پرسش مطرح می شود:
1- نظر به اینکه یکی از اتهامات بنده عدم ابراز وفاداری به اصل ولایت فقیه است و قهرا اعضای شورای نگهبان خود را تابع ولایت مطلقه فقیه می دانند! باید به این پرسش پاسخ دهند که با وجود آگاهی از نظرات مقام رهبری چرا بر تصمیمات غیر قانونی و غیر منصفانه خود مبنی بر متهم کردن بنده به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و قانون اساسی اصرار می ورزند!؟و اساسا اگر نظر مقام رهبری در این حد برای شورای نگهبان مهم و مطاع نیست، شاخص شورای نگهبان برای تائید صلاحیت داوطلبان نمایندگی چیست و چه کسانی با کدام انگیزه در مقام حذف نمایندگانی هستند که از حیث مسائل مالي و اخلاقی کوچکترین ضعفی ندارند!؟ در اين صورت آيا اين شائبه ايجاد نخواهد شد که در قاموس بعضی از این آقایان انجام وظایف نمایندگی به شرحی که بیان گرديد ،معادل با عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی به شمار می آید!؟
2- اگر افرادی که از حیث مالی و اخلاقی پاکند و دارای پایگاه مردمی نیز هستند اما بدلیل بیان مواضع خود آنهم در انتقاد مشفقانه از عملکرد هیات حاکمه و دفاع از حقوق ملت فاقد صلاحیت ورود به مجلس مي باشند ،پس چه کسانی صلاحیت ورود به خانه ملت با مختصات اشاره شده را دارا هستند آنهم در شرايطي كه جمع قابل توجهي از نمايندگان و افراد مساله دار ،از سوي هيات هاي اجرائي و نظارت و شوراي نگهبان تائيد شده و صالح محسوب مي شوند!؟ اگر شرط دریافت "ویزای" ورود به مجلس ،مداهنه گوئی حاکمیت و صاحبان قدرت و اجتناب از انتقاد و دفاع از حقوق ملت است ،از اینرو چه ضرورتی دارد که مردم در انتخاباتی شرکت کنند که حاصلش ورود نمایندگان مداحي است که حق دفاع از مردم از آنان سلب گشته و در اظهار نظر باید تابع تشخیص و تمایلات و تمنیات بخشی از هیات حاکمه در شورای نگهبان و قدرت های در سایه باشند،در اینصورت آیا بهتر نیست که درب مجلس را ببندیم و هزینه اضافه بر بیت المال تحمیل نکنیم و بدینوسیله با مسدود كردن يكي از شاهراههای گرایش به تولید فساد ، مجامله گویی را نيز کماکان به رسانه به ظاهر ملی واگذار کنیم!؟ تردیدی ندارم که تنها گناه بنده و برخی از کسانی که به اتهام عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی مشمول بندهای 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات گشته و صلاحیتشان رد شده است ،عشق بازی نکردن با بعضی از اعضای هیات حاکمه و دل در گرو مردم دادن و دفاع بی پروا از حقوق آنان و خصوصا آندسته از کسانی می باشد که دستشان از همه جا کوتاه بوده است .لذا از این جهت بخاطر حداکثر کوششی که در انجام وظایف نمایندگی و اجرای بند بند مفاد سوگند نامه مذکور به عمل آورده ام و موافق و مخالف نیز اقرار می کنند که در طول دوران نمایندگی خود کمترین سوء استفاده مالی و اخلاقی نکرده و کوچکترین نقطه ضعفی از خود بر جای نگذاشته ام، در نزد وجدان خود آسوده ام و امیدوارم که در نزد خداوند و ملت شریف ایران نیز رو سفید شده باشم :
خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
*این قسمت ها نقل به مضمون و از قول آقای کروبی و با توصیه وی ذکر شده است