تکمله ای بر سخنان خطیب نماز جمعه تبریز
امام
جمعه تبريز در خطبه های هفته گذشته اعلام کرد که " در بررسي صلاحيتهاي
داوطلبان مجلس ميزان حال فعلي افراد مورد نظر است وی افزود: گاهي برخي از داوطلبان
اين شبهه را مطرح ميسازند كه صلاحيت آنان در دورههاي قبلي تائيد شده بايد در اين
دوره نيز تائيد شوند، نميتواند حرف منطقي باشد.
وي
با بيان اينكه انسانها نوعا در حال تغيير و تحول هستند، اظهار داشت: نمونه آن را
ميتوان در صدر اسلام طلحه و زبيرها و يا افرادي كه همراه ملت مبارزه ميكردند ولي
بعد از انقلاب نظر اين افراد بنا به دلايلي تغيير كرد، چراكه ماهيت افراد ميتواند
در شرايط مختلف تغيير يابد.
شبستري
تصريح كرد: بررسي صلاحيت نامزدها بايد در هر انتخابات مجددا صورت گرفته و احراز
صلاحيت آنان در چارچوبهاي قانوني لازم شود تا هر كسي به طور ديمي به مجلس راه
نيابد. "*
استثنائا
از این جهت با امام جمعه تبریز کاملا موافقم و من هم معتقدم که انسان ها نوعا در
حال تغییر و تحول هستند و همچنانکه وی مدعی شده در صدر اسلام هم افرادی نظیر طلحه
و زبیر که از صحابه نزدیک پیامبر اکرم (ص) محسوب می شدند ، دچار تغییر و تحولات جدی شدند تا آنجا که بخاطر منافع
دنیوی و امتیاز طلبی به صف آرائی در برابر پیشوای عدالت امام علی (ع) پرداختند .
اما قهرا چنین تغییر و تحولی محدود به طلحه و زبیر نبود و دامنگیر شخصیت های دیگری
نیز شد که از این میان می توان به شیخ نهروان ابوموسی اشعری اشاره کرد.
همگان
واقفند که ابو موسی نیز یکی از صحابه های معروف پیامبر بود که علاوه بر انجام واجبات
، مستحباتش هم ترک نمی شد تا جائیکه در اثر سجده های فراوان پیشانی اش پینه بسته
بود . گرچه طلحه و زبیر بخاطر دنیا طلبی و امتیاز خواهی، آشکارا به مخالفت با امام
علی برخاسته و در مسیر حکومت علی (ع) سنگ اندازی و اخلال ایجاد میکردند ، اما صدمات
ایندو به هیچ وجه با خسارتی که ابوموسی در
جنگ صفین و در ماجرای حکمیت به اسلام و تشیع وارد ساخت قابل مقایسه نیست!
به
بیان دیگر با وجود اینکه طلحه و زبیر در زمان خلافت علی(ع) کارشکنی و نا فرمانی کرده
و حتی زمینه ساز جنگی علیه آن بزرگوار شدند ، اما این کارشکنی ها در حدی نبود که
باعث انحلال حکومت ایشان شود، در حالیکه ابوموسی در لباس دوست و بعنوان فردی مورد
وثوق ، بدلیل ساده لوحی خود و تاثیر پذیری از فریب و نیرنگ عمروعاص ، علی (ع) را به
نام مصلحت دین و براحتی در آوردن یک انگشتر از انگشتان دست خود ، از خلافت خلع و موجبات
نصب معاویه به خلافت توسط عمروعاص و منزوی و خانه نشین شدن اصحاب راستین پیامبر را
فراهم و سرنوشت اسلام را از مسیر درست آن منحرف ساخت!
در
واقع اگر امام حسین(ع) و 72 تن از یاران با وفایش در مسلخ کربلا به شهادت رسیدند و
اگر سر بریده حسین پسر علی بن ابی طالب علیهالسلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش خلافت می کرد بر سر
نیزه ها گردانده شد و اگر حرم امیرالموءمنین علیهالسلام به اسارت گرفته شد بدون
آنکه آب از آب تکان بخورد ،منشاء و نقطه عطفش ساده لوحی
ابوموسی اشعری و قربانی شدن عدالت به پای مصلحت و در نتیجه انزوا و خانه نشین شدن
یاران باوفای محمد(ص) و علی(ع) بود!
بنابراین دگرگون شدن احوال و ماهیت افراد تنها منحصر
به طلحه و زبیر ها و همینطور نمایندگان و داوطلبان مجلس نیست و چه بسا ممکن است که
دامنگیر بعضی از شیوخ و دیگر خواص و حتی برخی از ائمه حمعه و جماعات هم شود! لاجرم
با منطق خطیب نماز جمعه تبریز پیشنهاد می کنم که در هر مقطع زمانی علاوه بر
منتخبان ملت ،صلاحیت اشخاصی مانند ائمه جمعه و بازخورد عملکرد آنها هم در نزد
قاطبه مردم مورد بررسی قرار گیرد تا مبادا هر کسی بصورت دیمی امام جمعه نشود و
خدای ناکرده در اثر برخی از موضعگیری ها ، تصمیمات ، تنگ نظری ها و داوری های غلط
و یا احیانا قربانی کردن عدالت به پای مصلحت اندیشی ها و هواهای نفسانی ،سرنوشت
انقلاب و فرزندان راستینش دچار همان
سرنوشتی گردد که در صدر اسلام و حکومت امام علی رخ داد!
*منبع خبر: خبرگزاری دولتی فارس
16/11/86