بسمه تعالی

 

ن والقلم و ما یسطرون

 

قلم گفتا که من شاه جهانم ، قلم زن را به دولت می رسانم

 

یکی از فرهیختگان معاصرایرانی می گوید که اموربزرگ در کشور هایی نظیر آمریکا و اروپا بوسیله چند انگشت خط نویس انجام می شود. حتی دنیای مترقی امروز هم اصلاحات بزرگ خود را به نوک قلم و نور نگارش بدهکار است.

بدون تردید رسانه ها آسانترین راه اشاعه فرهنگ و بزرگترین وسیله بیداری توده ها محسوب می شوند و اهمیت نویسندگان در این است که آنچه را دیگران می بینند ، آنها می توانند بیان کنند و هنر نویسندگان معروف در این است که آنچه را که دیگران می دانند اما جرئت گفتن آنرا ندارند، اینها به نگارش در می آورند. از اینرو بقول گوستاو لوبون ، نویسنده ای که به حرفه خود مقید باشد ، باید مانند شاهدی عینی به رسالت خود پایبند بوده و زندگانی را آنگونه که دیده است ، به خوانندگان خود معرفی کند. نویسنده باید تمامی حقیقت را بنویسد و فشار هرچه قدر هم سخت باشد نباید شخص را به نوشتن خلاف حقیقت در برابر افکار عمومی وادار سازد.

  لذا نویسندگان آزاداندیشی که قلم را به نان و مقامی نمی فروشند، در این برهه حساس از زمان که اغلب رسانه ها دولتی شده و یا برای بقاء خود ناگزیرند که از درج همه حقایق خودداری ورزند ، می توانند تاثیرات شگرفی را از خود در روند سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی کشور و ایجاد تحول در همه زمینه ها ، بر جای گذارند، تا آنجا که یکی از سلاطین مستبد فرانسه اعلام می کند : " هر وقت پایه های تخت من می لرزد، حس می کنم که نویسنده آزاد مردی قلم به دست گرفته است."

لذا اغراق نیست که اگرادعا شود ،" نویسندگان و روزنامه نگاران، پلیس اجتماع و فریاد حیات و زندگی و به مثابه نبضی هستند که می زنند و گواهی می دهند که هنوز قلب جامعه کار می کند و در پیکر آن روح و رمقی باقی است" وهمچنانکه  امیل زولا می گوید ، مقدمه هر ظلم و استبدادی هم ، می تواند ناشی از خفه کردن افکار و سلب آزادی مطبوعات و رسانه ها باشد. از اینرو هر کجا که روزنامه ها خاموش و نویسندگان در تنگنا و فشار قرار گرفته اند ، دیری نپائیده که که در اثر متراکم شدن عقده های اجتماعی ، آتش انقلاب و خونریزی شعله ور گردیده است.

به این اعتبار من معتقدم قدرت قلمی که  متکی به حق و عدالت باشد ، از هر اسلحه ای قویتر و توانمندتر است و چنانچه این قلم در یک جامعه نسبتا باز در مسیر درست آن بکار رود ،علاوه بر آثار و برکات مثبت اجتماعی آن ، حتی می تواند قلم زن را نیز به دولت برساند :

 قلم گفتا که من شاه جهانم قلم زن را به دولت می رسانم

 با توجه به همین جایگاه والای قلم و نوشته است که خداوند به عنوان تابویی به آن سوگند یاد کرده و می فرماید:

 " ن ، والقلم و ما یسطرون " .

از اینرو از یکسو با توجه به فشار ها و تنگناهای موجود و سانسور شدیدی که در رسانه های مکتوب و الکترونیکی حاکم شده است و از سوی دیگر با در نظر گرفتن جایگاه رفیع رسانه ها در روشنگری وافشاء حقایق و نقد عملکردها جهت پیشرفت و آبادانی کشورو بسط و توسعه آزادی های قانونی، دریغم آمد که همچون گذشته به جمع  آندسته از نویسندگان و روزنامه نگاران و قلم به دستانی نپیوندم که نه تنها به دولت نمی رسند ، بلکه همه خطرات را به جان و دل خریده و از حداقل زندگی نیز محروم می شوند تا جامعه خود را به آگاهی و دولت برسانند . بنابراین از این طریق درود می فرستم به آندسته از ارباب جرائد ، روزنامه نگاران ، خبرنگاران و وبلاگ نویسان آزاد اندیشی که عمل به رسالت مطبوعاتی خود را بر رسیدن به جیفه دنیوی ترجیح داده اند و به ویژه کسانی که بخاطر صیانت از قلم در بند شدند تا قلم خود را دربند نبیند و امیدوارم که از این پس مرا نیز در جمع صمیمانه خود بپذیرند.



اکبر اعلمی